سیره سیاسی پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
#'''[[رهبری]] و [[مدیریت]] و [[مشورت]]:''' با اینکه فرمانش میان [[اصحاب]] بیدرنگ [[اجرا]] میشد و آنها مکرر میگفتند: چون به تو [[ایمان]] [[قاطع]] داریم، اگر [[فرمان]] دهی که خود را در دریا [[غرق]] کنیم و یا در [[آتش]] بیفکنیم میکنیم، او هرگز به روش مستبدان [[رفتار]] نمیکرد. در کارهایی که از طرف [[خدا]] دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت میکرد و نظر آنها را محترم میشمرد و از این راه به آنها شخصیت میداد. در [[بدر]] مسئله اقدام به [[جنگ]]، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای [[جنگی]] را به [[شور]] گذاشت. در [[احد]] نیز درباره اینکه [[شهر مدینه]] را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به [[مشورت]] پرداخت. در جنگهای [[احزاب]] و [[تبوک]] نیز با [[اصحاب]] به [[شور]] پرداخت. | #'''[[رهبری]] و [[مدیریت]] و [[مشورت]]:''' با اینکه فرمانش میان [[اصحاب]] بیدرنگ [[اجرا]] میشد و آنها مکرر میگفتند: چون به تو [[ایمان]] [[قاطع]] داریم، اگر [[فرمان]] دهی که خود را در دریا [[غرق]] کنیم و یا در [[آتش]] بیفکنیم میکنیم، او هرگز به روش مستبدان [[رفتار]] نمیکرد. در کارهایی که از طرف [[خدا]] دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت میکرد و نظر آنها را محترم میشمرد و از این راه به آنها شخصیت میداد. در [[بدر]] مسئله اقدام به [[جنگ]]، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای [[جنگی]] را به [[شور]] گذاشت. در [[احد]] نیز درباره اینکه [[شهر مدینه]] را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به [[مشورت]] پرداخت. در جنگهای [[احزاب]] و [[تبوک]] نیز با [[اصحاب]] به [[شور]] پرداخت. | ||
#'''ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و [[تنفر]] از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]]:''' او گاهی با [[اعتراض]] برخی [[یاران]] مواجه میشد؛ اما بدون آنکه [[درشتی]] کند نظرشان را به آنچه خود [[تصمیم]] گرفته بود، جلب و موافق میکرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، میگفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان [[خاک]] بپاشید. محکمکاری را [[دوست]] داشت. مایل بود کاری که انجام میدهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی [[یار]] مخلصش [[سعد بن معاذ]] از [[دنیا]] رفت و او را در [[قبر]] نهادند، او با دست خویش سنگها و خشتهای او را جابهجا و محکم کرد و آنگاه گفت: من میدانم که طولی نمیکشد همه اینها خراب میشود، اما [[خداوند]] دوست میدارد که هرگاه بندهای کاری انجام میدهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۱۰۷.</ref>. | #'''ظرفیت شنیدن [[انتقاد]] و [[تنفر]] از [[مداحی]] و [[چاپلوسی]]:''' او گاهی با [[اعتراض]] برخی [[یاران]] مواجه میشد؛ اما بدون آنکه [[درشتی]] کند نظرشان را به آنچه خود [[تصمیم]] گرفته بود، جلب و موافق میکرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، میگفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان [[خاک]] بپاشید. محکمکاری را [[دوست]] داشت. مایل بود کاری که انجام میدهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی [[یار]] مخلصش [[سعد بن معاذ]] از [[دنیا]] رفت و او را در [[قبر]] نهادند، او با دست خویش سنگها و خشتهای او را جابهجا و محکم کرد و آنگاه گفت: من میدانم که طولی نمیکشد همه اینها خراب میشود، اما [[خداوند]] دوست میدارد که هرگاه بندهای کاری انجام میدهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۱۰۷.</ref>. | ||
#'''[[نظم و انضباط]]:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکمفرما بود. اوقات خویش را تقسیم میکرد و به این عمل توصیه میکرد. اصحابش تحت تأثیر [[نفوذ]] او دقیقاً [[انضباط]] را رعایت میکردند. برخی [[تصمیمات]] را لازم میشمرد آشکار نکند و نمیکرد، مبادا که [[دشمن]] از آن [[آگاه]] شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار میبستند؛ مثلاً [[فرمان]] میداد آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان میداد همراهش روانه میشدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه میشدند. گاه به عدهای دستور میداد به طرفی حرکت کنند و نامهای به [[فرمانده]] آنها میداد و میگفت: بعد از چند [[روز]] که به فلان نقطه رسیدی [[نامه]] را باز کن و دستور را [[اجرا]] کن. آنها چنین میکردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمیدانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی میروند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوسهای دشمن را بیخبر میگذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر میکرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)| | #'''[[نظم و انضباط]]:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکمفرما بود. اوقات خویش را تقسیم میکرد و به این عمل توصیه میکرد. اصحابش تحت تأثیر [[نفوذ]] او دقیقاً [[انضباط]] را رعایت میکردند. برخی [[تصمیمات]] را لازم میشمرد آشکار نکند و نمیکرد، مبادا که [[دشمن]] از آن [[آگاه]] شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار میبستند؛ مثلاً [[فرمان]] میداد آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان میداد همراهش روانه میشدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه میشدند. گاه به عدهای دستور میداد به طرفی حرکت کنند و نامهای به [[فرمانده]] آنها میداد و میگفت: بعد از چند [[روز]] که به فلان نقطه رسیدی [[نامه]] را باز کن و دستور را [[اجرا]] کن. آنها چنین میکردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمیدانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی میروند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوسهای دشمن را بیخبر میگذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر میکرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref>.<ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت]]، صفحه ۴۵ تا ۷۳.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||