تبوک: تفاوت میان نسخه‌ها

۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۲
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۸: خط ۱۸:
گرمای هوا و حرکت به سوی منطقه‌ای که بیش از ۶۰۰ کیلومتر تا [[مدینه]] فاصله دارد، برای همه کس مقدور نبود. این در حالی بود که بسیاری از [[رزمندگان]] [[سپاه اسلام]] حتی مرکب سواری نداشتند و با پای پیاده در [[جنگ]] شرکت کرده بودند. هرچند تعداد نفرات [[ارتش]] [[اسلام]] بیشتر از قبل بود، ولی تعداد [[منافقین]] نیز هر [[روز]] بیشتر و بیشتر می‌شد. آنها حالا تشکلی به هم زده بودند و [[حزب]] [[نفاق]] را کاملاً منسجم کرده بودند. منافقین به طور پنهانی با یکدیگر جلساتی داشتند و برنامه‌ای دقیق را برای شکستن اسلام و [[رسول اکرم]]{{صل}} دنبال می‌کردند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۶۳؛ [[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۶۷.</ref>
گرمای هوا و حرکت به سوی منطقه‌ای که بیش از ۶۰۰ کیلومتر تا [[مدینه]] فاصله دارد، برای همه کس مقدور نبود. این در حالی بود که بسیاری از [[رزمندگان]] [[سپاه اسلام]] حتی مرکب سواری نداشتند و با پای پیاده در [[جنگ]] شرکت کرده بودند. هرچند تعداد نفرات [[ارتش]] [[اسلام]] بیشتر از قبل بود، ولی تعداد [[منافقین]] نیز هر [[روز]] بیشتر و بیشتر می‌شد. آنها حالا تشکلی به هم زده بودند و [[حزب]] [[نفاق]] را کاملاً منسجم کرده بودند. منافقین به طور پنهانی با یکدیگر جلساتی داشتند و برنامه‌ای دقیق را برای شکستن اسلام و [[رسول اکرم]]{{صل}} دنبال می‌کردند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۶۳؛ [[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۶۷.</ref>


==[[غزوه تبوک]] و [[جانشینی]] [[امام علی]]{{ع}}==
==غزوه تبوک و [[جانشینی]] [[امام علی]]{{ع}}==
پس از آماده شدن [[پیامبر]]{{صل}} و [[اصحاب]] برای حرکت به سوی تبوک و قطعی شدن حضور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[مدینه]] در نبود [[رسول خدا]]{{صل}}، [[منافقان]] که [[دست]] خود را از [[تجاوز]] و [[خیانت]] کوتاه می‌‌دیدند، به شایعه پرداختند تا شاید بتوانند از حضور [[امام علی]]{{ع}} در [[مدینه]] جلوگیری کنند. آنها در بین [[مردم]] علت نرفتن [[امام علی]]{{ع}} را به [[جنگ]] این گونه بیان کردند: "به خاطر اینکه همراه بودنش برای [[پیامبر]]{{صل}} گران بوده و از او [[خشمگین]] بوده است"<ref>{{عربی| مَا خَلَّفَهُ إِلَّا اسْتِثْقَالًا لَهُ وَ مَقْتاً}}</ref>،  تلاش داشتند با این شایعات، [[روابط]] بین [[امام علی]]{{ع}} و [[پیامبر]]{{صل}} را تیره جلوه دهند تا [[امام علی]]{{ع}} مجبور شود به همراه [[پیامبر]]{{صل}} برود. این شایعه به گونه‌ای پخش شد که احتمال [[مخالفت]] عمومی با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مطرح بود و بدین ترتیب، [[امام علی]]{{ع}} [[وظیفه]] خود دانست تا خود را به [[پیامبر]]{{صل}} که هنوز از [[مدینه]] چندان فاصله نگرفته بود برساند و ماجرا را به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دهد. به محض [[ملاقات]] [[رسول خدا]]{{صل}}، ایشان نقشه‌های [[منافقان]] را نقش بر آب کرد و [[دستور]] داد تا [[علی]]{{ع}} به [[مدینه]] باز گردد و فرمود: "برادرم [[علی]]، به [[مدینه]] بازگرد؛ زیرا برای [[اداره امور]] آنجا، جز من و تو شخص دیگری [[شایستگی]] ندارد. پس تو [[نماینده]] و [[جانشین]] من در میان [[اهل بیت]] من و [[خانه]] و [[قوم]] من هستی. ای [[علی]]! آیا [[خشنود]] نمی‌شوی که نسبت تو به من همانند [[هارون]] نسبت به [[موسی]] باشد، جز اینکه بعد از من [[پیامبری]] نخواهد بود؟"<ref>{{متن حدیث|ارْجِعْ يَا أَخِي إِلَى مَكَانِكَ فَإِنَّ الْمَدِينَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِي أَوْ بِكَ فَأَنْتَ خَلِيفَتِي فِي أَهْلِي وَ دَارِ هِجْرَتِي وَ قَوْمِي أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي}}؛ الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۱۵۶.</ref>.
پس از آماده شدن [[پیامبر]]{{صل}} و [[اصحاب]] برای حرکت به سوی تبوک و قطعی شدن حضور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[مدینه]] در نبود [[رسول خدا]]{{صل}}، [[منافقان]] که [[دست]] خود را از [[تجاوز]] و [[خیانت]] کوتاه می‌‌دیدند، به شایعه پرداختند تا شاید بتوانند از حضور [[امام علی]]{{ع}} در [[مدینه]] جلوگیری کنند. آنها در بین [[مردم]] علت نرفتن [[امام علی]]{{ع}} را به [[جنگ]] این گونه بیان کردند: "به خاطر اینکه همراه بودنش برای [[پیامبر]]{{صل}} گران بوده و از او [[خشمگین]] بوده است"<ref>{{عربی| مَا خَلَّفَهُ إِلَّا اسْتِثْقَالًا لَهُ وَ مَقْتاً}}</ref>،  تلاش داشتند با این شایعات، [[روابط]] بین [[امام علی]]{{ع}} و [[پیامبر]]{{صل}} را تیره جلوه دهند تا [[امام علی]]{{ع}} مجبور شود به همراه [[پیامبر]]{{صل}} برود. این شایعه به گونه‌ای پخش شد که احتمال [[مخالفت]] عمومی با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مطرح بود و بدین ترتیب، [[امام علی]]{{ع}} [[وظیفه]] خود دانست تا خود را به [[پیامبر]]{{صل}} که هنوز از [[مدینه]] چندان فاصله نگرفته بود برساند و ماجرا را به [[پیامبر]]{{صل}} خبر دهد. به محض [[ملاقات]] [[رسول خدا]]{{صل}}، ایشان نقشه‌های [[منافقان]] را نقش بر آب کرد و [[دستور]] داد تا [[علی]]{{ع}} به [[مدینه]] باز گردد و فرمود: "برادرم [[علی]]، به [[مدینه]] بازگرد؛ زیرا برای [[اداره امور]] آنجا، جز من و تو شخص دیگری [[شایستگی]] ندارد. پس تو [[نماینده]] و [[جانشین]] من در میان [[اهل بیت]] من و [[خانه]] و [[قوم]] من هستی. ای [[علی]]! آیا [[خشنود]] نمی‌شوی که نسبت تو به من همانند [[هارون]] نسبت به [[موسی]] باشد، جز اینکه بعد از من [[پیامبری]] نخواهد بود؟"<ref>{{متن حدیث|ارْجِعْ يَا أَخِي إِلَى مَكَانِكَ فَإِنَّ الْمَدِينَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا بِي أَوْ بِكَ فَأَنْتَ خَلِيفَتِي فِي أَهْلِي وَ دَارِ هِجْرَتِي وَ قَوْمِي أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي}}؛ الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۱۵۶.</ref>.


خط ۲۸: خط ۲۸:
#'''[[اخوت]] و [[برادری]]:''' [[خداوند]] در [[قرآن]] از زبان [[موسی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|هَارُونَ أَخِي}}<ref>«هارون برادرم را» سوره طه، آیه ۳۰.</ref>، از آن جایی که [[برادری]] [[هارون]] با [[موسی]]، نَسبی بود و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} می‌خواست تمامی [[مقامات]] [[هارون]] نسبت به [[حضرت موسی]] {{ع}} درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} محقق شود، با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[عقد اخوت]] بست و او را [[برادر]] خود در [[دنیا]] و [[آخرت]] خطاب کرد؛ چنانچه [[حاکم نیشابوری]] و بسیاری دیگر از علمای [[اهل تسنن]] [[نقل]] کرده‌اند که [[عبدالله بن عمر]] گفته است: وقتی [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] وارد شد، بین [[اصحاب]]، [[عقد اخوت]] خواند. پس [[علی]]{{ع}} با چشم گریان نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و به او گفت: "ای [[رسول خدا]] میان اصحابت [[برادری]] ایجاد کردی و مرا با کسی [[برادر]] نکردی!" [[پیامبر]]{{صل}} به او فرمود: "یا [[علی]]، تو در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[برادر]] من هستی"<ref>تهذیب الکمال، مزی، ج۲۰، ص۴۸۴؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۰۹۸-۱۰۹۹؛ المستدرک، حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۴؛ عمدة القاری، عینی، ج۲، ص۱۴۷؛ الجامع الصغیر، سیوطی، ج۲، ص۱۷۶.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۶۷-۱۶۹.</ref>
#'''[[اخوت]] و [[برادری]]:''' [[خداوند]] در [[قرآن]] از زبان [[موسی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|هَارُونَ أَخِي}}<ref>«هارون برادرم را» سوره طه، آیه ۳۰.</ref>، از آن جایی که [[برادری]] [[هارون]] با [[موسی]]، نَسبی بود و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} می‌خواست تمامی [[مقامات]] [[هارون]] نسبت به [[حضرت موسی]] {{ع}} درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} محقق شود، با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[عقد اخوت]] بست و او را [[برادر]] خود در [[دنیا]] و [[آخرت]] خطاب کرد؛ چنانچه [[حاکم نیشابوری]] و بسیاری دیگر از علمای [[اهل تسنن]] [[نقل]] کرده‌اند که [[عبدالله بن عمر]] گفته است: وقتی [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] وارد شد، بین [[اصحاب]]، [[عقد اخوت]] خواند. پس [[علی]]{{ع}} با چشم گریان نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و به او گفت: "ای [[رسول خدا]] میان اصحابت [[برادری]] ایجاد کردی و مرا با کسی [[برادر]] نکردی!" [[پیامبر]]{{صل}} به او فرمود: "یا [[علی]]، تو در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[برادر]] من هستی"<ref>تهذیب الکمال، مزی، ج۲۰، ص۴۸۴؛ الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۰۹۸-۱۰۹۹؛ المستدرک، حاکم نیشابوری، ج۳، ص۱۴؛ عمدة القاری، عینی، ج۲، ص۱۴۷؛ الجامع الصغیر، سیوطی، ج۲، ص۱۷۶.</ref>.<ref>[[ حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابی‌طالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۶۷-۱۶۹.</ref>


==حرکت [[سپاه]] و حوادث بین راه==
==حرکت سپاه و حوادث بین راه==
با اقامت سپاه در ثنیة [[الوداع]]<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج‌۴، ص‌۹۴۶؛ السیرة النبویه، ج‌۴، ص‌۴۱؛ تاریخ یعقوبی، ج‌۲: ص‌۶۷.</ref> (نزدیک مدینه و در مسیر [[شام]])<ref>وفاءالوفاء، ج‌۴، ص‌۱۱۶۹؛ سبل السلام، ج‌۴، ص‌۷۰؛ نیل‌الاوطار، ج‌۸، ص‌۲۳۹.</ref> پیامبر{{صل}} در سخنانی [[شهادت]] را [[بهترین]] نوع [[مرگ]] و [[حمایت]] و مدد [[خداوند]] را [[برترین]] [[پشتیبانی]] معرفی کرد و برای خود و امتش [[بخشش]] و غفران طلبید<ref>الاختصاص، ص‌۳۴۲؛ تاریخ دمشق، ج‌۵۱، ص‌۲۴۰؛ البدایة و النهایه، ج‌۵، ص‌۱۷.</ref> [[سپاه مسلمانان]] در [[روز]] [[دوشنبه]]<ref>المحبر، ص‌۱۱۶.</ref> یا [[پنج شنبه]]<ref>الطبقات، ج‌۲، ص‌۱۶۷؛ الکامل، ج‌۳، ص‌۳۲۴؛ المغازی، النبویه، ص‌۱۰۷.</ref> ـ که پیامبر{{صل}} آن را روزی خوب می‌دانست<ref>سبل الهدی، ج‌۷، ص‌۴۱۹؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۱۶۷؛ المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۷.</ref> ـ از روزهای آغازین [[ماه رجب]] [[سال نهم هجری]]<ref>تاریخ خلیفه، ص‌۵۶، تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۶۷.</ref> به سوی [[تبوک]] رهسپار شد و بدین ترتیب سومین [[لشکرکشی]] پیامبر{{صل}} برای [[رویارویی]] با [[رومیان]] پس از اعزام به [[دومة الجندل]] (در سال ۵‌ق.) و [[نبرد موته]] (در‌سال‌۸‌ق.) آغاز شد.
با اقامت سپاه در ثنیة [[الوداع]]<ref> السیرة النبویه، ابن هشام، ج‌۴، ص‌۹۴۶؛ السیرة النبویه، ج‌۴، ص‌۴۱؛ تاریخ یعقوبی، ج‌۲: ص‌۶۷.</ref> (نزدیک مدینه و در مسیر [[شام]])<ref>وفاءالوفاء، ج‌۴، ص‌۱۱۶۹؛ سبل السلام، ج‌۴، ص‌۷۰؛ نیل‌الاوطار، ج‌۸، ص‌۲۳۹.</ref> پیامبر{{صل}} در سخنانی [[شهادت]] را [[بهترین]] نوع [[مرگ]] و [[حمایت]] و مدد [[خداوند]] را [[برترین]] [[پشتیبانی]] معرفی کرد و برای خود و امتش [[بخشش]] و غفران طلبید<ref>الاختصاص، ص‌۳۴۲؛ تاریخ دمشق، ج‌۵۱، ص‌۲۴۰؛ البدایة و النهایه، ج‌۵، ص‌۱۷.</ref> [[سپاه مسلمانان]] در [[روز]] [[دوشنبه]]<ref>المحبر، ص‌۱۱۶.</ref> یا [[پنج شنبه]]<ref>الطبقات، ج‌۲، ص‌۱۶۷؛ الکامل، ج‌۳، ص‌۳۲۴؛ المغازی، النبویه، ص‌۱۰۷.</ref> ـ که پیامبر{{صل}} آن را روزی خوب می‌دانست<ref>سبل الهدی، ج‌۷، ص‌۴۱۹؛ الطبقات، ج‌۲، ص‌۱۶۷؛ المغازی، ج‌۳، ص‌۹۹۷.</ref> ـ از روزهای آغازین [[ماه رجب]] [[سال نهم هجری]]<ref>تاریخ خلیفه، ص‌۵۶، تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۶۷.</ref> به سوی [[تبوک]] رهسپار شد و بدین ترتیب سومین [[لشکرکشی]] پیامبر{{صل}} برای [[رویارویی]] با [[رومیان]] پس از اعزام به [[دومة الجندل]] (در سال ۵‌ق.) و [[نبرد موته]] (در‌سال‌۸‌ق.) آغاز شد.