پرش به محتوا

آیا حضرت فاطمه زهرا علم غیب داشت؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*))
خط ۶۴: خط ۶۴:
| پاسخ‌دهنده = علی نمازی شاهرودی
| پاسخ‌دهنده = علی نمازی شاهرودی
| پاسخ = آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی]] در کتاب ''«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = آیت‌الله [[علی نمازی شاهرودی]] در کتاب ''«[[علم غیب (کتاب)|علم غیب]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
:::::* «در این زمینه، روایات بسیاری در کتاب‌های معتبر مذکور است: از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که فرمود:{{عربی|«كَانَ‏ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى‏ أَبِيهَا وَيُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَيُخْبِرُهَا عَنْ‏ أَبِيهَا وَمَكَانِهِ وَيُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَكَانَ‏ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ‏ فَاطِمَةَ {{س}}»}}<ref>جبرئیل بر حضرت زهرا وارد می‌شد، و او را تسلیت می‌داد، و احوال پیغمبر را برای او نقل می‌کرد، و حوادثی را که بعد از او بر فرزندانش واقع می‌شود به او خبر می‌داد؛ و [[امیرالمؤمنین]] همه آن را می‌نوشت. این است [[مصحف فاطمه زهرا]]؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود:{{عربی|«اَمَّا مُصْحَفُ فاطِمَةَ{{س}} فَفیهِ ما یَکُونَ مِنْ حادِثٍ وَاَسْماءِ مَنْ یَمْلِكُ اِلی اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»}}<ref>و اما [[مصحف فاطمه]]{{س}} حوادث آینده روزگار و اسامی پادشاهان روی زمین تا قیامت در آن است؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸، ح۱</ref>. واضح است که بین این روایات تنافی نیست. این روایات با روایاتی که گفتیم علم همه چیز از قضایای گذشته و حال و آینده در قرآن است تنافی ندارد؛ برای این که مانعی ندارد جمله‌ای از علوم قرآن غیر احکام، با این تشریفات که ملک نازل شود و تلقین کند و به خط امیرالمؤمنین نوشته شود در کتاب دیگر به نام مصحف فاطمه ذکر شود و به همان نام یعنی مصحف (کتاب) فاطمه مشهور گردد»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=110&chkhashk=5617D12465&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۰.]</ref>.  
* «در این زمینه، روایات بسیاری در کتاب‌های معتبر مذکور است: از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که فرمود:{{عربی|«كَانَ‏ جَبْرَئِيلُ {{ع}} يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى‏ أَبِيهَا وَيُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَيُخْبِرُهَا عَنْ‏ أَبِيهَا وَمَكَانِهِ وَيُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَكَانَ‏ عَلِيٌّ {{ع}} يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ‏ فَاطِمَةَ {{س}}»}}<ref>جبرئیل بر حضرت زهرا وارد می‌شد، و او را تسلیت می‌داد، و احوال پیغمبر را برای او نقل می‌کرد، و حوادثی را که بعد از او بر فرزندانش واقع می‌شود به او خبر می‌داد؛ و [[امیرالمؤمنین]] همه آن را می‌نوشت. این است [[مصحف فاطمه زهرا]]؛ الکافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} فرمود:{{عربی|«اَمَّا مُصْحَفُ فاطِمَةَ{{س}} فَفیهِ ما یَکُونَ مِنْ حادِثٍ وَاَسْماءِ مَنْ یَمْلِكُ اِلی اَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ»}}<ref>و اما [[مصحف فاطمه]]{{س}} حوادث آینده روزگار و اسامی پادشاهان روی زمین تا قیامت در آن است؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸، ح۱</ref>. واضح است که بین این روایات تنافی نیست. این روایات با روایاتی که گفتیم علم همه چیز از قضایای گذشته و حال و آینده در قرآن است تنافی ندارد؛ برای این که مانعی ندارد جمله‌ای از علوم قرآن غیر احکام، با این تشریفات که ملک نازل شود و تلقین کند و به خط امیرالمؤمنین نوشته شود در کتاب دیگر به نام مصحف فاطمه ذکر شود و به همان نام یعنی مصحف (کتاب) فاطمه مشهور گردد»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=110&chkhashk=5617D12465&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۰.]</ref>.  
:::::* موضوع [[علم جفر]] [[امام صادق]]{{ع}} معروف و مشهور است؛ به طوری که دِمیرَی در کتاب حیاه الحیوان در لغت جفر<ref>[http://lib.eshia.ir/41048/1/283/%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%81%D8%B1 حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۲۸۳.]</ref> نوشته است و گفته:{{عربی|«وَهُوَ الْكِتَابُ الْمُشْتَمِلُ عَلَى عِلْم الْمَنَايَا وَالْبَلاَيَا وَالرَّزَايَا وَعِلْم مَا كَانَ وَمَا يَكُونُ إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ»}}<ref>علم هرچه مردم به آن محتاجند در جفر است. و تا روز قیامت آن چه می‌شود در آن است؛ مستدرک سفینه البحار، ج۲، ص۶۹.</ref>. و در کتاب اربعین [[شیخ بهایی]] فرموده که: [[میر سید شریف]] در شرح مواقف، در مبحث تعلق علم واحد به دو معلوم، گفته است: جفر و جامعه دو کتابند منسوب به علی  که جمیع حوادث روزگار تا انقراض عالم به طریق علم حروق در آنها ثبت است. و امامان معروف از اولاد آن حضرت همه آن را می‌دانستند و از روی آنها حکم می‌فرمودند، و از وقایع آینده خبر می‌دادند»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=112&chkhashk=21EBF452F4&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۲.]</ref>.
* موضوع [[علم جفر]] [[امام صادق]]{{ع}} معروف و مشهور است؛ به طوری که دِمیرَی در کتاب حیاه الحیوان در لغت جفر<ref>[http://lib.eshia.ir/41048/1/283/%D8%A7%D9%84%D8%AC%D9%81%D8%B1 حیاه الحیوان الکبری، ج۱، ص۲۸۳.]</ref> نوشته است و گفته:{{عربی|«وَهُوَ الْكِتَابُ الْمُشْتَمِلُ عَلَى عِلْم الْمَنَايَا وَالْبَلاَيَا وَالرَّزَايَا وَعِلْم مَا كَانَ وَمَا يَكُونُ إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ»}}<ref>علم هرچه مردم به آن محتاجند در جفر است. و تا روز قیامت آن چه می‌شود در آن است؛ مستدرک سفینه البحار، ج۲، ص۶۹.</ref>. و در کتاب اربعین [[شیخ بهایی]] فرموده که: [[میر سید شریف]] در شرح مواقف، در مبحث تعلق علم واحد به دو معلوم، گفته است: جفر و جامعه دو کتابند منسوب به علی  که جمیع حوادث روزگار تا انقراض عالم به طریق علم حروق در آنها ثبت است. و امامان معروف از اولاد آن حضرت همه آن را می‌دانستند و از روی آنها حکم می‌فرمودند، و از وقایع آینده خبر می‌دادند»<ref>[http://www.ghbook.ir/index.php?name=%D8%B9%D9%84%D9%85%20%D8%BA%DB%8C%D8%A8&option=com_mtree&task=readonline&link_id=16234&page=112&chkhashk=21EBF452F4&Itemid=&lang=fa علم غیب، ص۱۱۲.]</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۷۲: خط ۷۲:
| پاسخ‌دهنده = عبدالحسین خسروپناه
| پاسخ‌دهنده = عبدالحسین خسروپناه
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[عبدالحسین خسروپناه]]''' در کتاب ''«[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]»'' در این باره گفته است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[عبدالحسین خسروپناه]]''' در کتاب ''«[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]»'' در این باره گفته است:
:::::*«'''کتاب یا [[جامعه]] و یا [[صحیفه علی]]'''{{ع}}: یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. روایات متعددی از شیعه و سنی نقل شده که کتابی [[امام علی]]{{ع}} با املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت. [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}}: ای ابومحمد! جامعه نزد ما است و آنها چه می‌دانند جامعه چیست؟ عرض کردم قربانت گردم! جامعه چیست؟ فرمود: "صحیفه‌ای است با طول هفتاد ذرع به ذرع [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و املای آن حضرت از دهان مبارکش و دست خط [[علی]]{{ع}}. هر حلال و حرام و هر چیزی که مردم به آن نیاز داشته باشند؛ حتی دیه خراش‌های کوچک، در آن است. امام با دستش به من زد و فرمود: ای ابومحمد! به من اجازه می‌دهی؟ عرض کردم: قربانت گردم من در اختیار شما هستم. هرچه می‌خواهید بکن. حضرت همچون کسی که خشمگین است، دست مرا نیشگون گرفت و فرمود: حتی دیه این، عرض کردم: به خدا این علم است. فرمود: این علم است؛ ولی نه همه علم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱،ح۱، ص۲۳۹.</ref> [[امام باقر]] فرمود: "در کتاب [[علی]]{{ع}} نوشته شده است که سه صفت است که دارنده آن نمی‌میرد تا عاقبت آن را ببیند: ستم و قطع رحم و قسم دروغ که مبارزه با خداوند است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ص۱۳۹؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۳۴۶.</ref>
*«'''کتاب یا [[جامعه]] و یا [[صحیفه علی]]'''{{ع}}: یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. روایات متعددی از شیعه و سنی نقل شده که کتابی [[امام علی]]{{ع}} با املای [[پیامبر]]{{صل}} نگاشت. [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}}: ای ابومحمد! جامعه نزد ما است و آنها چه می‌دانند جامعه چیست؟ عرض کردم قربانت گردم! جامعه چیست؟ فرمود: "صحیفه‌ای است با طول هفتاد ذرع به ذرع [[پیامبر|رسول خدا]]{{صل}} و املای آن حضرت از دهان مبارکش و دست خط [[علی]]{{ع}}. هر حلال و حرام و هر چیزی که مردم به آن نیاز داشته باشند؛ حتی دیه خراش‌های کوچک، در آن است. امام با دستش به من زد و فرمود: ای ابومحمد! به من اجازه می‌دهی؟ عرض کردم: قربانت گردم من در اختیار شما هستم. هرچه می‌خواهید بکن. حضرت همچون کسی که خشمگین است، دست مرا نیشگون گرفت و فرمود: حتی دیه این، عرض کردم: به خدا این علم است. فرمود: این علم است؛ ولی نه همه علم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱،ح۱، ص۲۳۹.</ref> [[امام باقر]] فرمود: "در کتاب [[علی]]{{ع}} نوشته شده است که سه صفت است که دارنده آن نمی‌میرد تا عاقبت آن را ببیند: ستم و قطع رحم و قسم دروغ که مبارزه با خداوند است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ص۱۳۹؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۳۴۶.</ref>
:::::*'''جفر''': یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. [[جفر]] به معنای مخزنی از چرم است که حاوی علم [[انبیا]] و اوصیا و گذشتگان از [[بنی اسرائیل]] است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> روایات فراوانی از وجود جفر و قرار گرفتن آن در اختیار ائمه خبر داده‌اند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "به درستی که جفر پیش ما است و آنها چه می‌دانند که [[جفر]] چیست؟ ظرفی است از پوست که در آن علم [[پیامبران]] و جانشینان آنها و علمای از [[بنی اسرائیل]] است."؛<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۰، ح۳؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} از جمله شرایط امامت و رهبری را همراه داشتن جفر بزرگ و کوچک "زرد" دانسته است.<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۲۱؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص ۴۴۸؛ [[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷، ح۱؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحار الانوار، ج۲۵، ص ۱۱۷. «در کتاب بحارالانوار به جای "الاصغر" "الاصفر" درج شده است».</ref> [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "و جفر نزد ما است و آن پوست دباغی شده است به تحقیق در آن نوشته شد حتی پاچه‌هایش هم پر شد. آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا قیامت، در آن وجود دارد. [[ائمه اطهار]]{{عم}} در موارد متعددی به جفر تمسک و استشهاد کرده‌اند."<ref>«یعنی: [[جامعه]] و [[جفر]] بر خلاف آن شهادت می‌دهند... لکن من امتثال امر [[امیرالمؤمنین]] کردم و اختیار رضای او نمودم»؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۸، ح۳؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶، ص۴۸، ح۹۰.</ref> وقتی [[مأمون]] در نامه‌ای، ولایت عهدی را به [[امام رضا]]{{ع}} محول کرد؛ آن حضرت در پشت آن نامه نوشتند: {{عربی|«والجامعة و الجفر، یدلان علی ضد ذالک ... لکنی إمثلت أمر أمیرالمؤمنین و آثرت رضاه»}}؛<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۲-۱۷۹؛؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۴۲۷.</ref>  " [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "زیدیه مدعی هستند که جفر نزد آنها است، دروغ می‌گویند؛ اگر راست می‌گویند، قضاوت‌های [[علی]]{{ع}} و احکام و میراثی را که فرموده است و در [[جفر]] موجود است، بیرون بیاورند و راجع به میراث خاله‌ها و عمه‌ها از آنها بپرسید، اگر توانستند جواب گویند!"<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۴، ح۱۶؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۴.</ref>
*'''جفر''': یکی دیگر از منابع علم [[ائمه|ائمه اطهار]]{{عم}} است. [[جفر]] به معنای مخزنی از چرم است که حاوی علم [[انبیا]] و اوصیا و گذشتگان از [[بنی اسرائیل]] است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> روایات فراوانی از وجود جفر و قرار گرفتن آن در اختیار ائمه خبر داده‌اند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "به درستی که جفر پیش ما است و آنها چه می‌دانند که [[جفر]] چیست؟ ظرفی است از پوست که در آن علم [[پیامبران]] و جانشینان آنها و علمای از [[بنی اسرائیل]] است."؛<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۰، ح۳؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۳۹، ح۱.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} از جمله شرایط امامت و رهبری را همراه داشتن جفر بزرگ و کوچک "زرد" دانسته است.<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۲۱؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص ۴۴۸؛ [[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷، ح۱؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحار الانوار، ج۲۵، ص ۱۱۷. «در کتاب بحارالانوار به جای "الاصغر" "الاصفر" درج شده است».</ref> [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "و جفر نزد ما است و آن پوست دباغی شده است به تحقیق در آن نوشته شد حتی پاچه‌هایش هم پر شد. آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا قیامت، در آن وجود دارد. [[ائمه اطهار]]{{عم}} در موارد متعددی به جفر تمسک و استشهاد کرده‌اند."<ref>«یعنی: [[جامعه]] و [[جفر]] بر خلاف آن شهادت می‌دهند... لکن من امتثال امر [[امیرالمؤمنین]] کردم و اختیار رضای او نمودم»؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۸، ح۳؛ [[محمد باقر مجلسی]]، بحارالانوار، ج۲۶، ص۴۸، ح۹۰.</ref> وقتی [[مأمون]] در نامه‌ای، ولایت عهدی را به [[امام رضا]]{{ع}} محول کرد؛ آن حضرت در پشت آن نامه نوشتند: {{عربی|«والجامعة و الجفر، یدلان علی ضد ذالک ... لکنی إمثلت أمر أمیرالمؤمنین و آثرت رضاه»}}؛<ref>[[محمد بن عیسی ابن الفتح الاربلی]]، کشف الغمة، ج۳، ص۱۷۲-۱۷۹؛؛ [[مرتضی عسکری]]، معالم المدرستین، ج۲، ص۴۲۷.</ref>  " [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "زیدیه مدعی هستند که جفر نزد آنها است، دروغ می‌گویند؛ اگر راست می‌گویند، قضاوت‌های [[علی]]{{ع}} و احکام و میراثی را که فرموده است و در [[جفر]] موجود است، بیرون بیاورند و راجع به میراث خاله‌ها و عمه‌ها از آنها بپرسید، اگر توانستند جواب گویند!"<ref>[[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، ص۲۱۴، ح۱۶؛ [[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۴.</ref>
:::::*'''[[مصحف فاطمه]]'''، یکی دیگر از منابع معرفتی [[اهل بیت]]{{ع}} است که دربردارنده اخبار غیبی و وقایع نسبت به زمان آینده است و توسط [[جبرئیل امین]]، بعد از رحلت [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} عرضه و توسط امیرالمؤمنین{{ع}} نگاشته شده است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵؛ همان، ص ۴۵۸، ح۲.</ref> [[امام خمینی]] در این باره می‌فرماید: "صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ما است."<ref>[[امام خمینی]]، وصیت‌نامه سیاسی الهی، ص۳.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "و خبر می‌دهد به او از آنچه برای فرزندان او اتفاق خواهد افتاد."<ref>همان.</ref> [[حماد بن عثمان]] گوید: شنیدم [[امام صادق]] می‌فرمود: "زنادقه در سال صد و بیست و هشت ظهور کنند، من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دریافتم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۰، ح۲؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، باب ۱۴، ص۲۱۵، ح۱۸.</ref> [[فضیل بن سکره]] گوید: "خدمت [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم او فرمود: ای فضیل می‌دانی اندکی پیش من در چه مطالعه می‌کردم؟ گفتم: نه، فرمود: در [[مصحف فاطمه]]{{س}} کسی نیست روی زمین به پادشاهی برسد جز این که نام او و پدرش در آن نوشته شده است."<ref>همان، کافی، ج۱، ص۲۴۲، ح۸.</ref> [[سلیمان بن خالد]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "[[مصحف فاطمه]]{{س}} را بیرون آورند [اگر راست می‌گویند]؛ زیرا وصیت فاطمه در ان است."<ref>همان، ص۲۴۱، ح۴.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} درباره وضعیت مصحف بعد از شهادت [[حضرت زهرا]]{{س}} فرمود: "آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} داد وقتی که آن حضرت شهید شد؛ رسید به دست حسن{{ع}}، سپس رسید به دست حسین{{ع}} سپس در نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب این امر [حضرت مهدی{{ع}}]."<ref>[[محمد بن جریر بن رستم طبری]]، [[دلائل الإمامة (کتاب)|دلائل الإمامة]]، ص۲۸؛ [[عزیزالله عطاردی]]، [[مسند حضرت زهرا (کتاب)|مسند حضرت زهرا]]، ص۲۹۲.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید: "برای امام نشانه‌هایی است و نزد او مصحف حضرت فاطمه{{س}} است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷.</ref> صاحب الذریعة می‌گوید: "مصحف فاطمه{{س}} از ودایع امامت است که نزد مولی و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است، همان‌طور که عده‌ای از احادیث از ائمه روایت شده است."<ref>[[آقابزرگ تهرانی]]، الذریعة، ج۲۱، ص ۱۲۶.</ref>»<ref>[[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]] ص۳۹۲-۳۹۶.</ref>.
*'''[[مصحف فاطمه]]'''، یکی دیگر از منابع معرفتی [[اهل بیت]]{{ع}} است که دربردارنده اخبار غیبی و وقایع نسبت به زمان آینده است و توسط [[جبرئیل امین]]، بعد از رحلت [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} عرضه و توسط امیرالمؤمنین{{ع}} نگاشته شده است.<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۱، ح۵؛ همان، ص ۴۵۸، ح۲.</ref> [[امام خمینی]] در این باره می‌فرماید: "صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ما است."<ref>[[امام خمینی]]، وصیت‌نامه سیاسی الهی، ص۳.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "و خبر می‌دهد به او از آنچه برای فرزندان او اتفاق خواهد افتاد."<ref>همان.</ref> [[حماد بن عثمان]] گوید: شنیدم [[امام صادق]] می‌فرمود: "زنادقه در سال صد و بیست و هشت ظهور کنند، من این را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دریافتم."<ref>[[محمد بن یعقوب کلینی]]، کافی، ج۱، ص۲۴۰، ح۲؛ [[محمد بن حسن صفار]]، بصائر الدرجات، جزء۳، باب ۱۴، ص۲۱۵، ح۱۸.</ref> [[فضیل بن سکره]] گوید: "خدمت [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم او فرمود: ای فضیل می‌دانی اندکی پیش من در چه مطالعه می‌کردم؟ گفتم: نه، فرمود: در [[مصحف فاطمه]]{{س}} کسی نیست روی زمین به پادشاهی برسد جز این که نام او و پدرش در آن نوشته شده است."<ref>همان، کافی، ج۱، ص۲۴۲، ح۸.</ref> [[سلیمان بن خالد]] گوید: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "[[مصحف فاطمه]]{{س}} را بیرون آورند [اگر راست می‌گویند]؛ زیرا وصیت فاطمه در ان است."<ref>همان، ص۲۴۱، ح۴.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} درباره وضعیت مصحف بعد از شهادت [[حضرت زهرا]]{{س}} فرمود: "آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} داد وقتی که آن حضرت شهید شد؛ رسید به دست حسن{{ع}}، سپس رسید به دست حسین{{ع}} سپس در نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب این امر [حضرت مهدی{{ع}}]."<ref>[[محمد بن جریر بن رستم طبری]]، [[دلائل الإمامة (کتاب)|دلائل الإمامة]]، ص۲۸؛ [[عزیزالله عطاردی]]، [[مسند حضرت زهرا (کتاب)|مسند حضرت زهرا]]، ص۲۹۲.</ref> [[امام رضا]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید: "برای امام نشانه‌هایی است و نزد او مصحف حضرت فاطمه{{س}} است."<ref>[[محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه]]، خصال، ابواب الثلاثین، ص۵۲۷.</ref> صاحب الذریعة می‌گوید: "مصحف فاطمه{{س}} از ودایع امامت است که نزد مولی و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است، همان‌طور که عده‌ای از احادیث از ائمه روایت شده است."<ref>[[آقابزرگ تهرانی]]، الذریعة، ج۲۱، ص ۱۲۶.</ref>»<ref>[[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی ج۲]] ص۳۹۲-۳۹۶.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۸۹: خط ۸۹:
| پاسخ‌دهنده = سید محمد جعفر سبحانی
| پاسخ‌دهنده = سید محمد جعفر سبحانی
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[سید محمد جعفر سبحانی]] در کتاب ''«[[منابع علم امامان شیعه (کتاب)|منابع علم امامان شیعه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
:::::*«یکى از منابع عام علوم [[ائمه]]{{عم}} "محدث" بودن آنهاست؛ یعنى [[ائمه|امامان شیعه]]، بخشى از علم خود را از راه "تحدیث" که توسط فرشتگان الهى صورت مى‌گیرد، به دست مى‌آورند. البته این صفت منحصر به آنها و مخصوص به منصب [[امامت]] نیست. بلکه دختر پیامبر اسلام، [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} نیز داراى این صفت بوده است. مضمون بعضى از آیات و روایات مى‌رساند که فرشتگان با غیر پیامبران نیز ارتباط داشته و مسائل غیبى را براى آنها بازگو کرده‌اند که در اینجا به چند نمونه اشاره مى‌کنیم:
*«یکى از منابع عام علوم [[ائمه]]{{عم}} "محدث" بودن آنهاست؛ یعنى [[ائمه|امامان شیعه]]، بخشى از علم خود را از راه "تحدیث" که توسط فرشتگان الهى صورت مى‌گیرد، به دست مى‌آورند. البته این صفت منحصر به آنها و مخصوص به منصب [[امامت]] نیست. بلکه دختر پیامبر اسلام، [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} نیز داراى این صفت بوده است. مضمون بعضى از آیات و روایات مى‌رساند که فرشتگان با غیر پیامبران نیز ارتباط داشته و مسائل غیبى را براى آنها بازگو کرده‌اند که در اینجا به چند نمونه اشاره مى‌کنیم:
:::::#'''سخن گفتن فرشتگان با [[حضرت مریم]]'''{{س}}: خداوند در چند آیه از قرآن به این مسئله اشاره دارد که فرشتگان با [[حضرت مریم]]{{س}} سخن گفته‌اند؛ براى مثال خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ}}<ref>و به یادآورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برترى بخشیده است؛ سوره آل عمران، آیه ۴٢.</ref> یا در آیه‌اى دیگر خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref>«اى مریم! [به شکرانه این نعمت] براى پروردگار خضوع کن و سجده به‌جا آور و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن»؛ سوره آل عمران، آیه ۴٣</ref> همچنین خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|[[آیا آیه آیه ۴۵ و ۴۶ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ]]}}<ref>«به یاد آورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به کلمه‌اى از سوى خود بشارت مى‌دهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است و از مقربان الهى خواهد بود»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۵.</ref>  
:::::#'''سخن گفتن فرشتگان با [[حضرت مریم]]'''{{س}}: خداوند در چند آیه از قرآن به این مسئله اشاره دارد که فرشتگان با [[حضرت مریم]]{{س}} سخن گفته‌اند؛ براى مثال خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ}}<ref>و به یادآورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برترى بخشیده است؛ سوره آل عمران، آیه ۴٢.</ref> یا در آیه‌اى دیگر خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ}}<ref>«اى مریم! [به شکرانه این نعمت] براى پروردگار خضوع کن و سجده به‌جا آور و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن»؛ سوره آل عمران، آیه ۴٣</ref> همچنین خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|[[آیا آیه آیه ۴۵ و ۴۶ سوره آل عمران علم غیب غیر خدا را اثبات می‌کند؟ (پرسش)|إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ]]}}<ref>«به یاد آورید هنگامى را که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به کلمه‌اى از سوى خود بشارت مى‌دهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است و از مقربان الهى خواهد بود»؛ سوره آل عمران، آیه ۴۵.</ref>  
:::::#'''سخن گفتن [[فرشته]] با[[ ساره]] ([[همسر حضرت ابراهیم]]'''{{ع}}): خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَ امْرَأَتُهُ قٰائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنٰاهٰا بِإِسْحٰاقَ وَ مِنْ وَرٰاءِ إِسْحٰاقَ یَعْقُوبَ}}<ref>«همسرش ایستاده بود، از خوشحالى خندید. پس او را به اسحاق و بعد از اسحاق به یعقوب بشارت دادیم.»؛ سوره هود، آیه ٧١.</ref>   
:::::#'''سخن گفتن [[فرشته]] با[[ ساره]] ([[همسر حضرت ابراهیم]]'''{{ع}}): خداوند مى‌فرماید: {{متن قرآن|وَ امْرَأَتُهُ قٰائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنٰاهٰا بِإِسْحٰاقَ وَ مِنْ وَرٰاءِ إِسْحٰاقَ یَعْقُوبَ}}<ref>«همسرش ایستاده بود، از خوشحالى خندید. پس او را به اسحاق و بعد از اسحاق به یعقوب بشارت دادیم.»؛ سوره هود، آیه ٧١.</ref>   
خط ۹۵: خط ۹۵:
:::::#'''سخن گفتن فرشتگان با [[ائمه اطهار]]'''{{عم}}: روایات فراوانى در این زمینه است که به چند نمونه بسنده مى‌کنیم: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«أَنَّ أَوْصِیَاءَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ مُحَدَّثُون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[محمد]]{{صل}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ کافى، ج١، ص٢٧٠.</ref> همین حدیث با اختلاف کمى در کتاب "بصائر" از [[امام باقر]]{{ع}} چنین نقل شده است: {{عربی|«أن أوصیاء علی محدثون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[على]]{{ع}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ بصائر الدرجات، جزء ٧، ص۴٢١.</ref>  
:::::#'''سخن گفتن فرشتگان با [[ائمه اطهار]]'''{{عم}}: روایات فراوانى در این زمینه است که به چند نمونه بسنده مى‌کنیم: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«أَنَّ أَوْصِیَاءَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ مُحَدَّثُون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[محمد]]{{صل}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ کافى، ج١، ص٢٧٠.</ref> همین حدیث با اختلاف کمى در کتاب "بصائر" از [[امام باقر]]{{ع}} چنین نقل شده است: {{عربی|«أن أوصیاء علی محدثون»}}<ref>به درستى که اوصیاى [[على]]{{ع}} محدث‌اند و مطالب را به آنها مى‌فهمانند؛ بصائر الدرجات، جزء ٧، ص۴٢١.</ref>  
::::::در روایتى چنین مى‌خوانیم که [[محمد بن‌ اسماعیل]] مى‌گوید شنیدم [[ابوالحسن]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُون»}}<ref>«ائمه، دانشمندان، راستگویان، فهمیدگان و محدثان‌اند». کافى، ج١، ص٢٧١؛ امالى، الطوسى، ص٢۴۵.</ref>. [[محمد بن عمران]] نیز مى‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که مى‌فرمود: {{عربی|«نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ مُحَدَّثاً»}}<ref>«ما دوازده نفر محدث هستیم...». بصائر الدرجات.</ref> »<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۳۰-۱۴۰].</ref>.
::::::در روایتى چنین مى‌خوانیم که [[محمد بن‌ اسماعیل]] مى‌گوید شنیدم [[ابوالحسن]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُون»}}<ref>«ائمه، دانشمندان، راستگویان، فهمیدگان و محدثان‌اند». کافى، ج١، ص٢٧١؛ امالى، الطوسى، ص٢۴۵.</ref>. [[محمد بن عمران]] نیز مى‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که مى‌فرمود: {{عربی|«نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ مُحَدَّثاً»}}<ref>«ما دوازده نفر محدث هستیم...». بصائر الدرجات.</ref> »<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۱۳۰-۱۴۰].</ref>.
:::::*«'''[[صحیفه فاطمه]]'''{{س}}: [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|از جمله منابع عام علم امامان است]] که بر اساس روایات، مجموعه‌اى از اخبار غیبى و وقایع آیندگان است که [[جبرئیل]] بعد از رحلت [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} عرضه کرد و [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز مطالب آن را نگاشت.<ref>کافى، ج١، صص ٢۴١ و ۴۵٨.</ref>(...) روايات فراوانى درباره محتواى [[مصحف فاطمه]] وارد شده است. البته اين روايات به‌تفصيل، محتواى مصحف را ذكر نكرده‌اند. بلكه تنها عنوان‌ها يا برخى سخنان را بيان نموده‌اند كه از مجموع آنها به‌دست مى‌آيد در[[ مصحف فاطمه]] چه مطالبى وجود دارد و چه مطالبى وجود ندارد. ابتدا به مواردى اشاره مى‌كنيم كه در مصحف وجود دارد: (۱): مقام عظيم[[پيامبر]]{{صل}}؛  (۲): آينده ذريه [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛ (۳): حوادثى كه رخ خواهد داد؛ (۴): نام‌هاى اوصيا و [[انبيا]]؛ (۵): اسامى پادشاهان و پدران آنها؛ (۶): وصيت [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛  (۷): نبود احكام شرعى در مصحف؛ (...)  (۸): نبودن چیزی از قرآن در مصحف. [[مصحف فاطمه]]{{س}} ميراثى ارزشمند است كه نزد [[امامان معصوم]]{{عم}} دست به دست گشته است. [[ابوبصير]] بعد از نقل حديثى از [[امام باقر]]{{ع}} در اين‌باره مى‌گويد: «به آن حضرت گفتم كه [[مصحف فاطمه]]{{س}} بعد از شهادت آن حضرت نزد چه كسى است»؟ [[امام باقر]]{{ع}} فرمود:{{عربی|«دَفَعْتُهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}}، فَلَمَّا مَضَى صَارَ إِلَى الْحَسَنِ، ثُمَّ إِلَى الْحُسَيْنِ، ثُمَّ عِنْدَ أَهْلِهِ حَتَّى يَدْفَعُوهُ إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ»}}<ref> آن را به [[اميرمؤمنان]]{{ع}} داد. وقتى آن حضرت شهيد شد، رسيد به دست حسن. سپس رسيد به دست حسين. سپس نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب اين امر "امر [[امامت]]" يعنى [[امام مهدی|حضرت مهدى]]{{ع}}؛ دلائل الامامة، طبرى، ص٢٨؛ مسند حضرت زهرا، عزيز الله عطاردى، ص٢٩٢.</ref> همچنين [[صحيفه حضرت زهرا]]{{س}} جزء نشانه‌هاى [[امامت]] نزد [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد؛ چنان‌كه [[امام رضا]]{{ع}}در اين‌باره فرمود: {{عربی|«... لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ... وَ يَكُونُ عِنْدَهُ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«... براى [[امام]]{{ع}} نشانه‌هايى است... و نزد او [[مصحف حضرت فاطمه]]{{س}} است». خصال، ص۵٢٧.</ref> [[امامان معصوم]] در مواردى به صحيفه [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} استشهاد نموده و به وسيله آن عليه كج‌انديشان و منحرفان از مسير [[امامت]] احتجاج كرده و حقانيت خود و دروغِ دروغگويان را آشكار ساخته‌اند. در اين زمينه، احاديث بسيارى است كه در اينجا تنها به چند روايت بسنده مى‌كنيم: [[سليمان بن خالد]] مى‌گويد كه [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«وَ لْيُخْرِجُوا مُصْحَفَ فَاطِمَةَ {{س}} فَإِنَّ فِيهِ وَصِيَّةَ فَاطِمَة...»}}.<ref>«اگر راست مى‌گويند [[مصحف فاطمه]]{{س}} را بيرون آورند؛ زيرا وصيت فاطمه در آن است...». بصائر الدرجات، صص٢١۵ و ٢١۶.</ref> [[حماد بن عثمان]] مى‌گويد كه شنيدم [[امام صادق]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِكَ أَنِّي نَظَرْتُ فِي مُصْحَفِ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«زنادقه در سال ١٢٨، ظهورمى‌كنند. من اين را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دريافتم...»؛ كافى، ج١، ص٢۴٠؛ بصائرالدرجات، ص٢١۵.</ref> صاحب كتاب "الذريعه" درباره [[مصحف حضرت زهرا]]{{س}} مى‌نويسد: {{عربی|«مصحف فاطمه{{س}} من ودايع الإمامة عند مولينا و إمامنا صاحب الزمان{{ع}} كما روي في عدة احاديث من طرق الائمة{{عم}} ...»}}.<ref>«[[مصحف فاطمه]]{{س}} از ودايع [[امامت]] است كه نزد مولا و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است؛ همان‌طور كه تعدادى روايت از [[ائمه]]{{عم}} در اين‌باره نقل شده است»؛ الذريعة، ج٢١، ص١٢۶.</ref>
*«'''[[صحیفه فاطمه]]'''{{س}}: [[منابع علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|از جمله منابع عام علم امامان است]] که بر اساس روایات، مجموعه‌اى از اخبار غیبى و وقایع آیندگان است که [[جبرئیل]] بعد از رحلت [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}} عرضه کرد و [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز مطالب آن را نگاشت.<ref>کافى، ج١، صص ٢۴١ و ۴۵٨.</ref>(...) روايات فراوانى درباره محتواى [[مصحف فاطمه]] وارد شده است. البته اين روايات به‌تفصيل، محتواى مصحف را ذكر نكرده‌اند. بلكه تنها عنوان‌ها يا برخى سخنان را بيان نموده‌اند كه از مجموع آنها به‌دست مى‌آيد در[[ مصحف فاطمه]] چه مطالبى وجود دارد و چه مطالبى وجود ندارد. ابتدا به مواردى اشاره مى‌كنيم كه در مصحف وجود دارد: (۱): مقام عظيم[[پيامبر]]{{صل}}؛  (۲): آينده ذريه [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛ (۳): حوادثى كه رخ خواهد داد؛ (۴): نام‌هاى اوصيا و [[انبيا]]؛ (۵): اسامى پادشاهان و پدران آنها؛ (۶): وصيت [[فاطمه زهرا|حضرت زهرا]]{{س}}؛  (۷): نبود احكام شرعى در مصحف؛ (...)  (۸): نبودن چیزی از قرآن در مصحف. [[مصحف فاطمه]]{{س}} ميراثى ارزشمند است كه نزد [[امامان معصوم]]{{عم}} دست به دست گشته است. [[ابوبصير]] بعد از نقل حديثى از [[امام باقر]]{{ع}} در اين‌باره مى‌گويد: «به آن حضرت گفتم كه [[مصحف فاطمه]]{{س}} بعد از شهادت آن حضرت نزد چه كسى است»؟ [[امام باقر]]{{ع}} فرمود:{{عربی|«دَفَعْتُهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}}، فَلَمَّا مَضَى صَارَ إِلَى الْحَسَنِ، ثُمَّ إِلَى الْحُسَيْنِ، ثُمَّ عِنْدَ أَهْلِهِ حَتَّى يَدْفَعُوهُ إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ»}}<ref> آن را به [[اميرمؤمنان]]{{ع}} داد. وقتى آن حضرت شهيد شد، رسيد به دست حسن. سپس رسيد به دست حسين. سپس نزد اهل آن است تا بدهد به صاحب اين امر "امر [[امامت]]" يعنى [[امام مهدی|حضرت مهدى]]{{ع}}؛ دلائل الامامة، طبرى، ص٢٨؛ مسند حضرت زهرا، عزيز الله عطاردى، ص٢٩٢.</ref> همچنين [[صحيفه حضرت زهرا]]{{س}} جزء نشانه‌هاى [[امامت]] نزد [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد؛ چنان‌كه [[امام رضا]]{{ع}}در اين‌باره فرمود: {{عربی|«... لِلْإِمَامِ عَلَامَاتٌ... وَ يَكُونُ عِنْدَهُ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«... براى [[امام]]{{ع}} نشانه‌هايى است... و نزد او [[مصحف حضرت فاطمه]]{{س}} است». خصال، ص۵٢٧.</ref> [[امامان معصوم]] در مواردى به صحيفه [[فاطمه زهرا|حضرت فاطمه]]{{س}} استشهاد نموده و به وسيله آن عليه كج‌انديشان و منحرفان از مسير [[امامت]] احتجاج كرده و حقانيت خود و دروغِ دروغگويان را آشكار ساخته‌اند. در اين زمينه، احاديث بسيارى است كه در اينجا تنها به چند روايت بسنده مى‌كنيم: [[سليمان بن خالد]] مى‌گويد كه [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«وَ لْيُخْرِجُوا مُصْحَفَ فَاطِمَةَ {{س}} فَإِنَّ فِيهِ وَصِيَّةَ فَاطِمَة...»}}.<ref>«اگر راست مى‌گويند [[مصحف فاطمه]]{{س}} را بيرون آورند؛ زيرا وصيت فاطمه در آن است...». بصائر الدرجات، صص٢١۵ و ٢١۶.</ref> [[حماد بن عثمان]] مى‌گويد كه شنيدم [[امام صادق]]{{ع}} مى‌فرمود: {{عربی|«تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِكَ أَنِّي نَظَرْتُ فِي مُصْحَفِ فَاطِمَةَ...»}}.<ref>«زنادقه در سال ١٢٨، ظهورمى‌كنند. من اين را از مطالعه [[مصحف فاطمه]] دريافتم...»؛ كافى، ج١، ص٢۴٠؛ بصائرالدرجات، ص٢١۵.</ref> صاحب كتاب "الذريعه" درباره [[مصحف حضرت زهرا]]{{س}} مى‌نويسد: {{عربی|«مصحف فاطمه{{س}} من ودايع الإمامة عند مولينا و إمامنا صاحب الزمان{{ع}} كما روي في عدة احاديث من طرق الائمة{{عم}} ...»}}.<ref>«[[مصحف فاطمه]]{{س}} از ودايع [[امامت]] است كه نزد مولا و [[امام]] ما [[صاحب الزمان]]{{ع}} است؛ همان‌طور كه تعدادى روايت از [[ائمه]]{{عم}} در اين‌باره نقل شده است»؛ الذريعة، ج٢١، ص١٢۶.</ref>
:::::*'''[[جفر]]''': یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است که در مواردى به آن تمسک نموده‌اند. (...) در اصطلاح، جفر پوستى است که علوم در آن نوشته مى‌گردد و در اصطلاح حدیثى، به کتاب مخصوصى اطلاق مى‌شود که به املاى [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و نگارش [[على]]{{ع}} بوده و در بردارنده علم [[انبیا]] و اوصیا{{عم}} است. این کتاب، از جمله نشانه‌هاى [[امامت]] است که اکنون نزد [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} مى‌باشد. (...) گاهى [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[جفر]] استدلال نموده‌اند؛ براى مثال وقتى [[مأمون]] در نامه‌اى ولايتعهدى را به [[امام رضا]]{{ع}} داد، آن حضرت در پشت آن نامه نوشت: {{عربی|«... وَ الجَامِعَةُ وَ الجَفْرُ يَدُلَّانِ عَلَى ضِدِّ ذَلِكَ ... لَكِنِّي امْتَثَلْتُ أَمْرَ أَمِيرِالمُؤْمِنِينَ وَ آثَرْتُ رِضَاه...»}}.<ref>«... [[جامعه]] و [[جفر]] برخلاف آن شهادت مى‌دهند... اما من از امر اميرمؤمنان! پيروى كردم و اختيار رضاى او نمودم...»؛ كشف الغمة، ج٣، صص١٧٢ - ١٧٩، معالم المدرستين، ج٢، ص۴٢٧.</ref> در واقع حضرت اشاره مى‌كند اگر من هم ولايتعهدى را قبول كنم، به پايان نمى‌رسد و به‌دست مأمون با سم به شهادت مى‌رسم؛ چرا كه من اين مطلب را در [[جفر]] و [[جامعه]] مشاهده نموده‌ام. اين سخن [[امام]]{{ع}} بيانگر آن است كه [[جفر]] و [[جامعه]]، مخزنى از علوم [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد كه [[امامان]]{{عم}} با رجوع به آن دو، از مسائل و حوادث آينده آگاه مى‌شدند.
*'''[[جفر]]''': یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است که در مواردى به آن تمسک نموده‌اند. (...) در اصطلاح، جفر پوستى است که علوم در آن نوشته مى‌گردد و در اصطلاح حدیثى، به کتاب مخصوصى اطلاق مى‌شود که به املاى [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و نگارش [[على]]{{ع}} بوده و در بردارنده علم [[انبیا]] و اوصیا{{عم}} است. این کتاب، از جمله نشانه‌هاى [[امامت]] است که اکنون نزد [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} مى‌باشد. (...) گاهى [[ائمه اطهار]]{{عم}} به [[جفر]] استدلال نموده‌اند؛ براى مثال وقتى [[مأمون]] در نامه‌اى ولايتعهدى را به [[امام رضا]]{{ع}} داد، آن حضرت در پشت آن نامه نوشت: {{عربی|«... وَ الجَامِعَةُ وَ الجَفْرُ يَدُلَّانِ عَلَى ضِدِّ ذَلِكَ ... لَكِنِّي امْتَثَلْتُ أَمْرَ أَمِيرِالمُؤْمِنِينَ وَ آثَرْتُ رِضَاه...»}}.<ref>«... [[جامعه]] و [[جفر]] برخلاف آن شهادت مى‌دهند... اما من از امر اميرمؤمنان! پيروى كردم و اختيار رضاى او نمودم...»؛ كشف الغمة، ج٣، صص١٧٢ - ١٧٩، معالم المدرستين، ج٢، ص۴٢٧.</ref> در واقع حضرت اشاره مى‌كند اگر من هم ولايتعهدى را قبول كنم، به پايان نمى‌رسد و به‌دست مأمون با سم به شهادت مى‌رسم؛ چرا كه من اين مطلب را در [[جفر]] و [[جامعه]] مشاهده نموده‌ام. اين سخن [[امام]]{{ع}} بيانگر آن است كه [[جفر]] و [[جامعه]]، مخزنى از علوم [[ائمه]]{{عم}} مى‌باشد كه [[امامان]]{{عم}} با رجوع به آن دو، از مسائل و حوادث آينده آگاه مى‌شدند.
:::::*'''کتاب [[امام علی|امیرمؤمنان على]]'''{{ع}}:‌ یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}}، کتاب [[على]]{{ع}} است. از احادیث استفاده مى‌گردد که آن کتاب، طومارى از جنس پوست بوده است به طول هفتاد ذراع [[پیامبر]]{{صل}} که با املاى ایشان و با خط [[امام علیب|على]]{{ع}} نوشته شده است و در آن هر حلال و حرامى و هر چیزى که مردم تا قیامت به آن نیاز دارند، وجود دارد؛ حتى دیه یک خراش بر بدن. [[کتاب على]]{{ع}} نخستین کتاب گردآورى شده در اسلام مى‌باشد که در زمان [[پیامبر]]{{صل}} نوشته شده است.<ref>أعیان الشیعه، ج١، ص٩٣. [[سید محسن امین]] بعد از معرفى کتاب جامعه و بیان اوصاف آن، جامعه و صحیفه و [[کتاب على]]{{ع}}را مصداق یک کتاب مى‌داند و مى‌نویسد: «فظهر من ملاحظة مجموع هذه الاخبار و ضمّ بعضها الى بعض أن الجامعة و کتاب على{{ع}}على الاطلاق و الذى طوله سبعون ذرعاً و الکتاب الذى باملاء [[پیامبر|رسول الله]]{{صل}} و خط [[امام علی|على]]{{ع}} و الصحیفة التى سبعون ذرعاً و الجلد الذى هو سبعون ذرعاً و الصحیفة العتیقة کلها یراد بها کتاب واحد».</ref>  گاهى این نوشته به اسم «[[جامعه]]» و گاهى به نام «[[صحیفه]]» یا «[[کتاب على]]» شناخته شده است<ref>اعیان الشیعه، ج ١، ص٩۴.</ref> که بعد از [[امام على]]{{ع}} به [[امامان]]{{عم}} یکى پس از دیگرى منتقل مى‌شود و الآن نیز در دست [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام زمان]]{{ع}} است. (...)
*'''کتاب [[امام علی|امیرمؤمنان على]]'''{{ع}}:‌ یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}}، کتاب [[على]]{{ع}} است. از احادیث استفاده مى‌گردد که آن کتاب، طومارى از جنس پوست بوده است به طول هفتاد ذراع [[پیامبر]]{{صل}} که با املاى ایشان و با خط [[امام علیب|على]]{{ع}} نوشته شده است و در آن هر حلال و حرامى و هر چیزى که مردم تا قیامت به آن نیاز دارند، وجود دارد؛ حتى دیه یک خراش بر بدن. [[کتاب على]]{{ع}} نخستین کتاب گردآورى شده در اسلام مى‌باشد که در زمان [[پیامبر]]{{صل}} نوشته شده است.<ref>أعیان الشیعه، ج١، ص٩٣. [[سید محسن امین]] بعد از معرفى کتاب جامعه و بیان اوصاف آن، جامعه و صحیفه و [[کتاب على]]{{ع}}را مصداق یک کتاب مى‌داند و مى‌نویسد: «فظهر من ملاحظة مجموع هذه الاخبار و ضمّ بعضها الى بعض أن الجامعة و کتاب على{{ع}}على الاطلاق و الذى طوله سبعون ذرعاً و الکتاب الذى باملاء [[پیامبر|رسول الله]]{{صل}} و خط [[امام علی|على]]{{ع}} و الصحیفة التى سبعون ذرعاً و الجلد الذى هو سبعون ذرعاً و الصحیفة العتیقة کلها یراد بها کتاب واحد».</ref>  گاهى این نوشته به اسم «[[جامعه]]» و گاهى به نام «[[صحیفه]]» یا «[[کتاب على]]» شناخته شده است<ref>اعیان الشیعه، ج ١، ص٩۴.</ref> که بعد از [[امام على]]{{ع}} به [[امامان]]{{عم}} یکى پس از دیگرى منتقل مى‌شود و الآن نیز در دست [[خاتم‌الاوصیا]] [[امام زمان]]{{ع}} است. (...)
:::::*'''کتب [[انبیا]]''':‌ تمام کتاب‌هایى را که خداوند بر [[پیامبران]]{{عم}} نازل کرده، نزد [[ائمه]]{{عم}} است این کتاب‌ها یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است؛ چنان‌که در روایتى [[ابوحمزه ثمالى]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل مى‌کند که حضرت فرمود: {{عربی|«أَلْوَاحُ مُوسَى {{ع}} عِنْدَنَا وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا وَ نَحْنُ وَرَثَةُ النَّبِیِّین»}}<ref>«الواح موسى و عصاى موسى نزد ماست و ما وارثان پیامبرانیم»؛ کافى، ج١، ص٢٣١.</ref> همچنین در روایت دیگرى، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«... وَ کُلُّ کِتَابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ هُم»}}<ref>«... و هر کتابى که نازل شده است نزد اهل علم است و ماییم اهل علم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> همچنين [[امام كاظم]]{{ع}} در جواب بريه (بريهه) كه از ايشان پرسيد: {{عربی|«أَنَّى لَكُمُ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ وَ كُتُبُ الْأَنْبِيَاءِ»}}<ref>«تورات و انجيل و كتب پيغمبران از كجا به‌شما رسيده است»؟</ref> فرمود: {{عربی|«هِيَ عِنْدَنَا وِرَاثَةً مِنْ عِنْدِهِمْ نَقْرَؤُهَا كَمَا قَرَءُوهَا وَ نَقُولُهَا كَمَا قَالُوا إِنَّ الله لَا يَجْعَلُ حُجَّةً فِي أَرْضِهِ يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ فَيَقُولُ لَا أَدْرِي»}}<ref>«اينها از خودشان به ما به ارث رسيده است و چنان‌كه آنها مى‌خواندند، ما هم مى‌خوانيم و چنان‌كه آنها بيان مى‌كردند، ما هم بيان مى‌كنيم. خدا حجتى در زمينش نمى‌گذارد كه چيزى از او بپرسند و او بگويد نمى‌دانم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> [[امام علی|حضرت على]]{{ع}} در حديثى مى‌فرمايد:  {{عربی|«انا الذى عندي ألف كتاب من كتب الانبياء»}}، از اين روايات استفاده مى‌شود كه [[ائمه]]{{عم}} به تمامى كتاب‌هاى آسمانى [[پيامبران]]{{عم}} عالم بوده‌اند و تمام علومى را كه خداوند به پيامبران پيشين عطا فرمود، به‌طور كامل در اختيار [[امامان]]{{عم}} قرار داده است»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۹۹-۱۳۰].</ref>.
*'''کتب [[انبیا]]''':‌ تمام کتاب‌هایى را که خداوند بر [[پیامبران]]{{عم}} نازل کرده، نزد [[ائمه]]{{عم}} است این کتاب‌ها یکى دیگر از منابع علم [[امامان]]{{عم}} است؛ چنان‌که در روایتى [[ابوحمزه ثمالى]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل مى‌کند که حضرت فرمود: {{عربی|«أَلْوَاحُ مُوسَى {{ع}} عِنْدَنَا وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا وَ نَحْنُ وَرَثَةُ النَّبِیِّین»}}<ref>«الواح موسى و عصاى موسى نزد ماست و ما وارثان پیامبرانیم»؛ کافى، ج١، ص٢٣١.</ref> همچنین در روایت دیگرى، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|«... وَ کُلُّ کِتَابٍ نَزَلَ فَهُوَ عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ هُم»}}<ref>«... و هر کتابى که نازل شده است نزد اهل علم است و ماییم اهل علم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> همچنين [[امام كاظم]]{{ع}} در جواب بريه (بريهه) كه از ايشان پرسيد: {{عربی|«أَنَّى لَكُمُ التَّوْرَاةُ وَ الْإِنْجِيلُ وَ كُتُبُ الْأَنْبِيَاءِ»}}<ref>«تورات و انجيل و كتب پيغمبران از كجا به‌شما رسيده است»؟</ref> فرمود: {{عربی|«هِيَ عِنْدَنَا وِرَاثَةً مِنْ عِنْدِهِمْ نَقْرَؤُهَا كَمَا قَرَءُوهَا وَ نَقُولُهَا كَمَا قَالُوا إِنَّ الله لَا يَجْعَلُ حُجَّةً فِي أَرْضِهِ يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ فَيَقُولُ لَا أَدْرِي»}}<ref>«اينها از خودشان به ما به ارث رسيده است و چنان‌كه آنها مى‌خواندند، ما هم مى‌خوانيم و چنان‌كه آنها بيان مى‌كردند، ما هم بيان مى‌كنيم. خدا حجتى در زمينش نمى‌گذارد كه چيزى از او بپرسند و او بگويد نمى‌دانم»؛ همان، ص٢٢۵.</ref> [[امام علی|حضرت على]]{{ع}} در حديثى مى‌فرمايد:  {{عربی|«انا الذى عندي ألف كتاب من كتب الانبياء»}}، از اين روايات استفاده مى‌شود كه [[ائمه]]{{عم}} به تمامى كتاب‌هاى آسمانى [[پيامبران]]{{عم}} عالم بوده‌اند و تمام علومى را كه خداوند به پيامبران پيشين عطا فرمود، به‌طور كامل در اختيار [[امامان]]{{عم}} قرار داده است»<ref>[http://lib.hajj.ir/View/fa/Book/BookView/Image/1380 منابع علم امامان شیعه، ص ۹۹-۱۳۰].</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
| پاسخ‌دهنده = سید حبیب بخارایی‌زاده
| پاسخ‌دهنده = سید حبیب بخارایی‌زاده
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخارایی‌زاده]]''' در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخارایی‌زاده]]''' در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
:::::*«[[ابو بصیر]] درباره [[مصحف فاطمه]] پرسید. حضرت پاسخ دادند بعد از رحلت پدرش بر وی نازل گردید گفتم چه چیزی در آن است فرمود: اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت. دلالت فقره "خبر ما یکون الی یوم القیامه" بر [[قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)|گستره علم ائمه]]، از آنچه در حدیث قبل بیان شد معلوم است. خصوصا با توجه به تفصیل ای فقره از ناحیه خود امام که نشان‌دهنده آن است که اختصاص به حوادث عالم دنیا و موجودات سفلی نداشته و وقایع عوالم دیگر و موجودات علوی را هم شامل می‌شود.  
*«[[ابو بصیر]] درباره [[مصحف فاطمه]] پرسید. حضرت پاسخ دادند بعد از رحلت پدرش بر وی نازل گردید گفتم چه چیزی در آن است فرمود: اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت. دلالت فقره "خبر ما یکون الی یوم القیامه" بر [[قلمرو علم غیب معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش)|گستره علم ائمه]]، از آنچه در حدیث قبل بیان شد معلوم است. خصوصا با توجه به تفصیل ای فقره از ناحیه خود امام که نشان‌دهنده آن است که اختصاص به حوادث عالم دنیا و موجودات سفلی نداشته و وقایع عوالم دیگر و موجودات علوی را هم شامل می‌شود.  
::::::'''علم به آنچه بوده و آنچه هست:''' این دسته از روایات همانند دسته قبل برخی مطلقند و قیدی ندارند و برخی دیگر قید الی یوم القیامه را هم به همراه خود دارند که برای هریک مثالی ذکر می‌کنیم: [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} فرمود ای علی تو مرا غسل می‌دهی وقتی از غسل من فارق شدی مرا به لوحی قرار بده و سپس دستت را بر سینه من بگذار و فاطمه و حسن و حسین را همراهت بیاور ... سپس در آن هنگام آنچه را که بوده و آنچه را هست خواهی دانست<ref>بحار الانوار ج ۲۲ صص۴۹۲ ح۱.</ref>
::::::'''علم به آنچه بوده و آنچه هست:''' این دسته از روایات همانند دسته قبل برخی مطلقند و قیدی ندارند و برخی دیگر قید الی یوم القیامه را هم به همراه خود دارند که برای هریک مثالی ذکر می‌کنیم: [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]]{{صل}} فرمود ای علی تو مرا غسل می‌دهی وقتی از غسل من فارق شدی مرا به لوحی قرار بده و سپس دستت را بر سینه من بگذار و فاطمه و حسن و حسین را همراهت بیاور ... سپس در آن هنگام آنچه را که بوده و آنچه را هست خواهی دانست<ref>بحار الانوار ج ۲۲ صص۴۹۲ ح۱.</ref>
:::::*«از دیگر کتبی که بر اساس روایات نزد ائمه موجود بوده و حاوی علوم بسیار مصحف فاطمه است مصحف فاطمه کتابی است که جبرئیل در مراودات بسیاری که بعد از رحلت پیامبر با فاطمه <ref>كثرت مراوده جبرئیل و حضورش در محضر فاطمه از عبارات بعضی دیگر از احادیث همین بـاب كـه بـه صـورت ماضی استمراری است ، فهمیده می‌شود: " و كان جبرئیل یاتیها ...و یخبرها بمایكون بعدها فی ذریتها و كان علی یكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه  کلینی الکافی ج ۱ صص۵۹۵ .</ref> داشت بیان می‌نموده و امیرالمؤمنین{{ع}} آن را می‌نوشته‌اند. در روایات وجود علوم گوناگونی در این مصحف گذارش شده است یکی از آنها که در بحث کنونی قابل استفاده است علم به چیزهایی است که در آینده واقع خواهد شد. [[حماد بن عثمان]] می‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود زنادقه در سال یکصد و بیست و هشت ظهور می‌کنند و این را از مصحف فاطمه دانستم»<ref>[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]، ص ۱۴۷-۱۶۹.</ref>.
*«از دیگر کتبی که بر اساس روایات نزد ائمه موجود بوده و حاوی علوم بسیار مصحف فاطمه است مصحف فاطمه کتابی است که جبرئیل در مراودات بسیاری که بعد از رحلت پیامبر با فاطمه <ref>كثرت مراوده جبرئیل و حضورش در محضر فاطمه از عبارات بعضی دیگر از احادیث همین بـاب كـه بـه صـورت ماضی استمراری است ، فهمیده می‌شود: " و كان جبرئیل یاتیها ...و یخبرها بمایكون بعدها فی ذریتها و كان علی یكتب ذلك فهذا مصحف فاطمه  کلینی الکافی ج ۱ صص۵۹۵ .</ref> داشت بیان می‌نموده و امیرالمؤمنین{{ع}} آن را می‌نوشته‌اند. در روایات وجود علوم گوناگونی در این مصحف گذارش شده است یکی از آنها که در بحث کنونی قابل استفاده است علم به چیزهایی است که در آینده واقع خواهد شد. [[حماد بن عثمان]] می‌گوید از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود زنادقه در سال یکصد و بیست و هشت ظهور می‌کنند و این را از مصحف فاطمه دانستم»<ref>[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایان‌نامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]، ص ۱۴۷-۱۶۹.</ref>.
}}
}}
{{پاسخ پرسش  
{{پاسخ پرسش  
خط ۱۲۲: خط ۱۲۲:
| پاسخ‌دهنده = ناصرالدین اوجاقی
| پاسخ‌دهنده = ناصرالدین اوجاقی
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[ناصرالدین اوجاقی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]»'' در این‌باره گفته‌ است:  
:::::*«دو مورد در اینجا شاهد وجود دارد که شیعیان معتقد بودند در نزد [[ائمه]]{{عم}} کتابی است که حضرت علی آن را نوشته است و در آن احکام الهی و حلال‌ها و حرام‌ها جمع شده است. [[منصور بن حازم]] می‌گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم که مردم می‌گویند که در نزد شما صحیفه‌ای هست که طول آن هفتاد ذراع است و در آن هر آنچه مردم نیاز دارند وجود دارد و این همان علم امامت است. شاهد دیگر سخنان این شاذان در این مورد است که [[امام علی|حضرت علی]] فرموده است چیزی در نزد ما غیر از کتاب خدا و آنچه در صحیفه مکتوب است وجود ندارد. در توضیح این روایت ابن شاذان می‌گوید این سخن حق است زیرا کتاب خدا تمام علومی را که انسان‌ها در امر دین به آن نیاز دارند در خود جای داده است و هرچه در صحیفه هست تفسیر چیزی است که در کتاب خداست»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۸۵.</ref>.
*«دو مورد در اینجا شاهد وجود دارد که شیعیان معتقد بودند در نزد [[ائمه]]{{عم}} کتابی است که حضرت علی آن را نوشته است و در آن احکام الهی و حلال‌ها و حرام‌ها جمع شده است. [[منصور بن حازم]] می‌گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم که مردم می‌گویند که در نزد شما صحیفه‌ای هست که طول آن هفتاد ذراع است و در آن هر آنچه مردم نیاز دارند وجود دارد و این همان علم امامت است. شاهد دیگر سخنان این شاذان در این مورد است که [[امام علی|حضرت علی]] فرموده است چیزی در نزد ما غیر از کتاب خدا و آنچه در صحیفه مکتوب است وجود ندارد. در توضیح این روایت ابن شاذان می‌گوید این سخن حق است زیرا کتاب خدا تمام علومی را که انسان‌ها در امر دین به آن نیاز دارند در خود جای داده است و هرچه در صحیفه هست تفسیر چیزی است که در کتاب خداست»<ref>[[علم امام از دیدگاه کلام امامیه (پایان‌نامه)|علم امام از دیدگاه کلام امامیه]]، ص۸۵.</ref>.
:::::*«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:
*«در این مورد هشت روایت در اصول کافی ذکر شده است:


'''روایت اول:''' این روایت صحیح است و آن را ابوبصیر از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. ابتدا راوی در مورد روایتی از حضرت علی که فرمودند [[رابطه الف باب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|پیامبر به من هزار در علم آموخت که از هر دری هزار در باز می‌شود]] سؤال می‌کند. امام صحت این روایت را تأیید می‌کند در این روایت جامعه به این ترتیب معرفی می‌شود: صحیفه‌ای به طول هفتاد ذراع که رسول خدا املا فرموده و حضرت علی آن را به رشته تحریر درآورده. در آن هر امر حلال و حرامی و هرآنچه مردم به آن نیاز دارند حتی جریمه خراش وجود دارد. راوی می‌گوید حتی امام با دست مبارک خودشان کتف راوی را می‌فشارد و می‌فرماید حتی ارزش این مقدار. در مورد جفر می‌فرمایند ظرفی است از چرم که [[علم انبیا]] و اوصیا گذشته و علم علمای بنی‌اسراییل در آن است.
'''روایت اول:''' این روایت صحیح است و آن را ابوبصیر از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند. ابتدا راوی در مورد روایتی از حضرت علی که فرمودند [[رابطه الف باب با علم غیب معصوم چیست؟ (پرسش)|پیامبر به من هزار در علم آموخت که از هر دری هزار در باز می‌شود]] سؤال می‌کند. امام صحت این روایت را تأیید می‌کند در این روایت جامعه به این ترتیب معرفی می‌شود: صحیفه‌ای به طول هفتاد ذراع که رسول خدا املا فرموده و حضرت علی آن را به رشته تحریر درآورده. در آن هر امر حلال و حرامی و هرآنچه مردم به آن نیاز دارند حتی جریمه خراش وجود دارد. راوی می‌گوید حتی امام با دست مبارک خودشان کتف راوی را می‌فشارد و می‌فرماید حتی ارزش این مقدار. در مورد جفر می‌فرمایند ظرفی است از چرم که [[علم انبیا]] و اوصیا گذشته و علم علمای بنی‌اسراییل در آن است.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش