پرش به محتوا

فضیلت اخلاقی: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۰۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' {{علم معصوم}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">' به '{{علم معصوم}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> ')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{علم معصوم}}
{{مدخل مرتبط
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">
| موضوع مرتبط = اخلاق
اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| عنوان مدخل =
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فضیلت اخلاقی در قرآن]] - [[فضیلت اخلاقی در حدیث]] - [[فضیلت اخلاقی در نهج البلاغه]] |[[فضیلت اخلاقی در اخلاق اسلامی]] </div>
| مداخل مرتبط = [[فضیلت اخلاقی در فلسفه اسلامی]] - [[فضیلت اخلاقی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[فضیلت اخلاقی در سبک زندگی اسلامی]]
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فضیلت اخلاقی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| پرسش مرتبط  =  
}}


==مقدمه==
'''فضایل اخلاقی''' هر فعل و حالتی است که موجب کمالی برای نفس انسان می‌شود. برخی از مهم‌ترین عوامل شد فضائل اخلاقی عبارت است از: [[وراثت]]؛ [[محیط خانواده]]؛ محیط اجتماعی؛ [[فیض]] و [[اراده الهی]]؛ [[عزم]]؛ [[تفکر]] و [[تعقل]]؛ [[شناخت]] [[عیوب]]؛ [[دعا]]؛ انجام [[فرائض]] و [[دستورات]] [[شریعت]] و انس با [[قرآن]] و [[توسل به اهل بیت]]. موانع رشد فضایل اخلاقی نیز عبارت است از: [[خودخواهی]] و حب نفس؛ [[حب دنیا]]: نقص در [[ایمان]] و [[غفلت]].
*از جمله مباحثی که در حوزه [[اخلاق]] مطرح می‌‌باشد و شاید [[جایگاه]] تمام مباحث [[اخلاقی]] را به خود سوق می‌دهد بحث [[فضائل اخلاقی|فضائل]] و [[رذایل اخلاقی]] است مباحثی از قبیل چیستی فضیلت و [[رذیلت]] و ملاک [[شناخت]] و اقسام آنها و اینکه چگونه می‌توان به [[فضایل]] آراسته شد و از [[رذایل]] دوری جست. یا اینکه آراسته شدن به [[فضایل]] دفعی است یا تدریجی و دوری از [[رذایل]] نیز به یکدفعه تحقق پیدا می‌‌کند یا باید ریشه‌یابی نمود و از پایه آغاز کرد مباحث مهمی‌ است که در کتب [[اخلاقی]] از آن بحث به می‌ان می‌آید زیرا فضیلت و [[رذیلت]] از واژه‌های کلیدی در حوزه [[اخلاق]] به شمار می‌آید به حدی که بسیاری از [[عالمان]] [[اخلاق]] این [[علم]] را به چگونگی آراستن به [[فضایل]] و دوری جستن از [[رذایل]] معنا کرده‌اند، مرحوم [[علامه طباطبایی]] به مناسبت در جاهای گوناگون این مباحث را به صورت [[علمی‌]] و دقیقه مطرح نموده است.


==پیشینه و تعریف [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]]==
== مقدمه ==
*پیش از آنکه به نظریه مرحوم [[علامه طباطبایی]] در این زمینه پرداخته شود مناسب است به گذشته بحث فضیلت و [[رذیلت]] مروری شود تا اهمیت آن روشن‌تر و ارزیابی دقیق‌تری از آن صورت پذیرد.
منظور از [[فضایل اخلاقی]] هر فعل و حالتی است که موجب کمالی برای نفس گردد. در زبان عربی [[فضیلت]] به معنای زیاده و فزونی است<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ص۲۸۰ ماده فضل.</ref> چه [[نیک]] و چه بد؛ لکن به تدریج معنای مثبت آن [[غلبه]] کرده و به معنای فزونی و پیشی در صفت خوب به کار برده شده است. در یک تقسیم‌بندی که از قدیم‌الأیام در کتب [[اخلاقی]] وجود داشته است فضایل به دو بخش فضایل [[عقلانی]] و [[فضائل اخلاقی]] تقسیم شده است<ref>ارسطو، اخلاق نیکو ماخوس، ص۵۴.</ref>. [[فضائل]] [[عقلی]] اموری مانند [[شناخت علمی]]، [[توانایی عملی]] (فنی و هنر)، [[عقل شهودی]] و [[حکمت نظری]] را شامل می‌شود و فضایل اخلاقی اموری مانند [[شجاعت]]، [[خویشتن‌داری]]، [[عدالت]]، [[شکیبایی]] را شامل می‌گردد.
*این بحث در کتب [[فیلسوفان]] پیش از میلاد مانند [[سقراط]]، [[افلاطون]] و [[ارسطو]] به طور گسترده مطرح شده است. آنها [[اعتدال]] در قوای [[انسانی]] را فضیلت می‌‌دانستند و [[افراط و تفریط]] در آن را [[رذیلت]]، که البته باید به صورت ملکه [[نفسانی]] باشد و تا زمانی که به صورت ملکه [[نفسانی]] در نیاید نمی‌‌توان آنها را فضیلت یا [[رذیلت]] دانست و با توجه به اینکه [[انسان]] دارای سه [[قوه]] به نام‌های شهویه و غضبیه و عاقله است و [[عقل]] نیز به دو قسم عملی و نظری دانسته شد، در مجموع [[اعتدال]] هر کدام از این قوا فضیلت شمرده شد که به ترتیب عبارتند از: [[عفت]]، [[شجاعت]]، [[عدالت]] و [[حکمت]] و این چهار مورد در [[حقیقت]] جنس فضیلت به شمار می‌آید، و [[افراط و تفریط]] در هر کدام که در مجموع هشت مورد می‌‌باشد به عنوان اجناس [[رذیلت]] دانسته شده که در [[قوه شهویه]] [[شره]] و خمول و در [[قوه غضبیه]] تهوّر و [[جبن]] و در [[عقل عملی]] [[ظلم]] و [[انظلام]] و در [[عقل نظری]] [[سفسطه]] و [[جهل]] نامگذاری شده است<ref>اخلاق نیکوماخس، ج ۱، ص ۲۳.</ref>.
 
*در نتیجه فضیلت از نظر [[ارسطو]] رعایت [[اعتدال]] بین قوای نفس و خودداری از [[افراط و تفریط]] می‌‌باشد. او دو وجه امتیاز را برای [[اعمال]] خوب و فضیلت‌آمیز قائل شده است.
با توجه به تعریف [[اخلاق]]: «صفات و ویژگی‌های [[پایدار]] در نفس که موجب می‌شوند کارهای متناسب با آن صفات بدون نیاز به [[تأمل]] از [[انسان]] صادر شود»؛ اگر این [[حالت نفسانی]] به گونه‌ای باشد که کارهای [[زیبا]] و پسندیده از انسان صادر شود آن را «فضیلت اخلاقی» و اگر [[افعال]] [[زشت]] و ناپسند از وی صادر شود آن را «رذایل اخلاقی» گویند<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۲.</ref>.
*اوّل، آنکه [[اعمال]] انجام شده درست و [[شایسته]] اوضاع و احوال باشد.
 
*دوّم، آنکه محرّک آن عمل، [[حسن]] [[نیّت]] و خیر باشد. در نتیجه عواطفی مانند [[خشم]] و کین که [[عواطف]] بسیطند از نظر [[ارسطو]] فضیلت به شمار نمی‌‌آید، زیرا در [[عواطف]] [[انتخاب]] به کار نرفته است و نیز استعداد از نظر [[ارسطو]] فضیلت دانسته نمی‌‌شود، بلکه فضیلت آن ملکه‌ای است که با تمرین و ممارست استعدادهای بالقوه به دست می‌آید و الّا در صرف استعداد که هیچ نوع [[اراده]] عملی [[ظهور]] پیدا نکرده فضیلتی وجود ندارد و افرادی که مستعدند، [[مستحق مدح]] و ذمّ نیستند و نیز از نظر ارسطو [[اعمال]] جزئی و نادر هیچ نوع [[ارزش]] [[اخلاقی]] ندارد. مثلاً کسی که به طور نادر و گهگاه [[بخشش]] می‌نماید به او سخاوت‌مند گفته نمی‌‌شود بلکه به کسی که ملکه [[سخاوت]] دارد و همواره [[بخشش]] از او آشکار می‌‌شود سخّی اطلاق می‌‌شود.
== عوامل رشد فضایل اخلاقی ==
*نکته دیگری که در [[اخلاق]] ارسطوئی وجود دارد این است که اگر خصوصیاتی برای همه فراهم نباشد جزء فضیلت به حساب نمی‌‌آید مانند [[بزرگ‌منشی]] که مستلزم [[ثروت]] زیاد و اصالت [[خانوادگی]] است و نکتۀ دیگر آن است که فرد [[نیک]] کسی است که در [[اعمال]] نیکش [[احساس]] لذّت کند<ref>ارسطو، اخلاق نیکوماخس، ص ۲۲–۲۷.</ref>.
منظور از عوامل رشد فضایل اخلاقی هر علتی است که می‌تواند موجب زیبنده شدن انسان به صفتی گردد که از آن صفت [[افعال]] و حالاتی صادر گردد که موجب [[قرب]] انسان به خداوند گردد. در یک تقسیم‌بندی می‌توان این عوامل را به دو دسته عوامل بیرونی و درونی تقسیم نمود.
*خواجه نصیرالدین برای [[فضایل]] سه [[درجه]] قائل است:
 
#فضایلی که [[مردم]] آن را [[سعادت]] نامی‌ده‌اند و آن صرف [[اراده]] و طلب در [[مصالح]] خویش در همین عالم محسوس و امور حسّی است که متعلق به نفس و [[بدن]] است، مشروط به رعایت [[اعتدال]] در آنچه ملایم احوال است. گرچه هنوز [[آدمی‌]] از [[هواهای نفسانی]] و [[شهوات]] خالی نباشد ولی حدّ [[اعتدال]] نگه دارد، و معنی [[اعتدال]] نگهداشتن حد وسط بین درخواست نفس و [[فرمان]] [[عقل]] است.
برخی از مهم‌ترین این عوامل عبارت‌اند از:
#فضیلت، صرف [[اراده]] و [[همت]] در امری [[افضل]] از امور نفس و [[بدن]] است و معرّا از اهواء، [[شهوات]] و امور حسّی است و بجز آنچه ضروری و ناگزیر باشد التفات نکند. افراد در این مرتبه از [[فضایل]] درجات متفاوت و رو به تزاید دارند، از جهت اختلافشان در طبایع، عادات، [[علم]]، [[فهم]]، [[معرفت]]، [[همّت]]، [[شوق]] و [[تحمل]] [[مشقت]].
 
#آخرین مرتبه فضیلت، آن است که [[افعال]] [[مردم]] همه [[الهی]] محض شود و [[افعال الهی]] [[خیر]] محض است و فعلی که خیر محض است فاعلش برای غرض جز نفس آن فعل، آن را انجام نمی‌‌دهد. بدین معنی که [[افعال الهی]] را برای جذب حظّی، عوض، مباهاتی یا دفع مجازاتی انجام نمی‌‌دهد بلکه فعل او بعینه غرض اوست و این منتهای [[حکمت]] است<ref>طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاق ناصری، ص ۸۹–۹۱.</ref>.
=== عوامل بیرونی ===
*بی‌شک وقتی [[آدمیان]] فضیلت را بشناسند به دنبال آن [[رذیلت]] را هم خواهند [[شناخت]]. در عین حال در طرح مباحث مربوط به [[رذیلت]] دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌‌شود.
# '''[[وراثت]]:''' بدون تردید یکی از عوامل مؤثر بر شکل‌گیری [[شخصیت انسان]] عامل [[وراثت]] می‌باشد که در [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا}} «و نوح گفت: پروردگارا! از کافران هیچ کس را روی زمین بر جای مگذار * که اگر آنان را وا نهی بندگانت را گمراه می‌کنند و جز گنهکار بسیار ناسپاس پدید نمی‌آورند» سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷.</ref> و [[روایات]]<ref>آمدی، غررالحکم، ج۳، ص۳۹۲.</ref> نیز به آن اشاره شده است.
*نزد در [[حکما]] [[خروج]] از [[اعتدال]] هر خلقی [[ناپسند]] است و لذا [[ارسطو]] [[افراط و تفریط]] در جنس هر فضیلتی را [[رذیلت]] دانسته است، از این رو او سه نوع خلقیات را قائل است. دو [[رذیلت]] یکی در طرف [[افراط]] و دیگری [[تفریط]] و تنها یک فضیلت وجود دارد و آن حد وسط و [[اعتدال]] بین [[افراط و تفریط]] است <ref>ارسطو، اخلاق نیکوماخس، ص ۵۵.</ref>.
# '''[[محیط خانواده]]:''' محیط خانواده یکی از عوامل بسیار مهم در [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] افراد [[خانواده]] است. [[خانواده]] کوچک‌ترین واحد [[اجتماع]] است و [[سعادت]] [[اجتماعی]] در گرو [[سلامت]] واحدهای اجتماعی است.
*[[خواجه نصیرالدین طوسی]] مانند [[ارسطو]]، [[افراط و تفریط]] در [[حکمت]]، [[شجاعت]]، عفّت و [[عدالت]] را [[رذیلت]] دانسته است<ref> طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاقی ناصری، ص ۱۱۷، ۱۴۲ و ۱۴۳.</ref> و در بیان دیگری [[شقاوت]] را چهار چیز دانسته، اول [[تنبلی]] و بطالت که موجب [[تضییع عمر]] می‌‌شود، دوم [[جهل]] و غباوت که موجب ترک [[حکمت نظری]] و [[تضعیف]] [[قوه]] نظری می‌‌شود، سوم وقاحتی که از اهمال نفس و [[پیروی]] از [[شهوات]] پدید می‌‌آید، چهارم تکرار و [[اصرار]] بر [[قبایح]] که موجب بازگشت به [[اعمال صالح]] می‌‌شود<ref> طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاقی ناصری، ص ۱۱۷، ۱۴۲ و ۱۴۳.</ref>.
# '''محیط اجتماعی:''' اجتماع به معنای عام آنکه شامل محیط [[زندگی]]، محیط کار، محیط تحصیل است، نقش تعیین کننده‌ای در رشد [[فضایل اخلاقی]] دارد. یکی از اهداف بزرگ [[تشکیل حکومت اسلامی]] ترویج و رشد [[اخلاق الهی]] در [[جامعه]] است<ref>امام خمینی، کتاب ولایت فقیه، ص۲۹.</ref>. محیط [[آموزش]] باید به‌گونه‌ای باشد که [[انسان]] متخلق به اخلاق الهی [[تربیت]] کند، [[تربیتی]] که مطابق با [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] باشد و در نتیجه [[جامعه]] یک محیط نورانی و مستعد برای [[تربیت]] [[انسان‌ها]] مطابق با فطرت‌الله گردد<ref>صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۳-۳۲.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۴.</ref>
*[[غزالی]] نیز مانند [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، [[افراط]] یا [[تفریط]] در سه [[قوه]] [[علم]]، [[غضب]] و [[شهوت]] را منشأ پیدایش [[اخلاق]] سوء دانسته و گفته است از [[افراط]] [[قوه]] [[علم]]، گربزُی پدید آید و از نقصان آن ابلهی و [[حماقت]] (البته خواجه آن را [[افراط]] چهارم [[قوه]] نامید) و چون [[معتدل]] باشد، [[تدبیر]] و [[رأی]] [[نیکو]] و درست پدید آید. [[افراط]] قوۀ [[خشم]] را، تهور گویند و [[تفریط]] و نقصان آن را بزدلی و بی‌حمیتی خوانند و [[اعتدال]] آن را [[شجاعت]] گویند، از تهور، لاف و [[عجب]] و [[کبر]] و به خطر انداختن خویشتن و امثال آن خیزد و از [[تفریط]] و [[نقص]] قوۀ [[خشم]]، [[بیچارگی]]، [[جزع]]، [[تملق]] و مذلّت نتیجه می‌‌شود. [[افراط]] قوۀ [[شهوت]] به [[شره]] انجامد که موجب [[شوخی]]، [[پلیدی]]، بی‌مروّتی، ناپاکی، [[حسد]] و [[خواری]] کشیدن از [[توانگران]] و حقیر داشتن درویشان و امثال این خیزد. اگر [[قوه]] [[شهوت]] ناقص بود، نامردی، [[سستی]]، و چون [[معتدل]] بود آن را [[عفت]] گویند، از آن [[شرم]]، [[قناعت]]، [[مسامحه]]، [[صبر]]، ظرافت و موافقت نتیجه می‌‌شود<ref>ر.ک: غزالی، محمد، کیمی‌ای سعادت، ص ۴۲۹-۴۳۱.</ref>.
# '''مربی:''' [[جهان هستی]] مدرسه‌ای است که معلمین اصلی آن [[انبیاء الهی]] هستند و ایشان برای این [[مبعوث]] شده‌اند که [[انسان]] متخلق به اخلاق الهی تربیت نمایند و [[بشر]] را از [[زشتی‌ها]]، [[پلیدی‌ها]]، [[فسادها]] و [[رذایل اخلاقی]] دور سازند و با [[فضائل]] و [[آداب]] [[حسنه]] آشنا کنند<ref>امام خمینی، جهاد اکبر، ص۱۲.</ref>. [[قوه عاقله]] به تنهایی برای [[رشد]] فضائل کافی نیست و تربیت [[انبیاء]] و [[اولیاء]] به کمک [[عقل]] می‌آید<ref>اردبیلی، عبدالغنی، تقریرات [[فلسفه]] امام، ج۳، ص۳۶۶.</ref>.
*[[فیض کاشانی]] که از علمای بزرگ [[اخلاق اسلامی‌]] است [[اعتدال]] سه [[قوه]] را [[اخلاق]] محسوب کرده است یعنی [[برقراری عدالت]] بین [[علم]] و [[خشم]] و [[شهوت]] را [[اخلاق حسنه]] و [[خروج]] از [[اعتدال]] این سه [[قوه]] را [[رذیلت]] می‌‌داند و منظور از [[اعتدال]] نزد او، مضبوط کردن [[خشم]] و [[شهوت]] تحت نظر [[عقل]] و [[شرع]] است<ref>فیض کاشانی، محسن، المحجة البیضاء، ص ۱۰–۱۴.</ref>.
# '''[[اسوه]]:''' در هر [[اجتماعی]] افراد زبده و برجسته مورد توجه قرار می‌گیرند و توجه سایرین را به خود جلب می‌کنند. به طور طبیعی [[رفتار]] این قبیل افراد در روحیه دیگران مؤثر خواهد بود. بر همین اساس در [[قرآن کریم]] [[خداوند]] با [[ستودن]] انبیاء و [[اولیاء الهی]] و [[مؤمنین]] سعی در برجسته کردن این افراد به عنوان افرادی که شایسته است الگوی دیگران قرار گیرد می‌نماید. انبیاء الهی و [[ائمه اطهار]] و [[معصومین]] شایسته این هستند که به‌عنوان [[اسوه]] و [[الگو]] قرار گیرند و نیز برخی از علما، [[شهداء]]، جانبازان، [[مجاهدین]] در راه [[حق]] و... .
*جناب [[فیض کاشانی]]، مانند [[غزالی]] راه معالجه خوی‌های بد را، [[شناخت]] آنها و خشکانیدن ریشه‌های آن با [[اعمال]] ضد آن [[پیش‌بینی]] کرده و برخی مانند [[سنایی]]<ref>سنایی، مجدود بن آدم، حدیقه الحقیقه، ص ۳۹۶–۳۹۷ و ۴۰۰–۴۳۰.</ref>، [[غزالی]] و [[مولوی]]<ref>مولوی، جلال‌الدین، مثنوی، دفتر ۲، ص ۲۵۸–۲۵۹.</ref> خویهای بد را به حیوانات وحشی [[تشبیه]] کرده‌اند و باید با [[عقل]] که مانند سگ شکاری است آنها را شکار کرد و مهار نمود و [[شهوت]] مانند اسب است که راکب و آنکه بر آن برای شکار رفتن می‌‌نشیند گاه به مقصد می‌‌رسد و گاه بر [[زمی‌ن]] می‌‌خورد و لذا باید آن را [[تربیت]] کرد و از این طریق خود را به کمال رساند<ref>[[رضا رمضانی|رمضانی، رضا]]، [[آرای اخلاقی علامه طباطبایی (کتاب)|آرای اخلاقی علامه طباطبایی]]، ص: ۳۳۷-۳۴۱.</ref>.
# '''[[فیض]] و [[اراده الهی]]:''' از عوامل بسیار مهم در [[فرهنگ]] [[توحیدی]] که نقش مهمی در تربیت انسان ایفاء می‌نماید، [[امور غیبی]] و دستگیری [[الهی]] است و بدون توجه [[خداوند]] و دستگیری او امکان [[رشد اخلاقی]] غیرممکن خواهد بود. برای [[رهایی]] از [[معاصی]] و تخلق به اخلاق الهی لازم است از [[خداوند تبارک و تعالی]] مدد گرفت و [[پیامبر اکرم]] و [[اهل بیت]] او را [[شفیع]] قرار داد تا از [[انسان]] دستگیری نمایند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۴ ـ ۳۵۶.</ref>
{{فضایل اخلاقی}}
 
=== عوامل درونی ===
# '''[[عزم]]:''' منظور از عزم در این [[مقام]] عبارت است از بناگذاری و تصمیم بر [[ترک معاصی]] و فعل [[واجبات]] و جبران آنچه از او فوت شده در ایام [[حیات]] و در نهایت عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را [[انسان]] [[عقلی]] و [[شرعی]] نماید که [[شرع]] و [[عقل]] به حسب ظاهر [[حکم]] کنند که این شخص انسان است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۷ و ۸.</ref>. این مهم حاصل نخواهد شد تا زمانی‌که انسان با اراده قوی اقدام به اصلاح خود بنماید و در صورتی‌که این عزم حاصل نشود دیگر عوامل نمی‌توانند مؤثر قرار گیرند<ref>صحیفه امام، ج۱۵، ص۷۰ - ۶۹.</ref>.
# '''[[تفکر]] و [[تعقل]]:''' تفکر باعث می‌شود که انسان از [[خواب غفلت]] بیدار شود، به خود بیاید و جایگاه خود را در [[جهان هستی]] دریابد. شرط اول [[مجاهده با نفس]] و حرکت به جانب [[حق تعالی]] [[تفکر]] است. با تفکر [[هدف از خلقت انسان]] مشخص خواهد شد و جایگاه او معین می‌گردد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۵-۶.</ref>.
# '''[[شناخت]] [[عیوب]]:''' بعد از تفکر بیداری لازم است و تنبه به این نکته که انسان دارای عیوبی است که مانع [[رشد]] و کمال او خواهند شد و کسی که عیوب او بر او مخفی باشد در صدد رفع آن برنمی‌آید و توجه به صفات و [[اعمال]] [[نیکو]] می‌تواند حجابی باشد که شخص عیوب خود را نبیند<ref>صحیفه امام، ج۱۷، ص۲۴۶.</ref>.
# '''[[تذکر]]:''' از اموری که نقش بسیار مهمی در رشد [[فضائل اخلاقی]] و دوری از [[رذائل اخلاقی]] دارد، تذکر است و از مهم‌ترین مصادیق [[تذکر]] یاد [[خداوند تبارک و تعالی]] و نعمت‌هایی است که به انسان [[مرحمت]] فرموده است که می‌تواند موجب عظمت [[خدای تبارک و تعالی]] در نزد انسان گردد و انسان را نسبت به نعماتی که به او ارزانی داشته شاکر گرداند<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۰.</ref>.
# '''[[معرفة الله]]:''' [[معرفت]] و [[شناخت خداوند]] در عین اینکه [[هدف]] [[رشد]] [[فضایل اخلاقی]] است، خود منشأ همه [[فضایل اخلاقی]] است. [[معرفت خداوند]] موجب [[حب]] خواهد شد و هنگامی که حب، شدید گردد انسان از خود منقطع خواهد شد همچنین از همه عالم و لذا چشم [[طمع]] به خود و دیگران نبندد و از [[رجس]] [[شیطان]] و رجس طبیعت [[پاکیزه]] شود و [[نور]] ازل در [[باطن]] [[قلب]] او طلوع کند و از باطن به ظاهر سرایت کند و فعل و قول او [[نورانی]] شود و تمام قوا و اعضاء او [[الهی]] و نورانی شود<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۳۳۸.</ref>.
# '''[[دعا]]:''' دعا و [[راز و نیاز]] با [[معبود]] و [[مناجات]] خالصانه با [[معشوق]]، یکی از عوامل [[رشد]] فضایل اخلاقی و دفع [[رذایل اخلاقی]] از [[جان آدمی]] است. برای [[غلبه]] بر [[هواهای نفسانی]] یکی از راه‌هایی که توصیه می‌شود پناه بردن به [[خدای تبارک و تعالی]] و [[تضرع]] و [[زاری]] به درگاه [[خداوند متعال]] می‌باشد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۲.</ref>.
# '''انجام [[فرائض]] و [[دستورات]] [[شریعت]]:''' [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] و صفای باطن در گرو انجام فرائض و رعایت ظواهر [[شریعت]] و تقیّد به انجام [[فرائض]] [[دینی]] شرط اولیه برای رسیدن به [[اخلاق حسنه]] است.
# '''انس با [[قرآن]] و [[توسل به اهل بیت]]:''' اعتصام به [[قرآن کریم]] و [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]] از عوامل بسیار مهمی است که بدون این مهم، امکان تخلق به اخلاق الهی غیرممکن می‌باشد<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.</ref>.
 
== موانع رشد [[فضایل اخلاقی]] ==
# '''[[خودخواهی]] و حب نفس:''' حب نفس و خودخواهی عبارت است از [[تبعیت]] از [[هواهای نفسانی]] بدون توجه به [[حکم عقل]] و [[شرع]] و تنها نیازهای بُعد حیوانی را محور [[رفتار]] و [[اعمال]] قرار دادن و به عبارت دیگر حاکم کردن [[قوه غضبیه]] و شهویه و واهمه بر [[قوه عاقله]]. از آثار حب نفس دور شدن از [[خداوند]] و [[بنده]] هواهای نفسانی شدن را می‌توان برشمرد و به هر اندازه که از [[خدا]] فاصله گرفته شود به همان [[میزان]] به [[بندگی]] نفس [[قرب]] حاصل خواهد شد.
# '''[[حب دنیا]]:''' یکی از موانع بزرگ [[رشد]] [[فضایل اخلاقی]] در [[انسان]] حب دنیاست. در این خصوص در کتب [[اخلاقی]] مطالب گران‌سنگی آمده است.
# '''نقص در [[ایمان]]:''' کلیه [[مفاسد اخلاقی]] و اعمالی، از این است که قلب بی‌خبر از ایمان است و آنچه عقل او به واسطه [[برهان عقلی]] یا [[اخبار]] [[انبیاء]] [[درک]] کرده، به قلب نرسیده و [[دل]] از او بی‌خبر است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۱۲.</ref>. بسیاری معتقدند [[نظام]] [[جهان]] [[نظام احسن]] است و همه امور به دست [[خداوند]] است و خداوند براساس [[مصالح]] نعمات و [[آمال]] و [[ارزاق]] را تقسیم می‌نماید لکن این [[اعتقاد]] به قلب [[انسان]] [[رسوخ]] ننموده و [[ایمان قلبی]] به آن تعلق نگرفته لذا ریشه بسیاری از مفاسد اخلاقی همین نقص در ایمان است.
# '''[[غفلت]]:''' غفلت می‌تواند بروز و جلوه‌های گوناگونی داشته باشد و هر کدام می‌تواند مانع بزرگی برای [[رشد]] فضائل اخلاقی باشد، از آن جمله است، غفلت از [[آخرت]]<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref>، غفلت از فرصت‌های محدود بشری، فراموش کردن این مهم که انسان برای رسیدن به مقصد فرصت کوتاهی دارد و این فرصت‌ها به‌سرعت از بین خواهد رفت<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref> و همچنین [[غفلت]] از [[خداوند تبارک و تعالی]] و غفلت از [[حقیقت]] و مقصد خود<ref>امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۸۳.</ref> و غفلت از نعمات [[الهی]] و... که همه می‌تواند از موانع مهم [[رشد]] [[فضائل اخلاقی]] و [[تزکیه نفس]] گردد<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ص۳۶۱ ـ ۳۶۴.</ref>.


== منابع ==
== روش‌های تثبیت فضائل اخلاقی ==
{{منابع}}
راه‌های تداوم و تثبیت [[تهذیب نفس]] و [[فضایل اخلاقی]]، [[مشارطه]]، [[مراقبه]]، و [[محاسبه]] است که به اختصار بیان می‌گردد:
* [[پرونده:978964298.jpg|22px]] [[رضا رمضانی|رمضانی، رضا]]، [[آرای اخلاقی علامه طباطبایی (کتاب)|'''آرای اخلاقی علامه طباطبایی''']]
# '''مشارطه:''' گام اول در [[خودسازی]] [[اخلاقی]]، مشارطه است. مقصود از مشارطه این است که [[انسان]] برای خود شرط کند که برخلاف [[رضای الهی]] کاری انجام ندهد و مرتکب [[رذایل اخلاقی]] نگردد، و می‌تواند آن را از مقدار کم شروع نماید مثلاً شرط نماید که امروز برخلاف رضای الهی کاری انجام ندهد و در صورتی که انسان، [[عزم]] کند و [[اراده]] چنین کاری نماید کار برای او ساده می‌شود<ref>امام خمینی، شرح [[چهل حدیث]]، ص۹.</ref>.
{{پایان منابع}}
# '''مراقبه:''' پس از مشارطه، باید انسان مراقب باشد که در تمام مدت شرط، متوجه شرطی که نموده، باشد و خود را ملزم به انجام آن بداند و در صورتی که عواملی درونی و بیرونی بخواهند او را از انجام شرط منصرف کنند با آنها مقابله نماید و به [[فکر]] [[نعمت‌های خدا]] بر خود باشد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹.</ref>.
# '''محاسبه:''' در انتها لازم است انسان در وقت مناسبی فعالیت‌ها و [[اعمال]] خود را محاسبه کند و ببینید آیا شرطی که با [[خداوند]] نموده بود را توانسته به خوبی انجام دهد یا در انجام شرط کوتاهی و غفلت داشته؟ اگر موفق به انجام شرط شده بود لازم است [[شکر]] خداوند به‌جا آورد و [[امید]] داشته باشد که با [[راهنمایی]] و کمک [[خداوند متعال]] بتواند قدم‌های بعدی را بردارد، تا جایی که این عمل برای او ملکه شود و [[لذت]] [[اطاعت]] از [[فرامین الهی]] را در همین [[جهان]] بچشد. و در صورتی که نتوانسته باشد به شرط خود عمل نماید نباید [[مأیوس]] گردد و لازم است از [[خداوند تبارک و تعالی]] عذرخواهی نموده و خود را ملزم کند که آن شرط را تحقق بخشد. و این کار را ادامه دهد تا خداوند تبارک و تعالی [[توفیق]] و [[سعادت]] را به روی [[انسان]] بگشاید<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۹، حدیث اول.</ref>.<ref>[[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص۳۶۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌ وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[گرایش‌های انسانی]]
* [[گرایش‌های انسانی]]
* [[رذیلت]]
* [[رذیلت]]
{{پایان مدخل وابسته}}
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[سید محسن سادات کیائی|سادات کیائی، سید محسن]]، [[نظام اخلاق اسلامی - سادات کیائی (مقاله)| مقاله «نظام اخلاق اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
{{فضایل اخلاقی}}
[[رده:فضیلت اخلاقی]]
{{مفاهیم اخلاقی}}
{{مفاهیم اخلاقی}}
{{سعادت}}
{{فضیلت}}
{{فضیلت}}
[[رده:اخلاق]]
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش