آیه مباهله: تفاوت میان نسخهها
←شأن نزول این آیه
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
== شأن نزول این آیه == | == شأن نزول این آیه == | ||
{{اصلی|شأن نزول آیه مباهله}} | {{اصلی|شأن نزول آیه مباهله}} | ||
در [[روایات اسلامی]] آمده است [[مسیحیان نجران]] برای تحقیق درباره [[اسلام]] نمایندگانی را به [[مدینه]] فرستادند و وقتی برای شرفیابی حضور [[رسول خدا]]{{صل}} حرکت کردند، سه نفر از بزرگان آنان - یعنی: [[ابوحارثة بن علقمه]] (اسقف اعظم نجران و نماینده رسمی کلیسای روم در حجاز)، عبدالمسیح بن شرحبیل معروف به عاقب (پیشوای اهالی این منطقه) و [[اهتم]] (یا [[ایهم]]) بن نعمان معروف به «سید» (شخصی کهن سال و ریشسفید و مورد احترام نجرانیان) - آنها را [[همراهی]] میکردند. در مدینه وقتی موقع نمازشان فرا رسید، طبق [[مراسم]] خود، ناقوس را نواخته به [[نماز]] ایستادند. [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} عرضه داشتند: یا [[رسول الله]]! این [[مسجد]] تو است، مسجد اسلام است، چرا باید در اینجا ناقوس بنوازند؟ رسول خدا{{صل}} فرمود: به آنها کاری نداشته باشید. | در [[روایات اسلامی]] آمده است [[مسیحیان نجران]] برای تحقیق درباره [[اسلام]] نمایندگانی را به [[مدینه]] فرستادند و وقتی برای شرفیابی حضور [[رسول خدا]]{{صل}} حرکت کردند، سه نفر از بزرگان آنان - یعنی: [[ابوحارثة بن علقمه]] (اسقف اعظم نجران و نماینده رسمی کلیسای روم در حجاز)، [[عبدالمسیح بن شرحبیل]] معروف به [[عاقب]] (پیشوای اهالی این منطقه) و [[اهتم]] (یا [[ایهم]]) بن نعمان معروف به «سید» (شخصی کهن سال و ریشسفید و مورد احترام نجرانیان) - آنها را [[همراهی]] میکردند. در مدینه وقتی موقع نمازشان فرا رسید، طبق [[مراسم]] خود، ناقوس را نواخته به [[نماز]] ایستادند. [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} عرضه داشتند: یا [[رسول الله]]! این [[مسجد]] تو است، مسجد اسلام است، چرا باید در اینجا ناقوس بنوازند؟ رسول خدا{{صل}} فرمود: به آنها کاری نداشته باشید. | ||
بعد از آنکه [[مسیحیان]] از نمازشان فارغ شدند به رسول خدا{{صل}} نزدیک شده، پرسیدند: [[مردم]] را به چه [[دینی]] [[دعوت]] میکنی؟ فرمود: به [[شهادت]] دادن به اینکه جز [[الله]] معبودی نیست و اینکه من فرستاده خدایم و اینکه [[عیسی]] بندهای است مخلوق که میخورد و مینوشید و سخن میگفت. پرسیدند: اگر عیسی مخلوق و [[بنده]] بود، پدرش که بود؟ | بعد از آنکه [[مسیحیان]] از نمازشان فارغ شدند به رسول خدا{{صل}} نزدیک شده، پرسیدند: [[مردم]] را به چه [[دینی]] [[دعوت]] میکنی؟ فرمود: به [[شهادت]] دادن به اینکه جز [[الله]] معبودی نیست و اینکه من فرستاده خدایم و اینکه [[عیسی]] بندهای است مخلوق که میخورد و مینوشید و سخن میگفت. پرسیدند: اگر عیسی مخلوق و [[بنده]] بود، پدرش که بود؟ | ||