بدون خلاصۀ ویرایش
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | |||
{{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>. | |||
== | [[سیاق آیات]] قبل، به توصیف [[مردمان]] [[بیایمان]] میپردازد و انگاره [[باطل]] آنها را [[نفی]] میکند که بدون [[تدبّر]]، از بزرگان و [[مشایخ]] خود [[دنبالهروی]] میکنند و هر [[فساد]] و فحشایی را که آنان امر مینمایند، نازل منزله [[امر الهی]] دانسته و مرتکب میشوند. [[خداوند]] درباره آنها میفرماید: «[[پروردگار]] هرگز امر به [[فحشا]] نمیکند». از آنجا که بالاترین فساد و [[فحشاء]]، [[انحراف اعتقادی]] است که ریشه همه [[انحرافات]] و فسادهای دیگر است، [[آیه]] مورد [[استدلال]] به اصلی کلی در شرائع [[الهی]] اشاره میکند که خداوند به [[اعتدال]] [[فطری]] و حرکت بر محور [[عدل و داد]] امر نموده است. سپس [[آیه شریفه]] راه [[پیروی]] از این اصل را توجه کردن دلهای [[مؤمنین]] به سوی خداوند بیان میدارد؛ اینکه راه روشن [[زندگی]]، [[خالص]] گردانیدن [[دل]] برای پروردگار و [[تسلیم محض]] او بودن است. با توجه به آنکه مراد از [[مسجد]] در آیه مکانی است که کمال [[خضوع]] و رفع همه انانیتها و ذکر کامل الهی در آن میشود، [[بیوت]] [[انبیاء]] و [[اولیای الهی]]{{عم}} بالاترین مصداق مسجد است. تنها در این صورت است که [[سیاق آیه]] با ادامه آن مطابقت دارد: {{متن قرآن|وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}. | ||
{{ | |||
نتیجه آنکه: خداوند برای [[نجات]] از همه نوع فساد [[فکری]] و عملی، امر به اقامه صورت دل به آستان [[ولایت]] و [[تولی]] به [[ولایت اولیای الهی]]{{عم}} مینماید؛ زیرا تنها در این صورت است که شخص از [[شر]] [[شیطان]] و [[نفس اماره]] در [[امان]] و [[عبادت]] و دعای او به [[درگاه الهی]] نتیجهبخش است.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۴۱۵.</ref> | |||
{{پایان | |||
[[حد وسط]] در این [[آیه شریفه]]، [[ضرورت]] استقراردائمی [[انسانها]] بر [[قسط و عدل]] در عمل و نظر است تا [[سعادت ابدی]] برای آنان فراهم گردد. برای استقرار بر این [[مقام]]، [[مردم]] نیازمند اسوههای عملی و [[موازین]] [[الهی]] هستند تا بتوانند در [[زندگی]] راه [[صلاح]] را از [[فساد]] تشخیص دهند و گرفتار طاغوتهای هادینما نگردند. | |||
صورت منطقی این برهان را به اشکال گوناگون میتوان بیان کرد. برای نمونه به یک مورد آن اشاره مینماییم: | |||
===ضرورت [[اسوه]] قرار دادن [[امام]]=== | |||
اولاً، در [[آیه]] مورد [[استدلال]]، [[خداوند]] برای استقرار بر [[قسط]]، امربه [[تطبیق]] برنامههای زندگی نظراً و عملاً با [[مسجد]] نموده است: {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ}}. | |||
ثانیاً، مسجد [[حقیقی]] که محل [[عبادت]] خالصانه [[پروردگار]] است، [[قلب]] [[مطهر]] امام است: {{متن قرآن|فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ}}<ref>«(این چراغ) در خانههایی (است) که خداوند رخصت داده است تا والایی یابند و نامش در آنها برده شود» سوره نور، آیه ۳۶.</ref> | |||
نتیجه آنکه: خداوند برای استقرار انسانها بر قسط، امر به تطبیق روی [[دل]] با امام نموده است. | |||
به عبارت دیگر، امام اسوه انسانها در همه زمانها است.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۴۳۵.</ref> | |||
===دوام حضور [[عینی]] امام در همه دوران=== | |||
با توجه به نتیجه به دست آمده میگوییم: | |||
اولاً، امام اسوه انسانها در همه زمانها است. | |||
ثانیاً، کسی که اسوه در همه زمانها است، باید همیشه در میان انسانها حضور داشته باشد تا حجتی عینی برای [[مردمان]] باشد و باب قرائتهای گوناگون از [[کتاب خدا]] و [[دین الهی]] را ببندد. | |||
نتیجه آنکه: امام باید در همه دوران در میان مردم حضور عینی داشته باشد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۴۳۵.</ref> | |||
===[[علم]] و [[عصمت الهی]] امام=== | |||
عیناً همین شکل [[قیاس]] اقترانی را میتوان برای [[اثبات]] علم و عصمت الهی امام تشکیل داد؛ به این ترتیب که بگوییم: | |||
اولاً، امام اسوه [[بشریت]] در همه دوران است. | |||
ثانیاً، اسوه در مسیر [[توحید]]، باید مؤیَّد و [[معصوم]] از ناحیه پروردگار باشد. | |||
نتیجه آنکه: امام باید مؤیَّد و معصوم و در نتیجه، [[منصوص]] از طرف [[خداوند]] باشد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۴۳۵.</ref> | |||
==شأن نزول== | |||
{{اصلی|شأن نزول آیه اقامه وجه}} | |||
==پرسش مستقیم== | |||
[[آیه اقامه وجه چگونه نصب الهی امام را اثبات میکند؟ (پرسش)]] | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
{{آیات امامت}} | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||