وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲ ژوئن ۲۰۱۸
خط ۱۵۹: خط ۱۵۹:
* آنها تصور می‌کردند ارتباط وحیانی با پروردگار، با بشر بودن، سازش ندارد و انسان خاکی با مبدأ اعلی سنخیت ندارد. پس [[پیامبر]] باید از جنس [[فرشته]] باشد نه بشر: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِينَ}}﴾}} <ref> سوره مؤمنون؛ آیه: ۲۴. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره انبیاء؛ آیه: ۳. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره فصلت؛ آیه: ۱۴. </ref> <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>.
* آنها تصور می‌کردند ارتباط وحیانی با پروردگار، با بشر بودن، سازش ندارد و انسان خاکی با مبدأ اعلی سنخیت ندارد. پس [[پیامبر]] باید از جنس [[فرشته]] باشد نه بشر: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِينَ}}﴾}} <ref> سوره مؤمنون؛ آیه: ۲۴. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره انبیاء؛ آیه: ۳. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره فصلت؛ آیه: ۱۴. </ref> <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>.
* معاندان و منکران وحی، انسان را یک موجود مادی می‌دیدند که نمی‌تواند با مبدأ اعلی و فوق ماده، ارتباط پیدا کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشي‏ فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذيراً}}﴾}} [[علامه طباطبائی]] در ذیل این آیه علت توسل و عبادت [[ملائکه]] را همین عدم سنخیت انسان با عالم بالا می‌داند. یعنی منکران وحی معتقدند اگر رسالتی وجود داشته باشد ملائکه هستند که می‌توانند [[رسول]] باشند. منکرین وحی می‌گویند: چرا [[پیغمبر]] یک باغ یا گنجی ندارد یعنی ادعای [[رسالت]] ایجاب می‌کند شخص رسول مثل ما مردم نباشد؛ بلکه باید پیامبر یا [[فرشته|فرشته الهی]] باشد یا دست‌کم فرشته‌ای همراه او باشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۳-۵۵.</ref>.
* معاندان و منکران وحی، انسان را یک موجود مادی می‌دیدند که نمی‌تواند با مبدأ اعلی و فوق ماده، ارتباط پیدا کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشي‏ فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذيراً}}﴾}} [[علامه طباطبائی]] در ذیل این آیه علت توسل و عبادت [[ملائکه]] را همین عدم سنخیت انسان با عالم بالا می‌داند. یعنی منکران وحی معتقدند اگر رسالتی وجود داشته باشد ملائکه هستند که می‌توانند [[رسول]] باشند. منکرین وحی می‌گویند: چرا [[پیغمبر]] یک باغ یا گنجی ندارد یعنی ادعای [[رسالت]] ایجاب می‌کند شخص رسول مثل ما مردم نباشد؛ بلکه باید پیامبر یا [[فرشته|فرشته الهی]] باشد یا دست‌کم فرشته‌ای همراه او باشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۳-۵۵.</ref>.
===نقد و بررسی شبهه عدم سنخیت انسان با مبدأ اعلی===
قرآن کریم به شبهه منکران در اینکه [[پیامبران]] نباید از جنس بشر باشند، پاسخ گفته. این دیدگاه مبتنی بر ناتوانایی بشر بر ارتباط وحیانی است. و اما پاسخ قرآن:
قرآن کریم به شبهه منکران در اینکه [[پیامبران]] نباید از جنس بشر باشند، پاسخ گفته. این دیدگاه مبتنی بر ناتوانایی بشر بر ارتباط وحیانی است. و اما پاسخ قرآن:
# '''لزوم بشر بودن پیامبران الهی:''' در نگاه قرآن باید میان [[پیامبر]] و امت او تناسب و سنخیت باشد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي‏ إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ}}﴾}}. این آیه شریفه صراحتاً بیان می‌کند که پیامبران قبل از تو نیز مردانی از جنس بشر بودند. اما چرا باید پیامبران از جنس بشر باشند؟ زیرا اگر به فرض، [[فرشته]]‌ای را نیز به [[رسالت]] اعزام کنیم، باید به‌صورت بشر باشد تا شما او را ببینید و صدا و سخنش را بشنوید و اسوه شما باشد؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۵۵ و ۵۶.</ref>. و همچنین درد و رنج شما را درک کند زیرا فرشته به وضع غرایز و خواسته‌های انسان آشنا نیست. اما [[علامه طباطبائی]] می‌گوید: دنیا دار اختیار است و نزول [[ملائکه|ملائک]] برای همه، از آیات الهی است و همه را مجبور به قبول دعوت الهی می‌نماید. زیرا این آیتی است آسمانی که دو پیامد دارد: اول سلب اختیار از انسان. دوم از بین رفتن موضوع امتحان الهی. حال چرا فرشته به‌صورت بشر باشد و چرا به‌صورت واقعی دیده نشود؟ به نظر اغلب مفسرین فرورفتن مردم در مادیات و عدم توانایی آنها بر دیدن ملائک به شکل حقیقی‌شان، پاسخ این سؤال است. [[علامه طباطبائی]] این را رد می‌کند؛ خداوند می‌تواند به سایر مردم همچنین قدرتی بدهد تا آنان هم مانند [[انبیا]] ملائکه را ببینند. محذور خلاف حکمت هم لازم نمی‌آید، مگر همان مسئله سلب اختیاری که گفتیم. چنان‌که خود پروردگار در داستان مریم خبر داده که وی [[روح القدس]] را دید و شناخت. پس تنها دلیلی که برای نزول [[ملائکه|ملائک]] به‌صورت بشری وجود دارد، بقاء اختیار انسان است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۷-۶۰.</ref>.
# '''لزوم بشر بودن پیامبران الهی:''' در نگاه قرآن باید میان [[پیامبر]] و امت او تناسب و سنخیت باشد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي‏ إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ}}﴾}}. این آیه شریفه صراحتاً بیان می‌کند که پیامبران قبل از تو نیز مردانی از جنس بشر بودند. اما چرا باید پیامبران از جنس بشر باشند؟ زیرا اگر به فرض، [[فرشته]]‌ای را نیز به [[رسالت]] اعزام کنیم، باید به‌صورت بشر باشد تا شما او را ببینید و صدا و سخنش را بشنوید و اسوه شما باشد؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۵۵ و ۵۶.</ref>. و همچنین درد و رنج شما را درک کند زیرا فرشته به وضع غرایز و خواسته‌های انسان آشنا نیست. اما [[علامه طباطبائی]] می‌گوید: دنیا دار اختیار است و نزول [[ملائکه|ملائک]] برای همه، از آیات الهی است و همه را مجبور به قبول دعوت الهی می‌نماید. زیرا این آیتی است آسمانی که دو پیامد دارد: اول سلب اختیار از انسان. دوم از بین رفتن موضوع امتحان الهی. حال چرا فرشته به‌صورت بشر باشد و چرا به‌صورت واقعی دیده نشود؟ به نظر اغلب مفسرین فرورفتن مردم در مادیات و عدم توانایی آنها بر دیدن ملائک به شکل حقیقی‌شان، پاسخ این سؤال است. [[علامه طباطبائی]] این را رد می‌کند؛ خداوند می‌تواند به سایر مردم همچنین قدرتی بدهد تا آنان هم مانند [[انبیا]] ملائکه را ببینند. محذور خلاف حکمت هم لازم نمی‌آید، مگر همان مسئله سلب اختیاری که گفتیم. چنان‌که خود پروردگار در داستان مریم خبر داده که وی [[روح القدس]] را دید و شناخت. پس تنها دلیلی که برای نزول [[ملائکه|ملائک]] به‌صورت بشری وجود دارد، بقاء اختیار انسان است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۷-۶۰.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش