ویژگیهای امام مهدی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 '
جز (جایگزینی متن - '\. \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به '. $1 ') |
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
[[پرونده:1368171.jpg|101px|right|بندانگشتی|[[سید محمد صدر]]]] | [[پرونده:1368171.jpg|101px|right|بندانگشتی|[[سید محمد صدر]]]] | ||
::::::[[آیت الله]] [[شهید]] '''[[سید محمد صدر]]''' در کتاب ''«[[تاریخ پس از ظهور (کتاب)|تاریخ پس از ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::[[آیت الله]] [[شهید]] '''[[سید محمد صدر]]''' در کتاب ''«[[تاریخ پس از ظهور (کتاب)|تاریخ پس از ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«ویژگیهای [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} در نگاه [[امامیه]]، ویژگیهایی موقت و غیر اصیل نیست بلکه ویژگیهایی است ثابت و حقیقی که به او امکان میدهد جامعهای [[عدالت]] محور را که [[خداوند]] وعده فرموده است، پایهریزی نماید. | |||
'''ویژگی اول:''' این ویژگی یعنی [[عصمت]] [[امام مهدی]] {{ع}}، ثمرات و نتایجی را به دنبال دارد، از جمله اینکه: | '''ویژگی اول:''' این ویژگی یعنی [[عصمت]] [[امام مهدی]] {{ع}}، ثمرات و نتایجی را به دنبال دارد، از جمله اینکه: | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۲: | ||
| پاسخدهنده = محمد محمدی اشتهاردی | | پاسخدهنده = محمد محمدی اشتهاردی | ||
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[محمد محمدی اشتهاردی]]'''، در کتاب ''«[[حضرت مهدی فروغ تابان ولایت (کتاب)|حضرت مهدی فروغ تابان ولایت]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[محمد محمدی اشتهاردی]]'''، در کتاب ''«[[حضرت مهدی فروغ تابان ولایت (کتاب)|حضرت مهدی فروغ تابان ولایت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "[[مهدی]]{{ع}} از فرزندان من دارای [[چهل]] سال است (هنگام [[خروج]] همچون مرد [[چهل]] ساله است) صورتش همچون [[ستاره درخشان]] است، در گونه راستش خال سیاهی است و دو عبای [[قطوانی]] بر دوش دارد، قیافهاش همانند مردان [[بنی اسرائیل]] (زمان [[حضرت موسی]]{{ع}}) است، گنجها را استخراج کند، کشورهای [[شرک]] را [[فتح]] کرده و تحت [[رهبری]] خود درمیآورد"<ref>{{عربی|" الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي ابْنُ أَرْبَعِينَ سَنَةً كَأَنَ وَجْهَهُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌ فِي خَدِّهِ الْأَيْمَنِ خَالٌ أَسْوَدُ عَلَيْهِ عَبَاءَتَانِ قَطَوَانِيَّتَانِ كَأَنَّهُ مِنْ رِجَالِ بَنِي إِسْرَائِيلَ يَسْتَخْرِجُ الْكُنُوزَ وَ يَفْتَحُ مَدَائِنَ الشِّرْك "}}اثبات الهداة، ج ۷، ص ۱۸۵؛ المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰۲؛ ۷۰۳.</ref>. | |||
از خصوصیات [[امام]] [[قائم]] {{ع}} اینکه آن حضرت از [[ناحیه]] پدر از نسل [[امام حسین]]{{ع}} و از [[ناحیه]] مادر از نسل [[امام حسن]]{{ع}} است، از اینرو که مادر [[امام باقر]]{{ع}} از فرزندان [[امام حسن]]{{ع}} است<ref>اثبات الهداة، ج ۷، ص ۱۸۴.</ref>. | از خصوصیات [[امام]] [[قائم]] {{ع}} اینکه آن حضرت از [[ناحیه]] پدر از نسل [[امام حسین]]{{ع}} و از [[ناحیه]] مادر از نسل [[امام حسن]]{{ع}} است، از اینرو که مادر [[امام باقر]]{{ع}} از فرزندان [[امام حسن]]{{ع}} است<ref>اثبات الهداة، ج ۷، ص ۱۸۴.</ref>. | ||
| خط ۶۸: | خط ۷۰: | ||
| پاسخدهنده = حسین ایرانی | | پاسخدهنده = حسین ایرانی | ||
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[حسین ایرانی]]'''، در کتاب ''«[[منجی موعود از منظر نهج البلاغه (کتاب)|منجی موعود از منظر نهج البلاغه]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[حسین ایرانی]]'''، در کتاب ''«[[منجی موعود از منظر نهج البلاغه (کتاب)|منجی موعود از منظر نهج البلاغه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[امام علی]] میفرماید: "به [[راستی]] که او سپر و [[زره]] [[حکمت]] را به بر کرده (یعنی با داشتن مراتب [[عالی]] [[علم]] و [[عصمت]]، از تیرهای [[تمایلات نفسانی]] و علایق مادی مصون میباشد) و [[حکمت]] را با تمام آدابش داراست که عبارتند از [[اقبال]] و توجّه به آن، و [[معرفت]] کامل به آن، و فارغ شدن برای آن؛ به گونهای که [[حکمت]] گمشده او بوده و همواره آن را میطلبد و [[آرزو]] و [[نیاز]] اوست که پیوسته (به خاطر شدت [[اشتیاق]] به [[حکمت]]) جویای آن است. پس آن [[رهبر موعود]]، [[غربت]] و [[غیبت]] [[اختیار]] کند هنگامی که [[اسلام]] [[غریب]]، و در غروب باشد و همانند شتر [[رنجدیده]] و در راه مانده، دم خود را به حرکت درآورد و سینهاش را به [[زمین]] چسباند<ref>در بین عربها این ضرب المثل بوده و کنایه از درماندگی و ناتوانی از قیام و حرکت است و علی{{ع}} با تشبیه اسلام به شتر آسیب دیده و خفته که حیات و حضور ظاهری دارد ولی بیتحرک و بیفایده مانده استنهایت ضعف و ناتوان شدنش را در آخرالزمان میرساند.</ref> او باقیمانده [[حجتهای خدا]] و آخرین [[خلیفه]] از [[جانشینان]] [[پیامبران خدا]] است"<ref>{{متن حدیث|وَ مِنها: قَدْ لَبِسَ لِلْحِكْمَةِ جُنَّتَهَا وَ أَخَذَهَا بِجَمِيعِ أَدَبِهَا مِنَ الْإِقْبَالِ عَلَيْهَا وَ الْمَعْرِفَةِ بِهَا وَ التَّفَرُّغِ لَهَا فَهِيَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضَالَّتُهُ الَّتِي يَطْلُبُهَا وَ حَاجَتُهُ الَّتِي يَسْأَلُ عَنْهَا فَهُوَ مُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الْإِسْلَامُ وَ ضَرَبَ بِعَسِيبِ ذَنَبِهِ وَ أَلْصَقَ الْأَرْضَ بِجِرَانِهِ بَقِيَّةٌ مِنْ بَقَايَا حُجَّتِهِ خَلِيفَةٌ مِنْ خَلَائِفِ أَنْبِيَائِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۱.</ref> | |||
::::::'''توضیح و [[تفسیر]]:''' [[امام علی]]{{ع}} در این [[خطبه]] بعد از [[حمد]] و ثنای خداوندی و [[بیان]] راههای [[شناخت]] او و توصیه به [[تقوا]] و [[عبرت]] و درسآموزی از [[تاریخ]]، به [[بیان]] برخی از اوصاف آخرین [[حجّت]] [[حق]] میپردازد و ضمن ذکر [[فضیلت]] و [[حکمت]] او، [[غیبت]] و غربتش را ([[غیبت صغری]] و کبری) و [[عدل]] [[اسلام]]<ref>قال النبی{{صل}}: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}. حدیث متواتر و مشهور در کتب شیعه و سنی.</ref> و [[قرآن]] بودنش را که با غروب و طلوع هریک، دیگری هم غروب و طلوع مییابد<ref>قال النبیّ{{صل}}، {{متن حدیث|الْإِسْلَامَ بَدَا غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً}}.</ref>، خاطرنشان میسازد. | ::::::'''توضیح و [[تفسیر]]:''' [[امام علی]]{{ع}} در این [[خطبه]] بعد از [[حمد]] و ثنای خداوندی و [[بیان]] راههای [[شناخت]] او و توصیه به [[تقوا]] و [[عبرت]] و درسآموزی از [[تاریخ]]، به [[بیان]] برخی از اوصاف آخرین [[حجّت]] [[حق]] میپردازد و ضمن ذکر [[فضیلت]] و [[حکمت]] او، [[غیبت]] و غربتش را ([[غیبت صغری]] و کبری) و [[عدل]] [[اسلام]]<ref>قال النبی{{صل}}: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}. حدیث متواتر و مشهور در کتب شیعه و سنی.</ref> و [[قرآن]] بودنش را که با غروب و طلوع هریک، دیگری هم غروب و طلوع مییابد<ref>قال النبیّ{{صل}}، {{متن حدیث|الْإِسْلَامَ بَدَا غَرِيباً وَ سَيَعُودُ غَرِيباً}}.</ref>، خاطرنشان میسازد. | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۹: | ||
| پاسخدهنده = عزالدین رضانژاد | | پاسخدهنده = عزالدین رضانژاد | ||
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[عزالدین رضانژاد]]'''، در مقاله ''«[[حیات امام مهدی (مقاله)|حیات امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[عزالدین رضانژاد]]'''، در مقاله ''«[[حیات امام مهدی (مقاله)|حیات امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[سیاست]] فشار و اختناق عباسیان، [[امامان]]{{عم}} را به فعالیتهای [[پنهان]] واداشت. آن بزرگان میکوشیدند کردارشان را دور از چشم [[دشمنان]] انجام دهند و گفتارشان را رمزآلود و پوشیده در لایههای گوناگون کنایات و اشارات با [[دوستان]] و [[مؤمنان]] در میان نهند؛ دوستانی که پس از آزمونهای دشوار و اثبات [[پایداری]] شان در برابر فشار حوادث، به محفل خصوصی [[معصومان]] راه یافته و مسیر ارتباط [[مردم]] و [[امام]] را هموار میساختند. بر این اساس، پس از [[امام رضا]]{{ع}} جریان [[امامت]] شکلی دیگر یافت. [[امام جواد]]، [[امام هادی]] و [[امام عسکری]]{{عم}} در برابر دستگاه [[حاکم]] و [[خلفای عباسی]]، موضعی یگانه برگزیدند. آن بزرگواران زیر نظر مستقیم و مراقبت شدید خلیفه وقت، در محاصره و زندان به سر میبردند، حرکتها، هدایتها و رهبریهایشان محدودیتهای فراوانی داشت و فرصت هر گونه فعالیت سیاسی از آنان سلب شده بود. محاصره و سخت گیری درباره این [[امامان]] با تزویج دختر [[خلیفه]] به [[امام جواد]]{{ع}} آغاز شد و با فراخوانی [[امام هادی]] و فرزندش [[امام عسکری]]{{عم}} به مرکز [[خلافت]] ([[سامرا]]) و اسکان آنان در محله "عسكر" ادامه یافت.<ref> ر.ک: بحارالانوار، ج ۵، ص ۲۰۰</ref> جاسوسان [[خلیفه]] به وی چنان گزارش دادند که [[امام هادی]]{{ع}}، محور و ملجا [[شیعیان]] و [[دوست]] داران [[اهل بیت]] شده است؛ اگر این مرز و بوم را میخواهی [[اقدام]] کن! [[متوکل]] عباسی، مأمورانی به [[مدینه]] گسیل داشت تا [[امام]] را به مرکز [[خلافت]] انتقال دهند. زندگی در [[سامرا]] با دشواریهای خاصی همراه بود؛ مأموران عباسی، بدون رعایت [[موازین]] انسانی و اسلامی هرگاه خود لازم میدیدند، به خانه [[امام]]{{ع}} میشتافتند، حضرت را نزد [[خلیفه]] میبردند و میآزردند.<ref> ر.ک: مسعودی، مروج الذهب، ج ۴، ص ۹۳</ref> حلقه محاصره روز به روز تنگتر میشد و ملاقات [[شیعیان]] با [[امام]] دشوارتر. [[بیم]] [[انقلاب]] فراگیر مردمی و پیش گیری از دست یابی [[امام]]{{ع}} ما به وجوه شرعی، سبب اصلی این سخت گیریها به شمار میآمد. این فشارها در زمان [[امامت]] [[امام عسکری]]{{ع}} تا به اوج رسید. [[دشمن]] با تمام توان در برابر آن حضرت موضع گرفت و ارتباط [[شیعیان]] با [[امام]] را به پایینترین احد، تنزل داد. [[آزار]]، [[شکنجه]] و زندان های مکرر آن حضرت، گویای این [[حقیقت]] است. [[دشمن]] احساس می کرد آنچه از آن نگران است، به زودی تحقق می یابد. زمان تولد دوازدهمین پیشوای [[شیعیان]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} با نشانههای معروفی چون نهمین فرزند [[امام حسین]]{{ع}} و چهارمین فرزند [[امام رضا]]{{ع}} بودن، نزدیک مینمود و به سبب [[روایات]] [[متواتر]] حتی [[حاکمان]] از آن [[آگاه]] بودند. [[ستمگران]] از زبان [[راویان]] و [[محدثان]] چنان شنیده بودند که فرزندی در خانه [[امام عسکری]]{{ع}} به [[گیتی]] پای می نهد و بنیاد [[ستم]] را فرو می پاشد؛ از این رو، بر فشارها افزودند. آنها [[اندیشه]] نابودی [[امام]] و پیش گیری از تولد [[حضرت مهدی]]{{ع}} را در سر میپروراندند. بر خلاف برنامهریزیها و پیشگیریهای دقیق و پی در پی آنان، مقدمات ولادت [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} آماده شد و توطئههای [[دشمنان]] ناکام ماند. [[امام عسکری]]{{ع}} پس از [[ازدواج]]، گاه و بیگاه تولد فرزندش را به [[یاران]] نوید میداد: {{عربی|"سَيَرْزُقُنِي اللَّهُ وَلَداً بِكَرَمِهِ وَ لُطْفِهِ "}}<ref>به زودی خداوند، با لطف و عنایتش، مرا فرزندی عطا فرماید؛ مسعودی، اثبات الوصية للامام علی بن أبی طالب، ص ۲۶۸.</ref> آن حضرت هم چنین [[آیه]] هشتم سوره صف: {{متن قرآن|يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref> آنان می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولی خدا نور خود را کامل می کند، هر چند کافران خوش نداشته باشند؛ سوره صف، آیه:۸></ref>. را مکرر تلاوت میفرمود و به [[یاران]] امید و [[بشارت]] ارزانی میداشت. البته چنان که گفته شد، [[دشمن]] نیز بیدار بود؛ ماماهای فراوانی وابسته به دستگاههای دولتی، در خانوادههای منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، به ویژه منزل [[امام]]{{ع}}، وارد می شدند، [[امام]] بارها به زندان افکنده شد و مأموران پیوسته مراقب بودند، چنانچه پسری در خانه [[امام]]{{ع}} با دیدند، نابودش کنند.<ref> ر.ک: سلیمان قندوزی، ینابیع المودة لذوی القربی، ص ۴۵۵</ref>. در این [[موقعیت]]، [[نرجس]] حامل [[نور]] [[امامت]] شد و جز [[امام عسکری]]{{ع}} علا و گروهی بسیار اندک از وابستگان و شیعیانش، هیچ کس از این امر [[آگاهی]] نیافت؛ بدین ترتیب، تقدیر الهی بر [[تدبیر]] شیطانی [[ستمگران]] چیره گشت و آن مولود مسعود دیده به [[جهان]] گشود. قدرتمندان تیره [[دل]] حتی پس از [[شهادت]] [[امام عسکری]]{{ع}} نیز از تولد فرزند برومندش [[آگاهی]] نیافتند. آنها زنان باردار حضرتش را زیر نظر قرار دادند تا چنانچه پسری به [[گیتی]] پای نهد، بیدرنگ نابودش سازند»<ref>[[عزالدین رضانژاد|رضانژاد، عزالدین]]، [[حیات امام مهدی (مقاله)|حیات امام مهدی]]، ص ۱۰۶ - ۱۰۸.</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۷: | ||
| پاسخدهنده = سید نذیر حسنی | | پاسخدهنده = سید نذیر حسنی | ||
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[سید نذیر حسنی]]'''، در کتاب ''«[[مصلح کل ۱ (کتاب)|مصلح کل]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[سید نذیر حسنی]]'''، در کتاب ''«[[مصلح کل ۱ (کتاب)|مصلح کل]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[امام مهدی]] {{ع}} نیز مانند پدرانش آراسته به مهمترین صفت و ویژگی اشخاص دگرگونکننده و اصلاحگر است و آن هم [[صفت علم]] و احاطه کامل به [[حقیقت]] و واقعیت همه امور است و از این صفت، صفت [[عصمت]] که از جمله امور و شرایط لازم برای [[آگاهی]] از [[حقیقت]] و واقعیت اشیاء است، سرچشمه گرفته است و به همین [[دلیل]] است که [[حضرت علی]] {{ع}} میفرماید: او بزرگترین پناهدهنده و [[داناترین]] شما است و از همه شما بیشتر صله ارحام میکند<ref>النعمانی، کتاب الغیبة، ص ۲۱۴.</ref>. | |||
[[امام حسین]] {{ع}} جد [[حضرت مهدی]] {{ع}} نیز هنگامی که [[مردم]] از ایشان در مورد [[مهدی]] {{ع}} سؤال کردند و گفتند: چگونه و با چه چیزی [[مهدی]] {{ع}} بازشناخته میشود؟ | [[امام حسین]] {{ع}} جد [[حضرت مهدی]] {{ع}} نیز هنگامی که [[مردم]] از ایشان در مورد [[مهدی]] {{ع}} سؤال کردند و گفتند: چگونه و با چه چیزی [[مهدی]] {{ع}} بازشناخته میشود؟ | ||
::::::در پاسخ فرمودند: | ::::::در پاسخ فرمودند: | ||
با شناختن [[حلال]] و [[حرام]] و با [[نیازمندی]] [[مردم]] به او در حالیکه ایشان به [[مردم]] نیازی ندارد<ref>همان منبع، ص ۲۴۲.</ref>. او که [[هدایتگر]] و [[مصلح]] است و [[دانش]] گذشتگان و آیندگان را دارد و [[وارث]] قانونی [[پیامبر]]ان و [[اوصیاء]] است، چه نیازی به [[مردم]] دارد؟ این دانشها، همانند دانشهای متداول میان ما نبوده است، بلکه آن دانشها، ارثی است که از جانب [[خداوند]] بلندمرتبه به او رسیده است. | |||
[[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: این امر متعلق به خردسالترین و فراموششدهترین ما است و [[خداوند]] دانشی به او عطا میفرماید و او را به حال خویش رها نمیکند<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۴۳.</ref>. | [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: این امر متعلق به خردسالترین و فراموششدهترین ما است و [[خداوند]] دانشی به او عطا میفرماید و او را به حال خویش رها نمیکند<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۴۳.</ref>. | ||
| خط ۱۵۲: | خط ۱۵۸: | ||
| پاسخدهنده = رسول رضوی | | پاسخدهنده = رسول رضوی | ||
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[رسول رضوی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی (کتاب)|امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] دکتر '''[[رسول رضوی]]'''، در کتاب ''«[[امام مهدی (کتاب)|امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[احادیث]] و روایاتی که از [[اهل بیت]]{{عم}} به دست ما رسیده، از حیث [[سند]] و دلالت، مختلف هستند. برخی از آنها، [[متواتر]] و برخی، [[مستفیض]] یا [[خبر واحد]] هستند و از جهتی، برخی، صحیح و برخی دیگر، [[حسن]] به شمار میآیند و برخی نیز به [[دلیل]] مجهول بودن [[راوی حدیث]] یا [[غیر موثق]] بودن [[راوی]]، ضعیف شمرده میشوند. [[احادیث]] مربوط به [[امام مهدی]] {{ع}} نیز از این قاعده مستثنا نیستند و از دیدگاه [[علم حدیث]]، هریک از [[جایگاه]] جداگانهای برخوردار هستند، ولی با این همه، برخی از مطالب، در بیشتر این [[احادیث]]، مشترک هستند و در اکثر [[احادیث]] به این مطالب اشاره شده، به همین [[دلیل]] میتوان ادعا کرد که این مطالب مشترک اگرچه [[متواتر]] لفظی نباشند، [[متواتر]] معنوی هستند. بنابراین، بدون کمترین شبههای، میتوان به این مطالب استناد کرد: | |||
:::::#'''[[امام مهدی]] {{ع}} هم نام [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} است:'''[[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} میفرمایند: "اسم او، مانند اسم من است و اسم پدرش، مانند اسم فرزندم است. او، از فرزندان دخترم است. [[خداوند]]، به دست آنان، [[حق]] را [[آشکار]] میکند و با شمشیرهای آنان، [[باطل]] را فرسوده میکند"<ref>{{عربی|" اسْمُهُ كَاسْمِي وَ اسْمُ أَبِيهِ كَاسْمِ ابْنِي وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ ابْنَتِي يُظْهِرُ اللَّهُ الْحَقَّ بِهِمْ وَ يُخْمِدُ الْبَاطِلَ بِأَسْيَافِهِمْ "}}؛ بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۶۷.</ref>. | :::::#'''[[امام مهدی]] {{ع}} هم نام [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} است:'''[[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} میفرمایند: "اسم او، مانند اسم من است و اسم پدرش، مانند اسم فرزندم است. او، از فرزندان دخترم است. [[خداوند]]، به دست آنان، [[حق]] را [[آشکار]] میکند و با شمشیرهای آنان، [[باطل]] را فرسوده میکند"<ref>{{عربی|" اسْمُهُ كَاسْمِي وَ اسْمُ أَبِيهِ كَاسْمِ ابْنِي وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ ابْنَتِي يُظْهِرُ اللَّهُ الْحَقَّ بِهِمْ وَ يُخْمِدُ الْبَاطِلَ بِأَسْيَافِهِمْ "}}؛ بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۶۷.</ref>. | ||
:::::#'''او از [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} و از فرزندان [[امام حسین]]{{ع}} است:''' [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} میفرمایند: "[[دنیا]] به پایان نمیرسد، مگر اینکه مردی از فرزندان [[امام حسین]]{{ع}} برای [[اصلاح]] امر [[امت]] من، [[قیام]] کند و [[جهان]] را پر از [[عدل]] کند، همانگونه که پر از [[ظلم]] و [[جور]] شده بود"<ref>{{عربی|" قَالَ النَّبِيُّ {{صل}} لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَقُومَ بِأَمْرِ أُمَّتِي رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ يَمْلَأُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً "}}؛ بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۶۶.</ref>؛ | :::::#'''او از [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} و از فرزندان [[امام حسین]]{{ع}} است:''' [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} میفرمایند: "[[دنیا]] به پایان نمیرسد، مگر اینکه مردی از فرزندان [[امام حسین]]{{ع}} برای [[اصلاح]] امر [[امت]] من، [[قیام]] کند و [[جهان]] را پر از [[عدل]] کند، همانگونه که پر از [[ظلم]] و [[جور]] شده بود"<ref>{{عربی|" قَالَ النَّبِيُّ {{صل}} لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَقُومَ بِأَمْرِ أُمَّتِي رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ يَمْلَأُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً "}}؛ بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۶۶.</ref>؛ | ||
| خط ۱۶۴: | خط ۱۷۱: | ||
| پاسخدهنده = فرجالله هدایتنیا | | پاسخدهنده = فرجالله هدایتنیا | ||
| پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[فرجالله هدایتنیا]]'''، در مقاله ''«[[امام مهدی در نگاه امام خمینی (مقاله)|امام مهدی در نگاه امام خمینی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[حجت الاسلام و المسلمین]] '''[[فرجالله هدایتنیا]]'''، در مقاله ''«[[امام مهدی در نگاه امام خمینی (مقاله)|امام مهدی در نگاه امام خمینی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
*«در مجموعه سخنان [[امام خمینی|حضرت امام]] به تعدادی از آنها اشاره شده است که با ذکر بخشی از آنها متبرک میشویم: | |||
:::::#'''[[خاتم الاوصیاء]]:''' یکی از ویژگیهای [[امام زمان]] آنست که حضرت ایشان آخرین [[امام]] [[معصوم]] و به عبارتی [[خاتم اوصیا]] است. در سخنان [[امام خمینی|امام راحل]] آمده است: "سالروز مبارک ولادت با [[سعادت]] و پربرکت حضرت [[خاتم الاوصیاء]] و مفخر الاولیاء [[حجت بن الحسن]] العسکری- ارواحنا لمقدمه الفداء- بر [[مظلومان]] دهر و [[مستضعفان]] [[جهان]] مبارک بود"<ref>[[سید روح الله خمینی|خمینی، سید روح الله]]، صحیفه نور (مجموعه سخنرانیها و پیامهای حضرت امام خمینی)، (۲۲ جلدی)، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ج ۱۵، ص ۳۲.</ref>. این ویژگیها اشاره به یک مطلب مهم دارد که در روایتهای متعددی ذکر شده است؛ از جمله این [[روایتها]]، [[حدیث]] زیر است: {{عربی|" قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ {{صل}}: اَلْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِي اِثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ اَلْقَائِمُ اَلَّذِي يَفْتَحُ اَللَّهُ تَعَالَى عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا "}}<ref>[[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} فرمودهاند: [[امامان]] بعد از من دوازدهاند اول ایشان توئی [[یا علی]] و آخر ایشان [[قائم]] است که [[فتح]] نماید [[حق سبحانه و تعالی]] بر دستهای او مشارق [[زمین]] و مغارب آن را؛ [[مجلسی]]، [[محمد باقر]]، [[بحار الانوار]]، المکتبة الاسلامیة، ج ۵۲، ص ۳۷۸، ح ۱۸۴.</ref>. بنابراین [[اوصیای پیامبر]]{{صل}} و [[جانشینان]] او [[دوازده]] نفرند که آخرین ایشان [[حضرت مهدی]] است، پس او "[[خاتم الاوصیاء]]" است. | :::::#'''[[خاتم الاوصیاء]]:''' یکی از ویژگیهای [[امام زمان]] آنست که حضرت ایشان آخرین [[امام]] [[معصوم]] و به عبارتی [[خاتم اوصیا]] است. در سخنان [[امام خمینی|امام راحل]] آمده است: "سالروز مبارک ولادت با [[سعادت]] و پربرکت حضرت [[خاتم الاوصیاء]] و مفخر الاولیاء [[حجت بن الحسن]] العسکری- ارواحنا لمقدمه الفداء- بر [[مظلومان]] دهر و [[مستضعفان]] [[جهان]] مبارک بود"<ref>[[سید روح الله خمینی|خمینی، سید روح الله]]، صحیفه نور (مجموعه سخنرانیها و پیامهای حضرت امام خمینی)، (۲۲ جلدی)، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ج ۱۵، ص ۳۲.</ref>. این ویژگیها اشاره به یک مطلب مهم دارد که در روایتهای متعددی ذکر شده است؛ از جمله این [[روایتها]]، [[حدیث]] زیر است: {{عربی|" قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ {{صل}}: اَلْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِي اِثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ اَلْقَائِمُ اَلَّذِي يَفْتَحُ اَللَّهُ تَعَالَى عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا "}}<ref>[[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} فرمودهاند: [[امامان]] بعد از من دوازدهاند اول ایشان توئی [[یا علی]] و آخر ایشان [[قائم]] است که [[فتح]] نماید [[حق سبحانه و تعالی]] بر دستهای او مشارق [[زمین]] و مغارب آن را؛ [[مجلسی]]، [[محمد باقر]]، [[بحار الانوار]]، المکتبة الاسلامیة، ج ۵۲، ص ۳۷۸، ح ۱۸۴.</ref>. بنابراین [[اوصیای پیامبر]]{{صل}} و [[جانشینان]] او [[دوازده]] نفرند که آخرین ایشان [[حضرت مهدی]] است، پس او "[[خاتم الاوصیاء]]" است. | ||
:::::#'''[[خلیفة الله]]:''' یکی دیگر از [[ویژگیهای امام عصر]]{{ع}} آنست که حضرتش، "[[خلیفة الله]]" است. این ویژگی نیز در بیان [[امام خمینی|حضرت امام]] آمده است. ایشان فرموده است: "من خیلی ناراحت گاهی میشوم از اینکه مثلا [[امام عصر]]{{ع}} را میگویند [[سلطان السلاطین]]؛ [[خلیفة الله]] است"<ref>[[سید روح الله خمینی|خمینی، سید روح الله]]، صحیفه نور، ج ۸، ص ۱۴۹.</ref>. همانطور که میدانیم غرض از [[خلقت]] [[بشر]] این بود که "[[جانشین خدا]]" یعنی همان [[خلیفة الله]] باشد، آنگونه که در [[قرآن]] آمده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>و هنگامی که [[پروردگار]] تو به [[فرشتگان]] گفت: در [[زمین]] [[جانشین]] قرار خواهم داد؛ سوره بقره، [[آیه]]:۳۰.</ref>؛ از طرف دیگر، در [[روایتها]] به [[حضرت مهدی]] [[لقب]] "[[خلیفة الله]]" اعطا شده است. از جمله در روایتی که [[پیامبر]] فرمود:{{عربی|" قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ{{صل}}: يَخْرُجُ اَلْمَهْدِيُّ وَ عَلَى رَأْسِهِ غَمَامَةٌ فِيهَا مُنَادٍ يُنَادِي هَذَا اَلْمَهْدِيُّ خَلِيفَةُ اَللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ"}}<ref>[[پیامبر]]{{صل}} فرمود که بیرون آید [[مهدی]] و بر سر او ابر سایه کرده باشد، پس به آن حالت منادی ندا کند که این [[مهدی]] خلیفة اللّٰه است پس [[پیروی]] کنید او را؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۸۱؛ و به همین مضمون: الطبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، مؤسسة البعثة، ۱۴۱۳ ق، ص ۴۵۲: {{عربی|"...فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِيفَتِي"}}.</ref>. | :::::#'''[[خلیفة الله]]:''' یکی دیگر از [[ویژگیهای امام عصر]]{{ع}} آنست که حضرتش، "[[خلیفة الله]]" است. این ویژگی نیز در بیان [[امام خمینی|حضرت امام]] آمده است. ایشان فرموده است: "من خیلی ناراحت گاهی میشوم از اینکه مثلا [[امام عصر]]{{ع}} را میگویند [[سلطان السلاطین]]؛ [[خلیفة الله]] است"<ref>[[سید روح الله خمینی|خمینی، سید روح الله]]، صحیفه نور، ج ۸، ص ۱۴۹.</ref>. همانطور که میدانیم غرض از [[خلقت]] [[بشر]] این بود که "[[جانشین خدا]]" یعنی همان [[خلیفة الله]] باشد، آنگونه که در [[قرآن]] آمده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>و هنگامی که [[پروردگار]] تو به [[فرشتگان]] گفت: در [[زمین]] [[جانشین]] قرار خواهم داد؛ سوره بقره، [[آیه]]:۳۰.</ref>؛ از طرف دیگر، در [[روایتها]] به [[حضرت مهدی]] [[لقب]] "[[خلیفة الله]]" اعطا شده است. از جمله در روایتی که [[پیامبر]] فرمود:{{عربی|" قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ{{صل}}: يَخْرُجُ اَلْمَهْدِيُّ وَ عَلَى رَأْسِهِ غَمَامَةٌ فِيهَا مُنَادٍ يُنَادِي هَذَا اَلْمَهْدِيُّ خَلِيفَةُ اَللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ"}}<ref>[[پیامبر]]{{صل}} فرمود که بیرون آید [[مهدی]] و بر سر او ابر سایه کرده باشد، پس به آن حالت منادی ندا کند که این [[مهدی]] خلیفة اللّٰه است پس [[پیروی]] کنید او را؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۸۱؛ و به همین مضمون: الطبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، مؤسسة البعثة، ۱۴۱۳ ق، ص ۴۵۲: {{عربی|"...فَإِنَّهُ خَلِيفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِيفَتِي"}}.</ref>. | ||
| خط ۱۸۰: | خط ۱۸۸: | ||
| پاسخدهنده = عبدالمجید زهادت | | پاسخدهنده = عبدالمجید زهادت | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[عبدالمجید زهادت]]'''، در کتاب ''«[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[عبدالمجید زهادت]]'''، در کتاب ''«[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[شخصیت امام مهدی]]{{ع}} و [[زندگی]] آن [[حضرت]] ویژگیهایی دارد که آن بزرگوار را از سایر [[امامان]] متمایز کرده است. این خصوصیات در [[روایات]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} به صورت برجسته بیان شده است که در اینجا به برخی از آنها میپردازیم: | |||
'''[[بشارت]] به آمدن او''': از [[ویژگیهای امام مهدی]]{{ع}} بشارتهای فراوانی است که پیرامون این بزرگوار وارد شده است. این [[بشارتها]] گاه در قالب [[بشارت]] آمدن [[موعود]] مطرح شده است و گاه با ذکر مصداق [[موعود]]، به [[بشارت ظهور امام مهدی]]{{ع}} پرداخته است. در نگاه دیگر، نوید آمدن [[موعود]] هم در متون سایر [[ادیان]] و [[شرایع]] آمده است (که در جای خود به آن خواهیم پرداخت)، و هم در [[قرآن کریم]] به آن اشاره شده است و هم در متون [[روایی]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] پرداخته شده است.<ref>ر.ک: منتخب الاثر، فصل دوّم.</ref> ما در این بخش به ذکر چند نمونه بسنده میکنیم: از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|أُبَشِّرُكُمْ بِالْمَهْدِيِّ يُبْعَثُ فِي أُمَّتِي عَلَى اِخْتِلاَفٍ مِنَ اَلنَّاسِ وَ زِلْزَالٍ، يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، يَرْضَى عَنْهُ سَاكِنُ اَلسَّمَاءِ وَ سَاكِنُ اَلْأَرْضِ}}.<ref>کتاب الغیبة للحجة، ص ۱۷۸؛ مسند احمد، ج ۳، مسند ابوسعید خدری، ص ۳۷. شما را به مهدی بشارت میدهم: او وقتی که مردم گرفتار اختلاف و پراکندگی شدهاند، برانگیخته میشود و زمین را از عدل و داد پر میکند، همانگونه که از ظلم و جور، پر شده است؛ ساکنان آسمان و زمین از او راضی میشوند.</ref> همچنین از ایشان [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|لاَ تَذْهَبُ اَلدُّنْيَا حَتَّى يَمْلِكَ اَلْعَرَبَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يُوَاطِئُ اِسْمُهُ اِسْمِي}}؛<ref>سنن ترمزی، باب ما جاء فی المهدی.</ref>[[دنیا]] نمیروی (به پایان نمیرسد) تا اینکه [[حکومت]] میکند بر [[عرب]] مردی از [[اهل]] بیتم، اسم او هم اسم من است. | |||
از [[امام حسین]]{{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ اَلْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي فَيَمْلَأَهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً كَذَلِكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُول}}.<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۱۸. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را به قدری طولانی فرماید تا آنکه مردی از فرزندان من خروج نماید و زمین را از عدل و داد آکنده سازد همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد، از رسول خدا{{صل}} چنین شنیدم.</ref> | از [[امام حسین]]{{ع}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ اَلْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي فَيَمْلَأَهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً كَذَلِكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُول}}.<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۱۸. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را به قدری طولانی فرماید تا آنکه مردی از فرزندان من خروج نماید و زمین را از عدل و داد آکنده سازد همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد، از رسول خدا{{صل}} چنین شنیدم.</ref> | ||
| خط ۲۳۶: | خط ۲۴۶: | ||
| پاسخدهنده = | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]»'' در این باره گفتهاند: | | پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]»'' در این باره گفتهاند: | ||
«شخصیت [[امام مهدی]]{{ع}} و زندگی آن حضرت ویژگیهایی دارد که آن بزرگوار را از سایر [[امامان]]{{عم}} متمایز کرده است. این خصوصیات در [[روایات]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} به صورت برجسته بیان شده است که در اینجا به برخی از آنها میپردازیم: | |||
::::#'''[[بشارت]] به آمدن او:''' از ویژگیهای [[امام مهدی]]{{ع}} بشارتهای فراوان [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} دربارۀ ولادت آن حضرت و [[ظهور]] او است. این [[روایات]]، هم در کتابهای [[شیعه]] و هم در آثار [[اهل سنت]] آمده است<ref>ر.ک: منتخب الاثر، فصل دوّم (ص ۲۳۲- ۱۹۱).</ref> که تنها به ذکر چند نمونه بسنده میکنیم: [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "شما را به [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} [[بشارت]] میدهم. او وقتی که [[مردم]] گرفتار [[اختلاف]] و پراکندگی شدهاند، برانگیخته میشود و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر میکند، همان گونه که از [[ظلم]] و [[جور]]، پر شده است"<ref>غیبت طوسی، ح ۱۳۶، ص ۱۷۸؛ مسند احمد، ج ۳؛ مسند ابو سعید خدری، ص ۳۷.</ref>. [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: "[[قائم]] این [[امت]] همانا نهمین نفر از فرزندان من است. او دارای [[غیبت]] است و کسی است که [[میراث]] او تقسیم میشود؛ در حالی که زنده است.<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، باب ۳۰، ح ۱، ص ۵۸۳.</ref> از [[امام رضا]]{{ع}} سؤال شد: "[[قائم]] شما [[اهل بیت]] کیست؟ فرمود: چهارمین نفر از اولاد من خواهد بود؛ فرزند [[بهترین]] کنیزان که [[خداوند]] به وسیله او [[زمین]] را از هرگونه [[ظلم و ستم]] [[پاک]] خواهد کرد. اوست کسی که [[مردم]] در ولادتش [[شک]] میکنند و او همان است که قبل از قیامش، [[غیبت]] خواهد نمود"<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۳۵، ح ۵، ص ۶۰.</ref> | ::::#'''[[بشارت]] به آمدن او:''' از ویژگیهای [[امام مهدی]]{{ع}} بشارتهای فراوان [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} دربارۀ ولادت آن حضرت و [[ظهور]] او است. این [[روایات]]، هم در کتابهای [[شیعه]] و هم در آثار [[اهل سنت]] آمده است<ref>ر.ک: منتخب الاثر، فصل دوّم (ص ۲۳۲- ۱۹۱).</ref> که تنها به ذکر چند نمونه بسنده میکنیم: [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "شما را به [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} [[بشارت]] میدهم. او وقتی که [[مردم]] گرفتار [[اختلاف]] و پراکندگی شدهاند، برانگیخته میشود و [[زمین]] را از [[عدل و داد]] پر میکند، همان گونه که از [[ظلم]] و [[جور]]، پر شده است"<ref>غیبت طوسی، ح ۱۳۶، ص ۱۷۸؛ مسند احمد، ج ۳؛ مسند ابو سعید خدری، ص ۳۷.</ref>. [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: "[[قائم]] این [[امت]] همانا نهمین نفر از فرزندان من است. او دارای [[غیبت]] است و کسی است که [[میراث]] او تقسیم میشود؛ در حالی که زنده است.<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، باب ۳۰، ح ۱، ص ۵۸۳.</ref> از [[امام رضا]]{{ع}} سؤال شد: "[[قائم]] شما [[اهل بیت]] کیست؟ فرمود: چهارمین نفر از اولاد من خواهد بود؛ فرزند [[بهترین]] کنیزان که [[خداوند]] به وسیله او [[زمین]] را از هرگونه [[ظلم و ستم]] [[پاک]] خواهد کرد. اوست کسی که [[مردم]] در ولادتش [[شک]] میکنند و او همان است که قبل از قیامش، [[غیبت]] خواهد نمود"<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۳۵، ح ۵، ص ۶۰.</ref> | ||
::::#'''ولادت پنهانی:''' در [[روایات]] فراوان، از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] شده است که مردی از [[خاندان]] او به نام "[[مهدی]]" [[قیام]] خواهد کرد و بنیان [[ستم]] را واژگون خواهد ساخت. [[فرمانروایان]] [[ستمگر]] عباسی با اطلّاع از این [[روایات]] در پی آن بودند که در همان ابتدای ولادت، [[امام مهدی]]{{ع}} را به قتل برسانند. بنابراین از زمان [[امام جواد]]{{ع}} زندگی [[امامان]]{{عم}} با محدودیتهای بیشتری همراه شد و در زمان [[امام عسکری]]{{ع}} به اوج خود رسید؛ به گونهای که کمترین رفت و آمد به خانه ان بزرگوار از نظر دستگاه [[حکومت]]، مخفی نبود. پیداست در چنین شرایطی باید تولّد آخرین [[حجّت]] [[حق]] و [[موعود]] الهی در پنهانی و به دور از چشم دیگران میبود. به همین [[دلیل]] حتی نزدیکان [[امام یازدهم]] از جریان ولادت [[امام مهدی]]{{ع}} بیاطلّاع بودند و تا چند ساعت پیش از تولّد نیز نشانههای بارداری در [[نرجس خاتون]]، مادر بزرگوار [[امام مهدی|امام دوازدهم]]، دیده نشد. [[حکیمه خاتون]]، دختر گرامی [[امام جواد]]{{ع}}، جریان ولادت را چنین حکایت کرده است: "[[امام عسکری]]{{ع}} به دنبال من فرستاد و فرمود: "ای عمّه! امشب افطار نزد ما باش؛ چرا که [[شب نیمه شعبان]] است و [[خداوند]] در این شب آخرین [[حجّت]] خود بر روزی [[زمین]] را [[آشکار]] خواهد کرد. پرسیدم: مادر او کیست؟ فرمود: [[نرجس]]. گفتم: فدای شما شوم! نشانه بارداری در او پیدا نیست. فرمود: سخن، همان است که گفتم. پس بر [[نرجس]] وارد شدم و [[سلام]] کردم و نشستم. او پیش آمد تا کفشهایم را بیرون آورد و به من گفت: بانوی من! حال شما چطور است؟ گفتم: بلکه تو بانوی من و بانوی [[خاندان]] منی. سخن مرا نپذیرفت و گفت: عمّه [[جان]]! چه میفرمایید؟ گفتم: دخترم! امشب [[خداوند متعال]] به تو پسری عطا میفرماید که سرور [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهد بود. پس خجالت کشید و حیا کرد. [[حکیمه]] گوید: پس از [[نماز]] عشا، افطار کردم و در بستر خود آرمیدم. هنگام نیمه شب برای انجامِ [[نماز]] شب برخاستم و آن را به جای آوردم؛ در حالی که [[نرجس]] به آرامی خوابیده بود بدون آنکه اتفاقی برایش روی دهد. پس از انجام تعقیبات [[نماز]] خوابیدم. سپس هراسان بیدار شدم و حال ان که او همچنان در [[خواب]] بود. لحظاتی بعد برخاست و [[نماز]] شب گزارد و خوابید. [[حکیمه]] ادامه میدهد: بیرون آمدم و در جستوجوی [[فجر]] سپیده به [[آسمان]] نگریستم. پس [[فجر]] اوّل<ref>مقصود، سفیدیای است که اندکی پیش از اذان صبح، در افق دیده میشود.</ref> را مشاهده کردم و [[نرجس]] همچنان در [[خواب]] بود. به [[شک]] افتادم، ناگاه [[امام عسکری]]{{ع}} از [[جایگاه]] خود ندا برآورد: ای عمّه! شتاب مکن. امر ولادت نزدیک است. نشستم و به قرائت سورههای [[سجده]] و یس مشغول شدم که [[نرجس]] با اضطراب بیدار شد. به سرعت نزد او رفتم و گفتم: اسم الله علیک!<ref>این جمله، کنایه از این است که بلا از تو دور باد.</ref> آیا چیزی احساس میکنی؟ گفت: آری ای عمّه! گفتم: بر خود مسلّط باش و دلت را استوار دار که این، همان است که با تو گفتم. در این هنگام ضعفی من و [[نرجس]] را فرا گرفت. پس به صدای سرورم نوزادِ تولّد یافته به خود آمدم و جامه را از روی او برداشتم و او را در حال [[سجده]] دیدم. در آغوشش گرفتم و او را کاملاً [[پاکیزه]] یافتم. در این هنگام [[امام عسکری]]{{ع}} مرا ندا داد: ای عمّه! پسر را نزد من بیاور. او را نزد وی بردم... . در آغوشش گرفت و فرمود: پسرم! سخن بگو. پس لب به سخن گشود و فرمود: {{عربی|" أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه"}}. سپس بر [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} و [[امامان]]{{عم}} [[درود]] فرستاد تا به نام پدرش رسید و از سخن گفتن باز ایستاد. [[امام عسکری]]{{ع}} فرمود: ای عمّه! او را به نزد مادرش ببر تا بر او [[سلام]] کند..."<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۲، ح ۱، ص ۱۴۳.</ref> | ::::#'''ولادت پنهانی:''' در [[روایات]] فراوان، از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] شده است که مردی از [[خاندان]] او به نام "[[مهدی]]" [[قیام]] خواهد کرد و بنیان [[ستم]] را واژگون خواهد ساخت. [[فرمانروایان]] [[ستمگر]] عباسی با اطلّاع از این [[روایات]] در پی آن بودند که در همان ابتدای ولادت، [[امام مهدی]]{{ع}} را به قتل برسانند. بنابراین از زمان [[امام جواد]]{{ع}} زندگی [[امامان]]{{عم}} با محدودیتهای بیشتری همراه شد و در زمان [[امام عسکری]]{{ع}} به اوج خود رسید؛ به گونهای که کمترین رفت و آمد به خانه ان بزرگوار از نظر دستگاه [[حکومت]]، مخفی نبود. پیداست در چنین شرایطی باید تولّد آخرین [[حجّت]] [[حق]] و [[موعود]] الهی در پنهانی و به دور از چشم دیگران میبود. به همین [[دلیل]] حتی نزدیکان [[امام یازدهم]] از جریان ولادت [[امام مهدی]]{{ع}} بیاطلّاع بودند و تا چند ساعت پیش از تولّد نیز نشانههای بارداری در [[نرجس خاتون]]، مادر بزرگوار [[امام مهدی|امام دوازدهم]]، دیده نشد. [[حکیمه خاتون]]، دختر گرامی [[امام جواد]]{{ع}}، جریان ولادت را چنین حکایت کرده است: "[[امام عسکری]]{{ع}} به دنبال من فرستاد و فرمود: "ای عمّه! امشب افطار نزد ما باش؛ چرا که [[شب نیمه شعبان]] است و [[خداوند]] در این شب آخرین [[حجّت]] خود بر روزی [[زمین]] را [[آشکار]] خواهد کرد. پرسیدم: مادر او کیست؟ فرمود: [[نرجس]]. گفتم: فدای شما شوم! نشانه بارداری در او پیدا نیست. فرمود: سخن، همان است که گفتم. پس بر [[نرجس]] وارد شدم و [[سلام]] کردم و نشستم. او پیش آمد تا کفشهایم را بیرون آورد و به من گفت: بانوی من! حال شما چطور است؟ گفتم: بلکه تو بانوی من و بانوی [[خاندان]] منی. سخن مرا نپذیرفت و گفت: عمّه [[جان]]! چه میفرمایید؟ گفتم: دخترم! امشب [[خداوند متعال]] به تو پسری عطا میفرماید که سرور [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهد بود. پس خجالت کشید و حیا کرد. [[حکیمه]] گوید: پس از [[نماز]] عشا، افطار کردم و در بستر خود آرمیدم. هنگام نیمه شب برای انجامِ [[نماز]] شب برخاستم و آن را به جای آوردم؛ در حالی که [[نرجس]] به آرامی خوابیده بود بدون آنکه اتفاقی برایش روی دهد. پس از انجام تعقیبات [[نماز]] خوابیدم. سپس هراسان بیدار شدم و حال ان که او همچنان در [[خواب]] بود. لحظاتی بعد برخاست و [[نماز]] شب گزارد و خوابید. [[حکیمه]] ادامه میدهد: بیرون آمدم و در جستوجوی [[فجر]] سپیده به [[آسمان]] نگریستم. پس [[فجر]] اوّل<ref>مقصود، سفیدیای است که اندکی پیش از اذان صبح، در افق دیده میشود.</ref> را مشاهده کردم و [[نرجس]] همچنان در [[خواب]] بود. به [[شک]] افتادم، ناگاه [[امام عسکری]]{{ع}} از [[جایگاه]] خود ندا برآورد: ای عمّه! شتاب مکن. امر ولادت نزدیک است. نشستم و به قرائت سورههای [[سجده]] و یس مشغول شدم که [[نرجس]] با اضطراب بیدار شد. به سرعت نزد او رفتم و گفتم: اسم الله علیک!<ref>این جمله، کنایه از این است که بلا از تو دور باد.</ref> آیا چیزی احساس میکنی؟ گفت: آری ای عمّه! گفتم: بر خود مسلّط باش و دلت را استوار دار که این، همان است که با تو گفتم. در این هنگام ضعفی من و [[نرجس]] را فرا گرفت. پس به صدای سرورم نوزادِ تولّد یافته به خود آمدم و جامه را از روی او برداشتم و او را در حال [[سجده]] دیدم. در آغوشش گرفتم و او را کاملاً [[پاکیزه]] یافتم. در این هنگام [[امام عسکری]]{{ع}} مرا ندا داد: ای عمّه! پسر را نزد من بیاور. او را نزد وی بردم... . در آغوشش گرفت و فرمود: پسرم! سخن بگو. پس لب به سخن گشود و فرمود: {{عربی|" أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه"}}. سپس بر [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} و [[امامان]]{{عم}} [[درود]] فرستاد تا به نام پدرش رسید و از سخن گفتن باز ایستاد. [[امام عسکری]]{{ع}} فرمود: ای عمّه! او را به نزد مادرش ببر تا بر او [[سلام]] کند..."<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۲، ح ۱، ص ۱۴۳.</ref> | ||
| خط ۲۵۱: | خط ۲۶۲: | ||
| پاسخدهنده = | | پاسخدهنده = | ||
| پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در اینباره گفتهاند: | | پاسخ = نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
«از [[امام حسین]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "[[مهدی]] را با [[آرامش]] و [[وقار]] و [[شناخت]] [[حلال]] و [[حرام]] و نیاز همگان به او و [[بینیازی]] او از دیگران خواهید [[شناخت]].<ref>{{عربی|" يُعْرَفُ الْإِمَامُ قَالَ بِالسَّكِينَةِ وَ الْوَقَارِ قُلْتُ بِأَيِّ شَيْءٍ قَالَ وَ تَعْرِفُهُ بِالْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ بِحَاجَةِ النَّاسِ إِلَيْهِ وَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى أَحَدٍ "}}بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۵۶.</ref>؛ از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "به [[خدا]] سوگند! [[لباس]] او جز پارچه ای زبر و خشن و غذای او، جز غذای ساده نیست"<ref>{{عربی|" فَوَ اللَّهِ مَا لِبَاسُهُ إِلَّا الْغَلِيظُ وَ لَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِبُ "}}؛ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۵۴.</ref>؛ از [[امام رضا]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "او عالمترین [[مردم]] و حکیمترین [[مردم]] و با تقواترین [[مردم]]، و سخیترین [[مردم]] و عابدترین [[مردم]] است"<ref>{{عربی|" يَكُونُ أَعْلَمَ النَّاسِ وَ أَحْكَمَ النَّاسِ وَ أَتْقَى النَّاسِ وَ أَحْلَمَ النَّاسِ وَ أَشْجَعَ النَّاسِ وَ أَسْخَى النَّاسِ وَ أَعْبَدَ النَّاسِ "}}؛ معانی الأخبار، ص۱۰۲.</ref>؛ [[صاحب]] کتاب بشاره المصطفی از [[لیث بن طاوس]] [[نقل]] میکند که: "[[مهدی]]، بخشندهای است که [[مال]] را به وفور میبخشد، بر [[کارگزاران]] و مسؤولین [[دولت]] خویش بسیار سختگیر و بر بینوایان بسیار رؤوف و مهربان است"<ref>{{عربی|" الْمَهْدِيُّ جَوَادٌ بِالْمَالِ رَحِيمٌ بِالْمَسَاكِينِ شَدِيدٌ عَلَى الْعُمَّالِ "}}؛ بشاره المصطفی، ص۲۰۷.</ref>»<ref>[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]، ج۱، ص ۵۲ - ۵۳.</ref>»<ref>[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]، ج۱، ص ۵۱ - ۵۲.</ref>. | |||
}} | }} | ||