دیدگاه اشاعره درباره حقیقت عصمت چیست؟ (پرسش)

دیدگاه اشاعره درباره حقیقت عصمت چیست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث عصمت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی عصمت مراجعه شود.

دیدگاه اشاعره درباره حقیقت عصمت چیست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ عصمت
مدخل بالاترعصمت
مدخل اصلیعصمت از دیدگاه اهل سنت
مدخل وابستهاشاعره
تعداد پاسخ۴ پاسخ

پاسخ جامع اجمالی

نگاهی به آراء و دیدگاه‌های اشاعره روشن کننده اعتقاد آنها در باب عصمت انبیا(ع) است. اشاعره در باب عصمت انبیا(ع) بر این باورند که خطای پیامبران از روی سهو و نسیان اشکالی ندارد و پیش از نبوت، ارتکاب گناه کبیره نیز از آنان جایز است. صاحب کتاب «الحصون الحمیدیة» ضمن تصریح به لزوم وجود عصمت در انبیا(ع) به معنای طهارت ظاهری و باطنی ایشان از معاصی و منهیات الهی و رذایل اخلاقی چون حسد، کبر، کذب و امثال اینها معتقد است در مواجهه با روایاتی که توهم ارتکاب معاصی از انبیا(ع) و رسل را در انسان ایجاد می‌نمایند، باید به تأویل یا توجیه آن روایات روی آورد[۱].[۲]

متکلمان اشاعره در تبیین ماهیت عصمت به تقریرهای مختلف ذیل تمسک جسته‌اند:

قدرت بر طاعت و عدم قدرت بر معصیت: برخی از اشاعره می‌گویند خداوند متعال، معصوم را به گونه‌ای خلق کرده که همواره قدرت بر اطاعت خدا دارد و توفیق اطاعت خداوند هرگز از او سلب نمی‌شود، و همین سبب می‌شود که قدرت بر معصیت از او سلب گردد؛ به گونه‌ای که اصلاً قادر بر انجام معصیت نیست.[۳]. به عبارت دیگر این گروه از اشاعره، عصمت را به خلق قدرة الطاعة[۴] تفسیر کرده‌اند؛ یعنی اینکه خداوند در معصومین فقط قدرت طاعت را قرار داده است؛ اما توان بر انجام معاصی ندارند؛ بر خلاف غیر ایشان که هم قدرت بر معصیت دارند و هم توانایی بر طاعت. البته این تعریف مبتنی بر آن است که بتوانیم "توانایی بر انجام کار و ناتوانی ترک آن" را قادرت بنامیم که بر خلاف معنای مشهور و اصطلاحی قدرت است؛ زیرا قدرت در اصطلاح، همانند معنای عرفی آن، به معنای توانایی در انجام و ترک می‌باشد.[۵].

ابوالحسن اشعری می‌گوید: "عصمت، قدرت بر اطاعت و عدم قدرت بر معصیت است"[۶].

البته شبیه این کلام به شیوه‌های مختلف گفته شده است[۷].

آفرینش مانع غیر جبری: ابن ابی شریف قدسی می‌گوید: "عصمت، خلق مانعی است غیر اجباری"[۸]. این بیان از جهات مختلف دارای اشکال و ابهام است، زیرا:

عدم آفرینش گناه با قدرت بر آن: تفتازانی می‌گوید: "عصمت، یعنی اینکه خداوند در بنده خود گناه خلق نکند با بقای قدرت و اختیار عبد"[۹].[۱۰]. از آنجایی که اشاعره آفرینش تمامی افعال را بدون واسطه به خداوند نسبت می‌دهند[۱۱]، پاره‌ای از آنها عصمت را به پرهیز خداوند از آفرینش افعال قبیح و زشت در معصومین تفسیر کرده‌اند[۱۲]. صاحب مواقف در این مورد می‌گوید: و هي [حقيقة العصمة] عندنا ان لا يخلق الله فيهم ذنباً[۱۳]. آشکار است که این گونه تفسیر از عصمت، به جبری بودن آن می‌انجامد؛ از این روی، بعضی دیگر از اشاعره قید مع بقاء قدرته و اختياره[۱۴] را به این تعریف افزوده‌اند، تا خود را از مفاسدی که جبری بودن عصمت در پی دارد، برهانند.[۱۵].

با این وجود تبیین اشاعره از حقیقت عصمت دارای اشکال‌های زیادی است که قابل پاسخ‌گویی و دفاع نیست؛ چنان‌که دانشمندان اهل سنت و شیعه، اشکال‌های زیادی بر آنها وارد کرده‌اند»[۱۶].

گذشته از اینها فخر رازی[۱۷] نیز دیدگاهی را درباره اسباب و مناشی عصمت مطرح کرده است؛ او عصمت را به چهار سبب نسبت می‌دهد:

  1. ملکه عفت در نفس معصوم که او را از ارتکاب گناه منع می‌کند.
  2. علم به معایب گناه و مناقب طاعات که برای معصوم وجود دارد.
  3. تأکید و تأیید این علم به وسیله وحی و بیان خداوند.
  4. عقاب و تنبیه، درصورتی که به سبب سهو و فراموشی خطایی از او صادر شود[۱۸]. فخر رازی می‌گوید: «بر اثر اجتماع این چهار عنصر ملکه عفت، علم تام به سعادتِ طاعت و شقاوت معصیت، تتمیم این علم به وسیله وحی و خوف از مؤاخذه و تنبیه، حقیقت عصمت متحقق می‌شود»[۱۹][۲۰]

با توجه به پیامدهای منفی جبری انگاشتن عصمت هرگونه تفسیر و تبیینی از آن، که منشأ این مقام معنوی را در امور غیر اختیاری جست‌و‌جو کند، باطل است. از این روی بطلان تعاریف اشاعره از عصمت انبیا، روشن می‌گردد؛ زیرا که نسبت دادن آفرینش افعال انسان‌ها به خداوند و سلب هر گونه فاعلیتی از انسان ولو در پرتو فاعلیت الهی، معنایی جز جبر ندارد[۲۱]. به علاوه، افزودن قیودی همچون مع بقاء قدرته و اختياره وصله‌ای ناهمگون است، که نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه بر ابهام آن می‌افزاید. به عبارت دیگر، لازمه آن، تناقض میان صدر و ذیل تعریف خواهد بود»[۲۲].

پاسخ‌ها و دیدگاه‌های متفرقه

۱. ابراهیم صفرزاده؛
آقای صفرزاده در کتاب «عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی» در این‌باره گفته است:

«متکلمان اشاعره در تبیین ماهیت عصمت به تقریرهای مختلفی تمسک جسته‌اند که در ذیل بررسی می‌شود.

قدرت بر طاعت و عدم قدرت بر معصیت: می‌گویند خداوند متعال، معصوم را به گونه‌ای خلق کرده که همواره قدرت بر اطاعت خدا دارد و توفیق اطاعت خداوند هرگز از او سلب نمی‌شود، و همین سبب می‌شود که قدرت بر معصیت از او سلب گردد؛ به گونه‌ای که اصلاً قادر بر انجام معصیت نیست.

ابوالحسن اشعری می‌گوید: "عصمت، قدرت بر اطاعت و عدم قدرت بر معصیت است"[۲۳].

البته شبیه این کلام به شیوه‌های مختلف گفته شده است[۲۴].

نقد

اولاً؛ اینکه گفته‌اند عصمت همان توفیق بر اطاعت دائمی است، این تبیین مصداق عصمت است، نه ماهیت آن.

ثانیاً؛ عدم قدرت بر معصیت، همان جبر است که در این صورت تکلیف از او ساقط است.

ثالثاً؛ چنین تبیینی از عصمت، هیچ مکرمت و فضیلتی برای صاحب آن به بار نمی‌آورد و هیچ پاداشی نخواهد داشت، زیرا انسان در سایه تکلیف و اختیار به پاداش الهی می‌رسد، لذا تبیین فوق از عصمت، موجب نقص برای معصوم است.

رابعاً؛ با بیان فوق، معصوم باید از نظر تقوا و مقام معنوی از بقیه افراد جامعه پایین‌تر باشد، زیرا انسان‌های غیر معصوم با اختیار از معاصی دوری می‌کنند و فرمان‌های الهی را انجام می‌دهند و صاحب پاداش می‌گردند، ولی معصوم جبراً از معاصی دوری می‌کند و تکالیف الزامی را انجام می‌دهد. البته اشکال چهارم علاوه بر پاسخ به تعریف فوق به مبنای آنها هم پاسخ می‌دهد.

آفرینش مانع غیر جبری: ابن ابی شریف قدسی می‌گوید: "عصمت، خلق مانعی است غیر اجباری"[۲۵]. این بیان از جهات مختلف دارای اشکال و ابهام است، زیرا:

  1. این کلام با مبنای اشاعره که قائل به جبرند سازگار نیست.
  2. مراد از مانع معلوم نیست که آیا از مقوله علم است یا تقوا یا عشق یا محبت یا چیز دیگر، لذا اشکال به صورت‌های مختلف وارد است. با توجه به اینکه همه فرقه‌ها عصمت را موهبت الهی می‌دانند، لذا خلق مانع به مانع الهی برمی‌گردد.
  3. اگر خداوند متعال جلوی معصوم مانع ایجاد می‌کند،پس معصوم مجبور به انجام طاعت و ترک معصیت است. با این فرض، اختیار از معصوم سلب می‌شود، مگر اینکه خلق مانع به لطف یا توفیق الهی برگردد که دارای محذور و تکلف است.
  4. اگر معصوم مجبور نیست و با اختیار خود از معاصی اجتناب می‌کند - هم‌چنان که فرض کلام همین است - با این حال، آفرینش مانع الهی به عنوان حقیقت عصمت بی‌معنا و نامفهوم است.

نتیجه اینکه اگرچه این تعریف، اختیار را از معصوم سلب نکرده و نسبت به تعریف قبل، امتیاز دارد، ولی با آوردن عبارت "خلق مانع" ناخودآگاه به جبر قائل شده است.

عدم آفرینش گناه با قدرت بر آن: تفتازانی می‌گوید: "عصمت، یعنی اینکه خداوند در بنده خود گناه خلق نکند با بقای قدرت و اختیار عبد"[۲۶].

نقد

اولاً؛ بیان تفتازانی با معنای جبرانگاری اشاعره قابل جمع نیست، چون اشاعره قائل به اختیار نیستند.

ثانیاً؛ اسناد فعل به خداوند تعالی از باب توحید در خالقیت مطلب درستی است، اما عقیده اشاعره باطل است، زیرا توحید در خالقیت، مخالف با افعال بندگان نیست و اراده خدا در طول اراده انسان است. چون خداوند خالق کل هستی است و به مخلوقات خود در انجام افعال، قدرت و توفیق عطا می‌کند، می‌توانیم خدا را فاعل افعال بندگان بدانیم و از طرف دیگر چون انسان‌ها با اختیار خود افعال را انجام می‌دهند، فاعلِ فعل خود هستند.

ثالثاً؛ تفسیری که اشاعره از توحید در خالقیت ارائه می‌دهند عین اعتقاد به جبر است؛ خصوصاً در باب عصمت ولو اینکه در ظاهر کلام خود، معصوم را مختار معرفی می‌کنند، زیرا با تبیین و توضیحی که ارائه کرده‌اند تمام افعال را مستقیم به خداوند نسبت می‌دهند و برای انسان‌ها در انجام فعل خود، نقشی قائل نیستند، بلکه انسان را مجبور به افعال - در دو سوی عبادت و گناه – می‌دانند.

رابعاً؛ اگر معصوم مجبور به انجام اطاعت و ترک معصیت باشد، دیگر این عصمت هیچ ارزش و مزیتی برای او نخواهد بود و پاداشی نخواهد داشت و از سایر مردم از جهت مقام معنوی پایین‌تر خواهد بود و اگر تمام مردم در انجام افعال مجبور باشند، انسان معصوم با سایر اهل تقوا هم رتبه و مقام می‌باشد[۲۷].

بنابراین تنها امتیاز این تعریف نسبت به تعریف اول، قول به قدرت و اختیار در انسان است که با مبنا و تبیین آنها در باب توحید در خالقیت، ناسازگاری دارد. به نظر نگارنده، تبیین اشاعره از حقیقت عصمت دارای اشکال‌های زیادی است که قابل پاسخ‌گویی و دفاع نیست؛ چنان‌که دانشمندان اهل سنت و شیعه، اشکال‌های زیادی بر آنها وارد کرده‌اند»[۲۸].
2. بهروز مینایی؛
آقای دکتر بهروز مینایی در کتاب «اندیشه کلامی عصمت» در این‌باره گفته‌ است:

«فخر رازی[۲۹] دیدگاهی را درباره اسباب و مناشی عصمت مطرح کرده است؛ او عصمت را به چهار سبب نسبت می‌دهد:

  1. ملکه عفت در نفس معصوم که او را از ارتکاب گناه منع می‌کند.
  2. علم به معایب گناه و مناقب طاعات که برای معصوم وجود دارد.
  3. تأکید و تأیید این علم به وسیله وحی و بیان خداوند.
  4. عقاب و تنبیه، درصورتی که به سبب سهو و فراموشی خطایی از او صادر شود[۳۰]. فخر رازی می‌گوید: «بر اثر اجتماع این چهار عنصر ملکه عفت، علم تام به سعادتِ طاعت و شقاوت معصیت، تتمیم این علم به وسیله وحی و خوف از مؤاخذه و تنبیه، حقیقت عصمت متحقق می‌شود»[۳۱][۳۲]
3. احمد حسین شریفی؛
آقایان دکتر یوسفیان و شریفی در کتاب «پژوهشی در عصمت معصومان» در این‌باره گفته‌‌اند:

«عدم آفرینش گناه: از آنجایی که اشاعره آفرینش تمامی افعال را بدون واسطه به خداوند نسبت می‌دهند[۳۳]، پاره‌ای از آنها عصمت را به پرهیز خداوند از آفرینش افعال قبیح و زشت در معصومین تفسیر کرده‌اند[۳۴]. صاحب مواقف در این مورد می‌گوید: و هي [حقيقة العصمة] عندنا ان لا يخلق الله فيهم ذنباً[۳۵]. آشکار است که این گونه تفسیری از عصمت، به جبری بودن آن می‌انجامد؛ از این روی، بعضی دیگر از اشاعره قید مع بقاء قدرته و اختياره[۳۶] را به این تعریف افزوده‌اند، تا خود را از مفاسدی که جبری بودن عصمت در پی دارد، برهانند.

توانایی بر اطاعت: پاره‌ای دیگر از اشاعره، عصمت را به خلق قدرة الطاعة[۳۷] تفسیر کرده‌اند؛ یعنی اینکه خداوند در معصومین فقط قدرت طاعت را قرار داده است؛ اما توان بر انجام معاصی ندارند؛ بر خلاف غیر ایشان که هم قدرت بر معصیت دارند و هم توانایی بر طاعت. البته این تعریف مبتنی بر آن است که بتوانیم "توانایی بر انجام کار و ناتوانی ترک آن" را قادرت بنامیم که بر خلاف معنای مشهور و اصطلاحی قدرت است؛ زیرا قدرت در اصطلاح، همانند معنای عرفی آن، به معنای توانایی در انجام و ترک می‌باشد.

با توجه به پیامدهای منفی جبری انگاشتن عصمت هرگونه تفسیر و تبیینی از آن، که منشأ این مقام معنوی را در امور غیر اختیاری جست‌و‌جو کند، باطل است. از این روی بطلان تعاریف اشاعره از عصمت انبیا، روشن می‌گردد؛ زیرا که نسبت دادن آفرینش افعال انسان‌ها به خداوند و سلب هر گونه فاعلیتی از انسان ولو در پرتو فاعلیت الهی، معنایی جز جبر ندارد[۳۸]. به علاوه، افزودن قیودی همچون مع بقاء قدرته و اختياره وصله‌ای ناهمگون است، که نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه بر ابهام آن می‌افزاید. به عبارت دیگر، لازمه آن، تناقض میان صدر و ذیل تعریف خواهد بود»[۳۹].
4. محمد هادی فرقانی؛
حجت الاسلام و المسلمین فرقانی در مقاله « اخبار سخیف ساختگی پیرامون شخصیت نبی» در این‌باره گفته است: «نگاهی به آراء و دیدگاه‌های اشاعره روشن کننده اعتقاد آنها در باب عصمت انبیا(ع) است. اشاعره در باب عصمت انبیا(ع) بر این باورند که خطای پیامبران از روی سهو و نسیان اشکالی ندارد و پیش از نبوت، ارتکاب گناه کبیره نیز از آنان جایز است. صاحب کتاب «الحصون الحمیدیة» ضمن تصریح به لزوم وجود عصمت در انبیا(ع) به معنای طهارت ظاهری و باطنی ایشان از معاصی و منهیات الهی و رذایل اخلاقی چون حسد، کبر، کذب و امثال اینها معتقد است در مواجهه با روایاتی که توهم ارتکاب معاصی از انبیا(ع) و رسل را در انسان ایجاد می‌نمایند، باید به تأویل یا توجیه آن روایات روی آورد»[۴۰].[۴۱]

منبع‌شناسی جامع عصمت

پانویس

  1. الجسر الطرابلسی، حسین بن محمد، «الحصون الحمیدیة للمحافظة علی العقائد الاسلامیة»، ص۴۹.
  2. فرقانی، محمدهادی، اخبار سخیف ساختگی پیرامون شخصیت نبی، فصل دوم، گفتار دوم: عصمت نبی از منظر اهل سنت.
  3. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۳۰.
  4. شرح المقاصد، ج۴، ص۳۱۲، همچنین ر.ک: رسالة التقریب، ش۲، ص۱۴۰.
  5. شریفی، احمد حسین، یوسفیان، حسن، پژوهشی در عصمت معصومان ص ۲۲-۲۶.
  6. قوشجی، شرح تجرید، ص۴۹۴؛ علامه حلی، کشف المراد، ص۳۶۵؛ فخر رازی، المحصل، ص۵۲۱؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۹۹.
  7. سعدالدین تفتازانی، شرح مقاصد، ج۴، ص۳۱۲؛ عضدالدین ایحبی، المواقف فی علم الکلام، ص۳۶۶.
  8. ابن ابی‌شریف قدسی، المساهره بشرح المسایره، ص۲۸۸؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۹۹.
  9. نجم الدین نسفی، شرح عقاید نسفیه، ص۱۸۵؛ جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج۵، ص۱۹.
  10. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۳۰.
  11. درباره نظر اشاعره در زمینه خلق افعال، ر.ک: بحوث فی الملل و النحل، ج۲، ص۱۱۳-۱۶۷؛ دلائل الصدق، ج۱، ص۴۳۲-۵۵۲۴۳۲.
  12. شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰.
  13. المواقف، ص۳۶۶؛ همچنین ر.ک: شرح المقاصد، ج۴، ص۳۱۲.
  14. شرح العقائد النسفیه، ص۹۹.
  15. شریفی، احمد حسین، یوسفیان، حسن، پژوهشی در عصمت معصومان ص ۲۲-۲۶.
  16. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی ص ۳۰.
  17. متوفای ۶۰۶ق.
  18. فخر رازی، المحصّل، ص۵۲۰.
  19. فخر رازی، المحصّل، ص۵۲۰.
  20. مینایی، بهروز، اندیشه کلامی عصمت، ص ۱۰۰.
  21. ر.ک: دلائل الصادق، ج۱، ص۴۳۲-۵۵۲؛ بحوث فی الملل و النحل، ج۲، ص۱۱۳-۱۶۷.
  22. شریفی، احمد حسین، یوسفیان، حسن، پژوهشی در عصمت معصومان ص ۲۲-۲۶.
  23. قوشجی، شرح تجرید، ص۴۹۴؛ علامه حلی، کشف المراد، ص۳۶۵؛ فخر رازی، المحصل، ص۵۲۱؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۹۹.
  24. سعدالدین تفتازانی، شرح مقاصد، ج۴، ص۳۱۲؛ عضدالدین ایحبی، المواقف فی علم الکلام، ص۳۶۶.
  25. ابن ابی‌شریف قدسی، المساهره بشرح المسایره، ص۲۸۸؛ تاج العروس، ج۸، ص۳۹۹.
  26. نجم الدین نسفی، شرح عقاید نسفیه، ص۱۸۵؛ جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج۵، ص۱۹.
  27. فخر رازی، عصمة الأنبیاء، ص۲۰.
  28. صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی، ص ۳۰.
  29. متوفای ۶۰۶ق.
  30. فخر رازی، المحصّل، ص۵۲۰.
  31. فخر رازی، المحصّل، ص۵۲۰.
  32. مینایی، بهروز، اندیشه کلامی عصمت، ص ۱۰۰.
  33. درباره نظر اشاعره در زمینه خلق افعال، ر.ک: بحوث فی الملل و النحل، ج۲، ص۱۱۳-۱۶۷؛ دلائل الصدق، ج۱، ص۴۳۲-۵۵۲۴۳۲.
  34. شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰.
  35. المواقف، ص۳۶۶؛ همچنین ر.ک: شرح المقاصد، ج۴، ص۳۱۲.
  36. شرح العقائد النسفیه، ص۹۹.
  37. شرح المقاصد، ج۴، ص۳۱۲، همچنین ر.ک: رسالة التقریب، ش۲، ص۱۴۰.
  38. ر.ک: دلائل الصادق، ج۱، ص۴۳۲-۵۵۲؛ بحوث فی الملل و النحل، ج۲، ص۱۱۳-۱۶۷.
  39. شریفی، احمد حسین، یوسفیان، حسن، پژوهشی در عصمت معصومان، ص ۲۲-۲۶.
  40. الجسر الطرابلسی، حسین بن محمد، «الحصون الحمیدیة للمحافظة علی العقائد الاسلامیة»، ص۴۹.
  41. فرقانی، محمدهادی، اخبار سخیف ساختگی پیرامون شخصیت نبی، فصل دوم، گفتار دوم: عصمت نبی از منظر اهل سنت.