پرش به محتوا

عزاداری در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۶ مهٔ ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'بلاد اسلام' به 'بلاد اسلام'
جز (جایگزینی متن - 'رازی' به 'رازی')
جز (جایگزینی متن - 'بلاد اسلام' به 'بلاد اسلام')
خط ۸۹: خط ۸۹:


====سده هفتم====
====سده هفتم====
سده هفتم، همراه است با روی کار آمدن [[دولت]] خوارزم شاهی در [[شرق]] بلاد [[اسلام]] و احیای [[مجدّد]] [[خلافت عبّاسی]] که به هنگام [[حاکمیت]] [[آل بویه]] و سلجوقیان بر [[بغداد]]، جز اسمی از آن، باقی نبود. بر پایه گزارش‌های موجود، اقامه عزاداری در این قرن، چونان [[قرن ششم]] است و گاه گسترده تر. گزارشی از دهه‌های نیمه اوّل که هنوز مغولان بر بغداد چیره نشده بودند، نشانگر عزاداری و [[مقتل]] خوانی در پایتخت خلافت عبّاسی است. مستعصم عبّاسی، به سال ۶۴۱ ق، از [[محتسب]] بغداد ([[جمال الدین عبدالرحمان ابن جوزی]]) خواست تا در عاشورا، [[مردمان]] را از مقتل‌خوانی باز دارد؛ اما به مقتل‌خوانی در کنار [[مرقد]] [[امام کاظم]]{{ع}} [[رخصت]] داد. عماد الدین [[طبری]] (م ق ۷ق) نیز از [[اجتماع]] انبوه [[زائران]] در ایّام سوگواری [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و امام حسین{{ع}} در [[مزار]] این دو [[امام]]، خبر می‌دهد. [[مولوی]]، شاعر بلندآوازه [[قرن هفتم]]، در مثنوی خود، به وجود عزاداری علنی در [[شهر]] [[حلب]]، اشاره دارد: ناله و نوحه کنند اندر بُکا [[شیعه]]، عاشورا، برای [[کربلا]]<ref>مثنوی، ص۹۵۹ (دفتر ۶ بیت ۷۷۷). گفتنی است که مولوی، خود نیز غزل پُرشور و سوزناک «کجایید ای شهیدان خدایی؟» را در سوگ شهیدان دشت کربلا سروده است.</ref>.[[سید ابن طاووس]]، عالم گران قدر [[شیعی]]، از وجود [[عزاداری]] در [[دهه محرّم]]، سخن می‌گوید و از آن، [[دفاع]] می‌کند. افزون بر این، توصیه او به خواندن الملهوف در [[روز عاشورا]]، نشانگر وجود [[فرهنگ]] [[مقتل]] خوانی و [[سوگواری]] در دهه محرّم در [[روزگار]] وی، یعنی [[قرن هفتم]] دارد<ref>از کارهای مهمّ روز عاشورا در نزد اولیا، همراهی کردن با فرشتگان و پیامبران و اوصیا در عزاداری است، به خاطر شکسته شدن حرمت‌های الهی و از دست رفتن مقامات نبوی، و خواری و ذلّتی که از سوی آن دشمنان، بر اسلام رفت و می‌رود، و به جهت چیره شدن دولت ابلیس و سپاهش بر دولت خدا عزوجل و بندگان مخصوصش. انسان باید در مجلس بنشیند، تا آنچه بر فرزندان سیّد انبیا - که درود خدای عزوجل بر او و خاندانش باد - رخ داد، بخواند و مصیبت‌هایی را که با ریخته شدن خون آنان، تجدید شد و بدی‌ای که به آنان روا داشته شد، به یاد بیاورد و نوشته اللهوف علی قتلی الطفوف را بخواند (الإقبال، ج۳، ص۵۶).</ref>.در نیمه دوم سده هفتم [[هجری]]، مغولان به [[فرماندهی]] هلاکوخان، بر [[عراق]] چیره شدند. از این‌رو، عالمانی باتدبیر، از [[قتل]] و [[غارت]]، جلوگیری کردند و از هلاکو خواستند بدانها [[امان]] داده، از آنها [[حراست]] کند. او نیز چنین کرد و بدین‌سان، [[شیعیان]] جنوب [[بغداد]] (مانند حلّه و [[کوفه]] و...) از [[فتنه]] رَهیدند. این چنین، شیعیان، با [[سقوط]] [[عبّاسیان]]، به آزادی‌هایی دست یافته بودند و از سوی دیگر، در دهه‌های پایانی این سده، یکی از [[جانشینان]] هلاکو به نام غازان خان، [[شیعه]] شد و در [[عمران]] [[کربلا]] کوشید و طبیعتاً زمینه علنی شدن برپایی [[شعائر]]، به وجود آمد و....<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۵.</ref>
سده هفتم، همراه است با روی کار آمدن [[دولت]] خوارزم شاهی در [[شرق]] [[بلاد اسلام]] و احیای [[مجدّد]] [[خلافت عبّاسی]] که به هنگام [[حاکمیت]] [[آل بویه]] و سلجوقیان بر [[بغداد]]، جز اسمی از آن، باقی نبود. بر پایه گزارش‌های موجود، اقامه عزاداری در این قرن، چونان [[قرن ششم]] است و گاه گسترده تر. گزارشی از دهه‌های نیمه اوّل که هنوز مغولان بر بغداد چیره نشده بودند، نشانگر عزاداری و [[مقتل]] خوانی در پایتخت خلافت عبّاسی است. مستعصم عبّاسی، به سال ۶۴۱ ق، از [[محتسب]] بغداد ([[جمال الدین عبدالرحمان ابن جوزی]]) خواست تا در عاشورا، [[مردمان]] را از مقتل‌خوانی باز دارد؛ اما به مقتل‌خوانی در کنار [[مرقد]] [[امام کاظم]]{{ع}} [[رخصت]] داد. عماد الدین [[طبری]] (م ق ۷ق) نیز از [[اجتماع]] انبوه [[زائران]] در ایّام سوگواری [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و امام حسین{{ع}} در [[مزار]] این دو [[امام]]، خبر می‌دهد. [[مولوی]]، شاعر بلندآوازه [[قرن هفتم]]، در مثنوی خود، به وجود عزاداری علنی در [[شهر]] [[حلب]]، اشاره دارد: ناله و نوحه کنند اندر بُکا [[شیعه]]، عاشورا، برای [[کربلا]]<ref>مثنوی، ص۹۵۹ (دفتر ۶ بیت ۷۷۷). گفتنی است که مولوی، خود نیز غزل پُرشور و سوزناک «کجایید ای شهیدان خدایی؟» را در سوگ شهیدان دشت کربلا سروده است.</ref>.[[سید ابن طاووس]]، عالم گران قدر [[شیعی]]، از وجود [[عزاداری]] در [[دهه محرّم]]، سخن می‌گوید و از آن، [[دفاع]] می‌کند. افزون بر این، توصیه او به خواندن الملهوف در [[روز عاشورا]]، نشانگر وجود [[فرهنگ]] [[مقتل]] خوانی و [[سوگواری]] در دهه محرّم در [[روزگار]] وی، یعنی [[قرن هفتم]] دارد<ref>از کارهای مهمّ روز عاشورا در نزد اولیا، همراهی کردن با فرشتگان و پیامبران و اوصیا در عزاداری است، به خاطر شکسته شدن حرمت‌های الهی و از دست رفتن مقامات نبوی، و خواری و ذلّتی که از سوی آن دشمنان، بر اسلام رفت و می‌رود، و به جهت چیره شدن دولت ابلیس و سپاهش بر دولت خدا عزوجل و بندگان مخصوصش. انسان باید در مجلس بنشیند، تا آنچه بر فرزندان سیّد انبیا - که درود خدای عزوجل بر او و خاندانش باد - رخ داد، بخواند و مصیبت‌هایی را که با ریخته شدن خون آنان، تجدید شد و بدی‌ای که به آنان روا داشته شد، به یاد بیاورد و نوشته اللهوف علی قتلی الطفوف را بخواند (الإقبال، ج۳، ص۵۶).</ref>.در نیمه دوم سده هفتم [[هجری]]، مغولان به [[فرماندهی]] هلاکوخان، بر [[عراق]] چیره شدند. از این‌رو، عالمانی باتدبیر، از [[قتل]] و [[غارت]]، جلوگیری کردند و از هلاکو خواستند بدانها [[امان]] داده، از آنها [[حراست]] کند. او نیز چنین کرد و بدین‌سان، [[شیعیان]] جنوب [[بغداد]] (مانند حلّه و [[کوفه]] و...) از [[فتنه]] رَهیدند. این چنین، شیعیان، با [[سقوط]] [[عبّاسیان]]، به آزادی‌هایی دست یافته بودند و از سوی دیگر، در دهه‌های پایانی این سده، یکی از [[جانشینان]] هلاکو به نام غازان خان، [[شیعه]] شد و در [[عمران]] [[کربلا]] کوشید و طبیعتاً زمینه علنی شدن برپایی [[شعائر]]، به وجود آمد و....<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۵.</ref>


====سده هشتم====
====سده هشتم====
۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش