آیا علم معصوم حضوری است یا غیر حضوری؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۰ آوریل ۲۰۲۲، ساعت ۱۳:۰۹
، ۲۰ آوریل ۲۰۲۲جایگزینی متن - '.(...) ::::::' به '.(...) '
جز (جایگزینی متن - '.(...) ::::::' به '.(...) ') |
|||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
«مراد از علم در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجیِ جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل [[امام]] به آنها موجب کمبود در رتبۀ [[امامت]] و تنزّل از آن مقام میباش، افزون بر آنکه بیان آنها از ویژگیهای ر و وظائف اوست. همچنین مارد از [[علم امام]] در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا [[علم امام]] به آنها باید حضوری باشد، چرا که روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت حجت بر بندگان نبوده بلکه امامتش، باطل میباشد.(...) | «مراد از علم در این مقام، آگاهی از موضوعات خارجیِ جزئی محض است، نه آگاهی از موضوعات احکام کلی، زیرا جهل [[امام]] به آنها موجب کمبود در رتبۀ [[امامت]] و تنزّل از آن مقام میباش، افزون بر آنکه بیان آنها از ویژگیهای ر و وظائف اوست. همچنین مارد از [[علم امام]] در این بحث اطلاع وی از احکام نیست، زیرا [[علم امام]] به آنها باید حضوری باشد، چرا که روا نیست حکمی از او بپرسند و امام آن را نداند که در این صورت حجت بر بندگان نبوده بلکه امامتش، باطل میباشد.(...) | ||
'''علم حضوری [[امام]] از راههای عقل:''' | |||
#'''نافعتر بودن علم حضوری برای امت:'''ادلۀ روشن و براهین عقلیهای اقامه شده بر اینکه باید رسول را جانشینی باشد که مردم را متحد کند تا پس از اجتماع بر حق، از آن متفرق نگردن و آیا کسی جز آن جانشین میتواند امت را یکپارچه کند؟ آن براهین همچنین دلالت دارند بر اینکه جانشین [[پیامبر]] باید به صفاتی آراسته باشد که صلاحیت نیابت از مقام صاحب رسالت را پدید میآورد، تا از تدبیر امور امت، عاجز نباشد و بتواند پندارهای پیروان مذاهب منحرف و عقاید باطل را با ادلۀ محکم و استدلالهای حق، ابطال گرداند؛ زیرا اگر او از انجام این مهم ناتوان باشد، امت به صورت دستهها و گروهها و مذاهب گوناگون در خواهد آمد.(...) خلاصه آنکه [[امامت]] برای امت امری اجتنابناپذیر است و [[امام]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد. اگر میان امت، امامی این چنین نباشد، حجت خداوند پس از رسول بر مردم تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمیتوانند حجت الهی باشند. پس اگر [[اهل بیت]]{{عم}}، امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد بود، داشته و از هر فنّ و حکم و امری آگاه باشند. پس روا نیست پرسشی از [[امام]] شود –در مورد هر چه باشد- و [[امام]] پاسخ آن را نداند و یا حادثهای رخ دهد و او بیاطلاع باشد، تا بتواند. | #'''نافعتر بودن علم حضوری برای امت:'''ادلۀ روشن و براهین عقلیهای اقامه شده بر اینکه باید رسول را جانشینی باشد که مردم را متحد کند تا پس از اجتماع بر حق، از آن متفرق نگردن و آیا کسی جز آن جانشین میتواند امت را یکپارچه کند؟ آن براهین همچنین دلالت دارند بر اینکه جانشین [[پیامبر]] باید به صفاتی آراسته باشد که صلاحیت نیابت از مقام صاحب رسالت را پدید میآورد، تا از تدبیر امور امت، عاجز نباشد و بتواند پندارهای پیروان مذاهب منحرف و عقاید باطل را با ادلۀ محکم و استدلالهای حق، ابطال گرداند؛ زیرا اگر او از انجام این مهم ناتوان باشد، امت به صورت دستهها و گروهها و مذاهب گوناگون در خواهد آمد.(...) خلاصه آنکه [[امامت]] برای امت امری اجتنابناپذیر است و [[امام]] باید دارای آن علم سرشار و جوشیده از چشمۀ علم الهی باشد. اگر میان امت، امامی این چنین نباشد، حجت خداوند پس از رسول بر مردم تمام نخواهد بود چرا که جاهلان نمیتوانند حجت الهی باشند. پس اگر [[اهل بیت]]{{عم}}، امامان بر حق و جانشینان راستینند باید علم حضوری به آنچه بوده و هست و خواهد بود، داشته و از هر فنّ و حکم و امری آگاه باشند. پس روا نیست پرسشی از [[امام]] شود –در مورد هر چه باشد- و [[امام]] پاسخ آن را نداند و یا حادثهای رخ دهد و او بیاطلاع باشد، تا بتواند. | ||
#'''کاملتر بودن علم حضوری در رسالت و [[امامت]]:'''کاملتر بودن رسالت و [[امامت]] منوط به آن است که صفات [[رسول]] و [[امام]]، اتمّ صفات باشد و در صورتی چنین خواهد بود که علمش حضوری و بالفعل باشد نه مشروط بر اراده و خواست، زیرا علم مشروط به اراده گرچه کمال و فضیلت است امّا بالاترین کمال و فضیلت نیست. | #'''کاملتر بودن علم حضوری در رسالت و [[امامت]]:'''کاملتر بودن رسالت و [[امامت]] منوط به آن است که صفات [[رسول]] و [[امام]]، اتمّ صفات باشد و در صورتی چنین خواهد بود که علمش حضوری و بالفعل باشد نه مشروط بر اراده و خواست، زیرا علم مشروط به اراده گرچه کمال و فضیلت است امّا بالاترین کمال و فضیلت نیست. | ||