مقام وراثت پیامبر به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
مقام وراثت پیامبر به چه معناست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۳۵
، ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۲جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> '
جز (جایگزینی متن - '}} {{پاسخ پرسش' به '}} {{پاسخ پرسش') |
جز (جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> ') |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
براساس این آیه است که باید حکم به جعلی بودن حدیثی کرد که میگوید: ما انبیا چیزی به ارث نمیگذاریم!<ref>{{عربی|" نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "}}؛اللآلی المصنوعه، ج۲، ص۴۴۲.</ref>. زیرا این حدیث، با قرآن هیچ سازگار نیست. [[ابوبکر]] گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} شنیدم که: ما طایفه پیامبران، طلا و نقره، خانه و زمینی را برای کسی به ارث نمیگذاریم بلکه تنها کتاب و حکمت و علم و نبوّت را ارث میگذاریم و هر آنچه از ما بجا ماند از آنِ ولیّ امر بعد از ماست و او به هر شکل که صلاح دید، عمل میکند!!».<ref>{{عربی|" أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} يَقُولُ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُورَثُ ذَهَباً وَ لَا فِضَّةً وَ لَا دَاراً وَ لَا عَقَاراً وَ إِنَّمَا نُورَثُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ الْعِلْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ مَا كَانَ لَنَا مِنْ طُعْمَةٍ فَلِوَلِيِّ الْأَمْرِ بَعْدَنَا أَنْ يَحْكُمَ فِيهِ بِحُكْمِهِ "}}؛ خطبه فدکیّه (درباره مصادر این خطبه ر.ک: نهج الحیاة، ص۱۲۹ - ۱۲۳.</ref> | براساس این آیه است که باید حکم به جعلی بودن حدیثی کرد که میگوید: ما انبیا چیزی به ارث نمیگذاریم!<ref>{{عربی|" نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "}}؛اللآلی المصنوعه، ج۲، ص۴۴۲.</ref>. زیرا این حدیث، با قرآن هیچ سازگار نیست. [[ابوبکر]] گفت: از [[پیامبر]]{{صل}} شنیدم که: ما طایفه پیامبران، طلا و نقره، خانه و زمینی را برای کسی به ارث نمیگذاریم بلکه تنها کتاب و حکمت و علم و نبوّت را ارث میگذاریم و هر آنچه از ما بجا ماند از آنِ ولیّ امر بعد از ماست و او به هر شکل که صلاح دید، عمل میکند!!».<ref>{{عربی|" أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} يَقُولُ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُورَثُ ذَهَباً وَ لَا فِضَّةً وَ لَا دَاراً وَ لَا عَقَاراً وَ إِنَّمَا نُورَثُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ الْعِلْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ مَا كَانَ لَنَا مِنْ طُعْمَةٍ فَلِوَلِيِّ الْأَمْرِ بَعْدَنَا أَنْ يَحْكُمَ فِيهِ بِحُكْمِهِ "}}؛ خطبه فدکیّه (درباره مصادر این خطبه ر.ک: نهج الحیاة، ص۱۲۹ - ۱۲۳.</ref> | ||
عقل و نقل، هر دو، حکم به جعلی بودن حدیث فوق میکند؛ زیرا: | |||
:::::#اگر این حدیث درست بود، هرگز [[حضرت صدّیقه طاهره]]{{س}} ارث خود را نمیطلبید؛ [[حضرت زهرا]]{{س}} معصومه است و فعلش همانند قولش حجّت است. در همان مجلس [[حضرت زهرا]]{{س}} پاسخ داد که: پاک و منزّه است خداوند (این کلمه در مقام تعجّب گفته میشود) هیچگاه پدرم [[رسول خدا]]{{صل}} از کتاب خدا اعراض نمیکرد و با احکام آن مخالفتی نداشت بلکه پدرم از احکام قرآن تبعیت میکرد و دنبالهرو سورههای آن بود، آیا همه جمع شدهاید و میخواهید خیانت کنید و به حرف باطل و تهمت به [[پیامبر]] علّت میآورید. این خیانتی که بعد از رحلت [[پیامبر]] میکنید، شبیه همان ظلمها و غائلههایی است که در زمان حیاتش داشتید، این کتاب خداست که داوری است عادل و سخنگویی است که حق را از باطل جدا میکند، این قرآن است (که از زبان [[حضرت زکریا]] میگوید) خدایا! فرزندی به من بده که وارث من و آل یعقوب باشد و میفرماید: سلیمان از داوود ارث برد ... .<ref>{{عربی|" سُبْحَانَ اللَّهِ! مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَنْ كِتَابِ اللَّهِ صَارِفاً، وَ لَا لِأَحْكَامِهِ مُخَالِفاً، بَلْ كَانَ يَتْبَعُ أَثَرَهُ، وَ يَقْفُو سُوَرَهُ، أَ فَتَجْمَعُونَ إِلَى الْغَدْرِ اعْتِلَالًا عَلَيْهِ بِالزُّورِ، وَ هَذَا بَعْدَ وَفَاتِهِ شَبِيهٌ بِمَا بُغِيَ لَهُ مِنَ الْغَوَائِلِ فِي حَيَاتِهِ، هَذَا كِتَابُ اللَّهِ حَكَماً عَدْلًا، وَ نَاطِقاً فَصْلًا، يَقُولُ: {{متن قرآن| يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ }} ، {{متن قرآن| وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ }} "}}؛ خطبه فدکیّه (درباره مصادر این خطبه ر.ک: نهج الحیاة، ص۱۲۹ - ۱۲۳).</ref> | :::::#اگر این حدیث درست بود، هرگز [[حضرت صدّیقه طاهره]]{{س}} ارث خود را نمیطلبید؛ [[حضرت زهرا]]{{س}} معصومه است و فعلش همانند قولش حجّت است. در همان مجلس [[حضرت زهرا]]{{س}} پاسخ داد که: پاک و منزّه است خداوند (این کلمه در مقام تعجّب گفته میشود) هیچگاه پدرم [[رسول خدا]]{{صل}} از کتاب خدا اعراض نمیکرد و با احکام آن مخالفتی نداشت بلکه پدرم از احکام قرآن تبعیت میکرد و دنبالهرو سورههای آن بود، آیا همه جمع شدهاید و میخواهید خیانت کنید و به حرف باطل و تهمت به [[پیامبر]] علّت میآورید. این خیانتی که بعد از رحلت [[پیامبر]] میکنید، شبیه همان ظلمها و غائلههایی است که در زمان حیاتش داشتید، این کتاب خداست که داوری است عادل و سخنگویی است که حق را از باطل جدا میکند، این قرآن است (که از زبان [[حضرت زکریا]] میگوید) خدایا! فرزندی به من بده که وارث من و آل یعقوب باشد و میفرماید: سلیمان از داوود ارث برد ... .<ref>{{عربی|" سُبْحَانَ اللَّهِ! مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَنْ كِتَابِ اللَّهِ صَارِفاً، وَ لَا لِأَحْكَامِهِ مُخَالِفاً، بَلْ كَانَ يَتْبَعُ أَثَرَهُ، وَ يَقْفُو سُوَرَهُ، أَ فَتَجْمَعُونَ إِلَى الْغَدْرِ اعْتِلَالًا عَلَيْهِ بِالزُّورِ، وَ هَذَا بَعْدَ وَفَاتِهِ شَبِيهٌ بِمَا بُغِيَ لَهُ مِنَ الْغَوَائِلِ فِي حَيَاتِهِ، هَذَا كِتَابُ اللَّهِ حَكَماً عَدْلًا، وَ نَاطِقاً فَصْلًا، يَقُولُ: {{متن قرآن| يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ }} ، {{متن قرآن| وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ }} "}}؛ خطبه فدکیّه (درباره مصادر این خطبه ر.ک: نهج الحیاة، ص۱۲۹ - ۱۲۳).</ref> | ||
:::::#این چگونه حدیثی است که [[امام علی|مولا علی]]{{ع}} - که باب مدینه علم [[پیامبر]]{{صل}} است - از [[پیامبر]] نشنیده!! [[حضرت زهرا]]{{س}} نشنیده!! این همه مسلمان نشنیدند! فقط [[ابوبکر]] شنیده است!. | :::::#این چگونه حدیثی است که [[امام علی|مولا علی]]{{ع}} - که باب مدینه علم [[پیامبر]]{{صل}} است - از [[پیامبر]] نشنیده!! [[حضرت زهرا]]{{س}} نشنیده!! این همه مسلمان نشنیدند! فقط [[ابوبکر]] شنیده است!. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
::::::* [[انبیا]]{{عم}} مصطفی و مجتبای خدا بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن| وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ }}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه:۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ }}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه:۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز مصطفی و مجتبای خدایند؛ همانگونه که در اصطفای نبوّت، سنّ بالا شرط نبود و کودک در گهواره هم به پیامبری برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref> نوزاد گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه:۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} میخوانیم: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref> همینگونه اعطای منصب رفیع [[امامت]] در کودکی به حضرت [[امام جواد]]{{ع}}، حضرت [[امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استبعاد ندارد. از یکی از یاران [[امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] روایت شده که او میگوید: خدمت حضرت رسیدم در حالی که سنّ امام کم بود، درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و هنگامی که به مصر باز میگردم، کم و کیف مطلب را برای دوستان امام نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین فکری بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام فکر مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله امامت کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه میفرماید: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref>؛ بنابر این، همانگونه که ممکن است خداوند، حکمت را به انسانی در کودکی بدهد، قدرت اوست که آن را در چهل سالگی بدهد.<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد {{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref> | ::::::* [[انبیا]]{{عم}} مصطفی و مجتبای خدا بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن| وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ }}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه:۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ }}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه:۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز مصطفی و مجتبای خدایند؛ همانگونه که در اصطفای نبوّت، سنّ بالا شرط نبود و کودک در گهواره هم به پیامبری برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref> نوزاد گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه:۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} میخوانیم: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref> همینگونه اعطای منصب رفیع [[امامت]] در کودکی به حضرت [[امام جواد]]{{ع}}، حضرت [[امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استبعاد ندارد. از یکی از یاران [[امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] روایت شده که او میگوید: خدمت حضرت رسیدم در حالی که سنّ امام کم بود، درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و هنگامی که به مصر باز میگردم، کم و کیف مطلب را برای دوستان امام نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین فکری بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام فکر مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله امامت کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه میفرماید: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref>؛ بنابر این، همانگونه که ممکن است خداوند، حکمت را به انسانی در کودکی بدهد، قدرت اوست که آن را در چهل سالگی بدهد.<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد {{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref> | ||
* [[انبیا]]{{عم}} در مسیر ابلاغ رسالت خویش، رنجها را به جان خریدند؛ اهانتها، تحقیرها، شکنجههای جسمی و ... خداوند به [[پیامبر اکرم]] [[صل]] فرمود: {{متن قرآن| فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ }}.<ref> بنابراین شکیبا باش همانگونه که پیامبران اولوا العزم شکیبایی ورزیدند؛ سوره احقاف، آیه:۳۵</ref>. <ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۱، ص ۳۳۰</ref> | |||
== پاسخها و دیدگاههای متفرقه == | == پاسخها و دیدگاههای متفرقه == | ||