تکامل: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==پانویس== +== پانویس ==))
جز (جایگزینی متن - 'رحم' به 'رحم')
خط ۸: خط ۸:
منظور [[حکما]] از [[استعداد]] “شدن” این است که حالتی داخلی و درونی در شیء وجود دارد که به موجب آن حالت، آن شیء به سوی فعلیّت و کمال می‌شتابد؛ یعنی این “قوّه” در مقابل “فعلیّت” است که نسبت آنها (یعنی قوّه و فعلیّت) به یکدیگر نسبت [[نقص]] و کمال است و لهذا این گونه استعدادها را می‌توانیم “آمادگی برای تکامل” بخوانیم<ref>مجموعه آثار، ج۵، ص۴۰۴.</ref>.
منظور [[حکما]] از [[استعداد]] “شدن” این است که حالتی داخلی و درونی در شیء وجود دارد که به موجب آن حالت، آن شیء به سوی فعلیّت و کمال می‌شتابد؛ یعنی این “قوّه” در مقابل “فعلیّت” است که نسبت آنها (یعنی قوّه و فعلیّت) به یکدیگر نسبت [[نقص]] و کمال است و لهذا این گونه استعدادها را می‌توانیم “آمادگی برای تکامل” بخوانیم<ref>مجموعه آثار، ج۵، ص۴۰۴.</ref>.


اصطلاح تکامل در عصر امروز به معنای دیگری گفته می‌شود، فعلیّت‌ها را وقتی با هم مقایسه می‌کنند اگر فعلیّت بعدی نسبت به فعلیّت قبلی نوعی افزایش داشته باشد، به این می‌گویند تکامل، یعنی صرف نسبت بین قوّه و فعلیّت را در نظر نمی‌گیرند. مثلاً یک موجود زنده مثلاً جنین را در [[رحم]] می‌گویند، این موجود متکامل است، یعنی در مراحل اولی به صورت یک سلول واحد است و بعد مرتب تکثیر می‌شود و بعد هر قسمتی از این سلول‌ها تبدیل به عضوی می‌شوند، تا به جائی می‌رسد که قابلیّت این را پیدا می‌کند که دارای نفس بالقوّه ناطقه شود. پس تکامل در این [[جور]] موارد یعنی در [[زمان]] بعدی هر چه را که در زمان قبل داشت دارد با اضافه و فعلیّت جداگانه، یا مثل حرکت در کیف که مثلاً شیء دارای یک [[درجه]] از حرارت است و بعد این درجه بالا می‌رود<ref>حرکت و زمان، ج۱، ص۴۱۵.</ref>. معنایش این است که [[طبیعت]] در هر مرتبه [[استعداد]] یک مرتبه از کمال را دارد که در مرتبه بعد استعداد کمال بیشتر را دارد، حتی در مثل رنگ‌ها و مانند آن هم مطلب همین طور است. این جور نیست که سیب که دارد قرمز می‌شود یک مقدار قرمزی را پیدا می‌کند، این را نگه می‌دارد و یک مقدار دیگر به آن می‌افزاید، آن را باز نگه می‌دارد و باز بر آن می‌افزاید و هکذا، نه، این جور نیست، هر درجه‌ای از قرمزی که برای سیب پیدا می‌شود پیداشدنش ملازم است با از بین رفتن. ولی هر مرتبه‌ای که از بین می‌رود سیب مستعد می‌شود که در مرتبه بعد، درجه کامل‌تر را پیدا کند<ref>حرکت و زمان، ج۱، ص۴۱۸.</ref>.
اصطلاح تکامل در عصر امروز به معنای دیگری گفته می‌شود، فعلیّت‌ها را وقتی با هم مقایسه می‌کنند اگر فعلیّت بعدی نسبت به فعلیّت قبلی نوعی افزایش داشته باشد، به این می‌گویند تکامل، یعنی صرف نسبت بین قوّه و فعلیّت را در نظر نمی‌گیرند. مثلاً یک موجود زنده مثلاً جنین را در رحم می‌گویند، این موجود متکامل است، یعنی در مراحل اولی به صورت یک سلول واحد است و بعد مرتب تکثیر می‌شود و بعد هر قسمتی از این سلول‌ها تبدیل به عضوی می‌شوند، تا به جائی می‌رسد که قابلیّت این را پیدا می‌کند که دارای نفس بالقوّه ناطقه شود. پس تکامل در این [[جور]] موارد یعنی در [[زمان]] بعدی هر چه را که در زمان قبل داشت دارد با اضافه و فعلیّت جداگانه، یا مثل حرکت در کیف که مثلاً شیء دارای یک [[درجه]] از حرارت است و بعد این درجه بالا می‌رود<ref>حرکت و زمان، ج۱، ص۴۱۵.</ref>. معنایش این است که [[طبیعت]] در هر مرتبه [[استعداد]] یک مرتبه از کمال را دارد که در مرتبه بعد استعداد کمال بیشتر را دارد، حتی در مثل رنگ‌ها و مانند آن هم مطلب همین طور است. این جور نیست که سیب که دارد قرمز می‌شود یک مقدار قرمزی را پیدا می‌کند، این را نگه می‌دارد و یک مقدار دیگر به آن می‌افزاید، آن را باز نگه می‌دارد و باز بر آن می‌افزاید و هکذا، نه، این جور نیست، هر درجه‌ای از قرمزی که برای سیب پیدا می‌شود پیداشدنش ملازم است با از بین رفتن. ولی هر مرتبه‌ای که از بین می‌رود سیب مستعد می‌شود که در مرتبه بعد، درجه کامل‌تر را پیدا کند<ref>حرکت و زمان، ج۱، ص۴۱۸.</ref>.
بعضی‌ها تکامل را این‌گونه تعریف کرده‌اند: تکامل عبارت است از تراکم، یعنی ابتداء جمع شدن یک عده اجزاء و بعد تقسیم شدن، از تجانس خارج شدن و به سوی عدم تجانس رفتن و به اصطلاح ارگانیزه شدن، عضو عضو شدن جزء شدن، و سپس یک رابطه [[وحدت]] میان اعضا برقرارشدن<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۸.</ref>. در مفهوم تکامل، تعالی خوابیده است. یعنی تکامل حرکت است. امّا حرکت رو به بالا و عمودی. تکامل، حرکت از سطحی به سطح بالاتر است<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۳.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۷۵.</ref>
بعضی‌ها تکامل را این‌گونه تعریف کرده‌اند: تکامل عبارت است از تراکم، یعنی ابتداء جمع شدن یک عده اجزاء و بعد تقسیم شدن، از تجانس خارج شدن و به سوی عدم تجانس رفتن و به اصطلاح ارگانیزه شدن، عضو عضو شدن جزء شدن، و سپس یک رابطه [[وحدت]] میان اعضا برقرارشدن<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۸.</ref>. در مفهوم تکامل، تعالی خوابیده است. یعنی تکامل حرکت است. امّا حرکت رو به بالا و عمودی. تکامل، حرکت از سطحی به سطح بالاتر است<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۳.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۷۵.</ref>


۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش