پرش به محتوا

جایگاه بیعت در حکومت پیامبر خاتم چه بود؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#)
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ')
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::# +#))
خط ۲۰: خط ۲۰:


«درباره نقش [[بیعت]] در [[حکومت پیامبر]]، دیدگاه‌های مختلفی بیان شده است. برخی از آنها عبارتند از:
«درباره نقش [[بیعت]] در [[حکومت پیامبر]]، دیدگاه‌های مختلفی بیان شده است. برخی از آنها عبارتند از:
:::::#گروهی قائل به نقش انشایی آن شده و با جدا کردن [[رسالت]] و [[ریاست]] [[حکومت]]، [[انتخاب]] [[حضرت محمد]]{{صل}} به رسالت را از طرف [[خداوند]] دانسته و ریاست و حکومت آن [[حضرت]] را به وسیله [[بیعت مردم]] پس از [[هجرت به مدینه]] می‌دانند<ref>احمد فؤاد عبدالجواد عبدالمجید، البیعة عند مفکری اهل السنة (قاهره، دارقباء، ۱۹۹۸ م)، ص۲۵.</ref>.
#گروهی قائل به نقش انشایی آن شده و با جدا کردن [[رسالت]] و [[ریاست]] [[حکومت]]، [[انتخاب]] [[حضرت محمد]]{{صل}} به رسالت را از طرف [[خداوند]] دانسته و ریاست و حکومت آن [[حضرت]] را به وسیله [[بیعت مردم]] پس از [[هجرت به مدینه]] می‌دانند<ref>احمد فؤاد عبدالجواد عبدالمجید، البیعة عند مفکری اهل السنة (قاهره، دارقباء، ۱۹۹۸ م)، ص۲۵.</ref>.
:::::#برخلاف نظریه بالا، بعضی علاوه بر ردّ بیعت انشایی در عصر [[نبوی]]، وجود بیعتی را که دربردارنده معنای [[سیاسی]] باشد، [[انکار]] کرده و می‌گویند از ظاهر بیعت‌های [[پیامبر]]{{صل}} درمی یابیم که هیچ کدام از بیعت‌های مطرح در [[قرآن]] در بردارنده معنای سیاسی بیعت، چنان که بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} بود، نیستند، ولی با دقت در [[آیه]] بیعت النساء و جمله {{متن قرآن|وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ}}<ref>«و در هیچ کار شایسته‌ای سر از فرمان تو نپیچند» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref> می‌توان آن را نوعی بیعت سیاسی (و نه انشایی) دانست؛ زیرا [[سرپیچی]] نکردن از دستورهای پیامبر{{صل}} چیزی جز [[پیروی]] [[دستورها]] و خودداری از [[نواهی]] آن حضرت نیست. این بیعت را می‌توان به معنای سیاسی "[[اطاعت از حاکم]]" که در دوران بعد [[مردم]] با آن مواجه بودند دانست<ref>ظافر قاسمی، نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ (بیروت: دارالنفائس، ۱۴۱۱ق)، ص۲۵۸.</ref>.
#برخلاف نظریه بالا، بعضی علاوه بر ردّ بیعت انشایی در عصر [[نبوی]]، وجود بیعتی را که دربردارنده معنای [[سیاسی]] باشد، [[انکار]] کرده و می‌گویند از ظاهر بیعت‌های [[پیامبر]]{{صل}} درمی یابیم که هیچ کدام از بیعت‌های مطرح در [[قرآن]] در بردارنده معنای سیاسی بیعت، چنان که بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} بود، نیستند، ولی با دقت در [[آیه]] بیعت النساء و جمله {{متن قرآن|وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ}}<ref>«و در هیچ کار شایسته‌ای سر از فرمان تو نپیچند» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref> می‌توان آن را نوعی بیعت سیاسی (و نه انشایی) دانست؛ زیرا [[سرپیچی]] نکردن از دستورهای پیامبر{{صل}} چیزی جز [[پیروی]] [[دستورها]] و خودداری از [[نواهی]] آن حضرت نیست. این بیعت را می‌توان به معنای سیاسی "[[اطاعت از حاکم]]" که در دوران بعد [[مردم]] با آن مواجه بودند دانست<ref>ظافر قاسمی، نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ (بیروت: دارالنفائس، ۱۴۱۱ق)، ص۲۵۸.</ref>.
:::::#بعضی از صاحب‌نظران، با اشاره به این که حکومت پیامبر{{صل}} از طرف خداوند بوده بیعت مردم با آن حضرت را نیز بیعت انشایی دانسته و انشای مردم را تأکید انشای خداوند می‌دانند. اینان در پاسخ به این اشکال که این بیعت تأکید [[نصب]] است. می‌گویند: اگر [[امامت]] به وسیله بیعت محقق نمی‌شد، تأکید نصب هم نمی‌توانست باشد. این گروه در پاسخ به این [[پرسش]] که بیعت وسیله انشا و تمامیت یافتن [[ولایت]] است، اما رسالت و [[ولایت پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]] طبق [[اعتقاد]] ما با بیعت حاصل نشده بلکه با [[جعل]] و نصب خداوند بوده است، می‌گویند: اگر چه [[امامت]] و [[رسالت]] از طرف [[خدا]] بوده، اما چون در [[ذهن]] [[مردم]] طبق [[عادت]] و [[سیره]] آنان این معنا وجود داشته که [[رهبری]] و [[ریاست]] با [[بیعت]] و [[انتخاب مردم]] مسلّم می‌شد و در عرف مردم نیز برای انشا و قطعیت یافتن [[حکومت]]، بیعت از استوارین وثیقه‌ها بوده است. به همین جهت [[پیامبر]]{{صل}} برای [[تحکیم]] [[ولایت ظاهری]] خویش از مردم خواسته تا با وی بیعت کنند؛ زیرا مردم خود را به [[وفاداری]] به چیزی که خود در ایجاد آن نقش داشته ملزم دانسته و پایدارترند و در صورت [[نقص]] می‌توان به آن [[تمسک]] کرد<ref>حسینعلی، منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ترجمه محمود صلواتی (نشر تفکر، چاپ اول، ۱۳۶۹)، ج۲، ص۳۲۲.</ref>.
#بعضی از صاحب‌نظران، با اشاره به این که حکومت پیامبر{{صل}} از طرف خداوند بوده بیعت مردم با آن حضرت را نیز بیعت انشایی دانسته و انشای مردم را تأکید انشای خداوند می‌دانند. اینان در پاسخ به این اشکال که این بیعت تأکید [[نصب]] است. می‌گویند: اگر [[امامت]] به وسیله بیعت محقق نمی‌شد، تأکید نصب هم نمی‌توانست باشد. این گروه در پاسخ به این [[پرسش]] که بیعت وسیله انشا و تمامیت یافتن [[ولایت]] است، اما رسالت و [[ولایت پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]] طبق [[اعتقاد]] ما با بیعت حاصل نشده بلکه با [[جعل]] و نصب خداوند بوده است، می‌گویند: اگر چه [[امامت]] و [[رسالت]] از طرف [[خدا]] بوده، اما چون در [[ذهن]] [[مردم]] طبق [[عادت]] و [[سیره]] آنان این معنا وجود داشته که [[رهبری]] و [[ریاست]] با [[بیعت]] و [[انتخاب مردم]] مسلّم می‌شد و در عرف مردم نیز برای انشا و قطعیت یافتن [[حکومت]]، بیعت از استوارین وثیقه‌ها بوده است. به همین جهت [[پیامبر]]{{صل}} برای [[تحکیم]] [[ولایت ظاهری]] خویش از مردم خواسته تا با وی بیعت کنند؛ زیرا مردم خود را به [[وفاداری]] به چیزی که خود در ایجاد آن نقش داشته ملزم دانسته و پایدارترند و در صورت [[نقص]] می‌توان به آن [[تمسک]] کرد<ref>حسینعلی، منتظری، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ترجمه محمود صلواتی (نشر تفکر، چاپ اول، ۱۳۶۹)، ج۲، ص۳۲۲.</ref>.
:::::#برخی نیز بر تأکیدی بودن بیعت‌های پیامبر{{صل}} تصریح کرده‌اند. [[طبرسی]] بیعت را برای تأکید بر وفاداری و فراهم ساختن امکانات دانسته و می‌گوید: همان‌گونه که در امر رسالت دخالتی نداشته در امر [[زعامت]] پیامبر{{صل}} نیز دخالتی نداشتند؛ زیرا پیامبر{{صل}} از جانب [[خداوند]] به هر دو [[مقام]] [[منصوب]] گردیده بود و تأکید پیامبر{{صل}} بر گرفتن بیعت تنها برای تحکیم و تثبیت پایه‌های حکومت خود و فراهم ساختن امکانات بوده است<ref>طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۵۲.</ref>. آقای [[معرفت]] نیز بیعت در [[عهد]] رسالت را فقط [[پیمان وفاداری]] می‌داند<ref>محمد هادی معرفت، ولایت فقیه (قم، التمهید، چاپ دوم، ۱۳۷۷)، ص۸۴.</ref>»<ref>[[حمید رضا مطهری|مطهری، حمید رضا]]، [[بیعت و وفاداری سیاسی در نظام سیاسی عصر نبوی (مقاله)|مقاله «بیعت و وفاداری سیاسی در نظام سیاسی عصر نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص ۴۳۷.</ref>
#برخی نیز بر تأکیدی بودن بیعت‌های پیامبر{{صل}} تصریح کرده‌اند. [[طبرسی]] بیعت را برای تأکید بر وفاداری و فراهم ساختن امکانات دانسته و می‌گوید: همان‌گونه که در امر رسالت دخالتی نداشته در امر [[زعامت]] پیامبر{{صل}} نیز دخالتی نداشتند؛ زیرا پیامبر{{صل}} از جانب [[خداوند]] به هر دو [[مقام]] [[منصوب]] گردیده بود و تأکید پیامبر{{صل}} بر گرفتن بیعت تنها برای تحکیم و تثبیت پایه‌های حکومت خود و فراهم ساختن امکانات بوده است<ref>طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۵۲.</ref>. آقای [[معرفت]] نیز بیعت در [[عهد]] رسالت را فقط [[پیمان وفاداری]] می‌داند<ref>محمد هادی معرفت، ولایت فقیه (قم، التمهید، چاپ دوم، ۱۳۷۷)، ص۸۴.</ref>»<ref>[[حمید رضا مطهری|مطهری، حمید رضا]]، [[بیعت و وفاداری سیاسی در نظام سیاسی عصر نبوی (مقاله)|مقاله «بیعت و وفاداری سیاسی در نظام سیاسی عصر نبوی»]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]]، ص ۴۳۷.</ref>


==پاسخ‌های دیگر==
==پاسخ‌های دیگر==
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش