بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
مفضّل میگوید که امام صادق(علیه السلام) به من فرمود که: ما را هر شب جمعه شادمانی ویژهای است! گفتم شادمانیتان افزون باد! چگونه است آن؟ فرمود: هر شب جامعه روح پیامبر اسلام و امامان تا عرش بالا روند، و روح ما هم با روح آنان بالا میرود، و این ارواح به بدنهای خود باز نمیگردند، مگر با معرفتی تازه و جدید! و اگر چنین نبود که علم ما تمام میشد. | مفضّل میگوید که امام صادق(علیه السلام) به من فرمود که: ما را هر شب جمعه شادمانی ویژهای است! گفتم شادمانیتان افزون باد! چگونه است آن؟ فرمود: هر شب جامعه روح پیامبر اسلام و امامان تا عرش بالا روند، و روح ما هم با روح آنان بالا میرود، و این ارواح به بدنهای خود باز نمیگردند، مگر با معرفتی تازه و جدید! و اگر چنین نبود که علم ما تمام میشد. | ||
ب- امام هرگاه بخواهد چیزی را بداند خداوند او را میآموزد: بر پایه اصول حکمت متعالیه، درجهی برتر وجودی انسان کامل همهی درجات وجودی پایین را در خود داشته و همهی حوادث را در حیطه وجود و حوزه شهودش داراست. اما به خاطر آنکه هنوز در قید جزئیت عالم ملک و محدودیتهای مادی این جهان است، تغییرات و تحولات و حوادث جهان مادی، به صورت علم جزئی و متغیّر، مستلزم عنایت و توجه جزئی امام به آن حادثه است، همین عنایت و توجه او مستلزم علم و آگاهی وی به آن مورد خاص خواهد بود. همین نکته است که امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ | ب- امام هرگاه بخواهد چیزی را بداند خداوند او را میآموزد: بر پایه اصول حکمت متعالیه، درجهی برتر وجودی انسان کامل همهی درجات وجودی پایین را در خود داشته و همهی حوادث را در حیطه وجود و حوزه شهودش داراست. اما به خاطر آنکه هنوز در قید جزئیت عالم ملک و محدودیتهای مادی این جهان است، تغییرات و تحولات و حوادث جهان مادی، به صورت علم جزئی و متغیّر، مستلزم عنایت و توجه جزئی امام به آن حادثه است، همین عنایت و توجه او مستلزم علم و آگاهی وی به آن مورد خاص خواهد بود. همین نکته است که امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِک»[ الکافی، ج1، ص258؛ بحارالانوار، ج26، ص57؛ بصائرالدرجات، ص315.]؛ «هرگاه امام خواهان دانستن چیزی باشد خداوند به او خواهد آموخت.» | ||
رهبریت معصوم از آن جهت ارجمند است که مورد حمایت و عنایت مستمرّ الهی است. و خداوند نیز با الزام مردم به پیروی از معصوم، از حمایت رهبر معصوم دریغ نخواهد ورزید. امام باقر(علیهالسلام) میفرمایند: «أَ تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ | رهبریت معصوم از آن جهت ارجمند است که مورد حمایت و عنایت مستمرّ الهی است. و خداوند نیز با الزام مردم به پیروی از معصوم، از حمایت رهبر معصوم دریغ نخواهد ورزید. امام باقر(علیهالسلام) میفرمایند: «أَ تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی افْتَرَضَ طَاعَةَ أَوْلِیَائِهِ عَلَی عِبَادِهِ ثُمَّ یُخْفِی عَنْهُمْ أَخْبَارَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَقْطَعُ عَنْهُمْ مَوَادَّ الْعِلْمِ فِیمَا یَرِدُ عَلَیْهِمْ مِمَّا فِیهِ قِوَامُ دِینِهِم؟!»[الکافی، ج1، ص261؛ بحارالانوار، ج26، ص149؛ بصائرالدرجات، ص124؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی، 1409، ج2، ص870.] | ||
«مگر برای شما باور کردنی است که خدای سبحان طاعت و فرمانبرداری از اولیاء و امامان را بر مردم واجب کند و در عین حال اخبار آسمان و زمین را از انان پوشیده داشته، منابع و مواد علوم مربط به مراجعات مردم به این امامان را که پایه و اساس دین مردم است از آنان دریغ دارد؟!» | «مگر برای شما باور کردنی است که خدای سبحان طاعت و فرمانبرداری از اولیاء و امامان را بر مردم واجب کند و در عین حال اخبار آسمان و زمین را از انان پوشیده داشته، منابع و مواد علوم مربط به مراجعات مردم به این امامان را که پایه و اساس دین مردم است از آنان دریغ دارد؟!» | ||
ج- علم امامان تنها دانش بدور از خطا و خلاف است: از امام صادق(علیهالسلام) پرسیدند که علم بدون اختلاف مخصوص امامان است و شما چگونه از آن آگاهی مییابید؟ حضرت فرمود: | ج- علم امامان تنها دانش بدور از خطا و خلاف است: از امام صادق(علیهالسلام) پرسیدند که علم بدون اختلاف مخصوص امامان است و شما چگونه از آن آگاهی مییابید؟ حضرت فرمود: «کَمَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) یَعْلَمُهُ إِلَّا أَنَّهُمْ لَا یَرَوْنَ مَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) یَرَی»[الکافی، ج1،ص242؛ بحارالانوار، ج13، ص397.]؛ «آگاهی ما هم از این معرفت بیخلاف مانند آگاهی پیامبر خداست با این تفاوت که آنچه را پیامبر میدید ما نمیبینیم.» | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
در جزء اول نیز ایشان بابی دارد تحت عنوان «باب ما امرالناس بان یطلبوا العلم من معدنه و معدنه آل محمّد «که شش حدیث ذیل باب روایت شده است. در این روایات ائمه اشاره میکنند که اولاً: علم نزد اهل بیت است و آنان کان دانش هستند و ثانیاً: تنها، علمی که نزد آنان است، علم صحیح و غیرقابل خدشه است، علمی که امکان خطا و اشتباه در آن راه ندارد، علمی که کنه حقیقت را نشان میدهد؛ چرا که صاحبان این علم آن را از منبع فیض الهی گرفتهاند، به روایت زیبایی از این باب اشاره میشود: عن أبی مریم قال: قال ابو جعفر لسلمة بن کهیل والحکم بن عتیبة: «شرّقا، غرّبا لن تجدا علماً صحیحا الاّ شیئا خرج من عندنا اهل البیت».(همان، ص ١٠ ،ح ٤.) | در جزء اول نیز ایشان بابی دارد تحت عنوان «باب ما امرالناس بان یطلبوا العلم من معدنه و معدنه آل محمّد «که شش حدیث ذیل باب روایت شده است. در این روایات ائمه اشاره میکنند که اولاً: علم نزد اهل بیت است و آنان کان دانش هستند و ثانیاً: تنها، علمی که نزد آنان است، علم صحیح و غیرقابل خدشه است، علمی که امکان خطا و اشتباه در آن راه ندارد، علمی که کنه حقیقت را نشان میدهد؛ چرا که صاحبان این علم آن را از منبع فیض الهی گرفتهاند، به روایت زیبایی از این باب اشاره میشود: عن أبی مریم قال: قال ابو جعفر لسلمة بن کهیل والحکم بن عتیبة: «شرّقا، غرّبا لن تجدا علماً صحیحا الاّ شیئا خرج من عندنا اهل البیت».(همان، ص ١٠ ،ح ٤.) | ||
در بابی دیگر از جزء اول، از آل محمّد به عنوان سرچشمه علم یاد شده است: «باب | در بابی دیگر از جزء اول، از آل محمّد به عنوان سرچشمه علم یاد شده است: «باب فی ائمة آل محمّد مستقی العلم عندهم» | ||
اولین روایت از این باب چنین است: الامام الحسین» :یا اخا اهل الکوفة، مستقی العلم من عندنا، أفعلموا وجهلنا هذا ما لا یکون»(بصائر الدرجات، ص ١٢ ،ح ١.) | اولین روایت از این باب چنین است: الامام الحسین» :یا اخا اهل الکوفة، مستقی العلم من عندنا، أفعلموا وجهلنا هذا ما لا یکون»(بصائر الدرجات، ص ١٢ ،ح ١.) | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
*۲ .خزانه داران علم الهی: | *۲ .خزانه داران علم الهی: | ||
در جزء دوم از کتاب، باب نوزدهم، عنوان باب چنین ذکر شده است: «باب | در جزء دوم از کتاب، باب نوزدهم، عنوان باب چنین ذکر شده است: «باب فی الائمة انّهم خزّان االله فی السماء والارض علی علمه». | ||
در این باب جناب صفّار ۱۶ روایت به طرق مختلف نقل میکند که در آنها اهل بیت به عنوان گنجوران و خزانهداران علم الهی بیان شدهاند: عن سورة بن کلیب قال: قال لی ابو جعفر: «واالله انّا لخزّان االله | در این باب جناب صفّار ۱۶ روایت به طرق مختلف نقل میکند که در آنها اهل بیت به عنوان گنجوران و خزانهداران علم الهی بیان شدهاند: عن سورة بن کلیب قال: قال لی ابو جعفر: «واالله انّا لخزّان االله فی سمائه وارضه، لا علی ذهب ولا علی فضّة الاّ علی علمه»(همان، ص ١٠٤ ،ح ١). | ||
در روایت دیگری اینگونه اهل بیت به عنوان خزانهدار علم الهی ذکر شدهاند: عن عبد الرحمن بن کثیر قال: سمعت ابا عبد االله یقول: «نحن ولاة امراالله وخزنة علم االله وعیبة وحی االله». | در روایت دیگری اینگونه اهل بیت به عنوان خزانهدار علم الهی ذکر شدهاند: عن عبد الرحمن بن کثیر قال: سمعت ابا عبد االله یقول: «نحن ولاة امراالله وخزنة علم االله وعیبة وحی االله». | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
*۴ .وارث علم انبیاء: | *۴ .وارث علم انبیاء: | ||
در سومین باب از جزء سوم کتاب، عنوان باب چنین ذکر شده است: «باب | در سومین باب از جزء سوم کتاب، عنوان باب چنین ذکر شده است: «باب فی الائمة انهم ورثوا علم اولی العزم من الرسل وجمیع الانبیاء و...» | ||
در این باب صفّار چهار روایت با اسناد متفاوت و البته با مضامین مشابه نقل میکند که در آنها اهل بیت به عنوان وارث علوم پیامبران معرفی شدهاند، در اولین حدیث از این باب میخوانیم: عن عبد الرحمن بن أبی نجران قال: کتب ابوالحسن الرضا رسالة واقرأنیها قال: قال علیّ بن الحسین: «انّ محمّد کان امین االله | در این باب صفّار چهار روایت با اسناد متفاوت و البته با مضامین مشابه نقل میکند که در آنها اهل بیت به عنوان وارث علوم پیامبران معرفی شدهاند، در اولین حدیث از این باب میخوانیم: عن عبد الرحمن بن أبی نجران قال: کتب ابوالحسن الرضا رسالة واقرأنیها قال: قال علیّ بن الحسین: «انّ محمّد کان امین االله فی ارضه، فلمّا قبض محمّد کنّا اهل البیت ورثته ونحن امناء االله فی ارضه... نحن ورثة الانبیاء ونحن ورثة اولی العزم من الرسل». | ||
در ص ۲۶۹ از کتاب، روایتی نقل شده که ذکر آن در اینجا خالی از فایده نیست: «عن | در ص ۲۶۹ از کتاب، روایتی نقل شده که ذکر آن در اینجا خالی از فایده نیست: «عن أبی بصیر قال: دخلت علی أبی عبد االله وأبی جعفر وقلت لهما: انتما ورثة رسول االله قال: نعم قلت: فرسول االله وارث الانبیاء، علم کلّما علموا فقال لی: نعم فقلت: انتم تقدرون علی أن تحیی الموتی وتبرؤا الاکمه والابرص فقال لی: نعم باذن االله ثم قال: ادن منّی یا ابا محمّد، فمسح یده علی عینی ووجهی وابصرت الشمس والسماء والارض والبیوت و...»(همان، ص ٢٦٩ ،ح ١.). | ||
*۵ .راسخان در علم: | *۵ .راسخان در علم: | ||
باب دهم از جزء چهارم با این عنوان است: «باب | باب دهم از جزء چهارم با این عنوان است: «باب فی الائمة ،انّهم الراسخون فی العلم الذی ذکرهم االله فی کتابه». | ||
در این باب جناب صفّار هشت روایت نقل میکند که ائمه خود را مصداق راسخان در علم در آیه شریفه( .سورۀ آل عمران ،آیۀ ٧) معرفی میکنند. | در این باب جناب صفّار هشت روایت نقل میکند که ائمه خود را مصداق راسخان در علم در آیه شریفه( .سورۀ آل عمران ،آیۀ ٧) معرفی میکنند. | ||
الامام الصادق: «نحن الراسخون | الامام الصادق: «نحن الراسخون فی العلم ونحن نعلم تأویله».(بصائر الدرجات، ص ٢٠٤ ،ح ٥.) | ||
الامام الباقر ـ فی قوله تعالی وما یعلم تأویله الا االله والراسخون فی العلم ـ : «رسول االله افضل الراسخین. قد علّمه االله جمیع ما انزل االله الیه من التنزیل والتأویل واوصیاءه من بعده یعلمونه کلّه».(همان، ص ٢٠٣ ،ح ٤.) | الامام الباقر ـ فی قوله تعالی وما یعلم تأویله الا االله والراسخون فی العلم ـ : «رسول االله افضل الراسخین. قد علّمه االله جمیع ما انزل االله الیه من التنزیل والتأویل واوصیاءه من بعده یعلمونه کلّه».(همان، ص ٢٠٣ ،ح ٤.) | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
در باب اول و دوم از جزء ثالث جناب صفّار ۱۶ روایت نقل میکند، مبنی بر اینکه علوم اهل بیت از بین نمیرود و هنگاممرگ بهفرد دیگری از اهل بیت به ارث نهاده میشود، به نمونههایی از این روایات اشاره میکنیم: عن الفضیل بن یسار قال: سمعت ابا عبد االله یقول: «انّ العلم الذی هبط مع آدم لم یرفع وانّ العلم یتوارث وما یموت منّا عالم حتّی یخلفه من اهله من یعلم علمه او ما شاءاالله».( .همان، ص ١١٤ ،ح ١.) | در باب اول و دوم از جزء ثالث جناب صفّار ۱۶ روایت نقل میکند، مبنی بر اینکه علوم اهل بیت از بین نمیرود و هنگاممرگ بهفرد دیگری از اهل بیت به ارث نهاده میشود، به نمونههایی از این روایات اشاره میکنیم: عن الفضیل بن یسار قال: سمعت ابا عبد االله یقول: «انّ العلم الذی هبط مع آدم لم یرفع وانّ العلم یتوارث وما یموت منّا عالم حتّی یخلفه من اهله من یعلم علمه او ما شاءاالله».( .همان، ص ١١٤ ،ح ١.) | ||
عن محمّد بن مسلم عن الامام الباقر: «علیّ عالم هذه الامّة والعلم یتوارث ولا | عن محمّد بن مسلم عن الامام الباقر: «علیّ عالم هذه الامّة والعلم یتوارث ولا یهلک احد منّا حتی یوتی من اهله من یعلم مثل علمه» | ||
همچنین روایات دیگری در باب هشتم از جزء هفت نقل میکند که دلالت دارند بر اینکه، ائمه علم را از پیامبر اکرم و امام علی به ارث بردهاند و هر کدام از اهل بیت آن را به فرد بعدی به ارث میگذارند.( .ر.ک، همان، ص ٣٢٦ ـ ٣٢٨.) | همچنین روایات دیگری در باب هشتم از جزء هفت نقل میکند که دلالت دارند بر اینکه، ائمه علم را از پیامبر اکرم و امام علی به ارث بردهاند و هر کدام از اهل بیت آن را به فرد بعدی به ارث میگذارند.( .ر.ک، همان، ص ٣٢٦ ـ ٣٢٨.) | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
*۷ .علم (حدیث) اهل بیت صعب مستصعب است: | *۷ .علم (حدیث) اهل بیت صعب مستصعب است: | ||
یازدهمین باب از جزء اول تحت عنوان «باب | یازدهمین باب از جزء اول تحت عنوان «باب فی ائمة آل محمّد حدیثهم صعب مستصعب» نامیده شده است. از مجموع ۲۰ روایتی که در این باب نقل شده، ۱۹ روایت دلالت دارند بر صعب و مستصعب بودن حدیث اهل بیت، اما در روایتی که در انتهاء باب نقل شده از علم اهل بیت به عنوان صعب مستصعب یاد شده است: الامام زین العابدین: «واالله لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقتله ولقد اخا رسول االله بینهما فما ظنّکم بسایر الخلق، انّ علم العالم صعب مستصعب لا یحتمله الا نبیّ مرسل او ملک مقرب او عبد مؤمن امتحن االله قلبه للایمان وانما صار سلمان من العلماء لانّه امرؤ منا اهل البیت فلذلک نسبه الینا».(همان، ص ٢٥ ،ح ٢١.) | ||
به هر حال چه بگوییم حدیث اهل بیت، صعب مستصعب است یا بگوییم علم اهل بیت، صعب مستصعب است، در هر حال روایات دلالت بر صعب مستصعب بودن علم اهل بیت دارند، چرا که احادیث اهل بیت نیز جزئی از علوم اهل بیت است. | به هر حال چه بگوییم حدیث اهل بیت، صعب مستصعب است یا بگوییم علم اهل بیت، صعب مستصعب است، در هر حال روایات دلالت بر صعب مستصعب بودن علم اهل بیت دارند، چرا که احادیث اهل بیت نیز جزئی از علوم اهل بیت است. | ||
| خط ۱۳۱: | خط ۱۳۱: | ||
ج- داناترین مردم | ج- داناترین مردم | ||
عن الإمام الرضا {{ع}}: «إنّ الأنبیاء و الأئمة صلوات الله علیهم، یوفّقهم، الله و یؤتیهم من مخزون علمه و حکمه مالا یؤتیه غیرهم، فیکون علمهم فوق علم أهل الزمان فی قوله تعالی: « ... أَفَمَن | عن الإمام الرضا {{ع}}: «إنّ الأنبیاء و الأئمة صلوات الله علیهم، یوفّقهم، الله و یؤتیهم من مخزون علمه و حکمه مالا یؤتیه غیرهم، فیکون علمهم فوق علم أهل الزمان فی قوله تعالی: « ... أَفَمَن یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَی ... [یونس 10: 35]» و قوله تبارک و تعالی: « ... وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا ... [بقره 2: 269]» و قوله فی طالوت: « ... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ... [بقره 2: 247]». | ||
د- راسخان در علم: | د- راسخان در علم: | ||
| خط ۱۵۶: | خط ۱۵۶: | ||
اینجا تذکر چند مطلب لازم به نظر میرسد: | اینجا تذکر چند مطلب لازم به نظر میرسد: | ||
اول: مراد از امام در مورد بحث که میگوییم علمش از جهت کمّیّت و کیفیّت عمومیت دارد و به همه چیز عالم است و با کوچکترین توجه میداند، آن معنی نیست که در کتب کلام و اصطلاح متکلمین است که عبارت از شخصی است که ریاست عامّه الاهیه بر دین و دنیا به نصّ رسول الله{{صل}} داشته باشد. و نیز مراد مطلق معصوم نیست که شامل ملائکه نیز باشد که خودشان اعتراف کردند: «لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا»،@البقرة(۲): ۳۲.@ بلکه مراد از امام در این مقام، مطلقِ آن کسی است که ریاست الاهیه عامه داشته باشد خواه به توسط پیغمبر باشد مثل اوصیاء و ائمه یا بلاواسطه پیغمبر باشد مانند خود پیغمبر. پس مراد از امام در مورد بحث شامل پیغمبر نیز هست، چنان که در آیه شریفه: | اول: مراد از امام در مورد بحث که میگوییم علمش از جهت کمّیّت و کیفیّت عمومیت دارد و به همه چیز عالم است و با کوچکترین توجه میداند، آن معنی نیست که در کتب کلام و اصطلاح متکلمین است که عبارت از شخصی است که ریاست عامّه الاهیه بر دین و دنیا به نصّ رسول الله{{صل}} داشته باشد. و نیز مراد مطلق معصوم نیست که شامل ملائکه نیز باشد که خودشان اعتراف کردند: «لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا»،@البقرة(۲): ۳۲.@ بلکه مراد از امام در این مقام، مطلقِ آن کسی است که ریاست الاهیه عامه داشته باشد خواه به توسط پیغمبر باشد مثل اوصیاء و ائمه یا بلاواسطه پیغمبر باشد مانند خود پیغمبر. پس مراد از امام در مورد بحث شامل پیغمبر نیز هست، چنان که در آیه شریفه: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»@البقرة(۲): 124.@ حضرت ابراهیم نبی بود و پس از مدتها به مقام امامت نائل شد و آن مقام ولایت کلّیه را دارا گشت. مقام امامت بالاتر از مقام نبوت مطلقه است، چنانچه در محل خود تفصیلاً بیان شده است. | ||
دوم: مراد از علم امام علم باطنی فطری لدنی موهوبی از جانب خداوند عالم است با الهام و وحی مع الواسطه یا بلاواسطه و یا با هر اسبابی که اختصاص به انبیاء و اوصیاء آنها دارد. و مراد علم ظاهری کسبی آنها که حاصل از امارات و حواس ظاهریه و اکتسابیه است نیست، زیرا بدیهی است که علم ظاهری که برای امام حاصل میشود مانند علم ظاهری حاصل برای دیگران است که تابع اسباب و حواس ظاهری است در کمیّت و کیفیّت، و در اینباره خلافی در میان علماء وجود ندارد. | دوم: مراد از علم امام علم باطنی فطری لدنی موهوبی از جانب خداوند عالم است با الهام و وحی مع الواسطه یا بلاواسطه و یا با هر اسبابی که اختصاص به انبیاء و اوصیاء آنها دارد. و مراد علم ظاهری کسبی آنها که حاصل از امارات و حواس ظاهریه و اکتسابیه است نیست، زیرا بدیهی است که علم ظاهری که برای امام حاصل میشود مانند علم ظاهری حاصل برای دیگران است که تابع اسباب و حواس ظاهری است در کمیّت و کیفیّت، و در اینباره خلافی در میان علماء وجود ندارد. | ||
و اصل عدم علم امام که از قلم جمعی از بزرگان در فقه و در اصول فقه و یا در مقامهای دیگر، که تعبیر کردهاند: «امام نمیدانست»، و یا «بر ظن وی غلبه کرد» و نظایر آن عبارات، جاری و صادر گشته، نظر به این علم ظاهری است که امام مکلف است به آن عمل نماید؛ و به این مطلب در اضافات بر کتاب انیس الموحدین نراقی(ره) اشارت رفته است و مورد کلام جمعی از بزرگان هم راجع به این علم ظاهری است.@و آنچه از سید علمالهدی و شیخ طوسی رحمهم الله تعالی درباره امیرالمؤمنین و سیدالشهدا سلام الله علیهما نقل شده و در تنزیه الانبیاء و تلخیص الشافی فرمودهاند، تماماً راجع به علم ظاهری امام است و اگر راجع به آن نباشد، خلط بین علم ظاهری امام و علم باطنی اوست که کاملاً در زمانهای آن اکابر تحقیق نشده بوده است.@ | و اصل عدم علم امام که از قلم جمعی از بزرگان در فقه و در اصول فقه و یا در مقامهای دیگر، که تعبیر کردهاند: «امام نمیدانست»، و یا «بر ظن وی غلبه کرد» و نظایر آن عبارات، جاری و صادر گشته، نظر به این علم ظاهری است که امام مکلف است به آن عمل نماید؛ و به این مطلب در اضافات بر کتاب انیس الموحدین نراقی(ره) اشارت رفته است و مورد کلام جمعی از بزرگان هم راجع به این علم ظاهری است.@و آنچه از سید علمالهدی و شیخ طوسی رحمهم الله تعالی درباره امیرالمؤمنین و سیدالشهدا سلام الله علیهما نقل شده و در تنزیه الانبیاء و تلخیص الشافی فرمودهاند، تماماً راجع به علم ظاهری امام است و اگر راجع به آن نباشد، خلط بین علم ظاهری امام و علم باطنی اوست که کاملاً در زمانهای آن اکابر تحقیق نشده بوده است.@ | ||
| خط ۱۷۲: | خط ۱۷۲: | ||
"روایات مربوط به اینکه امامان معصوم{{عم}} اگر بخواهند بدانند، تعلیم داده می شوند." | "روایات مربوط به اینکه امامان معصوم{{عم}} اگر بخواهند بدانند، تعلیم داده می شوند." | ||
«عَنْ | «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ، عُلِّم» | ||
"از امام صادق{{ع}} روایت شده است که فرمود: همانا اگر امام بخواهد بداند، تعلیم داده می شود." | "از امام صادق{{ع}} روایت شده است که فرمود: همانا اگر امام بخواهد بداند، تعلیم داده می شود." | ||
وَ عَنْهعلیه السلام: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ | وَ عَنْهعلیه السلام: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ أُعْلِم» | ||
"و از ایشان{{ع}} روایت شده است که فرمودند: همانا امام اگر بخواهد بداند، آگاهی داده می شود." | "و از ایشان{{ع}} روایت شده است که فرمودند: همانا امام اگر بخواهد بداند، آگاهی داده می شود." | ||
وَ عَنْهعلیه السلام: «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ | وَ عَنْهعلیه السلام: «إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ أَنْ یَعْلَمَ شَیْئاً أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِک» | ||
"و از ایشان{{ع}} روایت شده است که فرمودند: اگر امام بخواهد نسبت به چیزی آگاه گردد، خداوند متعال او را نسبت به آن چیز آگاه می سازد. | "و از ایشان{{ع}} روایت شده است که فرمودند: اگر امام بخواهد نسبت به چیزی آگاه گردد، خداوند متعال او را نسبت به آن چیز آگاه می سازد. | ||
| خط ۱۹۴: | خط ۱۹۴: | ||
در پایان نامه علم غیب در روایات | در پایان نامه علم غیب در روایات | ||
: | : ویژگی های علم امام ع | ||
1- علم امام | 1- علم امام ارادی است | ||
امام صادق(ع) | امام صادق(ع) می فرماید هرگاه امام اراده نماید که چیزی را بداند خداوند امام را برآن چیز آگاه می سازد. | ||
مفهوم علم | مفهوم علم ارادی | ||
آنچه | آنچه که از روایات فوق بدست می آید این است که علم ارادی به این معنا است که امام هر گاه اراده کند که چیزی را بداند میداند و در کیفیت این آگاهی یافتن روایات عمودی از نور را مطرح می کند که آن وسیله شناخت امام و اطلاع یافتن او بر امور است. | ||
چگونگی اطلاع از وقایع براساس علم ارادی | |||
عمود از نور | عمود از نور وسیله شناخت امام(ع)بر اشیاء | ||
أبی عبد الله ع قال: إن الله إذا أراد أن یخلق الإمام أنزل قطرة من ماء المزن فیقع علی کل شجرة فیأکل منه ثم یواقع فیخلق الله الإمام فیسمع الصوت فی بطن أمه فإذا وقع علی الأرض رفع له منار من نور یری أعمال العباد2 | |||
أبو عبد الله ع: قرارداده | أبو عبد الله ع: قرارداده می شود ستونی از نور از آسمان تا زمین برای امام و امام توسط آن نور اعمال بندگان رامی بیند | ||
أبا جعفر ع | أبا جعفر ع یقول: امام صادق(ع) می فرماید هرگاه امام اراده نماید که چیزی را بداند خداوند امام را برآن چیز آگاه می سازد. | ||
أبا جعفر ع | أبا جعفر ع یقول: إن الإمام ... یرفع له عمودا من نور یری به أعمال العباد | ||
امام باقر(ع) | امام باقر(ع) می فرماید همانا برای امام ستونی از نور برافراشته می شود که امام بواسطه آن اعمال بندگان را می بیند. | ||
روایاتی بسیار زیادی به این مضمون از امام صادق و امام باقر ع در منابع حدیثی شیعه نقل شده است | |||
2- | 2- افزایش علمی آنها از ناحیه خداوند و موهبت الهی است | ||
سلیمان دیلمی می گوید از امام صادق ع پرسیدم که از شما بارها شنید م که می گویید: اگر ما افزایش علمی پیدا نکنیم بدون علم می مانیم فرمود اما حلال و حرام را خداوند بطور کامل بر پیامبر اش فرو فرستاده است و امام در حلال حرام افزایش علمی پیدا نمی کند به او گفتم پس این افزایش چیست؟ فرمود در سائر چیزها غیر از حلال و حرام گفتم آیا بر چیزی افزایش علمی پیدا می کنید که بر پیامبر مخفی باشد و آنرا نداند فرمود خیر علم از نزد خدا بیرون می آید فرشته آنرا نزد پیامبر می آورد و می گوید ای محمد پروردگارت به تو چنین و چنان دستور می دهد پیامبر می فرماید: آنرا نزد علی ببر پیوسته آنرا چنین نزد یک به یک می برد تا اینکه به ما می رسد و غیر ممکن است که امام چیزی را بداند که پیامبر خدا و امام پیش از او نداندامام رضا ع و امام صادق ع می فرماید ما افزایش علمی پیدا می کنیم و اگر افزایش علمی نداشته باشیم بی علم می مانیم1 | |||
زراره از امام باقر ع نقل | زراره از امام باقر ع نقل می کند که حضرت می فرمود: اگر ما افزایش علمی نداشته باشیم بی علم می مانیم زراره می پرسد آیا چیزی بر علم شما افزوده می شود که پیامبر ص نداند حضرت در پاسخ می فرماید اگر آن چیز باشد ابتدا بر پیامبر نازل می شود سپس بر امامان معصوم ع تا اینکه به ما می رسد. | ||
3- علم آنان از خزانه | 3- علم آنان از خزانه ی غیبی خداوند است | ||
امام باقر ع فرمود: به خدا قسم | امام باقر ع فرمود: به خدا قسم که ما خزانه دار خدائیم در آسمان و زمین اش نه آنکه خزانه دار طلا یا نقره باشیم بلکه خزانه دار علم او هستیم . | ||
راوی بنام ابراهیم از امام صادق ع می پرسد فدایت شوم در مورد این آیه از قرآن که می فرماید( یا رشک می ورزند بر آنها بخاطر آنچه که خداوند از فضل خود به آنها عنایت فرموده است همانا ما بر آل ابراهیم کتاب و حکمت عطا کردیم و برای آنان ملک عظیم ) شما چه می فرمایید امام صادق ع می فرماید ما همان مردمی هستیم که خداوند در این آیه اشاره نمود، و ما آنانی هستیم که بر ما رشک می ورزند و ما اهل ملک و حاکمیت هستیم و ما وارثان انبیاء ایم؛ در نزد ما عصای موسی است و ما خزانه داران خدا در زمین ایم نه خزانه داران طلا و نقره و همانا از ماست رسول خدا و علی و حسن و حسین ع | |||
4- علم آنان علم | 4- علم آنان علم انبیا است و از طریق وراثت به آنان می رسد | ||
امام باقر ع | امام باقر ع می فرماید رسول الله ص می فرمود: همانا اولین وصی برروی زمین هدیهْ خداوند فرزند آدم بود و هیچ نبی نیامده است مگر اینکه وصی داشته و تمامی انبیاء صدوبیست هزار نفر بوده اند و از این تعداد پنج تای آنان اولوالعزم بودند که عبارت اند از نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، و محمد ع و علی ابن ابی طالب هدیهْ بود از ناحیه خداوند برای حضرت محمد ص و او وارث علم اوصیاء و کسانی که قبل از خودش بودند می باشد اما حضرت محمد ص وارث علم انبیاء و رسولان قبل از خود می باشد. | ||
امام صادق ع :همانا داود وارث علم | امام صادق ع :همانا داود وارث علم انبیاء بود و سلیمان وارث علم او، و همانا محمد ص وارث علم سلیمان است و ما وارث او، و در نزد ما و در نزد ما صحف ابراهیم و لوح های موسی است در ادامه راوی (ابوبصیر) می پرسد: آیا این همان علم کامل است حضرت در جواب می گوید نه ای ابامحمد این علم نیست بلکه علم آن چیزی است که در شب و روز و ساعتی پس از ساعتی و یا روزی پس از روزی دیگر ایجاد می شود. 1 | ||
5- | 5- حدیث آنها حدیث پیامبر است | ||
امام صادق(ع) | امام صادق(ع) می فرماید: حدیث من حدیث پدرم و حدیث او حدیث جدم و حدیث جدم حدیث حسین(ع) و حدیث حسین(ع) حدیث حسن(ع) و حدیث حسن(ع)حدیث امیرالمومنین(ع) حدیث امیرالمومنین(ع)حدیث رسول الله(ص)و حدیث رسول الله کلام خداوند(ج) می باشد. | ||
6- | 6- داناترین مردم3 | ||
امام باقر(ع) | امام باقر(ع)می فرماید که پیامبر ص فرمود علی ابن ابی طالب و اوصیاء بعد از او همانا داناتر از شما یند و من از پروردگارم خواسته ام که جدایی نیاندازد بین آنها و قرآن تا اینکه در حوض بر من وارد شوند. | ||
امام صادق(ع) در مورد | امام صادق(ع) در مورد کلام خداوند که فرمود اطاعت کنید خدا و رسول و اولی الامر تان را می فرماید این آیه در مورد علی ابن ابی طالب و حسن و حسین نازل شده است و رسول الله ص در باره آنان فرمود به آنان چیزی نیاموزید که آنها از شما دانا تر اند4 | ||
7-راسخان در علم | 7-راسخان در علم | ||
علی ع: ونحن الراسخون فی العلم ونحن منار الهدی1 | |||
اباجعفر ع: قال الله | اباجعفر ع: قال الله ومایعلم تاْویله الا الله والراسخون فی العلم نحن نعلمه2 | ||
ابی عبدالله ع: الراسخون فی العلم امیرالموْمنین والائمه ع3 | |||
در | در این سه روایت حضرات امام علی(ع)،امام باقر(ع)و امام صادق(ع) ائمه(ع) را راسخان در علم و آگاهان بر تاْویل آن معرفی می نمایند | ||
ابوعبدالله ع: نحن الراسخون | ابوعبدالله ع: نحن الراسخون فی العلم ونحن المحسودون الذین قال الله تعالی ام یحسدون الناس علی ما اتاهم الله من فضله4 | ||
در | در این حدیث امام صادق ضمن آنکه ائمه(ع) را راسخان در علم معرفی می فرماید ائمه(ع) را از مصداق این آیهْ از قرآن معرفی می کند که می فرماید( مردم بر آنان رشک می ورزند بخاطر آنچه که خداوند از فضل خویش بر آنان عنایت فرموده است) | ||
8- معدن علم | 8- معدن علم | ||
ما درخت | ما درخت نبوتیم و محل فرودآمدن رسالت وجای آمد و شد فرشتگان رحمت و کان های دانش و چشمه سار های بینش. | ||
9- علم آنان | 9- علم آنان احیا کننده دانش است | ||
علی ع:آنان زنده کنندگان دانش اند و میرانند گان جهل، برد باری شان شما را از دانش شان خبر می دهد و برون آنان از درون شان، و سکوت شان از حکمت شان خبر می دهد. | |||
صفحه 54 تا60 | صفحه 54 تا60 | ||
[[رده:پاسخهایی برای بازنویسی]] | [[رده:پاسخهایی برای بازنویسی]] | ||