وحی: تفاوت میان نسخهها
←واژهشناسی لغوی
| خط ۹: | خط ۹: | ||
* واژه وحی و مشتقات آن، معانی گوناگونی دارد: "اشاره، نوشتن، پیام، در دل افکندن، سخن گفتن پنهانی، القاء مطلبی به دیگری، سرعت، صدا، آتش و...". | * واژه وحی و مشتقات آن، معانی گوناگونی دارد: "اشاره، نوشتن، پیام، در دل افکندن، سخن گفتن پنهانی، القاء مطلبی به دیگری، سرعت، صدا، آتش و...". | ||
* خلیل بن احمد فراهیدی مینویسد: "وحی، یرجی به معنای کتب یکتب است و "اوحی" "باب افعال" به معنای برانگیختن، [[الهام]] و اشاره است؛ "اوحی لها" یعنی به او امر کرد و "ایحاء" "باب افعال" به معنای اشاره میآید. لسان العرب به همه معانی گفته شده اشاره نموده و از زبان ثعلبه مینویسد: به ابن انبار گفتم: وحی چیست؟ {{عربی|اندازه=150%|"قال: الملک، فقلت: و لِمَ سمی الملک وحی؟ فقال: الوحی النار فکانه مثل النار ینفع و یضر"}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۹ و ۳۰.</ref>. | * خلیل بن احمد فراهیدی مینویسد: "وحی، یرجی به معنای کتب یکتب است و "اوحی" "باب افعال" به معنای برانگیختن، [[الهام]] و اشاره است؛ "اوحی لها" یعنی به او امر کرد و "ایحاء" "باب افعال" به معنای اشاره میآید. لسان العرب به همه معانی گفته شده اشاره نموده و از زبان ثعلبه مینویسد: به ابن انبار گفتم: وحی چیست؟ {{عربی|اندازه=150%|"قال: الملک، فقلت: و لِمَ سمی الملک وحی؟ فقال: الوحی النار فکانه مثل النار ینفع و یضر"}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۲۹ و ۳۰.</ref>. | ||
ابن دُرَید، بر آن است که اگر خاستگاه وحی، خداوند متعال باشد معنای این واژه "خبر" و در دل افکندن خواهد بود و اگر منشأ وحی، مردم و انسانها باشند، در این صورت وحی به معنای اشاره است. | * ابن دُرَید، بر آن است که اگر خاستگاه وحی، خداوند متعال باشد معنای این واژه "خبر" و در دل افکندن خواهد بود و اگر منشأ وحی، مردم و انسانها باشند، در این صورت وحی به معنای اشاره است. | ||
* واژه "وحی" گاه مصدرِ "وحی – یحی – و حیاً" است و گاه اسم و مصدر از "اوحی – یوحی – ایحاء" شمرده میشود؛ لکن گویا اتفاق بر این سات که "وحی و ایحاء" هر دو به یک معنی میباشند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۱۹-۲۱.</ref>. | * واژه "وحی" گاه مصدرِ "وحی – یحی – و حیاً" است و گاه اسم و مصدر از "اوحی – یوحی – ایحاء" شمرده میشود؛ لکن گویا اتفاق بر این سات که "وحی و ایحاء" هر دو به یک معنی میباشند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۱۹-۲۱.</ref>. | ||
* برخی از لغتشناسان برای وحی یک معنای اصلی بیان نموده و سایر معانی را به این اصل بازمیگردانند: ابن فارس، نویسنده مقاییس اللغة مینویسد: {{عربی|اندازه=150%|" "و، حاء، یاء" اصل یدل علی القاء علی فی اخفاء أو غیره إلی غیرک... و کل ما فی باب الوحی فراجع إلی هذا الاصل الذی ذکرناه"}}. [[راغب اصفهانی]] مینویسد: {{عربی|اندازه=150%|"اصل الوحی: الارشارة الریعة"}}. در تاج العروس، اساس وحی را سری بودن آن میداند و مینویسد: {{عربی|اندازه=150%|"سمی وحیاً لأن المَلَک أسره عن الخلق و خص به النبی... "}}. زبیدی در نقل دیگری از ابواسحاق مینویسد: "اصل وحی، در لغت اعلام پنهانی است و به همین جهت [[الهام]] را وحی گویند". [[حسن مصطفوی|مؤلف التحقیق فی کلمات القرآن]] مینویسد: اصل یگانه در ماده "وحی" افکندن و القاء امری در باطن و درون چیزی است: تکوینی باشد یا قلبی؛ چه آن امر، علم باشد یا ایمان یا نور یا وسوسه و چه القاکننده [[فرشته]] باشد یا انسان یا چیز دیگر، چه باواسطه باشد یا بیواسطه" <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۳۱-۳۳.</ref>. | * برخی از لغتشناسان برای وحی یک معنای اصلی بیان نموده و سایر معانی را به این اصل بازمیگردانند: ابن فارس، نویسنده مقاییس اللغة مینویسد: {{عربی|اندازه=150%|" "و، حاء، یاء" اصل یدل علی القاء علی فی اخفاء أو غیره إلی غیرک... و کل ما فی باب الوحی فراجع إلی هذا الاصل الذی ذکرناه"}}. [[راغب اصفهانی]] مینویسد: {{عربی|اندازه=150%|"اصل الوحی: الارشارة الریعة"}}. در تاج العروس، اساس وحی را سری بودن آن میداند و مینویسد: {{عربی|اندازه=150%|"سمی وحیاً لأن المَلَک أسره عن الخلق و خص به النبی... "}}. زبیدی در نقل دیگری از ابواسحاق مینویسد: "اصل وحی، در لغت اعلام پنهانی است و به همین جهت [[الهام]] را وحی گویند". [[حسن مصطفوی|مؤلف التحقیق فی کلمات القرآن]] مینویسد: اصل یگانه در ماده "وحی" افکندن و القاء امری در باطن و درون چیزی است: تکوینی باشد یا قلبی؛ چه آن امر، علم باشد یا ایمان یا نور یا وسوسه و چه القاکننده [[فرشته]] باشد یا انسان یا چیز دیگر، چه باواسطه باشد یا بیواسطه" <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۳۱-۳۳.</ref>. | ||
* عناصر محوری در معنای لغوی وحی را میتوان چنین شماره کرد: | |||
عناصر محوری در معنای لغوی وحی را میتوان چنین شماره کرد: | |||
#انتقال سریع. | #انتقال سریع. | ||
#پنهانی و پوشیده بودن غیر. | #پنهانی و پوشیده بودن غیر. | ||