دیدگاه اشاعره درباره حقیقت عصمت چیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۳۰ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۴۸
، ۳۰ ژوئن ۲۰۲۲←پاسخ نخست
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
«[[متکلمان]] اشاعره در [[تبیین]] [[ماهیت عصمت]] به تقریرهای مختلفی [[تمسک]] جستهاند که در ذیل بررسی میشود. | «[[متکلمان]] اشاعره در [[تبیین]] [[ماهیت عصمت]] به تقریرهای مختلفی [[تمسک]] جستهاند که در ذیل بررسی میشود. | ||
'''[[قدرت]] بر [[طاعت]] و عدم قدرت بر [[معصیت]]''': میگویند [[خداوند متعال]]، [[معصوم]] را به گونهای [[خلق]] کرده که همواره قدرت بر [[اطاعت خدا]] دارد و [[توفیق]] [[اطاعت خداوند]] هرگز از او سلب نمیشود، و همین سبب میشود که قدرت بر معصیت از او سلب گردد؛ به گونهای که اصلاً [[قادر]] بر انجام معصیت نیست. | |||
[[ابوالحسن اشعری]] میگوید: "[[عصمت]]، قدرت بر [[اطاعت]] و عدم قدرت بر معصیت است"<ref>قوشجی، شرح تجرید، ص۴۹۴؛ علامه حلی، کشف المراد، ص۳۶۵؛ فخر رازی، المحصل، ص۵۲۱؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۹۹.</ref>. | [[ابوالحسن اشعری]] میگوید: "[[عصمت]]، قدرت بر [[اطاعت]] و عدم قدرت بر معصیت است"<ref>قوشجی، شرح تجرید، ص۴۹۴؛ علامه حلی، کشف المراد، ص۳۶۵؛ فخر رازی، المحصل، ص۵۲۱؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۹۹.</ref>. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۵: | ||
البته شبیه این [[کلام]] به شیوههای مختلف گفته شده است<ref>سعدالدین تفتازانی، شرح مقاصد، ج۴، ص۳۱۲؛ عضدالدین ایحبی، المواقف فی علم الکلام، ص۳۶۶.</ref>. | البته شبیه این [[کلام]] به شیوههای مختلف گفته شده است<ref>سعدالدین تفتازانی، شرح مقاصد، ج۴، ص۳۱۲؛ عضدالدین ایحبی، المواقف فی علم الکلام، ص۳۶۶.</ref>. | ||
'''نقد''' | '''نقد''' | ||
'''اولاً'''؛ اینکه گفتهاند عصمت همان توفیق بر اطاعت دائمی است، این تبیین مصداق عصمت است، نه ماهیت آن. | |||
'''ثانیاً'''؛ عدم قدرت بر معصیت، همان [[جبر]] است که در این صورت [[تکلیف]] از او ساقط است. | '''ثانیاً'''؛ عدم قدرت بر معصیت، همان [[جبر]] است که در این صورت [[تکلیف]] از او ساقط است. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۴: | ||
'''رابعاً'''؛ با بیان فوق، معصوم باید از نظر [[تقوا]] و [[مقام معنوی]] از بقیه افراد [[جامعه]] [[پایینتر]] باشد، زیرا انسانهای غیر معصوم با اختیار از [[معاصی]] دوری میکنند و [[فرمانهای الهی]] را انجام میدهند و صاحب [[پاداش]] میگردند، ولی معصوم جبراً از معاصی دوری میکند و [[تکالیف]] الزامی را انجام میدهد. البته اشکال چهارم علاوه بر پاسخ به تعریف فوق به مبنای آنها هم پاسخ میدهد. | '''رابعاً'''؛ با بیان فوق، معصوم باید از نظر [[تقوا]] و [[مقام معنوی]] از بقیه افراد [[جامعه]] [[پایینتر]] باشد، زیرا انسانهای غیر معصوم با اختیار از [[معاصی]] دوری میکنند و [[فرمانهای الهی]] را انجام میدهند و صاحب [[پاداش]] میگردند، ولی معصوم جبراً از معاصی دوری میکند و [[تکالیف]] الزامی را انجام میدهد. البته اشکال چهارم علاوه بر پاسخ به تعریف فوق به مبنای آنها هم پاسخ میدهد. | ||
'''[[آفرینش]] مانع غیر جبری''': ابن ابی [[شریف]] قدسی میگوید: "عصمت، خلق مانعی است غیر اجباری"<ref>ابن ابیشریف قدسی، المساهره بشرح المسایره، ص۲۸۸؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۹۹.</ref>. این بیان از جهات مختلف دارای اشکال و ابهام است، زیرا: | |||
# این کلام با مبنای اشاعره که قائل به جبرند سازگار نیست. | # این کلام با مبنای اشاعره که قائل به جبرند سازگار نیست. | ||
# مراد از مانع معلوم نیست که آیا از مقوله [[علم]] است یا [[تقوا]] یا [[عشق]] یا [[محبت]] یا چیز دیگر، لذا اشکال به صورتهای مختلف وارد است. با توجه به اینکه همه [[فرقهها]] [[عصمت]] را [[موهبت الهی]] میدانند، لذا [[خلق]] مانع به مانع [[الهی]] برمیگردد. | # مراد از مانع معلوم نیست که آیا از مقوله [[علم]] است یا [[تقوا]] یا [[عشق]] یا [[محبت]] یا چیز دیگر، لذا اشکال به صورتهای مختلف وارد است. با توجه به اینکه همه [[فرقهها]] [[عصمت]] را [[موهبت الهی]] میدانند، لذا [[خلق]] مانع به مانع [[الهی]] برمیگردد. | ||
| خط ۳۸: | خط ۴۳: | ||
نتیجه اینکه اگرچه این تعریف، اختیار را از معصوم سلب نکرده و نسبت به تعریف قبل، [[امتیاز]] دارد، ولی با آوردن عبارت "خلق مانع" ناخودآگاه به [[جبر]] قائل شده است. | نتیجه اینکه اگرچه این تعریف، اختیار را از معصوم سلب نکرده و نسبت به تعریف قبل، [[امتیاز]] دارد، ولی با آوردن عبارت "خلق مانع" ناخودآگاه به [[جبر]] قائل شده است. | ||
''' | '''عدم آفرینش [[گناه]] با [[قدرت]] بر آن''': [[تفتازانی]] میگوید: "عصمت، یعنی اینکه [[خداوند]] در [[بنده]] خود گناه خلق نکند با بقای قدرت و اختیار [[عبد]]"<ref>نجم الدین نسفی، شرح عقاید نسفیه، ص۱۸۵؛ جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج۵، ص۱۹.</ref>. | ||
'''نقد''' | |||
'''اولاً'''؛ بیان تفتازانی با معنای جبرانگاری [[اشاعره]] قابل جمع نیست، چون اشاعره قائل به اختیار نیستند. | |||
'''ثانیاً'''؛ اسناد فعل به [[خداوند تعالی]] از باب [[توحید در خالقیت]] مطلب [[درستی]] است، اما [[عقیده]] اشاعره [[باطل]] است، زیرا توحید در خالقیت، [[مخالف]] با [[افعال]] [[بندگان]] نیست و [[اراده خدا]] در طول [[اراده انسان]] است. چون خداوند [[خالق]] کل هستی است و به [[مخلوقات]] خود در انجام افعال، قدرت و [[توفیق]] [[عطا]] میکند، میتوانیم [[خدا]] را فاعل افعال بندگان بدانیم و از طرف دیگر چون [[انسانها]] با اختیار خود افعال را انجام میدهند، فاعلِ فعل خود هستند. | '''ثانیاً'''؛ اسناد فعل به [[خداوند تعالی]] از باب [[توحید در خالقیت]] مطلب [[درستی]] است، اما [[عقیده]] اشاعره [[باطل]] است، زیرا توحید در خالقیت، [[مخالف]] با [[افعال]] [[بندگان]] نیست و [[اراده خدا]] در طول [[اراده انسان]] است. چون خداوند [[خالق]] کل هستی است و به [[مخلوقات]] خود در انجام افعال، قدرت و [[توفیق]] [[عطا]] میکند، میتوانیم [[خدا]] را فاعل افعال بندگان بدانیم و از طرف دیگر چون [[انسانها]] با اختیار خود افعال را انجام میدهند، فاعلِ فعل خود هستند. | ||