مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۹ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۱:۴۴
، ۹ فوریهٔ ۲۰۲۲ربات: جایگزینی خودکار متن (-رده:پرسش +رده:پرسش)؛ زیباسازی
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{منبعشناسی جامع}} +{{منبع جامع}})) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
}} | }} | ||
'''مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[فقه سیاسی (پرسش)|فقه سیاسی]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[فقه سیاسی]]''' مراجعه شود. | '''مصادیق تألیف قلوب چه کسانی هستند؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[فقه سیاسی (پرسش)|فقه سیاسی]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[فقه سیاسی]]''' مراجعه شود. | ||
== پاسخ نخست == | == پاسخ نخست == | ||
[[پرونده:1100694.jpg|بندانگشتی| | [[پرونده:1100694.jpg|بندانگشتی|راست|100px|[[ابوالفضل شکوری]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[ابوالفضل شکوری]]''' در کتاب ''«[[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[ابوالفضل شکوری]]''' در کتاب ''«[[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۳: | ||
نظریات و اقوال فقها در مورد این که منظور از مؤلفةالقلوب چه کسانی هستند، از قرار زیر است: | نظریات و اقوال فقها در مورد این که منظور از مؤلفةالقلوب چه کسانی هستند، از قرار زیر است: | ||
*'''فقط کفّار''': عدهای از فقها معتقدند که تألیف قلوب فقط شامل کفّار است که [[امام]] [[مسلمین]] بدین وسیله آنان را نسبت به [[اسلام]] [[خوشبین]] کرده و به [[همکاری]] در [[جهاد]] و [[مبارزه]] جلب میکند. [[شیخ مفید]] از جمله طرفداران این قول است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۱۷۰.</ref>. اما [[شهید]] اول صاحب متن لمعه در کتاب “بیان” خود خلاف این قول را به شیخ مفید نسبت داده و گفته است: “شیخ تألیف قلوب مسلمانان را نیز جایز میداند”<ref>البیان، ص۱۹۴.</ref>. [[محقق حلی]] در کتاب معتبر خود [[شیخ طوسی]] را از جمله طرفداران انحصار تألیف قلوب به کفّار میشمارد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>. | * '''فقط کفّار''': عدهای از فقها معتقدند که تألیف قلوب فقط شامل کفّار است که [[امام]] [[مسلمین]] بدین وسیله آنان را نسبت به [[اسلام]] [[خوشبین]] کرده و به [[همکاری]] در [[جهاد]] و [[مبارزه]] جلب میکند. [[شیخ مفید]] از جمله طرفداران این قول است<ref>شرح لمعه، ج۱، ص۱۷۰.</ref>. اما [[شهید]] اول صاحب متن لمعه در کتاب “بیان” خود خلاف این قول را به شیخ مفید نسبت داده و گفته است: “شیخ تألیف قلوب مسلمانان را نیز جایز میداند”<ref>البیان، ص۱۹۴.</ref>. [[محقق حلی]] در کتاب معتبر خود [[شیخ طوسی]] را از جمله طرفداران انحصار تألیف قلوب به کفّار میشمارد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>. | ||
*'''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان میشود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابنجنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] میباشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>. | * '''منافقان''': قول دیگر این است که: اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان میشود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از [[نفاق]] خود دست بردارند. شهید اول در کتاب “بیان” این قول را به ابنجنید نسبت داده است که یکی از بزرگان [[فقهای شیعه]] میباشد<ref>المعتبر، ص۲۷۹.</ref>. | ||
در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] میشود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و.... | در [[سیره]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نیز مواردی [[مشاهده]] میشود که در آنها منافقان را “تألیف قلوب” کرده است؛ مانند: [[ابوسفیان]] و.... | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۱: | ||
[[اسکافی]] نیز مؤلفةالقلوب را فقط منحصر به منافقان میداند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک میتوان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن. | [[اسکافی]] نیز مؤلفةالقلوب را فقط منحصر به منافقان میداند<ref>مستمسک العروة، ج۹، ص۲۴۶.</ref>. با توجه به اسناد و مدارک میتوان گفت: منافقان یکی از مصادیق [[مؤلفة قلوبهم]] هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن. | ||
*'''مسلمانان ضعیفالایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با بهکار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر میگردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون میآیند. | * '''مسلمانان ضعیفالایمان''': قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به [[توحید]] خدا و [[نبوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} اعتراف دارند، اما دارای [[ایمانی]] [[ضعیف]] و [[متزلزل]] و مضطرب هستند؛ با بهکار گرفتن اصل تألیف و تحبیب [[قلوب]] [[گرایش]] آنان به [[اسلام]] زیادتر میگردد و از [[تزلزل]] و [[اضطراب]] بیرون میآیند. | ||
شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار{{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرفنظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل میکند فقط از [[منافقان]] نام میبرد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمیکند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>. | شیخ [[یوسف بحرانی]] صاحب “حدائق الناضرة” از جمله قائلان و طرفداران این قول است. او در کتاب خود برخی از [[احادیث ائمه]] اطهار{{عم}} را برای [[تأیید]] نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمیرسد؛ زیرا برخی از [[احادیث]] را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرفنظر نموده و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان [[جنگ حنین]] را نقل میکند فقط از [[منافقان]] نام میبرد و وجود [[صفوان]] بن [[امیّه]] را در [[جنگ]] اصلاً ذکر نمیکند که از [[کفّار]] و [[مشرکان]] بود<ref>الحدائق الناضرة، ج۵، ص۳۷.</ref>. | ||
*'''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیفالایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... میشود و همه را در بر میگیرد و هیچگاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref> | * '''کفّار، منافقان و [[مسلمین]]''': نظریه و قول دیگر این است که اصل [[تألیف قلوب]]، یک اصل “عام” است شامل همه مصادیق ذکر شده مانند کفّار، [[منافقین]]، مسلمین ضعیفالایمان، [[مسلمانان]] مرزنشین و... میشود و همه را در بر میگیرد و هیچگاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد»<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۰۷.</ref> | ||
==[[:رده:آثار فقه سیاسی|منبعشناسی جامع فقه سیاسی]]== | == [[:رده:آثار فقه سیاسی|منبعشناسی جامع فقه سیاسی]] == | ||
{{منبع جامع}} | {{منبع جامع}} | ||
* [[:رده:کتابشناسی کتابهای فقه سیاسی|کتابشناسی فقه سیاسی]]؛ | * [[:رده:کتابشناسی کتابهای فقه سیاسی|کتابشناسی فقه سیاسی]]؛ | ||
| خط ۵۲: | خط ۴۶: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:پرسش]] | ||
[[رده:پرسمان فقه سیاسی]] | [[رده:پرسمان فقه سیاسی]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهایی با ۱ پاسخ]] | ||
[[رده:(اا): پرسشهای فقه سیاسی با ۱ پاسخ]] | [[رده:(اا): پرسشهای فقه سیاسی با ۱ پاسخ]] | ||