تبوک در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'نزول آیات' به 'نزول آیات'
جز (جایگزینی متن - 'مقطع' به 'مقطع') |
|||
| خط ۸۶: | خط ۸۶: | ||
در خبری آمده است وقتی از کمبود [[غذا]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[گلایه]] شد، آن حضرت [[دستور]] داد تا مانده آذوقه سپاه را که بیش از چند خرما نبود بیاورند. سپس دست خود را بر آنها کشید و فرمود: با [[نام خداوند]] بخورید، پس همه خوردند و [[سیر]] شدند<ref> الخرائج والجرائح، ج۱، ص۲۸؛ اعلامالوری، ج۱، ص۸۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۳۶.</ref>. در موردی دیگر نیز وقتی مسلمانان برای رفع گرسنگی خود از پیامبر{{صل}} برای نحر شتران اجازه خواستند، با دعای آن حضرت، اندک غذای مانده در همه سپاه چنان [[برکت]] و فزونی یافت که همه با آن سیر شدند<ref> السیرةالنبویه، ابنکثیر، ج۴، ص۱۷؛ دلائلالنبوه، ص۱۷۵؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج۱، ص۸۹.</ref>. در کنار این سختیها و قحطیهای پرفشار، به رغم [[معجزات]] و کارگشاییهای پیامبر{{صل}} که میتوانست بر [[ایمان]] بسیاری بیفزاید، منافقانی که با [[هدف]] [[سست]] کردن ایمان و [[انگیزه]] [[سپاهیان]] آمده بودند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به پیامبر{{صل}} و [[تضعیف]] [[روحیه]] مسلمانان بهره میجستند. برخی از آنان با به سخره گرفتن پیامبر{{صل}} در میان مسلمانان، [[امیدوار]] بودند که به اهداف خود برسند، چنانکه آمده است گروهی از [[منافقان]]، مانند [[ودیعة بن ثابت]]، [[جُلاس بن سوید]]، [[ثعلبة بن حاطب]] و [[مَخشی بن حُمیَّر]]<ref>المحبر، ص۴۶۸؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۵۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۳.</ref> که [[شکست]] [[مسلمانان]] را [[قطعی]] میدانستند، به [[استهزا]] میگفتند: [[پیامبر]]{{صل}} [[امید]] دارد که قصرهای [[روم]] را بگشاید؛ یا میگفتند: پیامبر[[جنگ]] با [[رومیان]] را همانند [[جنگ]] با [[اعراب]]، [[ساده]] و راحت میداند. | در خبری آمده است وقتی از کمبود [[غذا]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[گلایه]] شد، آن حضرت [[دستور]] داد تا مانده آذوقه سپاه را که بیش از چند خرما نبود بیاورند. سپس دست خود را بر آنها کشید و فرمود: با [[نام خداوند]] بخورید، پس همه خوردند و [[سیر]] شدند<ref> الخرائج والجرائح، ج۱، ص۲۸؛ اعلامالوری، ج۱، ص۸۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۳۶.</ref>. در موردی دیگر نیز وقتی مسلمانان برای رفع گرسنگی خود از پیامبر{{صل}} برای نحر شتران اجازه خواستند، با دعای آن حضرت، اندک غذای مانده در همه سپاه چنان [[برکت]] و فزونی یافت که همه با آن سیر شدند<ref> السیرةالنبویه، ابنکثیر، ج۴، ص۱۷؛ دلائلالنبوه، ص۱۷۵؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج۱، ص۸۹.</ref>. در کنار این سختیها و قحطیهای پرفشار، به رغم [[معجزات]] و کارگشاییهای پیامبر{{صل}} که میتوانست بر [[ایمان]] بسیاری بیفزاید، منافقانی که با [[هدف]] [[سست]] کردن ایمان و [[انگیزه]] [[سپاهیان]] آمده بودند، از هر فرصتی برای ضربه زدن به پیامبر{{صل}} و [[تضعیف]] [[روحیه]] مسلمانان بهره میجستند. برخی از آنان با به سخره گرفتن پیامبر{{صل}} در میان مسلمانان، [[امیدوار]] بودند که به اهداف خود برسند، چنانکه آمده است گروهی از [[منافقان]]، مانند [[ودیعة بن ثابت]]، [[جُلاس بن سوید]]، [[ثعلبة بن حاطب]] و [[مَخشی بن حُمیَّر]]<ref>المحبر، ص۴۶۸؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۵۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۳.</ref> که [[شکست]] [[مسلمانان]] را [[قطعی]] میدانستند، به [[استهزا]] میگفتند: [[پیامبر]]{{صل}} [[امید]] دارد که قصرهای [[روم]] را بگشاید؛ یا میگفتند: پیامبر[[جنگ]] با [[رومیان]] را همانند [[جنگ]] با [[اعراب]]، [[ساده]] و راحت میداند. | ||
مخشی بن حُمیَّر که نگران [[نزول | مخشی بن حُمیَّر که نگران [[نزول آیات]] [[خداوند]] درباره این سخنان و آشکار شدن نفاقشان بود گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] راضیام که به هریک از ما ۱۰۰ تازیانه بزنند؛ اما آیهای از [[قرآن]] برای این گفتهها نازل نشود. وقتی گفتارشان به [[گوش]] پیامبر{{صل}} رسید، گفتند که ما فقط [[شوخی]] میکردیم<ref>السیرة النبویه، ابن هشام، ج۴، ص۹۵۲؛ عیون الاثر، ج۲، ص۲۵۸؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۳۷۲.</ref>. [[قتادة]] آیات {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و اگر از آنان (از ریشخند کردنشان) بپرسی، به یقین میگویند: ما تنها (در گفتوگو) فرو میرفتیم و بازی میکردیم بگو: آیا خداوند و آیات وی و پیامبرش را ریشخند میکردید؟» سوره توبه، آیه ۶۵.</ref>، {{متن قرآن|لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ}}<ref>«عذر نیاورید، که پس از ایمان کافر شدهاید؛ اگر از گروهی از شما در گذریم گروهی (دیگر) را عذاب میکنیم زیرا که گناهکار بودهاند» سوره توبه، آیه ۶۶.</ref> را در [[شأن]] این گروه از استهزاکنندگان دانسته است<ref> جامعالبیان، ج۱۰، ص۲۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۱۹۷؛ تفسیرابن کثیر، ج۲، ص۳۸۱.</ref>. خداوند در این آیات گفتار [[منافقان]] را به معنای [[تمسخر]] خدا و پیامبر و دلیلی بر کفرشان شمرده که [[عذاب الهی]] را در پی دارد. | ||
[[آیه]] {{متن قرآن|يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَا تَحْذَرُونَ}}<ref>«منافقان میهراسند آیهای به زیان آنان فرو فرستاده شود که آنان را از آنچه در دلهای ایشان است، آگاه گرداند بگو: ریشخند کنید که خداوند آنچه را که از آن میهراسید آشکار خواهد کرد» سوره توبه، آیه ۶۴.</ref> نیز بیانگر [[نگرانی]] منافقان از نزول آیاتی است که افشاکننده سخنانشان باشد. برخی [[مفسران]] به [[نقل]] از [[مجاهد]] و [[سدی]] این آیه را نیز ناظر به آن مسخرهکنندگان میدانند؛ ولی در ذیل آیه نامی از آنها نبردهاند<ref>تفسیر قرطبی، ج۸، ص۱۹۵؛ تفسیرابن کثیر، ج۲، ص۳۸۱.</ref>. از [[زید بن اسلم]] و [[عبدالله بن عمر]] نقل است که این آیات درباره فردی نازل شد که در جمع برخی از [[سپاهیان]] میگفت: چرا قرآن خوانان ما از همه شکم بارهتر و دروغگوتر و به هنگام جنگ ترسوترند. وقتی خبر به پیامبر{{صل}} رسید، آن [[منافق]] با آویختن به مهار شتر [[پیامبر]]، گفتار خود را [[شوخی]] دانست<ref>جامعالبیان، ج۱۰، ص۲۲۰؛ الدرالمنثور، ج۳، ص۲۵۴.</ref>. واقدی این سخنان را به [[ودیعة بن ثابت]] منتسب میداند<ref>المغازی، ج۳، ص۱۰۰۴.</ref>. زمانی که آن [[آیات]] درباره [[منافقان]] نازل شد، [[جُلاس بن سوید بن صامت]] گفت: اگر آنچه در مورد [[برادران]] ما که [[سادات]] و برترینهای ما هستند صحیح است ما از خرها بدتریم. چون پیامبر{{صل}} این سخنان را شنید جُلاس منکر گفتار خود شد<ref>تاریخ المدینه، ج۱، ص۳۵۵؛ تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۲۵۷؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۱۵.</ref>. طبق [[روایت]] [[عروة]]، [[ابن اسحاق]] و [[مجاهد]]، [[خداوند]] با فرستادن [[آیه]] {{متن قرآن|يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ وَإِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«به خداوند سوگند میخورند که (سخنی) نگفتهاند در حالی که بیگمان کلمه کفر (آمیز) را بر زبان آوردهاند و پس از اسلام خویش کفر ورزیدهاند و به چیزی دل نهادند که بدان دست نیافتهاند و کینهجویی نکردهاند مگر بدان روی که خداوند و پیامبرش با بخشش خویش آنان را توانگر کردهاند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است و اگر رو بگردانند خداوند آنان را در این جهان و جهان واپسین به عذابی دردناک دچار خواهد کرد و در (این سر) زمین یار و یاوری نخواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۴.</ref> [[دروغ]] او را نیز آشکار ساخت و او را [[کافر]] شمرد و [[عاقبت]] منافقان را در [[دنیا]] و [[آخرت]] با مجازاتی دردناک عجین دانست<ref>الدرالمنثور، ج۳، ص۲۸۵؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۰۶؛ جامع البیان، ج۱۰، ص۲۳۵.</ref>. | [[آیه]] {{متن قرآن|يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَا تَحْذَرُونَ}}<ref>«منافقان میهراسند آیهای به زیان آنان فرو فرستاده شود که آنان را از آنچه در دلهای ایشان است، آگاه گرداند بگو: ریشخند کنید که خداوند آنچه را که از آن میهراسید آشکار خواهد کرد» سوره توبه، آیه ۶۴.</ref> نیز بیانگر [[نگرانی]] منافقان از نزول آیاتی است که افشاکننده سخنانشان باشد. برخی [[مفسران]] به [[نقل]] از [[مجاهد]] و [[سدی]] این آیه را نیز ناظر به آن مسخرهکنندگان میدانند؛ ولی در ذیل آیه نامی از آنها نبردهاند<ref>تفسیر قرطبی، ج۸، ص۱۹۵؛ تفسیرابن کثیر، ج۲، ص۳۸۱.</ref>. از [[زید بن اسلم]] و [[عبدالله بن عمر]] نقل است که این آیات درباره فردی نازل شد که در جمع برخی از [[سپاهیان]] میگفت: چرا قرآن خوانان ما از همه شکم بارهتر و دروغگوتر و به هنگام جنگ ترسوترند. وقتی خبر به پیامبر{{صل}} رسید، آن [[منافق]] با آویختن به مهار شتر [[پیامبر]]، گفتار خود را [[شوخی]] دانست<ref>جامعالبیان، ج۱۰، ص۲۲۰؛ الدرالمنثور، ج۳، ص۲۵۴.</ref>. واقدی این سخنان را به [[ودیعة بن ثابت]] منتسب میداند<ref>المغازی، ج۳، ص۱۰۰۴.</ref>. زمانی که آن [[آیات]] درباره [[منافقان]] نازل شد، [[جُلاس بن سوید بن صامت]] گفت: اگر آنچه در مورد [[برادران]] ما که [[سادات]] و برترینهای ما هستند صحیح است ما از خرها بدتریم. چون پیامبر{{صل}} این سخنان را شنید جُلاس منکر گفتار خود شد<ref>تاریخ المدینه، ج۱، ص۳۵۵؛ تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۲۵۷؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۲۱۵.</ref>. طبق [[روایت]] [[عروة]]، [[ابن اسحاق]] و [[مجاهد]]، [[خداوند]] با فرستادن [[آیه]] {{متن قرآن|يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ وَإِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ}}<ref>«به خداوند سوگند میخورند که (سخنی) نگفتهاند در حالی که بیگمان کلمه کفر (آمیز) را بر زبان آوردهاند و پس از اسلام خویش کفر ورزیدهاند و به چیزی دل نهادند که بدان دست نیافتهاند و کینهجویی نکردهاند مگر بدان روی که خداوند و پیامبرش با بخشش خویش آنان را توانگر کردهاند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است و اگر رو بگردانند خداوند آنان را در این جهان و جهان واپسین به عذابی دردناک دچار خواهد کرد و در (این سر) زمین یار و یاوری نخواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۴.</ref> [[دروغ]] او را نیز آشکار ساخت و او را [[کافر]] شمرد و [[عاقبت]] منافقان را در [[دنیا]] و [[آخرت]] با مجازاتی دردناک عجین دانست<ref>الدرالمنثور، ج۳، ص۲۸۵؛ تفسیر قرطبی، ج۸، ص۲۰۶؛ جامع البیان، ج۱۰، ص۲۳۵.</ref>. | ||