دلایل اعتبار سیره معصومان چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۹ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۱:۱۸
، ۹ فوریهٔ ۲۰۲۲ربات: جایگزینی خودکار متن (-رده:پرسش +رده:پرسش)؛ زیباسازی
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]]]] :::::: +]]]] )) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
}} | }} | ||
'''[[دلایل]] اعتبار [[سیره معصومان]] چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[امامت (پرسش)|امامت]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[امامت]]''' مراجعه شود. | '''[[دلایل]] اعتبار [[سیره معصومان]] چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[امامت (پرسش)|امامت]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[امامت]]''' مراجعه شود. | ||
== پاسخ نخست == | == پاسخ نخست == | ||
[[پرونده:13681125.jpg|بندانگشتی| | [[پرونده:13681125.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[علی اکبر ذاکری]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی اکبر ذاکری]]''' در کتاب ''«[[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی اکبر ذاکری]]''' در کتاب ''«[[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
*«'''عصمت''': مهمترین دلیل بر [[لزوم]] پیروی از سیره معصومان عصمت آنان است. [[خداوند]] در [[قرآن]] [[پیروی از پیامبر]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي}} «بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید» سوره آل عمران، آیه ۳۱.</ref> و عمل به دستورهای ایشان را لازم دانسته است. اگر عصمت نباشد، الزامی برای عمل به سیره و [[سنت]] آنان نیست. [[ثقة الاسلام کلینی]] در باب اول کتاب [[حجت]] کافی روایاتی را [[نقل]] میکند که خداوند در قرآن فرموده: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>؛ خداوند امور [[بندگان]] را به پیامبرش و آن حضرت به [[علی]]{{ع}} و [[فرزندان]] ایشان وانهاده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۶۸.</ref>؛ به همین جهت است که قول، عمل و تقریر آنان برای دیگران قابل استناد است. | * «'''عصمت''': مهمترین دلیل بر [[لزوم]] پیروی از سیره معصومان عصمت آنان است. [[خداوند]] در [[قرآن]] [[پیروی از پیامبر]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي}} «بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید» سوره آل عمران، آیه ۳۱.</ref> و عمل به دستورهای ایشان را لازم دانسته است. اگر عصمت نباشد، الزامی برای عمل به سیره و [[سنت]] آنان نیست. [[ثقة الاسلام کلینی]] در باب اول کتاب [[حجت]] کافی روایاتی را [[نقل]] میکند که خداوند در قرآن فرموده: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>؛ خداوند امور [[بندگان]] را به پیامبرش و آن حضرت به [[علی]]{{ع}} و [[فرزندان]] ایشان وانهاده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۶۸.</ref>؛ به همین جهت است که قول، عمل و تقریر آنان برای دیگران قابل استناد است. | ||
عمل به سنت و [[سیره رسول خدا]]{{صل}} [[دستور خداوند]] است و در [[روایات]] فراوانی مورد تأکید قرار گرفته است. باب آخر کتاب [[علم]] [[اصول کافی]] درباره اخذ به سنت است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۹.</ref>. [[ائمه]] هم [[اولی الامر]] هستند که در قرآن [[اطاعت]] از آنان [[واجب]] دانسته شده است<ref>{{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} «از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. آنان اوصیای پیامبرند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۷ و ۱۸۹.</ref> و منظور از [[اطاعت از اولی الامر]] در [[آیه]]، [[اطاعت]] از آنان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۶: {{متن حدیث| إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً أَمَرَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ بِطَاعَتِنَا}}.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیان نموده، از آن جهت [[خداوند]] [[اطاعت اولی الامر]] را [[واجب]] کرده که آنان [[معصوم]] و [[پاک]] هستند و بر خلاف [[دستور خدا]] [[فرمان]] نمیدهند<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۳: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ وَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ}}.</ref>؛ بنابراین کسی که پاک و معصوم باشد، [[شایسته]] [[پیروی]] است. [[سیره]] و [[سنت]] وی درخور عمل است؛ افزون بر آن، [[امام]] به معنای پیشواست؛ یعنی کسی که باید از او پیروی شود. به تعبیر امیرالمؤمنین هر پیروی امامی دارد که به او [[اقتدا]] میکند و از [[نور]] [[دانش]] او بهره میبرد<ref>نهج البلاغه، ن۳۵: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ}}.</ref>. تنها یک معصوم باقی میماند که ممکن است گفته شود با دیگران متفاوت است و سنت و سیره وی مطرح نشده و آن [[فاطمه زهرا]]{{س}} است. [[لزوم]] پیروی از سنتهای منسوب به ایشان نیز از آن جهت که معصوم است، لازم مینماید. وقتی [[حجیت سنت]] و [[سیره معصوم]] [[اثبات]] شود، ایشان هم جزو [[معصومان]] [[مورد اتفاق]] و مشمول [[آیۀ تطهیر]] هستند. در [[احادیث]]، [[تشویق]] به عمل به سنت [[فاطمه]]{{س}} در کنار سنت دیگر معصومان بیان شده است. در دعای [[تعقیب نماز]] [[مغرب]] و صبح به [[نقل]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ أَمْسَيْتُ وَ أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤْمِناً عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ عَلِيٍّ{{ع}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ فَاطِمَةَ{{س}} وَ سُنَّتِهَا وَ عَلَى دِينِ الْأَوْصِيَاءِ{{عم}} وَ سُنَّتِهِمْ...}}<ref>ابن طاووس، فلاح السائل، ص۲۳۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۸۳، ص۹۷؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۱۰۰.</ref>: به [[نام خداوند]] [[بخشنده]] [[مهربان]]. [[روز]] را [[شب]] کردم و شب را صبح کردم، درحالی که به [[خداوند]] [[ایمان]] دارم، بر [[دین]] [[محمد]] و [[سنت]] او هستم، بر [[دین علی]] و سنت او هستم، بر دین [[فاطمه]] و سنت او هستم و دین [[اوصیای الهی]] و سنت آنان. | عمل به سنت و [[سیره رسول خدا]]{{صل}} [[دستور خداوند]] است و در [[روایات]] فراوانی مورد تأکید قرار گرفته است. باب آخر کتاب [[علم]] [[اصول کافی]] درباره اخذ به سنت است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۹.</ref>. [[ائمه]] هم [[اولی الامر]] هستند که در قرآن [[اطاعت]] از آنان [[واجب]] دانسته شده است<ref>{{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} «از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. آنان اوصیای پیامبرند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۸۷ و ۱۸۹.</ref> و منظور از [[اطاعت از اولی الامر]] در [[آیه]]، [[اطاعت]] از آنان است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۷۶: {{متن حدیث| إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً أَمَرَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ بِطَاعَتِنَا}}.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بیان نموده، از آن جهت [[خداوند]] [[اطاعت اولی الامر]] را [[واجب]] کرده که آنان [[معصوم]] و [[پاک]] هستند و بر خلاف [[دستور خدا]] [[فرمان]] نمیدهند<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۳: {{متن حدیث|وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ وَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ}}.</ref>؛ بنابراین کسی که پاک و معصوم باشد، [[شایسته]] [[پیروی]] است. [[سیره]] و [[سنت]] وی درخور عمل است؛ افزون بر آن، [[امام]] به معنای پیشواست؛ یعنی کسی که باید از او پیروی شود. به تعبیر امیرالمؤمنین هر پیروی امامی دارد که به او [[اقتدا]] میکند و از [[نور]] [[دانش]] او بهره میبرد<ref>نهج البلاغه، ن۳۵: {{متن حدیث|أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ}}.</ref>. تنها یک معصوم باقی میماند که ممکن است گفته شود با دیگران متفاوت است و سنت و سیره وی مطرح نشده و آن [[فاطمه زهرا]]{{س}} است. [[لزوم]] پیروی از سنتهای منسوب به ایشان نیز از آن جهت که معصوم است، لازم مینماید. وقتی [[حجیت سنت]] و [[سیره معصوم]] [[اثبات]] شود، ایشان هم جزو [[معصومان]] [[مورد اتفاق]] و مشمول [[آیۀ تطهیر]] هستند. در [[احادیث]]، [[تشویق]] به عمل به سنت [[فاطمه]]{{س}} در کنار سنت دیگر معصومان بیان شده است. در دعای [[تعقیب نماز]] [[مغرب]] و صبح به [[نقل]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ أَمْسَيْتُ وَ أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤْمِناً عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ عَلِيٍّ{{ع}} وَ سُنَّتِهِ وَ عَلَى دِينِ فَاطِمَةَ{{س}} وَ سُنَّتِهَا وَ عَلَى دِينِ الْأَوْصِيَاءِ{{عم}} وَ سُنَّتِهِمْ...}}<ref>ابن طاووس، فلاح السائل، ص۲۳۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۸۳، ص۹۷؛ میرزاحسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۱۰۰.</ref>: به [[نام خداوند]] [[بخشنده]] [[مهربان]]. [[روز]] را [[شب]] کردم و شب را صبح کردم، درحالی که به [[خداوند]] [[ایمان]] دارم، بر [[دین]] [[محمد]] و [[سنت]] او هستم، بر [[دین علی]] و سنت او هستم، بر دین [[فاطمه]] و سنت او هستم و دین [[اوصیای الهی]] و سنت آنان. | ||
در اینجا از سنت فاطمه{{س}} یاد شده که مانند [[سنت پیامبر]] و [[امامان]] باید مورد توجه و [[پیروی]] و عمل قرار گیرد و [[سیره]] بخشی از سنت یا مرادف آن است | در اینجا از سنت فاطمه{{س}} یاد شده که مانند [[سنت پیامبر]] و [[امامان]] باید مورد توجه و [[پیروی]] و عمل قرار گیرد و [[سیره]] بخشی از سنت یا مرادف آن است | ||
*'''حجت''': [[معصومان]] [[حجتهای الهی]] هستند. حجت بودن آنان، یکی از جهاتی است که پیروی از سیره و [[رفتار]] آنان را برای دیگران موجه و لازم میسازد. حجت یعنی چیزی که میتوان به آن برای دیگران [[استدلال]] و [[برهان]] آورد<ref>{{عربی|الحجّة لغة: كلّ شيء يصلح أن يحتجّ به على الغير}} (محمدرضا مظفر، أصول فقه، ج۲، ص۱۲).</ref>. وقتی گفته میشود [[اجماع]] حجت است، یعنی [[دلیل]] بر [[حکم شرعی]] است که میتوان به آن استناد کرد و دلیل بر حکم شرعی دانست که در مباحث [[اصول فقه]] به آن پرداخته شده است. | * '''حجت''': [[معصومان]] [[حجتهای الهی]] هستند. حجت بودن آنان، یکی از جهاتی است که پیروی از سیره و [[رفتار]] آنان را برای دیگران موجه و لازم میسازد. حجت یعنی چیزی که میتوان به آن برای دیگران [[استدلال]] و [[برهان]] آورد<ref>{{عربی|الحجّة لغة: كلّ شيء يصلح أن يحتجّ به على الغير}} (محمدرضا مظفر، أصول فقه، ج۲، ص۱۲).</ref>. وقتی گفته میشود [[اجماع]] حجت است، یعنی [[دلیل]] بر [[حکم شرعی]] است که میتوان به آن استناد کرد و دلیل بر حکم شرعی دانست که در مباحث [[اصول فقه]] به آن پرداخته شده است. | ||
زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} [[یا علی]] و فاطمه{{عم}} حجت معرفی میشوند؛ یعنی آنان کسانی هستند که دیگران میتوانند به [[راه]] و روش آنان عمل کنند و در بیان علت عمل به آن، نزد خداوند [[احتجاج]] کنند. [[بدیهی]] است سیره و روشی حجت است که برای دیگران قابل پیروی باشد. روایاتی داریم که در آنها معصومان حجت دانسته شدهاند و طبق آنها، دیگران با پیروی از آنان در مسیر صحیح قرار میگیرند. به چند [[روایت]] اشاره میشود: | زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} [[یا علی]] و فاطمه{{عم}} حجت معرفی میشوند؛ یعنی آنان کسانی هستند که دیگران میتوانند به [[راه]] و روش آنان عمل کنند و در بیان علت عمل به آن، نزد خداوند [[احتجاج]] کنند. [[بدیهی]] است سیره و روشی حجت است که برای دیگران قابل پیروی باشد. روایاتی داریم که در آنها معصومان حجت دانسته شدهاند و طبق آنها، دیگران با پیروی از آنان در مسیر صحیح قرار میگیرند. به چند [[روایت]] اشاره میشود: | ||
#پیامبر فرمود: {{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَعْدَاؤُنَا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أَوْلِيَاؤُنَا أَوْلِيَاءُ اللَّهِ}}<ref>شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۲۲۸؛ عمادالدین ابی جعفر طبری، بشارة المصطفی، ص۲۴.</ref>: من، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]]، [[حسین]]{{عم}} و نه تن از [[فرزندان حسین]]{{عم}}، [[حجتهای خدا]] بر [[خلق]] او هستیم. [[دشمنان]] ما، [[دشمنان خدا]] و [[دوستان]] ما دوستان [[خدا]] هستند. | # پیامبر فرمود: {{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَعْدَاؤُنَا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أَوْلِيَاؤُنَا أَوْلِيَاءُ اللَّهِ}}<ref>شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۳۶، ص۲۲۸؛ عمادالدین ابی جعفر طبری، بشارة المصطفی، ص۲۴.</ref>: من، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]]، [[حسین]]{{عم}} و نه تن از [[فرزندان حسین]]{{عم}}، [[حجتهای خدا]] بر [[خلق]] او هستیم. [[دشمنان]] ما، [[دشمنان خدا]] و [[دوستان]] ما دوستان [[خدا]] هستند. | ||
#[[جابر بن عبدالله]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] میکند که فرمود: “خداوند علی{{ع}} و همسرش و فرزندانش را حجتهای خدا بر خلقش قرار داده است و آنان درهای [[دانش]] در [[امت]] من میباشند. هر کس با [[راهنمایی]] آنان حرکت نماید، به سوی [[راه راست]] میرود”<ref>عبیدالله بن عبد الله حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۷۶: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ أَبْنَاءَ [هُ] حُجَجَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ -وَ هُمْ أَبْوَابُ الْعِلْمِ فِي أُمَّتِي- مَنِ اهْتَدَى بِهِمْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}.</ref>. در این [[روایت]] [[حجت]] به معنای [[امام]] نیست؛ زیرا زهرا{{س}} هم مورد اشاره قرار گرفته است؛ بنابراین میتوان آنها را [[اسوه]] و نمونه برای دیگران دانست تا [[انسانها]] با [[پیروی]] از ایشان به [[راه]] درست دست یابند. در روایتی دیگر که حسکانی از پیامبر{{صل}} نقل کرده، آن [[حضرت]] خود را به [[خورشید]] و علی{{ع}} را به ماه و فاطمه{{س}} را به [[زهره]] و حسن و حسین{{عم}} را به فرقدان (دو [[ستاره]])<ref>فرقدان: دو ستاره نزدیک قطب که به آن راه شناسند (علیاکبر دهخدا، لغتنامه، ذیل کلمه فرقد).</ref> [[انبیا]] و [[پیامبران]] هم به عنوان حجتهای خدا در [[زمین]] معرفی شدهاند<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۲۷۰.</ref>. [[امام زمان]]{{ع}} در توقیعی [[علما]] و آگاهان به حوادث [[سیاسی]] را حجت خود بر [[بندگان]] و خود را [[حجت خدا]] بر آنان معرفی کرده است<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۸۴: {{متن حدیث|فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ}}.</ref>. مرحوم [[کلینی]] در کافی پس از کتاب [[توحید]]، کتاب حجت را آورده و در آن از مسائل [[نبوت]]، [[امامت]] و ویژگیهای هر یک از [[رسول]] و امام سخن گفته و به بیان مولد و [[تاریخ]] [[معصومان]] پرداخته است | # [[جابر بن عبدالله]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] میکند که فرمود: “خداوند علی{{ع}} و همسرش و فرزندانش را حجتهای خدا بر خلقش قرار داده است و آنان درهای [[دانش]] در [[امت]] من میباشند. هر کس با [[راهنمایی]] آنان حرکت نماید، به سوی [[راه راست]] میرود”<ref>عبیدالله بن عبد الله حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۷۶: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ أَبْنَاءَ [هُ] حُجَجَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ -وَ هُمْ أَبْوَابُ الْعِلْمِ فِي أُمَّتِي- مَنِ اهْتَدَى بِهِمْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ}}.</ref>. در این [[روایت]] [[حجت]] به معنای [[امام]] نیست؛ زیرا زهرا{{س}} هم مورد اشاره قرار گرفته است؛ بنابراین میتوان آنها را [[اسوه]] و نمونه برای دیگران دانست تا [[انسانها]] با [[پیروی]] از ایشان به [[راه]] درست دست یابند. در روایتی دیگر که حسکانی از پیامبر{{صل}} نقل کرده، آن [[حضرت]] خود را به [[خورشید]] و علی{{ع}} را به ماه و فاطمه{{س}} را به [[زهره]] و حسن و حسین{{عم}} را به فرقدان (دو [[ستاره]])<ref>فرقدان: دو ستاره نزدیک قطب که به آن راه شناسند (علیاکبر دهخدا، لغتنامه، ذیل کلمه فرقد).</ref> [[انبیا]] و [[پیامبران]] هم به عنوان حجتهای خدا در [[زمین]] معرفی شدهاند<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۲۷۰.</ref>. [[امام زمان]]{{ع}} در توقیعی [[علما]] و آگاهان به حوادث [[سیاسی]] را حجت خود بر [[بندگان]] و خود را [[حجت خدا]] بر آنان معرفی کرده است<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۲، ص۴۸۴: {{متن حدیث|فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ}}.</ref>. مرحوم [[کلینی]] در کافی پس از کتاب [[توحید]]، کتاب حجت را آورده و در آن از مسائل [[نبوت]]، [[امامت]] و ویژگیهای هر یک از [[رسول]] و امام سخن گفته و به بیان مولد و [[تاریخ]] [[معصومان]] پرداخته است | ||
::::::'''اسوه''': تعبیر دیگری که پیروی از معصومان را میرساند، “اُسوه” است. این واژه درباره [[معصومان]] به کار رفته است. راغب در معنای “اسوه” مینویسد: “اُسوه و إسوه مانند قُدوه و قِدوه و آن حالتی است که [[انسان]] در آن [[پیروی]] از دیگری میکند، چه [[نیکو]] باشد و چه [[زشت]]، چه در [[شادمانی]] و چه در زیانمندی”<ref>ابوالقاسم حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۶.</ref>. | ::::::'''اسوه''': تعبیر دیگری که پیروی از معصومان را میرساند، “اُسوه” است. این واژه درباره [[معصومان]] به کار رفته است. راغب در معنای “اسوه” مینویسد: “اُسوه و إسوه مانند قُدوه و قِدوه و آن حالتی است که [[انسان]] در آن [[پیروی]] از دیگری میکند، چه [[نیکو]] باشد و چه [[زشت]]، چه در [[شادمانی]] و چه در زیانمندی”<ref>ابوالقاسم حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ص۷۶.</ref>. | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۲: | ||
گرچه اسوه در لغت معنای عامی دارد، کاربرد آن در اسوۀ نیکو و [[پسندیده]] است. اسوه پیروی از [[رفتار]] دیگران است. اصولیان [[شیعه]] و [[سنی]] درباره آیه اسوه و [[آیات]] مربوط به [[اتباع]] از رسول خدا{{صل}} مانند {{متن قرآن|فَاتَّبِعُوهُ}}<ref>«از آن پیروی کنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> یا {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي}}<ref>«بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید» سوره آل عمران، آیه ۳۱.</ref> بحثهای مختلفی کردهاند که آیا [[اتباع]] و [[تأسی]] به فعل و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} [[واجب]] است یا نه. دراین باره چهار نظر مطرح است<ref>شیخ طوسی، العدة فی أصول الفقه، ج۲، ص۵۷۶.</ref>. [[علمای شیعه]] مانند [[سید مرتضی]]<ref>سید مرتضی، الذریعة إلی أصول الشریعه، ج۲، ص۱۰۰ و ۱۰۲.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>شیخ طوسی، العدة فی أصول الفقه، ج۲، ص۵۷۳.</ref>، [[علامه حلی]]<ref>علامه حلی، نهایة الوصول الی علم الأصول، ج۲، ص۵۵۲؛ علامه حلی، مبادی الوصول إلی علم الأصول، ص۱۷۲؛ علامه حلی، تهذیب الوصول إلی علم الأصول، ص۱۷۶.</ref>، صاحب فصول<ref>محمدحسین بن عبدالرحیم حائری اصفهانی، الفصول الغرویة فی الأصول الفقهیه، ص۳۱۳.</ref> و [[میرزای قمی]] در [[قوانین]]<ref>میرزا ابوالقاسم بن محمد قمی، القوانین المحکمة فی الأصول، ج۲، ص۵۵۵.</ref> از آیۀ [[اسوه]] بحث کردهاند. [[مهدی نراقی]] [[افعال]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[معصوم]] را دارای هشت جهت دانسته و درباره هر یک سخن گفته که سه وجه اول آنکه مرتبط به بحث ما میباشد، چنین است: | گرچه اسوه در لغت معنای عامی دارد، کاربرد آن در اسوۀ نیکو و [[پسندیده]] است. اسوه پیروی از [[رفتار]] دیگران است. اصولیان [[شیعه]] و [[سنی]] درباره آیه اسوه و [[آیات]] مربوط به [[اتباع]] از رسول خدا{{صل}} مانند {{متن قرآن|فَاتَّبِعُوهُ}}<ref>«از آن پیروی کنید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> یا {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي}}<ref>«بگو اگر خداوند را دوست میدارید از من پیروی کنید» سوره آل عمران، آیه ۳۱.</ref> بحثهای مختلفی کردهاند که آیا [[اتباع]] و [[تأسی]] به فعل و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} [[واجب]] است یا نه. دراین باره چهار نظر مطرح است<ref>شیخ طوسی، العدة فی أصول الفقه، ج۲، ص۵۷۶.</ref>. [[علمای شیعه]] مانند [[سید مرتضی]]<ref>سید مرتضی، الذریعة إلی أصول الشریعه، ج۲، ص۱۰۰ و ۱۰۲.</ref>، [[شیخ طوسی]]<ref>شیخ طوسی، العدة فی أصول الفقه، ج۲، ص۵۷۳.</ref>، [[علامه حلی]]<ref>علامه حلی، نهایة الوصول الی علم الأصول، ج۲، ص۵۵۲؛ علامه حلی، مبادی الوصول إلی علم الأصول، ص۱۷۲؛ علامه حلی، تهذیب الوصول إلی علم الأصول، ص۱۷۶.</ref>، صاحب فصول<ref>محمدحسین بن عبدالرحیم حائری اصفهانی، الفصول الغرویة فی الأصول الفقهیه، ص۳۱۳.</ref> و [[میرزای قمی]] در [[قوانین]]<ref>میرزا ابوالقاسم بن محمد قمی، القوانین المحکمة فی الأصول، ج۲، ص۵۵۵.</ref> از آیۀ [[اسوه]] بحث کردهاند. [[مهدی نراقی]] [[افعال]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[معصوم]] را دارای هشت جهت دانسته و درباره هر یک سخن گفته که سه وجه اول آنکه مرتبط به بحث ما میباشد، چنین است: | ||
#آنچه از افعال طبیعی انجام دادند، مانند خوردن، [[آشامیدن]]، [[بیداری]]، حرکت و [[سکون]] و مانند آن. تردیدی نیست که اینها برای ایشان و برای تمام [[امت اسلامی]] [[مباح]] است و در این موضوع خلافی نیست. | # آنچه از افعال طبیعی انجام دادند، مانند خوردن، [[آشامیدن]]، [[بیداری]]، حرکت و [[سکون]] و مانند آن. تردیدی نیست که اینها برای ایشان و برای تمام [[امت اسلامی]] [[مباح]] است و در این موضوع خلافی نیست. | ||
#کارهایی است که از [[اختصاصات پیامبر]]{{صل}} است، چه [[عبادی]] مانند [[وجوب]] [[تهجّد]] و [[نماز وتر]] برای ایشان یا غیرعبادی مانند بیش از چهار [[همسر]] داشتن و مانند آن. تردیدی نیست که در این امور امکان [[پیروی]] از [[حضرت]] نیست. | # کارهایی است که از [[اختصاصات پیامبر]]{{صل}} است، چه [[عبادی]] مانند [[وجوب]] [[تهجّد]] و [[نماز وتر]] برای ایشان یا غیرعبادی مانند بیش از چهار [[همسر]] داشتن و مانند آن. تردیدی نیست که در این امور امکان [[پیروی]] از [[حضرت]] نیست. | ||
#آنجا که جهت آن مشخص باشد از وجوب، [[استحباب]] و [[اباحه]]، طبق آن، به پیامبر{{صل}} تأسی میشود و حضرت اسوه قرار میگیرد. اگر واجب باشد پیروی واجب و اگر [[مستحب]] باشد پیروی و تأسی مستحب یا مباح خواهد بود. | # آنجا که جهت آن مشخص باشد از وجوب، [[استحباب]] و [[اباحه]]، طبق آن، به پیامبر{{صل}} تأسی میشود و حضرت اسوه قرار میگیرد. اگر واجب باشد پیروی واجب و اگر [[مستحب]] باشد پیروی و تأسی مستحب یا مباح خواهد بود. | ||
موارد دیگری که ذکر میکند، مواردی است که جهت آن مشخص نیست و [[عمل]] پیامبر{{صل}} برای بیان [[حکم]] مجمل و مانند آن است و آن را وا میکاود<ref>محمدمهدی نراقی، أنیس المجتهدین فی علم الأصول، ج۱، ص۳۰۶.</ref>. | موارد دیگری که ذکر میکند، مواردی است که جهت آن مشخص نیست و [[عمل]] پیامبر{{صل}} برای بیان [[حکم]] مجمل و مانند آن است و آن را وا میکاود<ref>محمدمهدی نراقی، أنیس المجتهدین فی علم الأصول، ج۱، ص۳۰۶.</ref>. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۱: | ||
[[فخر رازی]] از علمای [[اهل سنت]] در معنای اسوه بودن پیامبر{{صل}} مینویسد: “میتوان اسوه را در موردی به کار برد که اسوه در بعضی از [[کارها]] باشد و این مسلم است؛ اما نزد ما پیامبر{{صل}} در سخنانش و بسیاری از اعمالش که ما را [[دستور]] پیروی از آن داده، مانند این سخن که "آنگونه [[نماز]] بخوانید که میبینید من نماز میخوانم" اسوه است”<ref>ابوعبدالله محمد بن عمر فخر رازی، المحصول، ج۳، ص۲۵۱ (مؤسسة الرساله)؛ ج۱، ص۴۲۲ (چ دار الکتب).</ref>. آمُدی با ذکر آیه اسوه در موردی گفته، هر کس به پیامبر{{صل}} [[تأسی]] ننماید، [[ایمان به خدا]] و [[روز قیامت]] ندارد؛ پس عمل به [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[واجب]] است<ref>سیف الدین ابوالحسن علی بن محمد آمدی، الإحکام، ج۱، ص۲۳۱.</ref>»<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص ۷۸-۸۵.</ref>. | [[فخر رازی]] از علمای [[اهل سنت]] در معنای اسوه بودن پیامبر{{صل}} مینویسد: “میتوان اسوه را در موردی به کار برد که اسوه در بعضی از [[کارها]] باشد و این مسلم است؛ اما نزد ما پیامبر{{صل}} در سخنانش و بسیاری از اعمالش که ما را [[دستور]] پیروی از آن داده، مانند این سخن که "آنگونه [[نماز]] بخوانید که میبینید من نماز میخوانم" اسوه است”<ref>ابوعبدالله محمد بن عمر فخر رازی، المحصول، ج۳، ص۲۵۱ (مؤسسة الرساله)؛ ج۱، ص۴۲۲ (چ دار الکتب).</ref>. آمُدی با ذکر آیه اسوه در موردی گفته، هر کس به پیامبر{{صل}} [[تأسی]] ننماید، [[ایمان به خدا]] و [[روز قیامت]] ندارد؛ پس عمل به [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[واجب]] است<ref>سیف الدین ابوالحسن علی بن محمد آمدی، الإحکام، ج۱، ص۲۳۱.</ref>»<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص ۷۸-۸۵.</ref>. | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:پرسش]] | ||
[[رده:پرسمان امامت]] | [[رده:پرسمان امامت]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهای امامت با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهای امامت با ۱ پاسخ]] | ||