پرش به محتوا

در دوران غیبت حاکم چگونه انتخاب می‌شود؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> '
جز (جایگزینی متن - 'مهدویت]]. {{پایان}} {{پایان}} == پانویس == {{پانویس}}' به 'مهدویت]]. {{پایان منبع جامع}} == پانویس == {{پانویس}}')
جز (جایگزینی متن - '.</ref> ::::::' به '.</ref> ')
خط ۲۰: خط ۲۰:


«'''تعیین [[حاکم]] در [[زمان غیبت]] به وسیله [[مردم]]''': علامه [[معتقد]] است پس از حیات [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[جانشینان پیامبر]] {{عم}} و در [[زمان غیبت]] [[امام عصر]] {{ع}}، امور [[جامعه]] بر عهده تمام افراد [[جامعه]] خواهد بود و تعیین [[سرپرست]] [[جامعه]] به [[مسلمانان]] سپرده شده است، و به صورت صریح می‌گویند: «کیفیت [[ریاست]] و [[حکومت]] در [[زمان غیبت]] [[امام]] {{ع}} بدون [[شک]] باید انتخابی باشد.»<ref>المیزان، جلد ۴، صفحه ۱۳۲؛ رسالت تشیع در دنیای امروز، صفحه ۱۷۲.</ref>
«'''تعیین [[حاکم]] در [[زمان غیبت]] به وسیله [[مردم]]''': علامه [[معتقد]] است پس از حیات [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[جانشینان پیامبر]] {{عم}} و در [[زمان غیبت]] [[امام عصر]] {{ع}}، امور [[جامعه]] بر عهده تمام افراد [[جامعه]] خواهد بود و تعیین [[سرپرست]] [[جامعه]] به [[مسلمانان]] سپرده شده است، و به صورت صریح می‌گویند: «کیفیت [[ریاست]] و [[حکومت]] در [[زمان غیبت]] [[امام]] {{ع}} بدون [[شک]] باید انتخابی باشد.»<ref>المیزان، جلد ۴، صفحه ۱۳۲؛ رسالت تشیع در دنیای امروز، صفحه ۱۷۲.</ref>
::::::ایشان در این باره توضیح می‌‌دهد که در [[زمان غیبت]] [[امام]] {{ع}} مثل زمان ما، مسئله [[حکومت]] و [[ریاست]] آن مربوط به همه [[مسلمین]] است، و تعیین رئیس [[حکومت]] هم با [[مردم]] است، و بدیهی است که سیستم حکومتی [[اسلام]] به شکل: امپراتوری و دیکتاتوری و یا جمهوری به شکل موجود، و حتی [[دموکراسی]] اصطلاحی روز نیست، و آنچه که می‌‌توان به طور کلی ادعا کرد این است که در سیستم حکومتی [[اسلام]]، رئیس [[حکومت]] که از طرف [[مردم]] تعیین شده، موظف به حفظ [[قوانین]] اسلامی و عدم تغییر آنهاست و در اوضاع روز -مانند رویدادهای تازه‌‌ای که بر اساس زمان و مکان روی می‌‌دهد- و مشکلات داخلی و خارجی بایستی مشاوره نماید<ref>المیزان، جلد ۴، صفحه ۱۲۴؛ همچنین مراجعه شود به: بررسی‌های اسلامی، جلد یک، صفحه ۱۷۴؛ روابط اجتماعی در اسلام، صفحه ۱۲۱.</ref>.
 
ایشان در این باره توضیح می‌‌دهد که در [[زمان غیبت]] [[امام]] {{ع}} مثل زمان ما، مسئله [[حکومت]] و [[ریاست]] آن مربوط به همه [[مسلمین]] است، و تعیین رئیس [[حکومت]] هم با [[مردم]] است، و بدیهی است که سیستم حکومتی [[اسلام]] به شکل: امپراتوری و دیکتاتوری و یا جمهوری به شکل موجود، و حتی [[دموکراسی]] اصطلاحی روز نیست، و آنچه که می‌‌توان به طور کلی ادعا کرد این است که در سیستم حکومتی [[اسلام]]، رئیس [[حکومت]] که از طرف [[مردم]] تعیین شده، موظف به حفظ [[قوانین]] اسلامی و عدم تغییر آنهاست و در اوضاع روز -مانند رویدادهای تازه‌‌ای که بر اساس زمان و مکان روی می‌‌دهد- و مشکلات داخلی و خارجی بایستی مشاوره نماید<ref>المیزان، جلد ۴، صفحه ۱۲۴؛ همچنین مراجعه شود به: بررسی‌های اسلامی، جلد یک، صفحه ۱۷۴؛ روابط اجتماعی در اسلام، صفحه ۱۲۱.</ref>.
*'''[[سیره]] [[نبوی]] ملاک [[انتخاب حاکم]]''': [[مرحوم علامه]] پس از اینکه اصل [[انتخاب]] [[سرپرست]] [[جامعه]] در [[زمان غیبت]] را [[حق]] [[مردم]] می‌‌داند، تصریح می‌کند که این [[انتخاب]] باید بر اساس [[سیره]] و روش [[پیامبر اکرم]] {{صل}} باشد.
*'''[[سیره]] [[نبوی]] ملاک [[انتخاب حاکم]]''': [[مرحوم علامه]] پس از اینکه اصل [[انتخاب]] [[سرپرست]] [[جامعه]] در [[زمان غیبت]] را [[حق]] [[مردم]] می‌‌داند، تصریح می‌کند که این [[انتخاب]] باید بر اساس [[سیره]] و روش [[پیامبر اکرم]] {{صل}} باشد.


بر اساس نگرش ایشان، مسئله مهمی که در [[انتخاب]] [[سرپرست]] [[جامعه اسلامی]] و [[حکومت]] داری باید مد نظر گرفته شود و قدمی از آن تخطی نشود، رعایت سیرت و [[سنت]] [[رسول اکرم]] است؛ زیرا [[خداوند]] بر اساس [[آیات قرآن]] [[سیره]] و روش آن حضرت را پسندیده و [[امضا]] نموده است و [[مسلمانان]] را ملزم به تبعیت از ایشان نموده است. چنانکه [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» (احزاب/۲۱).</ref> همچنین [[روایت]] معتبر از خود آن حضرت [[نقل]] شده است که: {{عربی|فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی}}<ref>مستدرک الوسائل، جلد ۳، صفحه ۲۸۹؛ بحارالانوار، جلد سی و یک، صفحه ۱۳؛ دعائم اسلام، جلد دو، صفحه ۱۶۴.</ref> [[روایات]] دیگری نیز به همین مضمون از [[اهل بیت]] {{عم}} در [[اختیار]] ما می‌‌باشد<ref>. الکافی، جلد ۳، صفحه ۳۴۰؛ تهذیب الاحکام، جلد دو، صفحه ۳۱۵؛ وسائل الشیعه، جلد ۶، صفحه ۲۸۶.</ref>
بر اساس نگرش ایشان، مسئله مهمی که در [[انتخاب]] [[سرپرست]] [[جامعه اسلامی]] و [[حکومت]] داری باید مد نظر گرفته شود و قدمی از آن تخطی نشود، رعایت سیرت و [[سنت]] [[رسول اکرم]] است؛ زیرا [[خداوند]] بر اساس [[آیات قرآن]] [[سیره]] و روش آن حضرت را پسندیده و [[امضا]] نموده است و [[مسلمانان]] را ملزم به تبعیت از ایشان نموده است. چنانکه [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای نیکوست» (احزاب/۲۱).</ref> همچنین [[روایت]] معتبر از خود آن حضرت [[نقل]] شده است که: {{عربی|فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی}}<ref>مستدرک الوسائل، جلد ۳، صفحه ۲۸۹؛ بحارالانوار، جلد سی و یک، صفحه ۱۳؛ دعائم اسلام، جلد دو، صفحه ۱۶۴.</ref> [[روایات]] دیگری نیز به همین مضمون از [[اهل بیت]] {{عم}} در [[اختیار]] ما می‌‌باشد<ref>. الکافی، جلد ۳، صفحه ۳۴۰؛ تهذیب الاحکام، جلد دو، صفحه ۳۱۵؛ وسائل الشیعه، جلد ۶، صفحه ۲۸۶.</ref>
::::::البته توضیح و تشریح [[سیره]] [[نبوی]] و بیان خصوصیات آن بحث جداگانه‌ای می‌خواهد ولی آنچه به صورت خلاصه و اساس منش [[پیامبر]] {{صل}} می‌توان بیان نمود این است که:
 
البته توضیح و تشریح [[سیره]] [[نبوی]] و بیان خصوصیات آن بحث جداگانه‌ای می‌خواهد ولی آنچه به صورت خلاصه و اساس منش [[پیامبر]] {{صل}} می‌توان بیان نمود این است که:
#در [[اسلام]] امتیازی جز [[تقوا]] نیست و تمام امتیازات طبقاتی ملغی است.
#در [[اسلام]] امتیازی جز [[تقوا]] نیست و تمام امتیازات طبقاتی ملغی است.
#همه [[مردم]] در برابر قانون مساوی بوده و در اجرای مقررات کمترین استثنایی در کار نیست.
#همه [[مردم]] در برابر قانون مساوی بوده و در اجرای مقررات کمترین استثنایی در کار نیست.
۴۱۵٬۰۷۸

ویرایش