پرش به محتوا

دنیا در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{سیره معصوم}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين...» ایجاد کرد)
 
خط ۵۵: خط ۵۵:
این دنیا جایگاه [[صدق]] و واقعیت‌ها و حیات معقول است، برای کسی که حقیقتاً آن را بشناسد و همچنین جایگاه [[فریب]] و [[خطا]] و [[زندگی]] [[پلیدی]] است، برای کسی که آن را نشناسد و بر مبنای [[هوا و هوس]] در آن حرکت کند. اگر به این دنیا به عنوان هدف نهایی و مطلوب مطلق بنگری، با چیزی رو‌به‌رو خواهی گشت که به هیچ اصلی متکی نیست<ref>جعفری، محمدتقی، حکمت اصول سیاسی اسلام، ص۱۷۴.</ref>.
این دنیا جایگاه [[صدق]] و واقعیت‌ها و حیات معقول است، برای کسی که حقیقتاً آن را بشناسد و همچنین جایگاه [[فریب]] و [[خطا]] و [[زندگی]] [[پلیدی]] است، برای کسی که آن را نشناسد و بر مبنای [[هوا و هوس]] در آن حرکت کند. اگر به این دنیا به عنوان هدف نهایی و مطلوب مطلق بنگری، با چیزی رو‌به‌رو خواهی گشت که به هیچ اصلی متکی نیست<ref>جعفری، محمدتقی، حکمت اصول سیاسی اسلام، ص۱۷۴.</ref>.
تأمل در صریح‌ترین [[سخنان امام]] در زمینه بی‌ارزش خواندن دنیا و ملاحظه [[شأن نزول]] خطاب‌ها و توجه به موقعیت زمانی و مکانی حادثه خاص و حتی شخص مورد خطاب، نشان دهنده این [[حقیقت]] است که حضرت، [[ارزشمند]] بودن یا بی‌ارزش خواندن پدیده‌هایی چون [[حکومت]] کردن و [[خلافت]] و نعمت‌های مادی را در لحاظ نوع ارتباط با آنها می‌داند. کوتاه سخن اینکه مطالعه این ویژگی دنیا (صرف نظر از معنای خاص آن) در سخنان امام نشان می‌دهد که دنیا (به هر معنایی) فی حد نفسه از دیدگاه وی بی‌ارزش نیست.<ref>[[عبدالامیر خادم علی‌زاده|خادم علی‌زاده، عبدالامیر]]، [[دنیا و آخرت (مقاله)| مقاله «دنیا و آخرت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۱۱۲-۱۱۸.</ref>
تأمل در صریح‌ترین [[سخنان امام]] در زمینه بی‌ارزش خواندن دنیا و ملاحظه [[شأن نزول]] خطاب‌ها و توجه به موقعیت زمانی و مکانی حادثه خاص و حتی شخص مورد خطاب، نشان دهنده این [[حقیقت]] است که حضرت، [[ارزشمند]] بودن یا بی‌ارزش خواندن پدیده‌هایی چون [[حکومت]] کردن و [[خلافت]] و نعمت‌های مادی را در لحاظ نوع ارتباط با آنها می‌داند. کوتاه سخن اینکه مطالعه این ویژگی دنیا (صرف نظر از معنای خاص آن) در سخنان امام نشان می‌دهد که دنیا (به هر معنایی) فی حد نفسه از دیدگاه وی بی‌ارزش نیست.<ref>[[عبدالامیر خادم علی‌زاده|خادم علی‌زاده، عبدالامیر]]، [[دنیا و آخرت (مقاله)| مقاله «دنیا و آخرت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۱۱۲-۱۱۸.</ref>
==[[دنیا]] گذرگاه و سرای ناپایدار==
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} در موارد فراوانی از سخنان خود، دنیا را [[خانه]] و گذرگاهی دانسته که مدت اندکی در آن می‌مانیم و شتابان آن را ترک می‌کنیم: «[[آگاه]] باشید که دنیا پشت کرده است و شتابان می‌رود و از آن جز اندکی باقی نیست»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۲، ص۴۰.</ref>. وی در جای دیگری با توجه به علاقه و [[وابستگی]] [[انسان‌ها]] به این خانه می‌فرماید: «[[بندگان خدا]]! شما را سفارش می‌کنم این دنیا را که وانهنده شما است، واگذارید؛ هر چند [[وانهادن]] آن را [[دوست]] نمی‌دارید»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۹، ص۹۱.</ref>. از دید [[امام]]، دنیا جای ماندن و بقا نبوده، فقط محل گذر ما است: «دنیا خانه‌ای است که از آن بگذرند، نه جایی که در آن به سر برند»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۳.</ref>. بدین سبب، [[حضرت]] قافله [[بشر]] را کاروان سریع این گذرگاه دانسته<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۱۵. </ref> که باید برای سرای [[پایدار]] توشه‌ها بر دارد: «شما را از این دنیا می‌پرهیزانم که منزل‌گاهی است ناپایدار، نه خانه ماندن و نه جایگاه قرار.»..<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۱۳، ص۱۱۰.</ref>.
چنین [[دنیایی]] از دید امام می‌تواند [[فریبنده]] و بی‌وفا باشد؛ به طوری که [[انسان]] فریفته این دنیا به سبب نوع ارتباطی که با آن دارد، از ناپایداری و زوالش [[غافل]] مانده و چون بدان [[دل]] سپرده، از توشه گرفتن برای عالم بقا وامانده است. از منظر امام، [[مردم]] پس از طی این گذرگاه، به سرانجام [[عمر]] کوتاه خویش رسیده، به دروازه [[آخرت]] نزدیک می‌شوند: «همانا دنیا پشت کرده و بدرودگویان است و آخرت روی آورده و نزدیک و آشکار است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۸، ص۲۸.</ref>. حضرت در بسیاری از سخنان خویش، دنیا را در این معنا به کار برده که برای اختصار به این موارد اشاره شد.<ref>[[عبدالامیر خادم علی‌زاده|خادم علی‌زاده، عبدالامیر]]، [[دنیا و آخرت (مقاله)| مقاله «دنیا و آخرت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۱۲۱.</ref>
==محل [[آزمایش]] بودن دنیا==
«هان! دنیا خانه‌ای است که از گزند آن [[ایمنی]] نیست، مگر در آن خانه کاری کنند که [[توشه آخرت]] باشد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۳، ص۴۹. </ref>. در این [[خطبه]]، از [[دنیا]] به [[خانه]] [[آزمایش]] تعبیر شده که [[پیروزی]] در این [[آزمون]]، به [[کوشش]] در این خانه بستگی دارد و از این دیدگاه، دنیا، [[پست]] و بی‌ارزش نیست؛ بلکه محل آزمونی بزرگ است: «پس در دنیا از آن چندان توشه بردارید که فردا خود را بدان نگاه دارید»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۶۴، ص۴۹.</ref>. دنیا، مزرعه‌ای است که با کاشت بذر مناسب در آن، می‌توان برای فردا محصول و توشه‌ای برداشت؛ توشه‌ای از عمل خیر، [[صدقات]] و [[نیکی‌ها]]. [[حضرت علی]]{{ع}} در این باره می‌فرماید:
چه ستایم خانه‌ای را که آغاز آن [[رنج]] بردن است و پایان آن مردن. در [[حلال]] آن حساب است و در [[حرام]] آن [[عقاب]]. آن‌که در آن [[بی‌نیاز]] است، گرفتار است و آن‌که مستمند است اندوه‌بار<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۲ ص۵۹.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} دنیا را محلی برای آزمایش تمام [[آفریدگان]] ([[انسان‌ها]]) معرفی می‌کند: «و بدان که دنیا خانه آزمایش است و دنیادار، ساعتی در آن آسوده نبود، جز که [[آسودگی]] وی در [[روز رستاخیز]]، مایه دریغ او شود»<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۹، ص۳۴۴.</ref>.
همچنین در جای دیگر می‌فرماید:
آن‌چه [[پستی]] دنیا را بر تو می‌نمایاند، این است که [[خداوند]] برای [[تنبیه]] و [[تأمل]] و [[انتخاب]] دوستانش، دنیا را بر آنان تنگ ساخته؛ ولی آن را برای [[دشمنان]] خود، به جهت [[فتنه]] و آزمایش، توسعه داده و فراخ گردانیده است<ref>بحارالانوار، ج۷۳، ص۱۱۰.</ref>.
بنابراین، [[دنیایی]] که محل آزمایش، مزرعه [[آخرت]]، و محل تنبیه باشد، نه تنها از دید امام علی{{ع}} [[نکوهیده]] نیست، بلکه به کشت و توشه برگرفتن در آن و طی مراحل کمال برای [[خشنودی خداوند]] و بقا در دار جاویدان و... سفارش شده است و این مزرعه، اهمیت و [[شرف]] خود را از اهمیت مضاف الیه خود (مزرعة الآخره) کسب می‌کند.
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} درباره [[پایدار]] نبودن دنیا می‌فرماید:
{{متن حدیث|وَ الدُّنْيَا دَارٌ مُنِيَ لَهَا الْفَنَاءُ وَ لِأَهْلِهَا مِنْهَا الْجَلَاءُ وَ هِيَ حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ وَ قَدْ عَجِلَتْ لِلطَّالِبِ وَ الْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النَّاظِرِ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۵، ص۴۱.</ref>؛ «دنیا خانه‌ای است ناپایدار و [[مردم]] آن ناچار از گذاشتن [[شهر]] و دیار. [[دنیا]] شیرین است و خوش‌نما، در پی خواهانش شتابان و پویا، و [[دل]] بیننده را فریبا».
لفظ {{متن حدیث|الْجَلَاءُ}} در این بخش و ذیل [[خطبه]]، گویاترین قرینه بر استظهار ما از کلمه دنیا در این خطبه است. [[امام]] هنگام [[تبعید]] شدن [[ابوذر]] (به وسیله [[خلیفه سوم]]) به [[ربذه]] فرمود: «این مردم بر دنیای خود از تو ترسیدند و تو بر [[دین]] خویش از آنان ترسیدی»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۰، ص۱۲۸.</ref>.
[[حضرت]] در اینجا، [[مال و منال]] و کاخ‌نشینی و [[ریاست‌طلبی]] را دنیا خوانده است: «پس [[پیامبر]] به دل خود از دنیا روی گرداند و یاد آن را از خاطر خود می‌راند و [[دوست]] داشت که [[زینت]] دنیا از او [[نهان]] ماند»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰، ص۱۶۲.</ref>. پیامبر به طور قطع از دنیا به مفهوم پیشین، [[اعراض]] [[قلبی]] (و نه اعراض عملی) داشت و دوست می‌داشت زینت این دنیا (به این معنا) از دید او نهان باشد که بخش پیشین خطبه، این معنا را [[تأیید]] می‌کند. مقصود حضرت از اینکه می‌گوید: {{متن حدیث|أَلَا إِنَّ هَذِهِ الدُّنْيَا الَّتِي أَصْبَحْتُمْ تَتَمَنَّوْنَهَا وَ تَرْغَبُونَ فِيهَا}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۳، ص۱۷۹.</ref>؛ «بدانید این دنیا که شما آرزوی آن را دارید و بدان روی می‌آرید»، مال و منال و لذت‌های زودگذر است، نه صرف کره خاکی یا عالَم نزدیک.
[[خانه]] و [[مال]] و [[ثروت]]، بهترین وسیله برای توشه‌گیری است، اگر دلبسته آن نباشیم. گویا سخنان حضرت را آنجا که فرموده‌اند، دنیا چیز خوب یا [[یاری]] کننده خوبی و... است، باید بر همین معنا (خانه و مال و ثروت) حمل کنیم و معنا ندارد آن را به معنای [[جهان]] خاکی بگیریم. حضرت می‌فرماید: {{متن حدیث|خُذْ مِنَ الدُّنْيَا مَا أَتَاكَ وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْكَ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹۳.</ref>؛ «آن‌چه از دنیا نزد تو آید، بستان و از آن‌چه به تو پشت کند، روی بگردان». دنیا در این جا به هر معنایی باشد، از سوی [[امام]] [[نکوهش]] نشده است. ذیل این سخن، مطلب ما را [[تأیید]] می‌کند که ظاهر آن با کار و کسب و در پی [[منفعت]] [[اقتصادی]] بودن، [[ناسازگاری]] ندارد:
اما بعد، همانا [[دنیا]] [[آدمی]] را سرگرم می‌سازد تا جز بدان نپردازد و دنیادار به چیزی از دنیا نرسد، جز که [[آزمندی]] و شیفتگی وی بدان فزون شود و آن‌چه از دنیا بهره او گردیده، وی را [[بی‌نیاز]] نگذارد از آن‌چه بدان نرسیده<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۹، ص۳۲۲.</ref>.
[[شأن]] خطاب این [[سخن امام]]، قرینه حالیه آشکاری است که نشان می‌دهد [[حضرت]]، دنیا را در معنای [[ریاست]] بر [[مردم]] و [[جاه‌طلبی]] و [[مال]] [[دوستی]] به کار برده است. وی می‌فرماید: «دنیا همچون مار است سودن آن نرم و هموار، و درون آن زهر مرگ‌بار. فریفته [[نادان]]، دوستی آن پذیرد و [[خردمند]] [[دانا]] از آن دوری گیرد»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۱۹.</ref>. امام برخورد معقول با دنیا و عدم [[فریفتگی]] را نشانه [[خرد]] می‌داند. در جای دیگری می‌گوید: «ای مردم! همانا دنیا آرزومند و خواهان خود را [[فریب]] می‌دهد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۸، ص۱۸۶.</ref>. امام در این سخن تأکید می‌کند که دنیا آرزومندان خود و بریدگان از [[آخرت]] را فریب می‌دهد، نه همه را؛ نتیجه این که دنیا هرگز به طور مطلق در دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} [[سرزنش]] و رد نشده است.<ref>[[عبدالامیر خادم علی‌زاده|خادم علی‌زاده، عبدالامیر]]، [[دنیا و آخرت (مقاله)| مقاله «دنیا و آخرت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۷، ص ۱۲۲-۱۲۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۲٬۰۷۰

ویرایش