|
|
| خط ۱۴۲: |
خط ۱۴۲: |
| * همه ادیان الهی معتقدند خداوند بر [[پیامبران]] وحی فرستاده است. قرآن کریم از این حقیقت در سوره نساء آیه ۱۶۴ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}﴾}} خبر داده است. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|"وَ لَمْ يُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ"}}. در طول تاریخ، افرادی راستگو که ادعای آنان با معجزاتشان همگام بوده در جایگاه [[پیامبری]] بودهاند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۳ و ۶۴.</ref>. | | * همه ادیان الهی معتقدند خداوند بر [[پیامبران]] وحی فرستاده است. قرآن کریم از این حقیقت در سوره نساء آیه ۱۶۴ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}﴾}} خبر داده است. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|"وَ لَمْ يُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ"}}. در طول تاریخ، افرادی راستگو که ادعای آنان با معجزاتشان همگام بوده در جایگاه [[پیامبری]] بودهاند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۳ و ۶۴.</ref>. |
| * پدیده وحی تشریعی، یک امر کاملاً معنوی و روحانی است؛ درواقع [[پیامبران]]، توسط یک شعور ویژه، پیامهای الهی را دریافت میکنند. اما اگر وحی غیرممکن نیست، چرا معمولاً معاصران گیرندگان وحی، دعوی آنها را نمیپذیرفتند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۱.</ref>. | | * پدیده وحی تشریعی، یک امر کاملاً معنوی و روحانی است؛ درواقع [[پیامبران]]، توسط یک شعور ویژه، پیامهای الهی را دریافت میکنند. اما اگر وحی غیرممکن نیست، چرا معمولاً معاصران گیرندگان وحی، دعوی آنها را نمیپذیرفتند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۱.</ref>. |
| ==منکران امکان وحی==
| |
| ازآنجاکه ارتباط با [[عالم غیب]] از مجاری عادی به دست نمیآید، گروهی اصل آن را ناممکن دانستهاند:
| |
| ===۱. عقلگرایان===
| |
| * این گروه پیروی هر انسان از مانند خود را گناه بزرگی میدانستند و معتقد بودند اگر وحی ممکن باشد باید همه انسانها از این دارای ویژه برخوردار شوند. پس عدم ارتباط ما، دلیل بر عدم امکان وحی است. [[علامه طباطبائی]] در ذیل آیه ۳ سوره انبیاء {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} مینویسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>: منکران نسبت به [[پیامبر]] گفتند: او در هیچچیز از لوازم بشریت، از شما جدا نیست... پس اگر آنچه ادعا میکند که به [[غیب]] اتصال دارد حق باشد، باید شما هم همان را داشته باشید چون شما هم مانند او بشر هستید و چون شما خبری از غیب ندارید پس او هم مثل شماست و خبری ندارد. این استدلال مبتنی است بر این قاعده علمی: {{عربی|اندازه=150%|"حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد"}}. از همینرو منکران وحی همواره همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر را مطرح میکردند تا از آن بر علیه [[رسولان|رسولان الهی]] استفاده کنند. این استدلال را بیشتر معاصران پیامبران آوردهاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ}}﴾}}.
| |
|
| |
|
| ===نقد و بررسی شبهه همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر=== | | ==انکار وحی== |
| * در مرحله اول، پیامبران این مقدمه استدلال مخالفان خود را پذیرفتهاند که آنها فقط بشر هستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم}}﴾}}. پیامبران با همه جنبههای خارقالعادهای که دارند، همه لوازم بشریت را هم ندارند. خوردن و خوابیدن و... مانند دیگران مکلف و موظفاند و احیاناً برخی تکالیف شدیدتر، متوجه آنها میشود. چرا سایر بشر از توانایی ارتباط با [[غیب]] برخوردار نیستند؟ بهعبارتدیگر فلسفه اختصاص وحی چیست؟ <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۳-۴۹.</ref>.
| | {{همچنین ببینید|انکار وحی}} |
| :'''اولاً''': وحی تصرفی از ناحیه خداوند است: این ارتباط از ناحیه [[پیامبران]] نیست تا بحث از توانایی یا عدم توانایی بشر برای این ارتباط صورت گیرد. المیزان: "پیامبران هیچگاه ادعای ارتباط با [[عالم غیب]] نکردهاند... ". و برای خداوند نیز هیچ منعی وجود ندارد که در بعضی از افراد بشر تصرف نموده و پیامهایی را در وجود آنها القاء کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ...اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه... }}﴾}}.
| |
| :'''ثانیاً''': وحی، موهبت الهی برای انبیاست: سنت الهی و تفضل اوست که وحی را اختصاص به بعضی از افراد بشر داده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ...}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]] در المیزان: "... افراد عادی مردم در "چهره و هوس"... مثل هم نیستند... ". بنابراین چه استبعادی دارد که خداوند بعضی از افراد بشر را به وحی مخصوص گرداند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۹ و ۵۰.</ref>.
| |
| :'''ثالثاً''': [[پیامبران]] بر سایر بشر امتیازاتی دارند:
| |
| :* تفاوت انسانها در استعداد، دانشاندوزی و حتی مراتب خاص، چیز پوشیدهای نیست. برخی ظالماند و برخی مظلوم –برخی پاکند و برخی گنهکار– برخی مشکل تراشند و برخی دیگر مشکلگشا؛ لذا انسانها در مراتب وجود نسبت به یکدیگر متفاوتاند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۷۷.</ref>.
| |
| :* همانندی [[پیامبران]] از حیث جسم و طبیعت، باعث همانندی پیامبران در جمیع کمالات نمیشود بلکه ازنظر روحی و معنوی، درجاتی از تعالی و رشد را دارند که سایر بشر آن را دارا نیستند. [[علامه طباطبائی]]: "حاصل جواب [[رسولان]] {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|...أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَي...}}﴾}} این است: مانند شما، بشر بودن، مستلزم نداشتن امتیاز و خصایصی فوقالعاده، از قبیل وحی و... نیست". درواقع گیرنده وحی، بُعد معنوی وجود انسان است، و در این بُعد، [[پیامبران]] متمایز از سایر بشرند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱.</ref>.
| |
| ::پس هرکسی شایستگی [[رسالت]] و [[نبوت]] را ندارد و ازجمله ویژگیهای [[پیامبران]]، [[عصمت]] است و همچنین پیامبران فرمودند: {{عربی|اندازه=150%|"وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ جَمِيعِ عُقُولِ أُمَّتِه"}}. خلاصه اینکه، دیدگاه تساوی کامل انسانها در فضیلتها، پذیرفتنی نیست. برای ارتباط با عالم ملکوت نیاز به تهذیب نفس است و درجات کمال بالای انسانی بهتنهایی، سبب و منشأ پیدایش وحی نمیشود. چون وحی فقط از سوی خداوند است و [[نبوت]]، به انتخاب الهی نیاز دارد و کمالات انسانی، فقط قابلیت وحی را ایجاد میکنند. [[عبدالله جوادی آملی|آیت الله جوادی آملی]] نیز در تفسیر موضوعی "وحی و نبوت" صفحه ۵۳ به این مطلب اشاره دارند.
| |
|
| |
|
| ===۲. مشرکان و مخالفان [[پیامبران]]===
| | ازآنجاکه ارتباط با [[عالم غیب]] از مجاری عادی به دست نمیآید، گروهی اصل آن را ناممکن دانستهاند: |
| * آنها تصور میکردند ارتباط وحیانی با پروردگار، با بشر بودن، سازش ندارد و انسان خاکی با مبدأ اعلی سنخیت ندارد. پس [[پیامبر]] باید از جنس [[فرشته]] باشد نه بشر: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِينَ}}﴾}} <ref> سوره مؤمنون؛ آیه: ۲۴. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره انبیاء؛ آیه: ۳. </ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ}}﴾}} <ref> سوره فصلت؛ آیه: ۱۴. </ref> <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>.
| | # عقلگرایان؛ |
| * معاندان و منکران وحی، انسان را یک موجود مادی میدیدند که نمیتواند با مبدأ اعلی و فوق ماده، ارتباط پیدا کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذيراً}}﴾}} [[علامه طباطبائی]] در ذیل این آیه علت توسل و عبادت [[ملائکه]] را همین عدم سنخیت انسان با عالم بالا میداند. یعنی منکران وحی معتقدند اگر رسالتی وجود داشته باشد ملائکه هستند که میتوانند [[رسول]] باشند. منکرین وحی میگویند: چرا [[پیغمبر]] یک باغ یا گنجی ندارد یعنی ادعای [[رسالت]] ایجاب میکند شخص رسول مثل ما مردم نباشد؛ بلکه باید پیامبر یا [[فرشته|فرشته الهی]] باشد یا دستکم فرشتهای همراه او باشد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۳-۵۵.</ref>.
| | # مشرکان و مخالفان [[پیامبران]]؛ |
| * قرآن کریم به شبهه منکران در اینکه [[پیامبران]] نباید از جنس بشر باشند، پاسخ گفته. این دیدگاه مبتنی بر ناتوانایی بشر بر ارتباط وحیانی است. و اما پاسخ قرآن:
| | # تجربهگرایان. |
| # '''لزوم بشر بودن پیامبران الهی:''' در نگاه قرآن باید میان [[پیامبر]] و امت او تناسب و سنخیت باشد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ}}﴾}}. این آیه شریفه صراحتاً بیان میکند که پیامبران قبل از تو نیز مردانی از جنس بشر بودند. اما چرا باید پیامبران از جنس بشر باشند؟ زیرا اگر به فرض، [[فرشته]]ای را نیز به [[رسالت]] اعزام کنیم، باید بهصورت بشر باشد تا شما او را ببینید و صدا و سخنش را بشنوید و اسوه شما باشد؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۵۵ و ۵۶.</ref>. و همچنین درد و رنج شما را درک کند زیرا فرشته به وضع غرایز و خواستههای انسان آشنا نیست. اما [[علامه طباطبائی]] میگوید: دنیا دار اختیار است و نزول [[ملائکه|ملائک]] برای همه، از آیات الهی است و همه را مجبور به قبول دعوت الهی مینماید. زیرا این آیتی است آسمانی که دو پیامد دارد: اول سلب اختیار از انسان. دوم از بین رفتن موضوع امتحان الهی. حال چرا فرشته بهصورت بشر باشد و چرا بهصورت واقعی دیده نشود؟ به نظر اغلب مفسرین فرورفتن مردم در مادیات و عدم توانایی آنها بر دیدن ملائک به شکل حقیقیشان، پاسخ این سؤال است. [[علامه طباطبائی]] این را رد میکند؛ خداوند میتواند به سایر مردم همچنین قدرتی بدهد تا آنان هم مانند [[انبیا]] ملائکه را ببینند. محذور خلاف حکمت هم لازم نمیآید، مگر همان مسئله سلب اختیاری که گفتیم. چنانکه خود پروردگار در داستان مریم خبر داده که وی [[روح القدس]] را دید و شناخت. پس تنها دلیلی که برای نزول [[ملائکه|ملائک]] بهصورت بشری وجود دارد، بقاء اختیار انسان است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۵۷-۶۰.</ref>. | |
| # '''فلسفه عدم ملائک برای آحاد بشر:''' باید به این نکته توجه کنیم که اصل این موضوع که وحی از ناحیه خداوند برای بشر توسط ملائکه صورت میگیرد، یک امر پذیرفتهشده بلکه ضروری است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولاً}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: اگر اهل زمین، [[ملائکه]] باشند و آنها در روی زمین زندگی کنند بازهم ملائک آسمانی برای آنها وحی را خواهند آورد و این خصوصیت و ویژگی زندگی زمینی و مادی است که وحی آسمانی توسط ملائکه آسمانی، حتی اگر ملائک باشند، نازل شود. چرا نزول ملائک برای همه افراد بشر صورت نمیگیرد؟ چون وحی الهی اختصاص به [[پیامبران|پیامبران الهی]] دار، نزول ملائک آسمانی نیز اختصاص به آنها دارد و سنت الهی چنین است که انسانها فقط در زمان مرگ [[فرشته]] را مشاهده کنند. بعضی از علما نزول ملائک برای عامه مردم را زمانی میسر میدانند که از این دنیا به سرای دیگر منتقل شوند. اما تعداد دیگری از علما، نزول ملائک را [[معجزه]] بزرگی میدانند که سبب هلاکت کافران خواهد شد و چون خداوند میداند که آنها ایمان نمیآورند لذا این را بیان میکند. [[علامه طباطبائی]]: اگر خداوند، [[ملائکه]] را برای همه نازل کند، این معجزه الهی خواهد بود و از آثار و خواصش، هلاکت و انقراض کافران است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۰-۶۴.</ref>. | |
|
| |
|
| ===۳. تجربهگرایان=== | | ==اثبات وحی== |
| طرفداران علوم تجربی ادعا میکنند که هرآن چه در قالب تجربه نگنجد پذیرفتنی نیست فرید وجدی: "دانش تجربهگرایی، با اندیشه شکگرایی و مادیگرایی وحی را نوعی خرافه قدیمی میداند". این اندیشه مطرح شد که وحی، بافته و ساخته [[پیامبران]] است تا بر مردم مسلط شوند. تجربهگرایان، منابع شناخت را منحصر در حس و عقل میدانند و آنچه را که خارج از این محدوده باشد، انکار میکنند؛ چون پدیده وحی، ماورای حس و عقل بشری است. این انحصار به جایی رسید که درخواست رؤیت خدا را نمودند؛ یعنی میخواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۶؛ [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص ۶۷.</ref>. این دیدگاه مبتنی بر ناتوانایی بشر بر ارتباط وحیانی است، اما شواهد فراوانی ثابت میکند که انسان دو ساحت دارد: که یکی مربوط به عالم تجرد است و انسان بهوسیله آن با عالم ملکوت مرتبط میگردد.
| | {{همچنین ببینید|اثبات وحی}} |
| ==مقدمات اثبات وحی==
| |
| #'''انسان مخاطب وحی''': [[پیامبران]] بهعنوان واسطههای فیض، در صدر مخاطبان کلام الهی قرار دارند؛ ارشادگری پیامبران، برخاسته از شخصیت ایشان است. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}﴾}} <ref> سوره نساء؛ آیه: ۱۶۳.</ref> انسان بهعنوان گل سرسبد عالم هستی، دومین موجودی است که پس از پیامبران مورد خطاب وحی قرار گرفته است. درواقع خداوند از یکسو به گروهی بهعنوان راهنما وحی نموده است و از دیگر سو به همه انسانها فرموده است تا در پی راهنمایان روان شوند.
| |
| #'''انسان موجود دو ساحتی''': انسان بهعنوان یکی از سه رکن اصلی پدیده وحی "خدا، [[ملائکه]] و انسان"، یک موجود زمینی است و حقیقت وجود او مورد سؤال قرار گرفته است؟ زیرا ماده هیچ سنخیتی با ماوراء ماده ندارد؟ و آیا انسان ترکیبی از ماده و روح است که از بُعد مادی با عالم ماده از بُعد معنوی میتواند با عالم ماوراء ماده ارتباط برقرار کند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۷-۶۹.</ref>.
| |
| #'''اثبات وجود روح''': فلاسفه بزرگ جهان، بهویژه حکمای اسلامی، وجود روح را ثابت کردهاند که مبدأ حرکت و احساس در حیوان و تدبر و اندیشه در انسان است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۷۰.</ref>.
| |
| ==منشأ انکار وحی==
| |
| # '''کفر و شرک:''' یکی از مهمترین علتهای انکار وحی، کفر و شرک نسبت به خداوند و [[پیامبران]] است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۷۹.</ref>.
| |
| # '''شناخت نادرست خداوند:''' اگر منکران وحی، شناختی کامل نسبت به هستی داشتند، درمییافتند که آفریدگار عالم ادارهکننده و تأمینکننده تمام نیازهای مخلوقات است و از لوازم تدبیر و مقصد رسان انسان، وحی و [[شریعت]] است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ}}﴾}}. [[علامه طباطبائی]]: "در حقیقت منکران وحی، خدا را از مقام ربوبیت که به جمیع شئون بندگان عنایت دارد، خارج کردهاند" <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۴ و ۶۵.</ref>.
| |
| # '''روحیه استکباری و اخلاق مادی:''' پایبندی و دلبستگی به طبیعت و مادیات، چنان در جان عدهای ریشه دوانده، که حقایق را در پرتو این معیار ارزیابی میکنند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيمٍ}}﴾}}. در المیزان چنین آمده است: مقصود منکران از عظمت –بهطوریکه از سیاق برمیآید- عظمت از حیث مال و جاه است و به نظرشان [[رسالت]]، چنین شرافتی دارد و [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] مردی فقیر است که مناسب چنین مقام شریفی نیست. و همین اخلاق مادی و روحیه استکباری سبب میشد تا همهچیز، حتی وحی را، در اختیار زورمندان و سرمایهداران بدانند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۵ و ۶۶.</ref>.
| |
| # '''ندانستن حقیقت انسان:''' منکران، منابع شناخت انسان را منحصر در حس و عقل میدانستند و آنچه را خارج از تجربه عقل بوده انکار میکردند؛ مانند وحی که فراتر از حس و عقل بشر است. تا جایی که درخواست رؤیت خدا را نمودند یعنی میخواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۷.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==ضرورت وحی== | | ==ضرورت وحی== |