تفویض در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۵۱۳ بایت اضافه‌شده ،  یک‌شنبهٔ ‏۰۹:۵۰
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع ==')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[تفویض]]''' است. "'''[[تفویض]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| موضوع مرتبط = تفویض
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تفویض در قرآن]] - [[تفویض در حدیث]] - [[تفویض در کلام اسلامی]] - [[تفویض در فلسفه اسلامی]] - [[تفویض در عرفان اسلامی]]</div>
| عنوان مدخل = تفویض
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تفویض (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| مداخل مرتبط = [[تفویض در لغت]] - [[تفویض در قرآن]] - [[تفویض در کلام اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


==تنظیم آیات تفویض به ترتیب [[مصحف]]==
== مقدمه ==
در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] تفویض که در آن، کلمه تفویض به صورت مصدر و یا مشتقات آن ذکر شده باشد، منحصر به [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]] (غافر) است. ما در این جا علاوه بر این آیه، از چهار آیه دیگری که در سوره‌های [[انفال]] و [[توبه]] است و در آن، الفاظ: {{متن قرآن|حَسْبَكَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}}، {{متن قرآن|حَسْبُنَا اللَّهُ}} آمده، استمداد نموده و معنای تفویض را با آنها تبیین می‌کنیم. بنابراین، ابتدا از منابع لغت، به بررسی لغوی تفویض می‌پردازیم، و پس از آن، با استفاده از کتب [[تفسیر]]، آیات مذکور را تحقیق کرده و سپس با استفاده از کتب [[تفسیر روایی]]، [[روایات]] مربوط به آیات را بررسی می‌نماییم، و سرانجام با استمداد از عنایات خاص و الطاف [[حضرت حق]] جل و علا، به [[تدبر در آیات]] مذکور می‌پردازیم<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۳۶۹.</ref>.
 
== معناشناسی ==
[[راغب اصفهانی]] در مفردات می‌گوید: قوله: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ یعنی آن را به سوی او باز گردانم، و اصل آن از قول: {{عربی|ما لهم‏ فَوْضَى‏ بينهم‏}} است؛ یعنی آنچه برای آنان است، در بینشان به طور مساوی است و از آن مورد است: {{عربی|شرکة المفاوضه}}؛ یعنی شرکتی که در آن، [[تساوی]] در کار شرکت باشد<ref>مفردات، ص۴۰۱.</ref>. فخرالدین در [[مجمع‌البحرین]] فرموده: قوله تعالی: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ یعنی آن را به او رد نمودم (باز گرداندم)، و از آن است دعای: {{عربی|فوضت امری الیک}}؛ یعنی آن را به تو واگذار کردم و تو را در آن [[حاکم]] قرار دادم، و از آن است قوله: {{متن حدیث|قَدْ فَوَّضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيِّهِ{{صل}} أَمْرَ دِينِهِ وَ لَمْ‏ يُفَوِّضْ‏ إِلَيْهِ‏ تَعَدِّيَ‏ حُدُودِهِ}}؛ یعنی [[خدای تعالی]] [[امر]] دینش را به [[پیامبر]]{{صل}} واگذار نموده، و [[تجاوز]] کردن از حدودش را به او واگذار نکرده است، و قول معصوم{{عم}} است که: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ‏ إِلَى‏ الْمُؤْمِنِ‏ أُمُورَهُ‏ كُلَّهَا}}؛ یعنی [[خداوند]] همه امورش را به [[مؤمن]] واگذار نموده است. شاید مراد از آن، واگذار نمودن امور [[مباح]] است؛ به این معنا که در [[محاسبه]]، آن را از او مؤاخذه نمی‌کند، و آن از قبیل [[اذن]] است برای مؤمن در هر چیزی به جز [[اهانت]] نمودن به نفس خودش، لکن آن از چیزهایی است که [[ثواب]] [[تواضع]] برای [[خدا]] و [[ذلیل]] نمودن نفس را از بین می‌برد. مفاوضه به معنای [[مساوات]] و مشارکت داشتن در هر چیزی است، و آن، از باب مفاعله است و از آن جمله است، تفاوض دو [[شریک]] در [[مال]]، هنگامی که در جمیع آن با هم شریک باشند. در [[حدیث]] است: {{متن حدیث|مَنْ قَالَ‏ بِالتَّفْوِيضِ‏ فَقَدْ أَخْرَجَ‏ اللَّهَ‏ عَنْ‏ سُلْطَانِهِ‏}}: کسی که قایل به تفویض شود، خداوند را از [[سلطه]] نسبت به آن، خارج نموده است، و در خبر است: {{متن حدیث|لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ‏ أَمْرٌ بَيْنَ‏ أَمْرَيْنِ‏}}: نه [[اجبار]] محض است و نه [[اختیار]] مطلق؛ لکن امری بین اجبار و اختیار است. کسانی که قایل به تفویض هستند، [[معتزله]] می‌باشند؛ نظر آنان این است که خدا کار [[بندگان]] را به خودشان واگذار نموده است<ref>مجمع البحرین، ص۳۳۲.</ref>.
 
در [[فرهنگ]] لغات فرموده: تفویض؛ یعنی واگذار کردن امر یا چیز، و تفاوض؛ یعنی شریک شدن در کار و کنکاش کردن در امری با هم. مفاوضه؛ یعنی شریک و برابر بودن در چیزی، [[برابری]] کردن در کار و شخص، [[مذاکره]] در امری یا [[علمی]]، بیان کردن هر کس رأی خود را در آن<ref>ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص۶۵۴.</ref>.
 
در فرهنگ عمید گفته: تفویض؛ یعنی واگذار کردن کاری یا چیزی به کسی، واگذاشتن و سپردن، نام طریقه و مسلکی هم هست که طرفداران آن، [[مفوضه]] نامیده می‌شوند؛ به [[عقیده]] آنان، [[خداوند]] به ایشان [[آزادی]] و [[قدرت]] داده و [[اختیار]] را به او تفویض کرده، و هر کسی در [[اعمال]] و [[افعال]] خود قادر و مختار می‌باشد (ضد جبریه)<ref>فرهنگ عمید، ص۹۶ و ۴۰۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۳۷۰.</ref>
 
== تنظیم آیات تفویض به ترتیب [[مصحف]] ==
#{{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر بخواهند تو را فریب دهند بی‌گمان خداوند تو را بسنده است؛ هموست که تو را با یاوری خویش و با مؤمنان پشتیبانی کرد» سوره انفال، آیه ۶۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر بخواهند تو را فریب دهند بی‌گمان خداوند تو را بسنده است؛ هموست که تو را با یاوری خویش و با مؤمنان پشتیبانی کرد» سوره انفال، آیه ۶۲.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref>.
خط ۱۱: خط ۲۳:
#{{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس به زودی آنچه به شما می‌گویم به یاد خواهید آورد و کار خود را به خداوند وا می‌گذارم که خداوند بی‌گمان به (حال) بندگان خویش بیناست» سوره غافر، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۶۹.</ref>
#{{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس به زودی آنچه به شما می‌گویم به یاد خواهید آورد و کار خود را به خداوند وا می‌گذارم که خداوند بی‌گمان به (حال) بندگان خویش بیناست» سوره غافر، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۶۹.</ref>


==تفویض در [[تفاسیر]]==
== تفویض در [[تفاسیر]] ==
[[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]]، در [[تفسیر تبیان]] در ذیل قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: (خطاب به [[پیامبر]]{{صل}}) می‌فرماید: اگر [[کفار]] از روی [[خدعه]] (یعنی در ظاهر [[محبت]] کنند، اما در [[باطن]] به [[خصومت]] پردازند)، با تو قصد [[صلح]] نمودند- گفته‌اند: مراد، کفار [[بنی‌قریظه]] هستند - {{متن قرآن|فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}؛ یعنی خدا برای تو کافی است. گفته می‌شود: {{عربی|اعطانی ما احسبنی}}؛ یعنی به مقداری که برای من کافی است، به من اعطا نمود، و اصل آن، “حساب” است، و (عبارت در واقع چنین است:) {{عربی|انما اعطاه بحساب ما یکفیه}}: و البته، آنچه را که او را کفایت می‌کرد، به او اعطا نمود<ref>تبیان، ج۵، ص۱۵۱.</ref>.
[[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]]، در [[تفسیر تبیان]] در ذیل قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: (خطاب به [[پیامبر]] {{صل}}) می‌فرماید: اگر [[کفار]] از روی [[خدعه]] (یعنی در ظاهر [[محبت]] کنند، اما در [[باطن]] به [[خصومت]] پردازند)، با تو قصد [[صلح]] نمودند- گفته‌اند: مراد، کفار [[بنی‌قریظه]] هستند - {{متن قرآن|فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}؛ یعنی خدا برای تو کافی است. گفته می‌شود: {{عربی|اعطانی ما احسبنی}}؛ یعنی به مقداری که برای من کافی است، به من اعطا نمود، و اصل آن، “حساب” است، و (عبارت در واقع چنین است:) {{عربی|انما اعطاه بحساب ما یکفیه}}: و البته، آنچه را که او را کفایت می‌کرد، به او اعطا نمود<ref>تبیان، ج۵، ص۱۵۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref>، فرموده: [[آیه]] خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} است و می‌فرماید: [[خداوند]] کافی است که تو را علیه دشمنانت [[یاری]] نماید و نیز از [[مؤمنین]]؛ یعنی از [[مهاجرین]] و [[انصار]] هر کس از تو [[پیروی]] و [[متابعت]] کند، خداوند کافی است که آنان را علیه دشمنانشان یاری و مدد نماید، و قوله: {{متن قرآن|حَسْبُكَ}} در این آیه و آیه قبل (آیه ۶۲)، تکرار شده، و وجه آن، خاص و عام بودن آن است؛ به این معنا که در آیه قبل معنا چنین است: [[خدا]] کافی است تو را علیه آنانی که خواستند با تو [[خدعه]] کنند، و در این جا معنایش عام است؛ یعنی در هر چه به آن محتاج هستی، خدا تو را نسبت به آن کفایت می‌کند<ref>تبیان، ج۵، ص۱۵۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref>، فرموده: [[آیه]] خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} است و می‌فرماید: [[خداوند]] کافی است که تو را علیه دشمنانت [[یاری]] نماید و نیز از [[مؤمنین]]؛ یعنی از [[مهاجرین]] و [[انصار]] هر کس از تو [[پیروی]] و [[متابعت]] کند، خداوند کافی است که آنان را علیه دشمنانشان یاری و مدد نماید، و قوله: {{متن قرآن|حَسْبُكَ}} در این آیه و آیه قبل (آیه ۶۲)، تکرار شده، و وجه آن، خاص و عام بودن آن است؛ به این معنا که در آیه قبل معنا چنین است: [[خدا]] کافی است تو را علیه آنانی که خواستند با تو [[خدعه]] کنند، و در این جا معنایش عام است؛ یعنی در هر چه به آن محتاج هستی، خدا تو را نسبت به آن کفایت می‌کند<ref>تبیان، ج۵، ص۱۵۱.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} هم فرموده: [[خدای تعالی]] در این آیه خبر داده که این [[منافقین]] را که از تو [[صدقات]] [[طلب]] نمودند و بر تو [[عیب]] می‌گرفتند، اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان اعطا نمود، [[راضی]] بودند و می‌گفتند: خدا ما را کفایت می‌کند، زود باشد که [[خدای متعال]] و پیامبر گرامی‌اش از فضلش به ما اعطا نماید. البته، ما به سوی خدا میل و رغبت داریم. این شرطیه، جوابی محذوف دارد، و تقدیر آن در جواب، {{عربی|لکان خیر ألهم}} می‌باشد؛ یعنی آن گفتار برای آنان بهتر بود<ref>تبیان، ج۵، ص۲۴۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۴۱.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} هم فرموده: [[خدای تعالی]] در این آیه خبر داده که این [[منافقین]] را که از تو [[صدقات]] [[طلب]] نمودند و بر تو [[عیب]] می‌گرفتند، اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان اعطا نمود، [[راضی]] بودند و می‌گفتند: خدا ما را کفایت می‌کند، زود باشد که [[خدای متعال]] و پیامبر گرامی‌اش از فضلش به ما اعطا نماید. البته، ما به سوی خدا میل و رغبت داریم. این شرطیه، جوابی محذوف دارد، و تقدیر آن در جواب، {{عربی|لکان خیر ألهم}} می‌باشد؛ یعنی آن گفتار برای آنان بهتر بود<ref>تبیان، ج۵، ص۲۴۳؛ مجمع البیان، ج۵، ص۴۱.</ref>.
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: معنای آن این است که اگر این [[کافران]] از تو روی گردانند و [[اقرار]] به [[نبوت]] تو نکنند، پس ای [[محمد]]{{صل}}! بگو: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}}؛ یعنی [[خداوند]] مرا کافی است. قوله: {{متن قرآن|حَسْبِيَ}}، از حساب است؛ زیرا [[خدا]] بر حسب کفایت، آن اندازه که تو را از غیر [[بی‌نیاز]] کند، اعطا می‌نماید، و از نعمت‌هایش مقداری را که به حد و نهایتی برسد، زیاد می‌نماید؛ زیرا نعمت‌های او، دایمی، و [[قدرت]] و توانایی‌اش، آشکار است. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}، در موضع حال است و تقدیر آن چنین است: {{عربی|حسبی الله مستحقا لاخلاص العبادة و الاقرار بان {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}}}: در حالی که او مستحق برای [[خلوص]] در [[عبادت]] و اقرار به {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> است. “توکل”، واگذار نمودن امر است با [[خلوص نیت]] به [[خدای متعال]] در هر چیزی که [[بنده]] به جهت [[اعتماد]] به [[حُسن]] [[تدبیر]] و کفایت خدا، از آن کار دور گردد و آن را به خدا واگذارد<ref>تبیان، ج۵، ص۳۳۰.</ref>.
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: معنای آن این است که اگر این [[کافران]] از تو روی گردانند و [[اقرار]] به [[نبوت]] تو نکنند، پس ای [[محمد]] {{صل}}! بگو: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}}؛ یعنی [[خداوند]] مرا کافی است. قوله: {{متن قرآن|حَسْبِيَ}}، از حساب است؛ زیرا [[خدا]] بر حسب کفایت، آن اندازه که تو را از غیر [[بی‌نیاز]] کند، اعطا می‌نماید، و از نعمت‌هایش مقداری را که به حد و نهایتی برسد، زیاد می‌نماید؛ زیرا نعمت‌های او، دایمی، و [[قدرت]] و توانایی‌اش، آشکار است. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}، در موضع حال است و تقدیر آن چنین است: {{عربی|حسبی الله مستحقا لاخلاص العبادة و الاقرار بان {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}}}: در حالی که او مستحق برای [[خلوص]] در [[عبادت]] و اقرار به {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«هیچ خدایی جز خداوند نیست» سوره صافات، آیه ۳۵.</ref> است. “توکل”، واگذار نمودن امر است با [[خلوص نیت]] به [[خدای متعال]] در هر چیزی که [[بنده]] به جهت [[اعتماد]] به [[حُسن]] [[تدبیر]] و کفایت خدا، از آن کار دور گردد و آن را به خدا واگذارد<ref>تبیان، ج۵، ص۳۳۰.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، بر وجه [[خوف]] و [[وعظ]] به آنان فرموده: پس به زودی متذکر خواهید شد، صحت آنچه را که برای شما می‌گوییم، هنگامی که [[عذاب]] [[روز قیامت]] بر شما حاصل گردید، و گفته‌اند: به هنگام [[نزول]] عذاب بر شما آنچه را از [[نصیحت]] به شما می‌گویم، متذکر خواهید شد و من کارم را به [[خدای تعالی]] [[تسلیم]] کرده و بر او [[توکل]] می‌نمایم و بر [[لطف]] او اعتماد و [[اطمینان]] دارم. در این جا “امر” اسم جنس است. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}: یعنی خدای تعالی به احوال آنان داناست، و به آنچه از [[طاعت]] و [[معصیت]] که انجام می‌دهند، عالم است<ref>تبیان، ج۹، ص۸۰؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۲۵.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، بر وجه [[خوف]] و [[وعظ]] به آنان فرموده: پس به زودی متذکر خواهید شد، صحت آنچه را که برای شما می‌گوییم، هنگامی که [[عذاب]] [[روز قیامت]] بر شما حاصل گردید، و گفته‌اند: به هنگام [[نزول]] عذاب بر شما آنچه را از [[نصیحت]] به شما می‌گویم، متذکر خواهید شد و من کارم را به [[خدای تعالی]] [[تسلیم]] کرده و بر او [[توکل]] می‌نمایم و بر [[لطف]] او اعتماد و [[اطمینان]] دارم. در این جا “امر” اسم جنس است. {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}: یعنی خدای تعالی به احوال آنان داناست، و به آنچه از [[طاعت]] و [[معصیت]] که انجام می‌دهند، عالم است<ref>تبیان، ج۹، ص۸۰؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۲۵.</ref>.
[[شیخ طبرسی]] و در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: [[خدای سبحان]] پیامبرش را مخاطب قرار داده و می‌فرماید: اگر کسانی که از تو [[طلب]] [[صلح]] می‌کنند و در این صلح با تو [[خدعه]] می‌نمایند؛ یعنی با درخواست صلح، قصدشان دفع [[یاران]] توست که آنان را از آماده بودن و ادامه [[جنگیدن]] باز دارند و فرصتی را برای [[تجدید]] قوای خود فراهم سازند و علیه شما [[جنگ]] را آغاز کنند، بدون این که شما [[آمادگی]] برای جنگیدن داشته باشید، پس البته، [[خدای تعالی]] در [[پشتیبانی]] نمودن، تو را کفایت می‌کند. اوست که تو را از جانب خودش به وسیله [[مؤمنین]] [[قوی]] گردانید و علیه دشمنانت [[یاری]] نمود<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۶.</ref>.
[[شیخ طبرسی]] و در [[مجمع‌البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: [[خدای سبحان]] پیامبرش را مخاطب قرار داده و می‌فرماید: اگر کسانی که از تو [[طلب]] [[صلح]] می‌کنند و در این صلح با تو [[خدعه]] می‌نمایند؛ یعنی با درخواست صلح، قصدشان دفع [[یاران]] توست که آنان را از آماده بودن و ادامه [[جنگیدن]] باز دارند و فرصتی را برای تجدید قوای خود فراهم سازند و علیه شما [[جنگ]] را آغاز کنند، بدون این که شما [[آمادگی]] برای جنگیدن داشته باشید، پس البته، [[خدای تعالی]] در [[پشتیبانی]] نمودن، تو را کفایت می‌کند. اوست که تو را از جانب خودش به وسیله [[مؤمنین]] [[قوی]] گردانید و علیه دشمنانت [[یاری]] نمود<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۶.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} هم فرموده: با خطاب به [[پیامبر]] او را به جنگ با [[کفار]] و به برانگیخته شدنش علیه آنان امر نمود و فرمود: {{متن قرآن|حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}؛ یعنی خدای تعالی تو را کافی است و از مؤمنین، آنان را که از تو [[پیروی]] و [[تبعیت]] می‌کنند (هم) کافی است. [[حسن]] گفته است: {{عربی|الله حسبک و حسب من اتبعک من المؤمنین}}؛ یعنی خدای تعالی تو را و آنان را کفایت می‌کند<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۷.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} هم فرموده: با خطاب به [[پیامبر]] او را به جنگ با [[کفار]] و به برانگیخته شدنش علیه آنان امر نمود و فرمود: {{متن قرآن|حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}؛ یعنی خدای تعالی تو را کافی است و از مؤمنین، آنان را که از تو [[پیروی]] و [[تبعیت]] می‌کنند (هم) کافی است. [[حسن]] گفته است: {{عربی|الله حسبک و حسب من اتبعک من المؤمنین}}؛ یعنی خدای تعالی تو را و آنان را کفایت می‌کند<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۵۵۷.</ref>.
خط ۲۵: خط ۳۷:
[[ابوالقاسم]] [[زمخشری]] در [[تفسیر کشاف]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: کسانی از [[مؤمنین]] که تو را [[پیروی]] می‌کنند، تو را کافی است که [[خدا]] [[ناصر]]، [[یار]] و [[یاور]] باشد<ref>کشاف، ج۲، ص۱۶۷.</ref>.
[[ابوالقاسم]] [[زمخشری]] در [[تفسیر کشاف]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: کسانی از [[مؤمنین]] که تو را [[پیروی]] می‌کنند، تو را کافی است که [[خدا]] [[ناصر]]، [[یار]] و [[یاور]] باشد<ref>کشاف، ج۲، ص۱۶۷.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} هم فرموده: اگر آنان [[راضی]] بودند به آنچه از [[غنیمت]] که [[پیامبر خدا]]{{صل}} به آنان اعطا نمود، و نفوسشان از آن نصیب خوشحال بود، هر چند بهره آنها اندک بود و می‌گفتند: [[فضل]] خدا و صنع او ما را کافی است، و آنچه قسمت ما شد، ما را بس است، و به زودی غنیمت دیگری را روزی ما می‌گرداند. پس پیامبر خدا{{صل}} بیش از آنچه امروز بما اعطا نمود، [[عطا]] خواهد کرد. {{متن قرآن|إِنَّا إِلَى اللَّهِ}} در غنیمت رسانیدن به ما و دریافت [[احسان]] از روی فضل، به فضل او {{متن قرآن|رَاغِبُونَ}}<ref>کشاف، ج۲، ص۱۹۷.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}} هم فرموده: اگر آنان [[راضی]] بودند به آنچه از [[غنیمت]] که [[پیامبر خدا]] {{صل}} به آنان اعطا نمود، و نفوسشان از آن نصیب خوشحال بود، هر چند بهره آنها اندک بود و می‌گفتند: [[فضل]] خدا و صنع او ما را کافی است، و آنچه قسمت ما شد، ما را بس است، و به زودی غنیمت دیگری را روزی ما می‌گرداند. پس پیامبر خدا {{صل}} بیش از آنچه امروز بما اعطا نمود، [[عطا]] خواهد کرد. {{متن قرآن|إِنَّا إِلَى اللَّهِ}} در غنیمت رسانیدن به ما و دریافت [[احسان]] از روی فضل، به فضل او {{متن قرآن|رَاغِبُونَ}}<ref>کشاف، ج۲، ص۱۹۷.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، نیز فرموده: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا}}: پس اگر از [[ایمان]] به تو [[اعراض]] کردند، و با تو [[دشمنی]] نمودند، پس [[طلب یاری]] کن و امرت را به او واگذار که او در برابر [[آزار]] آنان نیز تو را کفایت می‌کند و آنان به تو ضرر نمی‌رسانند، و او [[یاری]] کننده تو علیه آنان است، و {{متن قرآن|الْعَظِيمِ}}، به رفع قرائت شده، و از [[ابن عباس]] [[نقل]] است که {{متن حدیث|الْعَرْشُ، لَا يَقْدِرُ أَحَدٌ قَدْرَهُ‏}}؛ یعنی احدی [[قدرت]] ندارد که اندازه [[عرش]] را بداند<ref>کشاف، ج۲، ص۲۳۲.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، نیز فرموده: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا}}: پس اگر از [[ایمان]] به تو [[اعراض]] کردند، و با تو [[دشمنی]] نمودند، پس [[طلب یاری]] کن و امرت را به او واگذار که او در برابر [[آزار]] آنان نیز تو را کفایت می‌کند و آنان به تو ضرر نمی‌رسانند، و او [[یاری]] کننده تو علیه آنان است، و {{متن قرآن|الْعَظِيمِ}}، به رفع قرائت شده، و از [[ابن عباس]] [[نقل]] است که {{متن حدیث|الْعَرْشُ، لَا يَقْدِرُ أَحَدٌ قَدْرَهُ‏}}؛ یعنی احدی [[قدرت]] ندارد که اندازه [[عرش]] را بداند<ref>کشاف، ج۲، ص۲۳۲.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ}}: به زودی [[یادآوری]] خواهند کرد بعضی از ایشان بعضی دیگر را. “{{متن قرآن|أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ برای اینکه آنان او را [[تهدید]] کرده بودند<ref>کشاف، ج۳، ص۴۳۰.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ}}: به زودی [[یادآوری]] خواهند کرد بعضی از ایشان بعضی دیگر را. “{{متن قرآن|أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}؛ برای اینکه آنان او را [[تهدید]] کرده بودند<ref>کشاف، ج۳، ص۴۳۰.</ref>.
خط ۴۱: خط ۵۳:
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، هم می‌گوید: {{متن قرآن|لَوْ}}، برای تمنّی است، و قوله: {{متن قرآن|رَضُوا مَا آتَاهُمُ}}، کان “رضایت” دربردارنده معنای “اخذ” گردیده و برای همین متعدی بنفسه شده؛ یعنی آنها آن را گرفتند در حالی که بدان [[راضی]] بودند، و یا راضی بودند در حالی که آن را می‌گرفتند، و “ایتاء”؛ یعنی اعطا، و {{متن قرآن|حَسْبُنَا اللَّهُ}}؛ یعنی کفایت کند [[خدای سبحان]] ما را در آنچه به آن راغب و مایل هستیم، و قوله: {{متن قرآن|سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ}}، بیان آن چیزی است که به آن رغبت داشته و نسبت به آن خواهش دارند، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، تعلیل برای قوله: {{متن قرآن|سَيُؤْتِينَا اللَّهُ...}} است. معنا چنین است: از چیزهای که برای خودشان [[آرزو]] داشتند، این بود که آنچه از [[مال]] [[صدقات]] و غیر آن را که [[خداوند]] و رسولش به امری از سوی او به آنان اعطا نموده‌اند، بگیرند و بگویند: خدای سبحان ما را از سایر اسباب کافی است و ما راغب [[فضل]] او می‌باشیم و [[انتظار]] داریم از فضلش به ما [[تفضل]] کند و پیامبرش به ما اعطا نماید<ref>المیزان، ج۹، ص۳۲۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، هم می‌گوید: {{متن قرآن|لَوْ}}، برای تمنّی است، و قوله: {{متن قرآن|رَضُوا مَا آتَاهُمُ}}، کان “رضایت” دربردارنده معنای “اخذ” گردیده و برای همین متعدی بنفسه شده؛ یعنی آنها آن را گرفتند در حالی که بدان [[راضی]] بودند، و یا راضی بودند در حالی که آن را می‌گرفتند، و “ایتاء”؛ یعنی اعطا، و {{متن قرآن|حَسْبُنَا اللَّهُ}}؛ یعنی کفایت کند [[خدای سبحان]] ما را در آنچه به آن راغب و مایل هستیم، و قوله: {{متن قرآن|سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ}}، بیان آن چیزی است که به آن رغبت داشته و نسبت به آن خواهش دارند، و قوله: {{متن قرآن|إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، تعلیل برای قوله: {{متن قرآن|سَيُؤْتِينَا اللَّهُ...}} است. معنا چنین است: از چیزهای که برای خودشان [[آرزو]] داشتند، این بود که آنچه از [[مال]] [[صدقات]] و غیر آن را که [[خداوند]] و رسولش به امری از سوی او به آنان اعطا نموده‌اند، بگیرند و بگویند: خدای سبحان ما را از سایر اسباب کافی است و ما راغب [[فضل]] او می‌باشیم و [[انتظار]] داریم از فضلش به ما [[تفضل]] کند و پیامبرش به ما اعطا نماید<ref>المیزان، ج۹، ص۳۲۴.</ref>.


همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر از تو روی گردانیدند و از قبول [[دعوت]] تو [[اعراض]] نمودند، پس بگو: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}؛ یعنی او که {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} است، برای من کافی است. پس قوله: که {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}، در [[مقام]] تعلیل برای [[انقطاع]] اسباب و [[تمسک]] داشتن به [[پروردگار]] است که سوای او هیچ چیزی کافی نیست؛ زیرا او {{متن قرآن|اللَّهُ }} است و [[الهی]] غیر از او نیست. احتمال دارد کلمه [[توحید]] در آن برای [[تعظیم]] آمده باشند، همانند قوله: {{متن قرآن|قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ}}<ref>«و گفتند خداوند فرزندی گزیده است» سوره بقره، آیه ۱۱۶.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}} در آن، معنای حضر، [[تفسیری]] است که بدان قوله: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}} که با دلالت التزامی بر معنای [[توکل]] دلالت دارد، [[تفسیر]] می‌گردد، و در بحث‌های پیشین گذشت که معنای توکل عبارت است از این که [[بنده]]، پروردگارش را وکیلی بگیرد که او به جای وی قرار گرفته و [[تدبیر]] امورش را [[سرپرستی]] می‌کند؛ بدین معنا که از سبب گرفتن به ذیل آنچه از اسباب می‌شناسد، منصرف شود، و تنها برای همین [[حق تعالی]] گفت: {{متن قرآن|فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ...}}، و نفرمود: {{متن قرآن|فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}، تا آن ارشادی باشد به توکل به پروردگارش، و آن، متذکر به این حقایق است که [[حقیقت]] معنای توکل را خوب روشن می‌کند، و نظر صحیح در مورد آن این است که [[انسان]] به آنچه از اسباب ظاهری [[ادراک]] می‌کند، و به ناچار بعض اسباب است، [[اطمینان]] و [[اعتماد]] نکند؛ بلکه بعضی آنها را به عنوان اینکه [[خدای تعالی]] بر آنها مهر نهاده، بداند و به پروردگارش اعتماد کند و بر او در حصول خواهش و غرضش توکل نماید. در [[آیه]]، دلالتی است بر [[جدیت]] شگفت‌انگیز [[پیامبر]]{{صل}} در [[هدایت مردم]] به چیزی که نباید بر آنان مخفی بماند، پس همانا خدای تعالی او را در چیزی که نسبت به آن [[همت]] می‌گمارد، امر به [[توکل]] بر پروردگارش می‌کند<ref>المیزان، ج۹، ص۴۳۸.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر از تو روی گردانیدند و از قبول [[دعوت]] تو [[اعراض]] نمودند، پس بگو: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}؛ یعنی او که {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} است، برای من کافی است. پس قوله: که {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}، در [[مقام]] تعلیل برای [[انقطاع]] اسباب و [[تمسک]] داشتن به [[پروردگار]] است که سوای او هیچ چیزی کافی نیست؛ زیرا او {{متن قرآن|اللَّهُ }} است و [[الهی]] غیر از او نیست. احتمال دارد کلمه [[توحید]] در آن برای [[تعظیم]] آمده باشند، همانند قوله: {{متن قرآن|قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ}}<ref>«و گفتند خداوند فرزندی گزیده است» سوره بقره، آیه ۱۱۶.</ref>، و قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}} در آن، معنای حضر، [[تفسیری]] است که بدان قوله: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}} که با دلالت التزامی بر معنای [[توکل]] دلالت دارد، [[تفسیر]] می‌گردد، و در بحث‌های پیشین گذشت که معنای توکل عبارت است از این که [[بنده]]، پروردگارش را وکیلی بگیرد که او به جای وی قرار گرفته و [[تدبیر]] امورش را [[سرپرستی]] می‌کند؛ بدین معنا که از سبب گرفتن به ذیل آنچه از اسباب می‌شناسد، منصرف شود، و تنها برای همین [[حق تعالی]] گفت: {{متن قرآن|فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ...}}، و نفرمود: {{متن قرآن|فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}، تا آن ارشادی باشد به توکل به پروردگارش، و آن، متذکر به این حقایق است که [[حقیقت]] معنای توکل را خوب روشن می‌کند، و نظر صحیح در مورد آن این است که [[انسان]] به آنچه از اسباب ظاهری [[ادراک]] می‌کند، و به ناچار بعض اسباب است، [[اطمینان]] و [[اعتماد]] نکند؛ بلکه بعضی آنها را به عنوان اینکه [[خدای تعالی]] بر آنها مهر نهاده، بداند و به پروردگارش اعتماد کند و بر او در حصول خواهش و غرضش توکل نماید. در [[آیه]]، دلالتی است بر [[جدیت]] شگفت‌انگیز [[پیامبر]] {{صل}} در [[هدایت مردم]] به چیزی که نباید بر آنان مخفی بماند، پس همانا خدای تعالی او را در چیزی که نسبت به آن [[همت]] می‌گمارد، امر به [[توکل]] بر پروردگارش می‌کند<ref>المیزان، ج۹، ص۴۳۸.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: صدر [[آیه]]، [[نصیحت]] و [[ترساندن]] آنان است؛ به این معنا که شما [[فرعونیان]] از اسراف‌کاران هستید و امروز که پذیرای سخنان من نیستید، به زودی، آن هنگام که [[عذاب]] را پیش چشمان خود [[مشاهده]] خواهید کرد، متذکر آنچه به شما می‌گویم، خواهید شد و معلوم می‌شود که نصیحت کننده شما بوده‌ام، و قوله: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}، بنا بر آنچه راغب در مفردات [[تفسیر]] نموده: تفویض به معنای رد است. پس {{عربی|تفویض الامر الی الله}}، رد امر است به سوی [[خدای تعالی]]، و این به معنای توکل و [[تسلیم]] نزدیک بوده و بر حسب اعتبار مختلف است. بنابراین، تفویض از [[عبد]]، رد نمودن اوست آنچه را که منسوب به او است، به [[خدای سبحان]]، و حال عبد، حال کسی است که سلاحی در دست ندارد و کاری به او ارجاع نمی‌شود. توکل از عبد چنان است که پروردگارش را [[وکیل]] قرار می‌دهد، آنچه را از امر، مربوط به اوست، در آن [[تصرف]] نماید، و تسلیم از عبد، پذیرش خالصانه است آنچه را که خدای سبحان [[اراده]] می‌نماید، بدون این که نسبت به آن امر، نظری [[اعمال]] کند. پس آن، [[مقامات]] سه‌گانه است از مقامات [[عبودیت]]: اول، [[مقام]] توکل است، و بعد از آن، مقام تفویض است، که آن، مقامی دقیق‌تر از توکل است، و پس از آن، [[مقام تسلیم]] است که از دو مقام یاد شده دقیق‌تر است<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۵۳.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: صدر [[آیه]]، [[نصیحت]] و [[ترساندن]] آنان است؛ به این معنا که شما [[فرعونیان]] از اسراف‌کاران هستید و امروز که پذیرای سخنان من نیستید، به زودی، آن هنگام که [[عذاب]] را پیش چشمان خود [[مشاهده]] خواهید کرد، متذکر آنچه به شما می‌گویم، خواهید شد و معلوم می‌شود که نصیحت کننده شما بوده‌ام، و قوله: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ}}، بنا بر آنچه راغب در مفردات [[تفسیر]] نموده: تفویض به معنای رد است. پس {{عربی|تفویض الامر الی الله}}، رد امر است به سوی [[خدای تعالی]]، و این به معنای توکل و [[تسلیم]] نزدیک بوده و بر حسب اعتبار مختلف است. بنابراین، تفویض از [[عبد]]، رد نمودن اوست آنچه را که منسوب به او است، به [[خدای سبحان]]، و حال عبد، حال کسی است که سلاحی در دست ندارد و کاری به او ارجاع نمی‌شود. توکل از عبد چنان است که پروردگارش را [[وکیل]] قرار می‌دهد، آنچه را از امر، مربوط به اوست، در آن [[تصرف]] نماید، و تسلیم از عبد، پذیرش خالصانه است آنچه را که خدای سبحان [[اراده]] می‌نماید، بدون این که نسبت به آن امر، نظری [[اعمال]] کند. پس آن، [[مقامات]] سه‌گانه است از مقامات [[عبودیت]]: اول، [[مقام]] توکل است، و بعد از آن، مقام تفویض است، که آن، مقامی دقیق‌تر از توکل است، و پس از آن، [[مقام تسلیم]] است که از دو مقام یاد شده دقیق‌تر است<ref>المیزان، ج۱۷، ص۳۵۳.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: ولی با این حال به [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] هشدار می‌دهد که ممکن است در پیشنهادهای [[صلح]]، [[خدعه]] و نیرنگی در کار باشد و صلح را مقدمه‌ای برای ضربه غافلگیرانه‌ای قرار دهند، و یا هدفشان تأخیر [[جنگ]] برای فراهم کردن نیروی بیشتر باشد، اما از این موضوع نیز [[نگرانی]] به خود [[راه]] مده؛ زیرا [[خداوند]] کفایت کار تو را می‌کند و در همه حال [[پشتیبان]] توست: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}، سابقه [[زندگی]] تو نیز [[گواه]] بر این [[حقیقت]] است؛ زیرا اوست که تو را با [[یاری]] خود به وسیله [[مؤمنان]] [[پاکدل]]، تقویت کرد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}. بارها خطرات بزرگی برای تو فراهم ساختند و نقشه‌های خطرناکی طرح کردند که از طریق عادی [[غلبه]] بر آن ممکن نبود، اما او تو را در برابر همه اینها [[حفظ]] کرد<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۰ - ۲۳۱.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}، فرموده: ولی با این حال به [[پیامبر]] {{صل}} و [[مسلمانان]] هشدار می‌دهد که ممکن است در پیشنهادهای [[صلح]]، [[خدعه]] و نیرنگی در کار باشد و صلح را مقدمه‌ای برای ضربه غافلگیرانه‌ای قرار دهند، و یا هدفشان تأخیر [[جنگ]] برای فراهم کردن نیروی بیشتر باشد، اما از این موضوع نیز [[نگرانی]] به خود [[راه]] مده؛ زیرا [[خداوند]] کفایت کار تو را می‌کند و در همه حال [[پشتیبان]] توست: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}، سابقه [[زندگی]] تو نیز [[گواه]] بر این [[حقیقت]] است؛ زیرا اوست که تو را با [[یاری]] خود به وسیله [[مؤمنان]] [[پاکدل]]، تقویت کرد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}. بارها خطرات بزرگی برای تو فراهم ساختند و نقشه‌های خطرناکی طرح کردند که از طریق عادی [[غلبه]] بر آن ممکن نبود، اما او تو را در برابر همه اینها [[حفظ]] کرد<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۰ - ۲۳۱.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، نیز گفته: ای [[پیامبر]]! خداوند و این مؤمنانی که از تو [[پیروی]] می‌کنند، برای [[حمایت]] تو کافی هستند، و با کمک آنها می‌توانی به [[هدف]] خود نایل شوی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}. بعضی از [[مفسران]] [[نقل]] کرده‌اند که این [[آیه]] هنگامی نازل شد که [[طایفه]] [[یهود]]، [[بنی‌قریظه]]، و [[بنی‌نضیر]]، به پیامبر{{صل}} گفتند: ما حاضریم [[تسلیم]] تو شویم و از تو پیروی کنیم (و تو را یاری خواهیم کرد). آیه بالا نازل شد و به پیامبر{{صل}} هشدار داد که به آنها [[اعتماد]] و تکیه نکند، بلکه تکیه‌گاه خود را تنها [[خدا]] و مؤمنان قرار دهد<ref>به نقل از تفسیر تبیان، جلد ۵، صفحه ۱۵۲.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، نیز گفته: ای [[پیامبر]]! خداوند و این مؤمنانی که از تو [[پیروی]] می‌کنند، برای [[حمایت]] تو کافی هستند، و با کمک آنها می‌توانی به [[هدف]] خود نایل شوی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}. بعضی از [[مفسران]] [[نقل]] کرده‌اند که این [[آیه]] هنگامی نازل شد که [[طایفه]] [[یهود]]، [[بنی‌قریظه]]، و [[بنی‌نضیر]]، به پیامبر {{صل}} گفتند: ما حاضریم [[تسلیم]] تو شویم و از تو پیروی کنیم (و تو را یاری خواهیم کرد). آیه بالا نازل شد و به پیامبر {{صل}} هشدار داد که به آنها [[اعتماد]] و تکیه نکند، بلکه تکیه‌گاه خود را تنها [[خدا]] و مؤمنان قرار دهد<ref>به نقل از تفسیر تبیان، جلد ۵، صفحه ۱۵۲.</ref>.
[[حافظ]] [[ابونعیم]] که از علمای معروف [[اهل سنت]] است، در کتاب “فضائل الصحابه” با اسناد خود نقل کرده که این آیه، درباره [[علی بن ابی طالب]] نازل شده، و منظور از [[مؤمنین]]، [[علی]]{{ع}} است<ref>به نقل از الغدیر، ج۲، ص۵۱.</ref>. کراراً گفته‌ایم که این گونه [[تفسیرها]] و [[شأن]] نزول‌ها آیه را منحصر و محدود نمی‌کند، بلکه منظور این است که شخصی مانند علی{{ع}} که در صف اول مؤمنان قرار دارد، نخستین تکیه‌گاه پیامبر{{صل}} بعد از [[خدا]] از میان [[مسلمین]] بوده است، هر چند که دیگر [[مؤمنان]] نیز در صفوف بعد [[یار]] و [[یاور]] [[پیامبر]]{{صل}} هستند<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref>.
[[حافظ]] [[ابونعیم]] که از علمای معروف [[اهل سنت]] است، در کتاب “فضائل الصحابه” با اسناد خود نقل کرده که این آیه، درباره [[علی بن ابی طالب]] نازل شده، و منظور از [[مؤمنین]]، [[علی]] {{ع}} است<ref>به نقل از الغدیر، ج۲، ص۵۱.</ref>. کراراً گفته‌ایم که این گونه [[تفسیرها]] و [[شأن]] نزول‌ها آیه را منحصر و محدود نمی‌کند، بلکه منظور این است که شخصی مانند علی {{ع}} که در صف اول مؤمنان قرار دارد، نخستین تکیه‌گاه پیامبر {{صل}} بعد از [[خدا]] از میان [[مسلمین]] بوده است، هر چند که دیگر [[مؤمنان]] نیز در صفوف بعد [[یار]] و [[یاور]] [[پیامبر]] {{صل}} هستند<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، فرموده: ولی اگر آنها به [[حق]] خود [[راضی]] باشند و به آنچه خدا و پیامبرش در [[اختیار]] آنها گذارده، [[رضایت]] دهند و بگویند: همین برای ما کافی است و اگر هم نیاز بیشتری داریم، به زودی خدا و پیامبر{{صل}} از [[فضل]] خود به ما می‌بخشند، ما تنها رضای او را می‌طلبیم و از او می‌خواهیم که ما را از [[اموال]] [[مردم]] [[بی‌نیاز]] سازد، اگر آنها چنین کنند، به سود آنهاست<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۵۵.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}، فرموده: ولی اگر آنها به [[حق]] خود [[راضی]] باشند و به آنچه خدا و پیامبرش در [[اختیار]] آنها گذارده، [[رضایت]] دهند و بگویند: همین برای ما کافی است و اگر هم نیاز بیشتری داریم، به زودی خدا و پیامبر {{صل}} از [[فضل]] خود به ما می‌بخشند، ما تنها رضای او را می‌طلبیم و از او می‌خواهیم که ما را از [[اموال]] [[مردم]] [[بی‌نیاز]] سازد، اگر آنها چنین کنند، به سود آنهاست<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۴۵۵.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: “{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر آنها از حق روی بگردانند، نگران نباش و بگو [[خداوند]] برای من کافی است؛ چرا که او بر هر چیزی تواناست: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست و تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} آری، من تنها بر چنین معبودی، تکیه کرده و به او دلبسته‌ام، و کارهایم را به او واگذار نموده‌ام: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماوراءالطبیعه با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها می‌گذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمی‌کند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او [[تصور]] می‌شود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: “{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، فرموده: و اگر آنها از حق روی بگردانند، نگران نباش و بگو [[خداوند]] برای من کافی است؛ چرا که او بر هر چیزی تواناست: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست و تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} آری، من تنها بر چنین معبودی، تکیه کرده و به او دلبسته‌ام، و کارهایم را به او واگذار نموده‌ام: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماوراءالطبیعه با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها می‌گذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمی‌کند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او [[تصور]] می‌شود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>.
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: و در آخرین سخنش ([[مؤمن آل فرعون]])، با تهدیدی پر معنا گفت: به زودی آنچه را که من امروز به شما می‌گویم، به خاطر خواهید آورد، و هنگامی که [[آتش]] [[خشم]] و [[غضب الهی]]، دامانتان را در این [[جهان]] و آن جهان گرفت، به [[صدق]] گفتار من، پی می‌برید: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، اما [[افسوس]] که آن [[زمان]]، دیر است! اگر در [[آخرت]] باشد، [[راه]] بازگشت وجود ندارد، و اگر در [[دنیا]] باشد، به هنگام [[نزول]] [[عذاب]]، تمام درهای [[توبه]] بسته می‌شود. سپس افزود: من تمام کارهای خود را به [[خداوند]] یگانه واگذار می‌کنم که او نسبت به بندگانش بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، و به همین [[دلیل]] که از تهدیدهای شما می‌ترسم، و نه [[کثرت]] و [[قدرت]] شما و [[تنهایی]] من، مرا به [[وحشت]] می‌افکند؛ چرا که سر تا پای وجود خود را به کسی سپرده‌ام که قدرتش بی‌انتهاست و از حال بندگانش به خوبی [[آگاه]] است. این تعبیر ضمناً دعای مؤدبانه‌ای بود از این مرد با [[ایمان]] که در چنگال قومی زورمند و [[بی‌رحم]] گرفتار بود؛ تقاضایی بود مؤدبانه از پیشگاه [[پروردگار]] که در این شرایط، او را در کنف [[حمایت]] خویش قرار دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷۱-۳۸۲.</ref>
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، فرموده: و در آخرین سخنش ([[مؤمن آل فرعون]])، با تهدیدی پر معنا گفت: به زودی آنچه را که من امروز به شما می‌گویم، به خاطر خواهید آورد، و هنگامی که [[آتش]] [[خشم]] و [[غضب الهی]]، دامانتان را در این [[جهان]] و آن جهان گرفت، به [[صدق]] گفتار من، پی می‌برید: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، اما [[افسوس]] که آن [[زمان]]، دیر است! اگر در [[آخرت]] باشد، [[راه]] بازگشت وجود ندارد، و اگر در [[دنیا]] باشد، به هنگام [[نزول]] [[عذاب]]، تمام درهای [[توبه]] بسته می‌شود. سپس افزود: من تمام کارهای خود را به [[خداوند]] یگانه واگذار می‌کنم که او نسبت به بندگانش بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}، و به همین [[دلیل]] که از تهدیدهای شما می‌ترسم، و نه [[کثرت]] و [[قدرت]] شما و [[تنهایی]] من، مرا به [[وحشت]] می‌افکند؛ چرا که سر تا پای وجود خود را به کسی سپرده‌ام که قدرتش بی‌انتهاست و از حال بندگانش به خوبی [[آگاه]] است. این تعبیر ضمناً دعای مؤدبانه‌ای بود از این مرد با [[ایمان]] که در چنگال قومی زورمند و [[بی‌رحم]] گرفتار بود؛ تقاضایی بود مؤدبانه از پیشگاه [[پروردگار]] که در این شرایط، او را در کنف [[حمایت]] خویش قرار دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۷۱-۳۸۲.</ref>


==تفویض در [[تفاسیر]] [[روایی]]==
== تفویض در [[تفاسیر]] [[روایی]] ==
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}} در [[مصباح الشریعه]] آمده است: {{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ:‏ الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ تَعَالَى كَمَا قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ: رَضِيتُ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لِي‏ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى خَالِقِي‏ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ فِيمَا مَضَى‏ كَذَلِكَ يُحْسِنُ فِيمَا بَقِيَ‏؛ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ}}‏ {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ. وَ التَّفْوِيضُ خَمْسَةُ أَحْرُفٍ لِكُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حُكْمٌ فَمَن‏ أَتَى بِأَحْكَامِهِ فَقَدْ أَتَى بِهِ التَّاءُ مِنْ تَرْكِهِ التَّدْبِيرَ فِي الدُّنْيَا وَ الْفَاءُ مِنْ فَنَاءِ كُلِّ هِمَّةٍ غَيْرِ اللَّهِ وَ الْوَاوُ مِنْ وَفَاءِ الْعَهْدِ وَ تَصْدِيقِ الْوَعْدِ وَ الْيَاءُ الْيَأْسُ مِنْ نَفْسِكَ وَ الْيَقِينُ بِرَبِّكَ وَ الضَّادُ مِنَ الضَّمِيرِ الصَّافِي لِلَّهِ وَ الضَّرُورَةِ إِلَيْهِ وَ الْمُفَوِّضُ لَا يُصْبِحُ إِلَّا سَالِماً مِنْ جَمِيعِ الْآفَاتِ وَ لَا يُمْسِي إِلَّا مُعَافًى بِدِينِهِ}}؛‌یعنی [[امام صادق]]{{ع}} فرموده: کسی که امرش را به [[خدای تعالی]] واگذار کند، در [[آسایش]] دایمی به سر می‌برد، و [[زندگی]] او همیشه خوش و فراخ و وسیع است، و کسی که حقیقتاً واگذارنده امر به [[خدا]] باشد، هر [[عزم]] و اراده‌ای را به جز خدای تعالی در [[حکم]] عدم می‌داند؛ هم چنان که [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]]{{ع}}، فرمود: به آنچه خدای تعالی قسمت من نموده است، [[راضی]] هستم؛ کارم را به [[آفریدگار]] واگذار کرده‌ام، همان طور که خدای تعالی در آنچه بر من گذشته، به [[نیکوترین]] وجه گذارنده، و در مابقی نیز این چنین [[نیکو]] خواهد گذراند. [[خدای عزوجل]] درباره [[مؤمن آل فرعون]] فرمود: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ }}، و کلمة تفویض پنج حرف دارد: (ت ف و ی ض)، و برای هر حرفی از آن، حکمی است. پس کسی که [[احکام]] آن را به جا آورد، به آن دست یافته است. “تاء”، حکم ترک [[تدبیر]]، در کار دنیاست، و “فاء”، حکم فنا و عدم دانستن همه چیز است به جز خدای تعالی، و “واو”، حکم [[وفا به عهد]] است، و [[صداقت]] و [[درستی]] در [[وعده]]، و “یاء”، حکم [[یأس]] و [[ناامیدی]] است از نفس خودت، و [[یقین]] داشتن است نسبت به [[پروردگار]]، و “ضاد”، حکم [[ضمیر]] و [[باطن]] مصفا برای خدای تعالی و [[ضرورت]] به سوی اوست، و کسی که امورش را به خدای تعالی واگذار می‌نماید، صبح نمی‌کند، جز این که از جمیع آفات به [[سلامت]] است، و [[شام]] نمی‌کند، جز اینکه [[دین]] او سالم (و مصون از آفات) است<ref>نورالثقلین، ج۴، حدیث ۵۰.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}} در [[مصباح الشریعه]] آمده است: {{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ:‏ الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ تَعَالَى كَمَا قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ: رَضِيتُ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لِي‏ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى خَالِقِي‏ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ فِيمَا مَضَى‏ كَذَلِكَ يُحْسِنُ فِيمَا بَقِيَ‏؛ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ}}‏ {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ. وَ التَّفْوِيضُ خَمْسَةُ أَحْرُفٍ لِكُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حُكْمٌ فَمَن‏ أَتَى بِأَحْكَامِهِ فَقَدْ أَتَى بِهِ التَّاءُ مِنْ تَرْكِهِ التَّدْبِيرَ فِي الدُّنْيَا وَ الْفَاءُ مِنْ فَنَاءِ كُلِّ هِمَّةٍ غَيْرِ اللَّهِ وَ الْوَاوُ مِنْ وَفَاءِ الْعَهْدِ وَ تَصْدِيقِ الْوَعْدِ وَ الْيَاءُ الْيَأْسُ مِنْ نَفْسِكَ وَ الْيَقِينُ بِرَبِّكَ وَ الضَّادُ مِنَ الضَّمِيرِ الصَّافِي لِلَّهِ وَ الضَّرُورَةِ إِلَيْهِ وَ الْمُفَوِّضُ لَا يُصْبِحُ إِلَّا سَالِماً مِنْ جَمِيعِ الْآفَاتِ وَ لَا يُمْسِي إِلَّا مُعَافًى بِدِينِهِ}}؛ ‌یعنی [[امام صادق]] {{ع}} فرموده: کسی که امرش را به [[خدای تعالی]] واگذار کند، در [[آسایش]] دایمی به سر می‌برد، و [[زندگی]] او همیشه خوش و فراخ و وسیع است، و کسی که حقیقتاً واگذارنده امر به [[خدا]] باشد، هر [[عزم]] و اراده‌ای را به جز خدای تعالی در [[حکم]] عدم می‌داند؛ هم چنان که [[امیرالمؤمنین]]، [[علی]] {{ع}}، فرمود: به آنچه خدای تعالی قسمت من نموده است، [[راضی]] هستم؛ کارم را به [[آفریدگار]] واگذار کرده‌ام، همان طور که خدای تعالی در آنچه بر من گذشته، به [[نیکوترین]] وجه گذارنده، و در مابقی نیز این چنین [[نیکو]] خواهد گذراند. [[خدای عزوجل]] درباره [[مؤمن آل فرعون]] فرمود: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ * فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ }}، و کلمة تفویض پنج حرف دارد: (ت ف و ی ض)، و برای هر حرفی از آن، حکمی است. پس کسی که [[احکام]] آن را به جا آورد، به آن دست یافته است. “تاء”، حکم ترک [[تدبیر]]، در کار دنیاست، و “فاء”، حکم فنا و عدم دانستن همه چیز است به جز خدای تعالی، و “واو”، حکم [[وفا به عهد]] است، و [[صداقت]] و [[درستی]] در [[وعده]]، و “یاء”، حکم [[یأس]] و [[ناامیدی]] است از نفس خودت، و [[یقین]] داشتن است نسبت به [[پروردگار]]، و “ضاد”، حکم ضمیر و [[باطن]] مصفا برای خدای تعالی و [[ضرورت]] به سوی اوست، و کسی که امورش را به خدای تعالی واگذار می‌نماید، صبح نمی‌کند، جز این که از جمیع آفات به [[سلامت]] است، و [[شام]] نمی‌کند، جز اینکه [[دین]] او سالم (و مصون از آفات) است<ref>نورالثقلین، ج۴، حدیث ۵۰.</ref>.
#فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، [[شرف‌الدین]] نجفی در [[تأویل]] آن گوید: در کتاب حلیة الأولیاء، [[ابونعیم]] به طریق خودش از [[ابوهریره]]، این چنین ذکر نموده: [[آیه]] در [[شأن]] [[علی بن ابی طالب]] نازل گشته و آن است معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>برهان، ص۴۰۲.</ref>.
# فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}، [[شرف‌الدین]] نجفی در [[تأویل]] آن گوید: در کتاب حلیة الأولیاء، [[ابونعیم]] به طریق خودش از [[ابوهریره]]، این چنین ذکر نموده: [[آیه]] در [[شأن]] [[علی بن ابی طالب]] نازل گشته و آن است معنای قوله تعالی: {{متن قرآن|الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>برهان، ص۴۰۲.</ref>.
#در [[تفسیر نمونه]] به [[نقل]] از بحار، جلد ۶۸، صفحه ۳۴۱، درباره تفویض کار به [[خدا]]، چنین فرموده: در [[حدیثی]] از [[امیر مؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، آمده است: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ‏ لَهُ‏ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ‏ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}: [[ایمان]] چهار رکن دارد: [[توکل بر خدا]]، واگذاری کار خویش به او، [[راضی]] بودن به [[قضای الهی]] و [[تسلیم]] گشتن در برابر [[فرمان]] خداوند”<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
# در [[تفسیر نمونه]] به [[نقل]] از بحار، جلد ۶۸، صفحه ۳۴۱، درباره تفویض کار به [[خدا]]، چنین فرموده: در [[حدیثی]] از [[امیر مؤمنان]]، [[علی]] {{ع}}، آمده است: {{متن حدیث|الْإِيمَانُ‏ لَهُ‏ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ‏ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ التَّفْوِيضُ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَاءُ بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ}}: [[ایمان]] چهار رکن دارد: [[توکل بر خدا]]، واگذاری کار خویش به او، [[راضی]] بودن به [[قضای الهی]] و [[تسلیم]] گشتن در برابر [[فرمان]] خداوند”<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
#هم‌چنین به نقل از [[سفینة]] البحار، ج۲، صفحه ۳۸۷، ماده فوض فرموده: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ}}: کسی که کار خود را به خدا واگذارد، در راحت [[ابدی]] و [[زندگی]] [[جاودانه]] پر [[برکت]] است، و کسی که حقیقتاً کار خود را به خدا واگذارد، [[برتر]] از آن است که به غیر او بیندیشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
# هم‌چنین به نقل از [[سفینة]] البحار، ج۲، صفحه ۳۸۷، ماده فوض فرموده: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي‏ رَاحَةِ الْأَبَدِ وَ الْعَيْشِ‏ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِي عَنْ كُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللَّهِ}}: کسی که کار خود را به خدا واگذارد، در راحت [[ابدی]] و [[زندگی]] [[جاودانه]] پر [[برکت]] است، و کسی که حقیقتاً کار خود را به خدا واگذارد، [[برتر]] از آن است که به غیر او بیندیشد<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۱۷.</ref>.
#ابن‌بابویه با اسنادش تا [[احمد بن ابی عبدالله]] و او از پدرش، از [[پیامبر]]{{صل}} [[روایت]] کند که: [[جبرئیل]] بر پیامبر{{صل}} وارد گردید و گفت: ای [[رسول خدا]]{{صل}}! [[خدای تبارک و تعالی]] مرا با هدیه‌ای به سوی تو فرستاده که پیش از تو آن را به احدی اعطا نفرموده. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: گفتم: آن چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: آن [[صبر]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن ([[هدیه]] نیکوتر از صبر) چیست؟ جبرئیل گفت: آن رضاست و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از [[رضا]]) چیست؟ جبرئیل گفت؟ آن، [[زهد]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از زهد) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[اخلاص]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از اخلاص) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[یقین]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هادیه نیکوتر از یقین) چیست، ای فرستاده [[خدای تعالی]]؟ جبرئیل گفت: البته، این درجه‌بندی بر اساس [[توکل]] بر خداست. پس گفتم: و توکل بر خدای تعالی چه باشد؟ آن گاه جبرئیل گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرری و به نفعی، و نه بخششی و نه ممانعتی نمی‌تواند داشته باشد، و به‌کارگیری [[یأس از مردم]]. پس چون بنده‌ای این چنین باشد، به جز برای خدای تعالی، برای احدی کار نمی‌کند، و به جز از خدای تعالی، از کسی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز [[خدا]]، توقع بی‌حد و [[حرص]] در خواهش ندارد، پس این توکل است. گفتم: ای جبرئیل! [[تفسیر]] صبر چیست؟ جبرئیل گفت: در [[سختی]] [[شکیبایی]] کند، آن چنان که در [[خوشی]] [[بردباری]] می‌کند، و در [[تنگدستی]] [[صابر]] باشد، آن‌گونه که در [[بی‌نیازی]] شکیباست، و در [[مصیبت]] [[شکیبا]] باشد، همان‌گونه که در تندرستی [[خویشتن‌داری]] می‌کند، و از بلایی که به او می‌رسد، [[شکایت]] خالقش را نزد مخلوق [[نبرد]]. گفتم: و [[تفسیر]] [[قناعت]] چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: در آنچه از [[سختی]]، [[رنج]] و درد [[دنیا]] بر او وارد می‌گردد، به قسمت خود [[راضی]] باشد؛ در کم بودن، [[خشنود]]، و در زیاد بودن آن، [[شاکر]] باشد. گفتم: تفسیر [[رضا]] چیست؟ جبرئیل گفت: نسبت به مهتر و [[سرور]] خویش، برای مصیبت‌های [[دنیوی]]، ناخشنود نگردد، و نسبت به خویش، به عمل کم خشنود نشود. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[زهد]] چیست؟ جبرئیل گفت: زهد به این است که [[دوست]] بدارد کسی را که خالقش را دوست دارد، و [[دشمن]] بدارد کسی را که با خالقش دشمن است، و نسبت به [[حلال]] دنیا و [[زینت]] آن، سخت‌گیر و نکته‌سنج باشد؛ هم چنان که از آتشی که آن را می‌پوشاند، اجتناب می‌کند، و آرزویش را کوتاه سازد؛ مثل این که [[مرگ]] را در پیش چشمانش ملاحظه می‌کند. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[اخلاص]] چیست؟ او گفت: [[مخلص]] کسی است که چیزی را از [[مردم]] درخواست نکند، تا آنکه خود آن را بیابد، و چون یافت، راضی گردد، و زمانی که چیزی در نزد او باقی ماند، در [[راه خدا]] آن را [[بذل و بخشش]] نماید. پس همانا، کسی که از مخلوق چیزی درخواست نمی‌کند، به [[عبودیت]] [[خدای تعالی]] [[اقرار]] و اعتراف دارد، و هرگاه یافت و راضی گردید، او از خدای تعالی راضی گشته، و [[خدای تبارک و تعالی]] هم از او راضی می‌شود، و چون برای [[خدای عزوجل]] اعطا نمود، پس او در نهایت و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[پروردگار]] عزوجل است. گفتم: تفسیر [[یقین]] چیست؟ جبرئیل گفت: آن مؤمنی که برای خدای تعالی کار کند، آن چنان که گویی خدای تعالی را می‌بیند. پس اگر او [[خدا]] را نمی‌بیند، خدا او را می‌بیند، و از روی یقین بداند آنچه بدو رسیده، از او درنمی‌گذشته، و آنچه از او درگذشته، بدو نمی‌رسیده است، و این همه، شاخه‌های [[توکل]]، و [[سلسله]] مراتب [[زهد]] است<ref>{{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي‏ إِلَيْكَ‏ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْغِنَاءِ وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ‏ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الرِّضَا قَالَ الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَمْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الزُّهْدِ قَالَ الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ‏ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَةِ الَّتِي قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَانَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلُهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْيَقِينِ قَالَ الْمُؤْمِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِيناً أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا فَاتَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ التَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ الزُّهْدِ}} برهان، ص۴۹۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۲-۳۸۷.</ref>
# ابن‌بابویه با اسنادش تا [[احمد بن ابی عبدالله]] و او از پدرش، از [[پیامبر]] {{صل}} [[روایت]] کند که: [[جبرئیل]] بر پیامبر {{صل}} وارد گردید و گفت: ای [[رسول خدا]] {{صل}}! [[خدای تبارک و تعالی]] مرا با هدیه‌ای به سوی تو فرستاده که پیش از تو آن را به احدی اعطا نفرموده. [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: گفتم: آن چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: آن [[صبر]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن ([[هدیه]] نیکوتر از صبر) چیست؟ جبرئیل گفت: آن رضاست و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از [[رضا]]) چیست؟ جبرئیل گفت؟ آن، [[زهد]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از زهد) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[اخلاص]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هدیه نیکوتر از اخلاص) چیست؟ جبرئیل گفت: آن، [[یقین]] است و (هدیه‌ای) نیکوتر از آن. گفتم: و آن (هادیه نیکوتر از یقین) چیست، ای فرستاده [[خدای تعالی]]؟ جبرئیل گفت: البته، این درجه‌بندی بر اساس [[توکل]] بر خداست. پس گفتم: و توکل بر خدای تعالی چه باشد؟ آن گاه جبرئیل گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرری و به نفعی، و نه بخششی و نه ممانعتی نمی‌تواند داشته باشد، و به‌کارگیری [[یأس از مردم]]. پس چون بنده‌ای این چنین باشد، به جز برای خدای تعالی، برای احدی کار نمی‌کند، و به جز از خدای تعالی، از کسی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز [[خدا]]، توقع بی‌حد و [[حرص]] در خواهش ندارد، پس این توکل است. گفتم: ای جبرئیل! [[تفسیر]] صبر چیست؟ جبرئیل گفت: در [[سختی]] [[شکیبایی]] کند، آن چنان که در [[خوشی]] [[بردباری]] می‌کند، و در [[تنگدستی]] [[صابر]] باشد، آن‌گونه که در [[بی‌نیازی]] شکیباست، و در [[مصیبت]] [[شکیبا]] باشد، همان‌گونه که در تندرستی [[خویشتن‌داری]] می‌کند، و از بلایی که به او می‌رسد، [[شکایت]] خالقش را نزد مخلوق [[نبرد]]. گفتم: و [[تفسیر]] [[قناعت]] چیست؟ [[جبرئیل]] گفت: در آنچه از [[سختی]]، [[رنج]] و درد [[دنیا]] بر او وارد می‌گردد، به قسمت خود [[راضی]] باشد؛ در کم بودن، [[خشنود]]، و در زیاد بودن آن، [[شاکر]] باشد. گفتم: تفسیر [[رضا]] چیست؟ جبرئیل گفت: نسبت به مهتر و [[سرور]] خویش، برای مصیبت‌های [[دنیوی]]، ناخشنود نگردد، و نسبت به خویش، به عمل کم خشنود نشود. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[زهد]] چیست؟ جبرئیل گفت: زهد به این است که [[دوست]] بدارد کسی را که خالقش را دوست دارد، و [[دشمن]] بدارد کسی را که با خالقش دشمن است، و نسبت به [[حلال]] دنیا و [[زینت]] آن، سخت‌گیر و نکته‌سنج باشد؛ هم چنان که از آتشی که آن را می‌پوشاند، اجتناب می‌کند، و آرزویش را کوتاه سازد؛ مثل این که [[مرگ]] را در پیش چشمانش ملاحظه می‌کند. گفتم: ای جبرئیل! تفسیر [[اخلاص]] چیست؟ او گفت: [[مخلص]] کسی است که چیزی را از [[مردم]] درخواست نکند، تا آنکه خود آن را بیابد، و چون یافت، راضی گردد، و زمانی که چیزی در نزد او باقی ماند، در [[راه خدا]] آن را [[بذل و بخشش]] نماید. پس همانا، کسی که از مخلوق چیزی درخواست نمی‌کند، به [[عبودیت]] [[خدای تعالی]] [[اقرار]] و اعتراف دارد، و هرگاه یافت و راضی گردید، او از خدای تعالی راضی گشته، و [[خدای تبارک و تعالی]] هم از او راضی می‌شود، و چون برای [[خدای عزوجل]] اعطا نمود، پس او در نهایت و [[اعتماد]] و [[اطمینان]] به [[پروردگار]] عزوجل است. گفتم: تفسیر [[یقین]] چیست؟ جبرئیل گفت: آن مؤمنی که برای خدای تعالی کار کند، آن چنان که گویی خدای تعالی را می‌بیند. پس اگر او [[خدا]] را نمی‌بیند، خدا او را می‌بیند، و از روی یقین بداند آنچه بدو رسیده، از او درنمی‌گذشته، و آنچه از او درگذشته، بدو نمی‌رسیده است، و این همه، شاخه‌های [[توکل]]، و سلسله مراتب [[زهد]] است<ref>{{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي‏ إِلَيْكَ‏ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ قُلْتُ وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ قَالَ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الصَّبْرِ قَالَ يَصْبِرُ فِي الضَّرَّاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي السَّرَّاءِ وَ فِي الْفَاقَةِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْغِنَاءِ وَ فِي الْبَلَاءِ كَمَا يَصْبِرُ فِي الْعَافِيَةِ فَلَا يَشْكُو حَالَهُ‏ عِنْدَ الْمَخْلُوقِ بِمَا يُصِيبُهُ مِنَ الْبَلَاءِ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْقَنَاعَةِ قَالَ يَقْنَعُ بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الرِّضَا قَالَ الرَّاضِي لَا يَسْخَطُ عَلَى سَيِّدِهِ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا أَمْ لَمْ يُصِبْ وَ لَا يَرْضَى لِنَفْسِهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْعَمَلِ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الزُّهْدِ قَالَ الزَّاهِدُ يُحِبُّ مَنْ يُحِبُّ خَالِقُهُ وَ يُبْغِضُ مَنْ يُبْغِضُ خَالِقُهُ وَ يَتَحَرَّجُ مِنْ حَلَالِ الدُّنْيَا وَ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى حَرَامِهَا فَإِنَّ حَلَالَهَا حِسَابٌ وَ حَرَامَهَا عِقَابٌ وَ يَرْحَمُ جَمِيعَ الْمُسْلِمِينَ كَمَا يَرْحَمُ نَفْسَهُ‏ وَ يَتَحَرَّجُ مِنَ الْكَلَامِ كَمَا يَتَحَرَّجُ مِنَ الْمَيْتَةِ الَّتِي قَدِ اشْتَدَّ نَتْنُهَا وَ يَتَحَرَّجُ عَنْ حُطَامِ الدُّنْيَا وَ زِينَتِهَا كَمَا يَتَجَنَّبُ النَّارَ أَنْ يَغْشَاهَا وَ أَنْ يُقَصِّرَ أَمَلَهُ وَ كَانَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَجَلُهُ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ فَمَا تَفْسِيرُ الْإِخْلَاصِ قَالَ الْمُخْلِصُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ النَّاسَ شَيْئاً حَتَّى يَجِدَ وَ إِذَا وَجَدَ رَضِيَ وَ إِذَا بَقِيَ عِنْدَهُ شَيْ‏ءٌ أَعْطَاهُ فِي اللَّهِ فَإِنَّ مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الْمَخْلُوقَ فَقَدْ أَقَرَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ إِذَا وَجَدَ فَرَضِيَ فَهُوَ عَنِ اللَّهِ رَاضٍ وَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَنْهُ رَاضٍ وَ إِذَا أَعْطَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ عَلَى حَدِّ الثِّقَةِ بِرَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَمَا تَفْسِيرُ الْيَقِينِ قَالَ الْمُؤْمِنُ يَعْمَلُ لِلَّهِ كَأَنَّهُ يَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَى اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرَاهُ وَ أَنْ يَعْلَمَ يَقِيناً أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا فَاتَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ وَ هَذَا كُلُّهُ أَغْصَانُ التَّوَكُّلِ وَ مَدْرَجَةُ الزُّهْدِ}} برهان، ص۴۹۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۲-۳۸۷.</ref>


==[[تدبر]] در [[آیات]] تفویض==
== [[تدبر]] در [[آیات]] تفویض ==
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>.
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>.
همان طور که در ابتدای فصل بیان کردیم، تفویض در [[قرآن کریم]] منحصر به [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]] است که در آن با لفظ: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ}} آمده است. در این قسمت، ابتدا احکامی را که اجرای آن برای دست‌یابی به تفویض لازم است، با استناد به [[آیات قرآن]] تدبر نموده و سپس با [[استعانت]] از امدادهای [[حضرت حق]]، مصداق تفویض را با استفاده از آیات {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}} و “تفویض” تدبر می‌کنیم.
همان طور که در ابتدای فصل بیان کردیم، تفویض در [[قرآن کریم]] منحصر به [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]] است که در آن با لفظ: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ}} آمده است. در این قسمت، ابتدا احکامی را که اجرای آن برای دست‌یابی به تفویض لازم است، با استناد به [[آیات قرآن]] تدبر نموده و سپس با [[استعانت]] از امدادهای [[حضرت حق]]، مصداق تفویض را با استفاده از آیات {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}} و “تفویض” تدبر می‌کنیم.


===احکامی که اجرای آن برای دست‌یابی به تفویض [[ضرورت]] دارد===
=== احکامی که اجرای آن برای دست‌یابی به تفویض [[ضرورت]] دارد ===
====[[حکم]] ترک [[تدبیر]] در کار دنیاست====
==== [[حکم]] ترک [[تدبیر]] در کار دنیاست ====
زیرا [[دنیا]] جز کالای [[غرور]]، [[نیرنگ]] و [[فریب]] و سرای [[بازی]] و [[سرگرمی]]، چیز دیگری نیست، و در نیرنگ و فریب و در بازی و سرگرمی، تدبیر معنایی ندارد:
زیرا [[دنیا]] جز کالای [[غرور]]، [[نیرنگ]] و [[فریب]] و سرای [[بازی]] و [[سرگرمی]]، چیز دیگری نیست، و در نیرنگ و فریب و در بازی و سرگرمی، تدبیر معنایی ندارد:
#{{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«هر کسی مرگ را می‌چشد و جز این نیست که در رستخیز پاداش‌هایتان تمام داده خواهد شد؛ آنگاه هر که را از دوزخ دور کنند و به بهشت درآورند به راستی رستگار است و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.</ref>.
#{{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«هر کسی مرگ را می‌چشد و جز این نیست که در رستخیز پاداش‌هایتان تمام داده خواهد شد؛ آنگاه هر که را از دوزخ دور کنند و به بهشت درآورند به راستی رستگار است و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵.</ref>.
خط ۷۳: خط ۸۵:
#{{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ}}<ref>«زندگانی این جهان تنها بازیچه و سرگرمی است و اگر ایمان آورید و پرهیزگاری ورزید، (خداوند) پاداش‌هایتان را می‌دهد و دارایی‌هایتان را از شما نمی‌خواهد» سوره محمد، آیه ۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۷.</ref>
#{{متن قرآن|إِنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ}}<ref>«زندگانی این جهان تنها بازیچه و سرگرمی است و اگر ایمان آورید و پرهیزگاری ورزید، (خداوند) پاداش‌هایتان را می‌دهد و دارایی‌هایتان را از شما نمی‌خواهد» سوره محمد، آیه ۳۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۷.</ref>


====[[حکم]] به فنا و در حکم عدم دانستن همه چیز به جز [[خدای تعالی]]====
==== [[حکم]] به فنا و در حکم عدم دانستن همه چیز به جز [[خدای تعالی]] ====
چرا که او [[خالق]] همه چیز بوده و بر هر چیزی [[وکیل]] است، و به جز خدای تعالی همه چیز در [[معرض]] نابودی است، و چیزی که در معرض نابودی و فناست، [[تدبر]] در آن، [[شایسته]] [[انسانی]] که در طریق کمال و [[جاودانگی]] [[سیر]] می‌کند، نیست:
چرا که او [[خالق]] همه چیز بوده و بر هر چیزی [[وکیل]] است، و به جز خدای تعالی همه چیز در [[معرض]] نابودی است، و چیزی که در معرض نابودی و فناست، [[تدبر]] در آن، [[شایسته]] [[انسانی]] که در طریق کمال و [[جاودانگی]] [[سیر]] می‌کند، نیست:
#{{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref>.
#{{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ}}<ref>«هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است * و (تنها) ذات بشکوه و کرامند پروردگارت ماندگار است» سوره الرحمن، آیه ۲۶-۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ}}<ref>«هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است * و (تنها) ذات بشکوه و کرامند پروردگارت ماندگار است» سوره الرحمن، آیه ۲۶-۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}}<ref>«این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است» سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۷.</ref>
#{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}}<ref>«این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است» سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۷.</ref>
====[[حکم]] [[وفای به عهد]] و [[صداقت]] و [[درستی]] در [[وعده]] است====
==== [[حکم]] [[وفای به عهد]] و [[صداقت]] و [[درستی]] در [[وعده]] است ====
#{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا او به برنایی خود برسد و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا}}<ref>«و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا او به برنایی خود برسد و به پیمان وفا کنید که از پیمان خواهند پرسید» سوره اسراء، آیه ۳۴.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ}}<ref>«ای مؤمنان! به پیمان‌ها وفا کنید؛ (گوشت) دام‌ها برای شما حلال است جز آنچه که (حرام بودن آنها) بر شما خوانده می‌شود، بی‌آنکه شکار کردن را در حال احرام حلال شمارید؛ بی‌گمان خداوند به آنچه اراده فرماید حکم خواهد کرد» سوره مائده، آیه ۱.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ}}<ref>«ای مؤمنان! به پیمان‌ها وفا کنید؛ (گوشت) دام‌ها برای شما حلال است جز آنچه که (حرام بودن آنها) بر شما خوانده می‌شود، بی‌آنکه شکار کردن را در حال احرام حلال شمارید؛ بی‌گمان خداوند به آنچه اراده فرماید حکم خواهد کرد» سوره مائده، آیه ۱.</ref>.
خط ۸۴: خط ۹۶:
#{{متن قرآن|أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ }}<ref>«آیا کسی که می‌داند آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده حقّ است همگون کسی است که کوردل است؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند؛ * آنان که به عهد خداوند وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند» سوره رعد، آیه ۱۹-۲۰.</ref>.
#{{متن قرآن|أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ }}<ref>«آیا کسی که می‌داند آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده حقّ است همگون کسی است که کوردل است؟ تنها خردمندان پند می‌پذیرند؛ * آنان که به عهد خداوند وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند» سوره رعد، آیه ۱۹-۲۰.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ}}<ref>«و چون با خداوند پیمان بستید وفا کنید و سوگندهای خود را چون استوار کردید در حالی که خداوند را بر خود گواه گرفته‌اید مشکنید؛ بی‌گمان خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نحل، آیه ۹۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۸.</ref>
#{{متن قرآن|وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ}}<ref>«و چون با خداوند پیمان بستید وفا کنید و سوگندهای خود را چون استوار کردید در حالی که خداوند را بر خود گواه گرفته‌اید مشکنید؛ بی‌گمان خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نحل، آیه ۹۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۸.</ref>
====[[حکم]] [[یأس]] و [[ناامیدی]] از نفس خویش و حکم [[یقین]] داشتن نسبت به [[پروردگار]]====
==== [[حکم]] [[یأس]] و [[ناامیدی]] از نفس خویش و حکم [[یقین]] داشتن نسبت به [[پروردگار]] ====
چون که چگونه می‌شود به نفسی که بسیار امرکننده به [[سوء]] است و نه [[مالک]] نفع آن است و نه مالک ضرر آن، می‌توان [[امیدوار]] بود؟
چون که چگونه می‌شود به نفسی که بسیار امرکننده به [[سوء]] است و نه [[مالک]] نفع آن است و نه مالک ضرر آن، می‌توان [[امیدوار]] بود؟
#{{متن قرآن|وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و من نفس خویش را تبرئه نمی‌کنم که نفس به بدی بسیار فرمان می‌دهد مگر پروردگارم بخشایش آورد؛ به راستی پروردگارم آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره یوسف، آیه ۵۳.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ}}<ref>«بگو: من برای خویش اختیار زیان و سودی ندارم مگر آنچه خداوند بخواهد؛ هر امّتی زمانه‌ای دارد که چون فرا رسد نه ساعتی دیر می‌کنند و نه پیش می‌افتند» سوره یونس، آیه ۴۹.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ}}<ref>«بگو: من برای خویش اختیار زیان و سودی ندارم مگر آنچه خداوند بخواهد؛ هر امّتی زمانه‌ای دارد که چون فرا رسد نه ساعتی دیر می‌کنند و نه پیش می‌افتند» سوره یونس، آیه ۴۹.</ref>.
#و باید به [[پروردگار]] [[یقین]] داشت؛ زیرا [[وعده]] پرودگار [[حق]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ * خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«بی‌گمان، آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند بهشت‌های پرنعمت دارند * به وعده راستین خداوند؛ جاودانه در آنند و او پیروزمند فرزانه است» سوره لقمان، آیه ۸-۹.</ref>.
# و باید به [[پروردگار]] [[یقین]] داشت؛ زیرا [[وعده]] پرودگار [[حق]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ * خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«بی‌گمان، آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند بهشت‌های پرنعمت دارند * به وعده راستین خداوند؛ جاودانه در آنند و او پیروزمند فرزانه است» سوره لقمان، آیه ۸-۹.</ref>.
#{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>.
#{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«همان کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌های ایشان با یاد خداوند آرام می‌گیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«ای مردم! بی‌گمان وعده خداوند راستین است بنابراین زندگانی این جهان شما را نفریبد و (زنهار!) آن فریبکار شما را به (آمرزش) خداوند فریفته نگرداند» سوره فاطر، آیه ۵.</ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ}}<ref>«ای مردم! بی‌گمان وعده خداوند راستین است بنابراین زندگانی این جهان شما را نفریبد و (زنهار!) آن فریبکار شما را به (آمرزش) خداوند فریفته نگرداند» سوره فاطر، آیه ۵.</ref>.
خط ۹۸: خط ۱۱۰:
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۸.</ref>
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!» سوره غافر، آیه ۵۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۸۸.</ref>


====[[حکم]] [[ضمیر]] و [[باطن]] مصفا داشتن برای [[خدای تعالی]] و ضروری بودن حکم به [[رجعت]] به سوی [[خدا]] تعالی است====
==== [[حکم]] ضمیر و [[باطن]] مصفا داشتن برای [[خدای تعالی]] و ضروری بودن حکم به [[رجعت]] به سوی [[خدا]] تعالی است ====
کسی که ضمیر و باطن مصفا را برای خدای تعالی اختصاص دهد و از سر [[اخلاص]] خدا را بخواند، [[خوف]] و حزنی برای او نیست، و هیچ کس [[دینی]] بهتر از او ندارد. چنین بنده‌ای [[رستگار]] بوده و به دستاویز محکم و [[استواری]] چنگ زده است که او زنده بوده و هیچ [[الهی]] به جز او نیست:
کسی که ضمیر و باطن مصفا را برای خدای تعالی اختصاص دهد و از سر [[اخلاص]] خدا را بخواند، [[خوف]] و حزنی برای او نیست، و هیچ کس [[دینی]] بهتر از او ندارد. چنین بنده‌ای [[رستگار]] بوده و به دستاویز محکم و [[استواری]] چنگ زده است که او زنده بوده و هیچ [[الهی]] به جز او نیست:
#{{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بی‌گمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمی‌شوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref>.
#{{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بی‌گمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمی‌شوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref>.
خط ۱۰۶: خط ۱۱۸:
#{{متن قرآن|فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«بنابراین، حقّ خویشاوند و بینوا و در راه مانده را بپرداز که این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند» سوره روم، آیه ۳۸.</ref>.
#{{متن قرآن|فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«بنابراین، حقّ خویشاوند و بینوا و در راه مانده را بپرداز که این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند» سوره روم، آیه ۳۸.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ}}<ref>«و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بی‌گمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است» سوره لقمان، آیه ۲۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ}}<ref>«و هر که روی (دل) خویش به سوی خداوند نهد و نکوکار باشد بی‌گمان به دستاویز اس[[تورات]]ر چنگ زده است و سرانجام کارها با خداوند است» سوره لقمان، آیه ۲۲.</ref>.
#[[رجعت]] به سوی [[خدای تعالی]] ضروری است: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: “انّا للّه و انّا الیه راجعون” (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>.
# [[رجعت]] به سوی [[خدای تعالی]] ضروری است: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد می‌گویند: “انّا للّه و انّا الیه راجعون” (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز می‌گردیم)» سوره بقره، آیه ۱۵۶.</ref>.
#{{متن قرآن|هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایه‌بان‌هایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده می‌شود» سوره بقره، آیه ۲۱۰.</ref>.
#{{متن قرآن|هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایه‌بان‌هایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده می‌شود» سوره بقره، آیه ۲۱۰.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن خداوند است و کارها به سوی خداوند بازگردانده می‌شود» سوره آل عمران، آیه ۱۰۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن خداوند است و کارها به سوی خداوند بازگردانده می‌شود» سوره آل عمران، آیه ۱۰۹.</ref>.
خط ۱۱۸: خط ۱۳۰:
#{{متن قرآن|صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۹۰.</ref>
#{{متن قرآن|صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۹۰.</ref>


===[[تدبر]] در [[آیات]] حسب و تفویض و مصادیق عمل به آن به ترتیب [[نزول]]===
=== [[تدبر]] در [[آیات]] حسب و تفویض و مصادیق عمل به آن به ترتیب [[نزول]] ===
در این جا آیات حسب و [[توکل]] را که خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} بوده، و [[آیه توکل]] و حسب را که با لفظ “من”، مشترک عام بوده و [[سنت الهی]] برای عموم [[مردم]] است و [[آیه]] تفویض را که با لفظ: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ}}، خاص [[مؤمن آل فرعون]] است، به ترتیب نزول تنظیم، و پس از آن با توجه به الفاظ و مفردات هر آیه، به تدبر در آن می‌پردازیم.
در این جا آیات حسب و [[توکل]] را که خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} بوده، و [[آیه توکل]] و حسب را که با لفظ “من”، مشترک عام بوده و [[سنت الهی]] برای عموم [[مردم]] است و [[آیه]] تفویض را که با لفظ: {{متن قرآن|أُفَوِّضُ}}، خاص [[مؤمن آل فرعون]] است، به ترتیب نزول تنظیم، و پس از آن با توجه به الفاظ و مفردات هر آیه، به تدبر در آن می‌پردازیم.


====تنظیم آیات حسب و توکل و تفویض به ترتیب نزول====
==== تنظیم آیات حسب و توکل و تفویض به ترتیب نزول ====
* آیات مکی
* آیات مکی
#{{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشا» سوره زمر، آیه ۳۸.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چون از ایشان بپرسی: آسمان‌ها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش می‌خوانید دیده‌اید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من می‌گردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، می‌توانند بخشا» سوره زمر، آیه ۳۸.</ref>.
خط ۱۳۱: خط ۱۴۳:
#{{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}<ref>«و به او از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بی‌گمان خداوند برای هر چیز، اندازه‌ای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}<ref>«و به او از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بی‌گمان خداوند برای هر چیز، اندازه‌ای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref>.
#{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۹۱.</ref>
#{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۹۱.</ref>
====[[تدبر]] در الفاظ و مفردات [[آیات]] حسب، [[توکل]] و تفویض====
==== [[تدبر]] در الفاظ و مفردات [[آیات]] حسب، [[توکل]] و تفویض ====
#خدایی که [[خالق]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] است، مرا کافی بوده و [[اهل]] توکل، بر او توکل می‌کنند: [[خداوند متعال]] در [[آیه]] ۳۸ [[سوره زمر]]، با [[استدلال]] مبتنی بر [[توحید الهی]] که برخاسته از ندای [[فطرت]] هر [[انسانی]] حتی [[مشرکین]] است، سخن می‌گوید و در ذیل آیه، [[صراحت]] امری را که تمام هستی، بر آن [[گواهی]] می‌دهد، خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} چنین بیان می‌دارد: به آنان بگو، آن چیز غیر خدایی را که شما آن را می‌خوانید. آیا درباره‌اش اندیشیده‌اید که اگر [[خدا]] ضرری را نسبت به من [[اراده]] کند، آیا او می‌تواند آن را دفع کند؟ و یا اگر رحمتی را برای من بخواهد، آیا او (غیر خدا) [[قادر]] است که آن [[رحمت]] را از من باز دارد؟: {{متن قرآن|قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ}}، (ای [[محمد]]! به آنان) بگو، [[خدا]] مرا کافی بوده و [[اهل]] [[توکل]]، بر او توکل می‌کنند: {{متن قرآن|قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}.
# خدایی که [[خالق]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] است، مرا کافی بوده و [[اهل]] توکل، بر او توکل می‌کنند: [[خداوند متعال]] در [[آیه]] ۳۸ [[سوره زمر]]، با [[استدلال]] مبتنی بر [[توحید الهی]] که برخاسته از ندای [[فطرت]] هر [[انسانی]] حتی [[مشرکین]] است، سخن می‌گوید و در ذیل آیه، [[صراحت]] امری را که تمام هستی، بر آن [[گواهی]] می‌دهد، خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} چنین بیان می‌دارد: به آنان بگو، آن چیز غیر خدایی را که شما آن را می‌خوانید. آیا درباره‌اش اندیشیده‌اید که اگر [[خدا]] ضرری را نسبت به من [[اراده]] کند، آیا او می‌تواند آن را دفع کند؟ و یا اگر رحمتی را برای من بخواهد، آیا او (غیر خدا) [[قادر]] است که آن [[رحمت]] را از من باز دارد؟: {{متن قرآن|قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ}}، (ای [[محمد]]! به آنان) بگو، [[خدا]] مرا کافی بوده و [[اهل]] [[توکل]]، بر او توکل می‌کنند: {{متن قرآن|قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}.
#به زودی آنچه بر شما ([[مشرکان]] درباره [[نجات]] از [[آتش]]) می‌گویم، به خاطر می‌آورید، و من امرم را به خدا تفویض می‌کنم. البته، خدا نسبت به [[بندگان]] بسیار بیناست: در [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]]، یکی از مصادیق بارز تفویض را که فعلیتش، در شخص [[مؤمن آل فرعون]] محقق است، بیان می‌کند؛ مؤمن آل فرعون به [[فرعونیان]] [[مشرک]] می‌گوید: پس حال که شما را به نجات از آتش [[دعوت]] می‌کنم و شما مرا به سوی آتش می‌خوانید، به زودی آنچه را به شما می‌گویم، به خاطر می‌آورید، اما آن موقع، [[پشیمانی]] شما، سودی ندارد: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، و من امرم را به [[خدای تعالی]] تفویض می‌کنم. البته، [[خدای متعال]] نسبت به بندگان بسیار بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}.
# به زودی آنچه بر شما ([[مشرکان]] درباره [[نجات]] از [[آتش]]) می‌گویم، به خاطر می‌آورید، و من امرم را به خدا تفویض می‌کنم. البته، خدا نسبت به [[بندگان]] بسیار بیناست: در [[آیه]] ۴۴ [[سوره]] [[مؤمن]]، یکی از مصادیق بارز تفویض را که فعلیتش، در شخص [[مؤمن آل فرعون]] محقق است، بیان می‌کند؛ مؤمن آل فرعون به [[فرعونیان]] [[مشرک]] می‌گوید: پس حال که شما را به نجات از آتش [[دعوت]] می‌کنم و شما مرا به سوی آتش می‌خوانید، به زودی آنچه را به شما می‌گویم، به خاطر می‌آورید، اما آن موقع، [[پشیمانی]] شما، سودی ندارد: {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ}}، و من امرم را به [[خدای تعالی]] تفویض می‌کنم. البته، [[خدای متعال]] نسبت به بندگان بسیار بیناست: {{متن قرآن|وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}.
#خدایی که تاکنون تو را تقویت نموده، برای تو کافی است: در آیه ۶۲ [[سوره انفال]]، خدای متعال به [[پیامبر]] برای رفع دغدغه خاطر آن [[حضرت]] مبنی بر احتمال [[نیرنگ]] و [[فریب‌کاری]] [[دشمن]] در پیشنهاد [[پیمان]] [[صلح]]، می‌فرماید: خدا برای تو کافی است (و هیچ گونه تردید و دودلی به خود [[راه]] نده) و برای تقویت [[روحیه]] آن حضرت کافی بودن خدا را در گذشته بیان می‌کند که: او با [[یاری]] خود به وسیله [[مؤمنان]] صادق تو را [[تأیید]] نمود، و می‌فرماید: اگر (آن [[دشمنان]]) بخواهند با (پیشنهاد صلح) تو را [[فریب]] بدهند، پس (نگران مباش که) البته، خدا تو را کافی است: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}. او (خدای تعالی) کسی است که به یاری خود و به وسیله [[مؤمنین]] [[پاک]] باخته و صادق تو را تقویت نموده است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}.
# خدایی که تاکنون تو را تقویت نموده، برای تو کافی است: در آیه ۶۲ [[سوره انفال]]، خدای متعال به [[پیامبر]] برای رفع دغدغه خاطر آن [[حضرت]] مبنی بر احتمال [[نیرنگ]] و [[فریب‌کاری]] [[دشمن]] در پیشنهاد [[پیمان]] [[صلح]]، می‌فرماید: خدا برای تو کافی است (و هیچ گونه تردید و دودلی به خود [[راه]] نده) و برای تقویت [[روحیه]] آن حضرت کافی بودن خدا را در گذشته بیان می‌کند که: او با [[یاری]] خود به وسیله [[مؤمنان]] صادق تو را [[تأیید]] نمود، و می‌فرماید: اگر (آن [[دشمنان]]) بخواهند با (پیشنهاد صلح) تو را [[فریب]] بدهند، پس (نگران مباش که) البته، خدا تو را کافی است: {{متن قرآن|وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ}}. او (خدای تعالی) کسی است که به یاری خود و به وسیله [[مؤمنین]] [[پاک]] باخته و صادق تو را تقویت نموده است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ}}.
#ای پیامبر{{صل}}! خدای تعالی و مؤمنان پاک [[دل]] و صادقی که از تو [[پیروی]] می‌کنند، تو را کافی است: در [[آیه]] ۶۴ [[سوره انفال]] [[خدای تعالی]] برای تأکید در تقویت [[روحیه]] [[پیامبر]]{{صل}} خطاب به آن [[حضرت]] می‌فرماید: ای پیامبر عظیم‌الشأن! خدای تعالی و آن [[مؤمنان]] [[پاک]] باخته و صادق تو را کفایت می‌کند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}.
# ای پیامبر {{صل}}! خدای تعالی و مؤمنان پاک [[دل]] و صادقی که از تو [[پیروی]] می‌کنند، تو را کافی است: در [[آیه]] ۶۴ [[سوره انفال]] [[خدای تعالی]] برای تأکید در تقویت [[روحیه]] [[پیامبر]] {{صل}} خطاب به آن [[حضرت]] می‌فرماید: ای پیامبر عظیم‌الشأن! خدای تعالی و آن [[مؤمنان]] [[پاک]] باخته و صادق تو را کفایت می‌کند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}.
#و کسی که بر خدای تعالی [[توکل]] کند، پس البته که خدای تعالی [[رشد]] دهنده امر او بوده و برای هر چیزی هم اندازه‌ای را قرار داده، که او را کافی است. در آیه ۳ [[سوره طلاق]] [[سنت الهی]] عام توکل را بیان، و با تأکید می‌فرماید: خدای تعالی به مقصد رسانده امر بوده و برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است. می‌فرماید: و کسی که بر خدای تعالی توکل نماید، پس همان [[خدای متعال]] او را بس است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ}}. البته، خدای تعالی به مقصد رساننده امرش می‌باشد. محققاً خدای تعالی برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است:{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}.
# و کسی که بر خدای تعالی [[توکل]] کند، پس البته که خدای تعالی [[رشد]] دهنده امر او بوده و برای هر چیزی هم اندازه‌ای را قرار داده، که او را کافی است. در آیه ۳ [[سوره طلاق]] [[سنت الهی]] عام توکل را بیان، و با تأکید می‌فرماید: خدای تعالی به مقصد رسانده امر بوده و برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است. می‌فرماید: و کسی که بر خدای تعالی توکل نماید، پس همان [[خدای متعال]] او را بس است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ}}. البته، خدای تعالی به مقصد رساننده امرش می‌باشد. محققاً خدای تعالی برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است:{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}.
#آن خدای یکتایی که هیچ [[الهی]] به جز او نیست و [[پروردگار]] [[عرش]] [[عظیم]] است، مرا بس است که بر او توکل نمایم: در آیه ۱۲۹ [[سوره توبه]] که با توجه به ترتیب [[نزول]]، آخرین آیه این [[سوره]] است و بعد از آن، تنها سوره [[مبارکه]] [[نصر]] در سه آیه بر پیامبر{{صل}} نازل گردیده، حسب و توکل به [[خدای یکتا]] و بی‌همتایی را که پروردگار عرش عظیم است، برای پیامبر{{صل}} سنگری محکم و پشتوانه‌ای [[موثق]] در برابر [[اعراض]] [[مخالفان]] از قبول [[دعوت حق]] عنوان کرده و می‌گوید: (و ای [[پیامبر گرامی]]!) اگر (از قبول [[دعوت]] تو [[نافرمانی]] و) اعراض می‌کنند: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا}}، پس (در پاسخ به آنان) بگو: [[الله]]، آن خدایی که هیچ الهی به جز او نیست، مرا بس است، بر او توکل می‌کنم و او پروردگار عرش عظیم است: {{متن قرآن|فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. نکته: در بررسی [[آیات]] فوق به ترتیب [[نزول]]، حسب و [[توکل]] بر [[خدای تعالی]] را در آیه‌ای از [[سوره زمر]] که از آیات مکی بوده و در آخرین [[آیه]] [[سوره توبه]] که از آیات [[مدنی]] است، و در آن، خطاب به [[پیامبر]]{{صل}}، با لفظ: {{متن قرآن|قُلْ}} امر شده، ملاحظه می‌کنیم، و تفویض امر به [[خدا]] را هم در آیه‌ای از [[سوره]] [[مؤمن]] از جانب [[بنده]] مؤمن می‌نگریم. ([[کلامی]] کوتاه درباره تفویض، از [[علی]]{{ع}}) [[امیرالمؤمنین]]، مولای [[موحدان]]، [[امام علی]]{{ع}}، در غررالحکم و دررالکلم در “باب تفویض الامر الی الله” فرموده: {{متن حدیث|مَنْ‏ فَوَّضَ‏ أَمْرَهُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ سَدَّدَهُ}}: هر که کارش را به خدا واگذار نماید، خدا او را به [[راه راست]] وادارد.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۹۲.</ref>
# آن خدای یکتایی که هیچ [[الهی]] به جز او نیست و [[پروردگار]] [[عرش]] [[عظیم]] است، مرا بس است که بر او توکل نمایم: در آیه ۱۲۹ [[سوره توبه]] که با توجه به ترتیب [[نزول]]، آخرین آیه این [[سوره]] است و بعد از آن، تنها سوره [[مبارکه]] [[نصر]] در سه آیه بر پیامبر {{صل}} نازل گردیده، حسب و توکل به [[خدای یکتا]] و بی‌همتایی را که پروردگار عرش عظیم است، برای پیامبر {{صل}} سنگری محکم و پشتوانه‌ای [[موثق]] در برابر [[اعراض]] [[مخالفان]] از قبول [[دعوت حق]] عنوان کرده و می‌گوید: (و ای [[پیامبر گرامی]]!) اگر (از قبول [[دعوت]] تو [[نافرمانی]] و) اعراض می‌کنند: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا}}، پس (در پاسخ به آنان) بگو: [[الله]]، آن خدایی که هیچ الهی به جز او نیست، مرا بس است، بر او توکل می‌کنم و او پروردگار عرش عظیم است: {{متن قرآن|فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. نکته: در بررسی [[آیات]] فوق به ترتیب [[نزول]]، حسب و [[توکل]] بر [[خدای تعالی]] را در آیه‌ای از [[سوره زمر]] که از آیات مکی بوده و در آخرین [[آیه]] [[سوره توبه]] که از آیات [[مدنی]] است، و در آن، خطاب به [[پیامبر]] {{صل}}، با لفظ: {{متن قرآن|قُلْ}} امر شده، ملاحظه می‌کنیم، و تفویض امر به [[خدا]] را هم در آیه‌ای از [[سوره]] [[مؤمن]] از جانب [[بنده]] مؤمن می‌نگریم. ([[کلامی]] کوتاه درباره تفویض، از [[علی]] {{ع}}) [[امیرالمؤمنین]]، مولای [[موحدان]]، [[امام علی]] {{ع}}، در غررالحکم و دررالکلم در “باب تفویض الامر الی الله” فرموده: {{متن حدیث|مَنْ‏ فَوَّضَ‏ أَمْرَهُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ سَدَّدَهُ}}: هر که کارش را به خدا واگذار نماید، خدا او را به [[راه راست]] وادارد.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۹۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۱۴۷: خط ۱۵۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:تفویض در قرآن]]
[[رده:تفویض]]
[[رده:مدخل]]
۸۰٬۳۷۲

ویرایش