جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
*امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: «ما هستیم خانههایی که خانههایی که خدا امر فرموده است<ref> سوره بقره:۲، آیه ۱۸۹.</ref> که از درهای آن داخل شوید و ماییم درهای رحمت حق و خانههایی که از آنجا به حق تقرب میجویید».<ref>«نحن البیوتُ الّتی أمَرَ اللهُ أن یؤتی من أبوابها، نحنُ بابُ الله و الّتی یؤتی منها...»، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب{{عم}}»، ج۲، فصل فی المسابقة بالعلم..، ص۳۴. ر.ک: [[سید محمد تقی نقوی|نقوی، سید محمد تقی]]، [[شرح زیارت جامعه کبیره ۵ (کتاب)|شرح زیارت جامعه]]، ص۳۰.</ref> «ما درخت نبوت و بیت رحمت هستیم».<ref>عن ابیجعفر{{ع}}، قال: «...نحن شجرة النبوة و بیت الرحمة»، صفار، محمد بن حسن، «بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد{{صل}}»، ج۱، ص۵۷.</ref> و احادیث در این زمینه بسیار است. | *امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: «ما هستیم خانههایی که خانههایی که خدا امر فرموده است<ref> سوره بقره:۲، آیه ۱۸۹.</ref> که از درهای آن داخل شوید و ماییم درهای رحمت حق و خانههایی که از آنجا به حق تقرب میجویید».<ref>«نحن البیوتُ الّتی أمَرَ اللهُ أن یؤتی من أبوابها، نحنُ بابُ الله و الّتی یؤتی منها...»، ابن شهرآشوب، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب{{عم}}»، ج۲، فصل فی المسابقة بالعلم..، ص۳۴. ر.ک: [[سید محمد تقی نقوی|نقوی، سید محمد تقی]]، [[شرح زیارت جامعه کبیره ۵ (کتاب)|شرح زیارت جامعه]]، ص۳۰.</ref> «ما درخت نبوت و بیت رحمت هستیم».<ref>عن ابیجعفر{{ع}}، قال: «...نحن شجرة النبوة و بیت الرحمة»، صفار، محمد بن حسن، «بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد{{صل}}»، ج۱، ص۵۷.</ref> و احادیث در این زمینه بسیار است. | ||
===معنای واژههای «اهل بیت»، «آل»، «عترت و امّت» از دیدگاه روایات=== | ===معنای واژههای «اهل بیت»، «آل»، «عترت و امّت» از دیدگاه روایات=== | ||
*در عباراتی که در مورد پیامبر اکرم{{صل}} و خاندان و اطرافیان و پیروانشان داریم گاهی واژه «آل» به کار رفته، گاهی «اهل»، گاهی «عترت»، و زمانی «امّت». از امام صادق{{ع}} پرسیدند: آل محمّد{{عم}} کیستند؟ فرمود: ذرّیّه و فرزندان اویند. پرسیده شد: اهل بیت او چه کسانیاند؟ فرمود: ائمه. باز پرسیدند: عترت وی چه کسانی هستند؟ - چون در خیلی از روایات هم عبارت «عترت» آورده شده است. فرمود: اصحاب عبا یعنی: اصحاب کسا به کسانی که زیر آن عبا رفتند در روزی که پیامبر{{صل}} در خانۀ امّ سلمه بود و فرمود: یک عبایی روی من بینداز. بعد امیرالمؤمنین{{ع}} آمدند و بعد حضرت زهرا۳ و بعد حسنین۸ و همه یک به یک زیر آن عبا رفتند. سپس حضرت رسول{{صل}} یک طرفِ آن عبا را گرفت و دعا کرد که: خدایا! اینان اهلبیت من هستند آنان را از پلیدی ها نگه دار. در آنجا آیۀ {{عربی|اندازه=125%| {{متن قرآن|إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً}}<ref>سوره احزاب:۳۳، آیه۳۳.</ref> نازل شد.<ref>{{عربی|"حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: من أَهْلُ بَيْتِهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَال:َ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَقُوا بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ بِالثَّقَلَيْنِ اللَّذَيْنِ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَه».، ابن بابویه، محمدبن | *در عباراتی که در مورد پیامبر اکرم{{صل}} و خاندان و اطرافیان و پیروانشان داریم گاهی واژه «آل» به کار رفته، گاهی «اهل»، گاهی «عترت»، و زمانی «امّت». از امام صادق{{ع}} پرسیدند: آل محمّد{{عم}} کیستند؟ فرمود: ذرّیّه و فرزندان اویند. پرسیده شد: اهل بیت او چه کسانیاند؟ فرمود: ائمه. باز پرسیدند: عترت وی چه کسانی هستند؟ - چون در خیلی از روایات هم عبارت «عترت» آورده شده است. فرمود: اصحاب عبا یعنی: اصحاب کسا به کسانی که زیر آن عبا رفتند در روزی که پیامبر{{صل}} در خانۀ امّ سلمه بود و فرمود: یک عبایی روی من بینداز. بعد امیرالمؤمنین{{ع}} آمدند و بعد حضرت زهرا۳ و بعد حسنین۸ و همه یک به یک زیر آن عبا رفتند. سپس حضرت رسول{{صل}} یک طرفِ آن عبا را گرفت و دعا کرد که: خدایا! اینان اهلبیت من هستند آنان را از پلیدی ها نگه دار. در آنجا آیۀ {{عربی|اندازه=125%| {{متن قرآن|إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً}}<ref>سوره احزاب:۳۳، آیه۳۳.</ref> نازل شد.<ref>{{عربی|"حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: من أَهْلُ بَيْتِهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَال:َ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَقُوا بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ بِالثَّقَلَيْنِ اللَّذَيْنِ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَه».، ابن بابویه، محمدبن علی،»معانی الأخبار» ج۱، ص۹۴. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} مَنْ آلُ مُحَمَّدًٍ{{صل}}؟ قَالَ: ذُرِّيَّتُهُ. فَقُلْتُ: مَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ{{عم}}؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ الْأَوْصِيَاءُ{{عم}}. فَقُلْتُ: مَنْ عِتْرَتُهُ؟ قَالَ: أَصْحَابُ الْعَبَاءِ. فَقُلْتُ: مَنْ أُمَّتُهُ؟ قَالَ: الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ صَدَّقُوا بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُتَمَسِّكُونَ [الْمُسْتَمْسِكُونَ] بِالثَّقَلَيْنِ الَّذِينَ أُمِرُوا بِالتَّمَسُّكِ بِهِمَا كِتَابِ اللَّهِ وَ عِتْرَتِهِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ هُمَا الْخَلِيفَتَانِ عَلَى الْأُمَّةِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}"}}.»، ابن بابویه، محمد بن علی، «الامالی»، النص، ص۲۴۰.</ref> پس معنای «آل» و «اهل بیت» و «عترت» معلوم شد. | ||
*در مقام صلوات، {{عربی|"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"}} گفته میشود: اصل کلمۀ «آل» از «اهل» آمده است.<ref>ر.ک: ابن منظور محمد بن مکرم، «لسان العرب»، ج۱۱ ص۳۰؛ فیروزآبادی محمد بن یعقوب، «القاموس المحیط»، ج۳ ص۴۵۳؛ مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، «تاج العروس»، ج۱۴ ص۳۷.</ref> امّا در اصطلاح «آل» در درجۀ اوّل - و بر طبق روایت گذشته - به ذرّیّۀ پیغمبر{{صل}} و در درجه بعد به کسانی گفته میشود که از پیغمبر{{صل}} تبعیّت کنند و به ایشان باشند. قرآن میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ}}.<ref>«البته نزدیکترین مردم به ابراهیم (از نظر اصول و فروع شریعت) کسانی هستند که از او (در عصر شریعتش) پیروی کردند...»، سوره آلعمران:۳، آیه ۶۸.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: همانا شایستهترین افراد به آل بودن و اهل بودن برای ابراهیم{{ع}} کسانی هستند که از او تبعیّت میکنند و به خدا سوگند! که شما شیعیان، آل محمّد{{عم}} هستید.<ref>تفسیر قمی: ۱/ ۱۰۵.</ref> شیعیان به اهلبیت نبوّت و موضع رسالت منسوبند. همۀ شیعیان خالص، آل پیامبر{{صل}} محسوب میشوند از آن جهت که هم در کردار، رفتار و اعتقادات از ایشان پیروی میکنند و هم روایت فوق این انتساب را تشدید میکند.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیا (کتاب)|مقامات اولیاء]]، ج۱، ص۲۷ و ۲۹ با تصرّف.</ref> اگر دلهای ما به اهل بیت{{عم}} ملحق شود و به ایشان پیوند بخورد از هر صلواتی که هر روزه فرستاده میشود، بهرهمند و در آن سهیم میشویم. اگر انسان در پی این باشد که جزء «آل پیامبر» باشد. - هرچند سید نباشد- راه برای او بسته نیست. اگر در طریق رعایت تقوای الهی و پرهیز از محرّمات، سیر کند و عمر را جز در مسیر اهلبیت به سر نبرد مآلاً به آنها بازگشت میکند و مانند سلمان جزء ایشان میگردد.<ref>«ما در دیار لوط، جز بیتی مسلمان نیافتیم.» سوره ذاریات:۵۱، آیه۳۶.</ref> | *در مقام صلوات، {{عربی|"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ"}} گفته میشود: اصل کلمۀ «آل» از «اهل» آمده است.<ref>ر.ک: ابن منظور محمد بن مکرم، «لسان العرب»، ج۱۱ ص۳۰؛ فیروزآبادی محمد بن یعقوب، «القاموس المحیط»، ج۳ ص۴۵۳؛ مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، «تاج العروس»، ج۱۴ ص۳۷.</ref> امّا در اصطلاح «آل» در درجۀ اوّل - و بر طبق روایت گذشته - به ذرّیّۀ پیغمبر{{صل}} و در درجه بعد به کسانی گفته میشود که از پیغمبر{{صل}} تبعیّت کنند و به ایشان باشند. قرآن میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ}}.<ref>«البته نزدیکترین مردم به ابراهیم (از نظر اصول و فروع شریعت) کسانی هستند که از او (در عصر شریعتش) پیروی کردند...»، سوره آلعمران:۳، آیه ۶۸.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: همانا شایستهترین افراد به آل بودن و اهل بودن برای ابراهیم{{ع}} کسانی هستند که از او تبعیّت میکنند و به خدا سوگند! که شما شیعیان، آل محمّد{{عم}} هستید.<ref>تفسیر قمی: ۱/ ۱۰۵.</ref> شیعیان به اهلبیت نبوّت و موضع رسالت منسوبند. همۀ شیعیان خالص، آل پیامبر{{صل}} محسوب میشوند از آن جهت که هم در کردار، رفتار و اعتقادات از ایشان پیروی میکنند و هم روایت فوق این انتساب را تشدید میکند.<ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیا (کتاب)|مقامات اولیاء]]، ج۱، ص۲۷ و ۲۹ با تصرّف.</ref> اگر دلهای ما به اهل بیت{{عم}} ملحق شود و به ایشان پیوند بخورد از هر صلواتی که هر روزه فرستاده میشود، بهرهمند و در آن سهیم میشویم. اگر انسان در پی این باشد که جزء «آل پیامبر» باشد. - هرچند سید نباشد- راه برای او بسته نیست. اگر در طریق رعایت تقوای الهی و پرهیز از محرّمات، سیر کند و عمر را جز در مسیر اهلبیت به سر نبرد مآلاً به آنها بازگشت میکند و مانند سلمان جزء ایشان میگردد.<ref>«ما در دیار لوط، جز بیتی مسلمان نیافتیم.» سوره ذاریات:۵۱، آیه۳۶.</ref> | ||
====دیدگاهی درباره معنای لغوی «أهل بیت» و نقد آن==== | ====دیدگاهی درباره معنای لغوی «أهل بیت» و نقد آن==== | ||
| خط ۱۱۲: | خط ۱۱۲: | ||
خداوند میفرماید: و أشرقتِ الأرضُ بنور ربّها .<ref>«و (در آن روز روی) زمین به نور پروردگارش (نور خاصی که برای آن روز آفریده شده)، روشن گردد.» سوره زمر:۳۹، آیه۶۹.</ref> | خداوند میفرماید: و أشرقتِ الأرضُ بنور ربّها .<ref>«و (در آن روز روی) زمین به نور پروردگارش (نور خاصی که برای آن روز آفریده شده)، روشن گردد.» سوره زمر:۳۹، آیه۶۹.</ref> | ||
* [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: «مراد از رب زمین، همان امام زمین است»<ref>حویزی، عبدعلی بن جمعة، «تفسیر نور الثقلین»، ج۴، ص۵۰۳، ذیل آیه۶۹ سوره مبارکه نور.</ref> | * [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: «مراد از رب زمین، همان امام زمین است»<ref>حویزی، عبدعلی بن جمعة، «تفسیر نور الثقلین»، ج۴، ص۵۰۳، ذیل آیه۶۹ سوره مبارکه نور.</ref> | ||
*امام هادی{{ع}} نیز در فرازی از همین زیارت جامعه میفرماید: {{عربی|"واشرقت الأرضُ بنورکم"}} یعنی به نور محمّد{{صل}} و اهلبیت او{{عم}}».<ref>«و زمین به نور شما ] اهل بیت[ روشن گردد»</ref> | *امام هادی{{ع}} نیز در فرازی از همین زیارت جامعه میفرماید: {{عربی|"واشرقت الأرضُ بنورکم"}} یعنی به نور محمّد{{صل}} و اهلبیت او{{عم}}».<ref>«و زمین به نور شما] اهل بیت[روشن گردد»</ref> | ||
قال الله تعالی (في الحديث القدسي): {{عربی|"لولاکَ لَما خلقتُ الأفلاک"}}.<ref>«اگر تو ای فاطمه نبودی، همانا زمین و آسمانها را خلق نمیکردم.». فیض کاشانی، محمد بن حسن بن شاه مرتضی، «الوافی»، ج۱، ص۵۲.</ref> | قال الله تعالی (في الحديث القدسي): {{عربی|"لولاکَ لَما خلقتُ الأفلاک"}}.<ref>«اگر تو ای فاطمه نبودی، همانا زمین و آسمانها را خلق نمیکردم.». فیض کاشانی، محمد بن حسن بن شاه مرتضی، «الوافی»، ج۱، ص۵۲.</ref> | ||
ای رسول! اگر تو نبودی هیچچیز را خلق نمیکردم. | ای رسول! اگر تو نبودی هیچچیز را خلق نمیکردم. | ||
| خط ۱۸۰: | خط ۱۸۰: | ||
*به صراحت بیان شده که اهلبیت پیامبر{{صل}} با خود آن حضرت{{صل}} همان پنج تن آل عبا هستند و منظور از (أبناءَنا) حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و از (نساءَنا) فاطمه۳ و مقصود از (أنفُسَنا) علی{{ع}} بوده است. حال از سوی دیگر روایات بسیاری ائمّۀ هدی{{عم}} را از جمله «اهل بیت نبوّت» شمرده است. | *به صراحت بیان شده که اهلبیت پیامبر{{صل}} با خود آن حضرت{{صل}} همان پنج تن آل عبا هستند و منظور از (أبناءَنا) حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و از (نساءَنا) فاطمه۳ و مقصود از (أنفُسَنا) علی{{ع}} بوده است. حال از سوی دیگر روایات بسیاری ائمّۀ هدی{{عم}} را از جمله «اهل بیت نبوّت» شمرده است. | ||
*ابوسعید خُدری میگوید: از رسول اکرم{{صل}} سؤال شد که امامانِ بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: دوازده نفر از «اهل بیتم». بنابراین روایت و روایات دیگری که دوازده امام را با نام ذکر کرده است، رسولاکرم{{صل}} ، حضرت مهدی{{ع}} را که آخرین امام است از «اهل بیت» خود خوانده است. | *ابوسعید خُدری میگوید: از رسول اکرم{{صل}} سؤال شد که امامانِ بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: دوازده نفر از «اهل بیتم». بنابراین روایت و روایات دیگری که دوازده امام را با نام ذکر کرده است، رسولاکرم{{صل}} ، حضرت مهدی{{ع}} را که آخرین امام است از «اهل بیت» خود خوانده است. | ||
*پرسشی که به ذهن میرسد آن است که آیا منافاتی بین آیۀ تطهیر و روایات شأن نزول آن - که اهل بیت را پنج تن آل عبا میدانند - و بین روایات فوق که تمام ائمّه{{عم}} را جزء اهل بیت میشمارند وجود دارد؟ در پاسخ به پرسش بالا میتوان گفت: در این جهت نباید تردید کرد که مصداق ابتدائی «أهل البیت» که مورد نزول آیۀ تطهیر بوده همان پنج شخص معیّن بوده است؛ لکن خود رسولاکرم{{صل}} بعداً موضوع را توسعه داد و «أهل بیت» را به عنوان یک جمعیّت ثابت و باقی معرّفی نمود که همیشه در بین مسلمانان باقی میمانند و منصب زعامت و مرجعیّت علمی اسلام را برعهده دارند. مثلاً ابوسعید خُدری از رسولخدا{{صل}} روایت کرده که فرمودند: من دو چیز بزرگ و پرارزش در بین شما میگذارم: یکی کتاب و دیگری عترت و اهل بیتم، این دو چیز تا قیامت از هم جدا نمیشوند.<ref>صفار، محمد بن حسن، «بصائر الدرجات»، ج۱، ص ۴۱۵-۴۱۲؛ ابن بابویه، محمدبن علی، | *پرسشی که به ذهن میرسد آن است که آیا منافاتی بین آیۀ تطهیر و روایات شأن نزول آن - که اهل بیت را پنج تن آل عبا میدانند - و بین روایات فوق که تمام ائمّه{{عم}} را جزء اهل بیت میشمارند وجود دارد؟ در پاسخ به پرسش بالا میتوان گفت: در این جهت نباید تردید کرد که مصداق ابتدائی «أهل البیت» که مورد نزول آیۀ تطهیر بوده همان پنج شخص معیّن بوده است؛ لکن خود رسولاکرم{{صل}} بعداً موضوع را توسعه داد و «أهل بیت» را به عنوان یک جمعیّت ثابت و باقی معرّفی نمود که همیشه در بین مسلمانان باقی میمانند و منصب زعامت و مرجعیّت علمی اسلام را برعهده دارند. مثلاً ابوسعید خُدری از رسولخدا{{صل}} روایت کرده که فرمودند: من دو چیز بزرگ و پرارزش در بین شما میگذارم: یکی کتاب و دیگری عترت و اهل بیتم، این دو چیز تا قیامت از هم جدا نمیشوند.<ref>صفار، محمد بن حسن، «بصائر الدرجات»، ج۱، ص ۴۱۵-۴۱۲؛ ابن بابویه، محمدبن علی، «الامالی» ص۴۱۵؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۶۲؛ ابنابیالحدید، عبدالحمید بن هبة الله، «شرح نهجالبلاغه»، ج۶، ص۳۷۵.</ref> از این حدیث و احادیث دیگر استفاده میشود که چنین نیست که «اهل بیت» وجود کوتاه و قابل انقراضی داشته باشند که با وفات پنج تن خاتمه پذیرد بلکه یک مقام ثابت و معتبر است که دوش به دوش قرآن تا قیامت باقی میماند و رهبری امّت مسلمان را برعهده دارد. | ||
*بنابراین ائمّۀ هدی{{عم}} همگی از «اهل بیت نبوّت» و خاندان رسول اکرمند همچنان که در زیارت ایشان گواهی میدهیم: {{عربی|"أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ أَهْلِ البیت..."}}.<ref>[[احمد زمردیان|زمردیان، احمد]]، [[مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره (کتاب)|مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره]]، ص۲۶ - ۲۳ با تصرّف و تلخیص. </ref> پس باز هم به این نتیجه رسیدیم که در لسان روایات شریفه نیز اصطلاح «اهل بیت» برای همۀ چهارده معصوم{{عم}} عَلَمیّت پیدا کرده است. | *بنابراین ائمّۀ هدی{{عم}} همگی از «اهل بیت نبوّت» و خاندان رسول اکرمند همچنان که در زیارت ایشان گواهی میدهیم: {{عربی|"أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ أَهْلِ البیت..."}}.<ref>[[احمد زمردیان|زمردیان، احمد]]، [[مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره (کتاب)|مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره]]، ص۲۶ - ۲۳ با تصرّف و تلخیص. </ref> پس باز هم به این نتیجه رسیدیم که در لسان روایات شریفه نیز اصطلاح «اهل بیت» برای همۀ چهارده معصوم{{عم}} عَلَمیّت پیدا کرده است. | ||
| خط ۲۱۰: | خط ۲۱۰: | ||
در مقابل، اهل بیت{{عم}}، دستهها و افراد دیگری را از خود طرد کرده، غیرخودی، دانستهاند و ایشان را با ویژگیهایی معرّفی نمودهاند. روایات بسیاری از پیامبراکرم{{صل}} و اهل بیت{{عم}} در این خصوص وارد شده است. اهل بیت{{عم}} در این روایات که به روایات «لیس منا» مشهورند،<ref>برخی از گروههایی که اهلبیت{{عم}} در این روایات ازخود طرد کردهاند عبارتند از: آنان که ذلّت پذیر بوده، مواضع ذلیلانه برمیگزینند. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، «تحف العقول»، ج۱، ص۵۸؛ آنان که حرمت بزرگان و پیشگامان در دین را نگه داشته به کوچکترها رحم نکنند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، ص۱۶۵، ح۲؛ آنان که با همسایه بدرفتاری میکنند. ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون أخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۲۴؛ آنان که اهل فریبند. مجلسی، محمد باقر، «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار ائمة الاطهار{{عم}}»، ج۱۰، باب: ۲۰، ص۳۶۷؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۲۹ و ۵۰؛ آنان که اهل خیانت در امانتند؛ چه امانتهای مالی و چه غیرمالی (مانند: مسؤولیتها، مجالس خصوصی و... که در روایات، «امانت» معرّفی شده است. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۵، باب: اداء الامانة، ص۱۳۳، ح۷؛ آنان که اهل حسابرسی از خود و رفتار خویش نبوده، مراقب خود نباشند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، باب: محاسبة العمل، ص۴۵۳؛ آنان که اعتدال بین دنیا و آخرت را رعایت نکرده، دنیا را فدای آخرت، یا آخرت را فدای دنیا نمایند. ابن بابویه، محمد بن علی، «من لا یحضره الفقیه»، ج۳، باب: المعایش و المکاسب و...، ص۱۵۶؛ آنان که در عمل مطیع اهل بیت{{عم}} نبوده، آنگونه که آنان میخواهند نباشند. حر عاملی، محمد بن حسن، «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه»، ج۱۵، باب: وجوب الورع، ص۲۴۷؛ آنان که در محلّی که زندگی میکنند زبانزد پاکی و تقوا و ورع نباشند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، باب الورع، ص۷۸، ح۱۰. </ref> انتساب کسانی را که به هر نحوی به تضییع حق الله وحق الناس دامن میزنند، از خویش سلب نمودهاند. از بررسی این روایات میتوان به یک قاعده کلی دست یافت و آن اینکه صرف انتساب ظاهری به اهل بیت{{عم}} و ادعای تبعیت از آنان به تنهایی نمیتواند مایۀ نجات گردد بلکه این انتساب و ادعا آنگاه امتیاز محسوب میشود که انسان با الگوگیری از اهلبیت{{عم}} در تمامی امور زندگی خویش، در جهت کسب رضایت ایشان تلاش نموده و در یک کلام گفتار و رفتارش، اهلبیت{{عم}} پسند و مطابق سیره آنان باشد.<ref>ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سیداحمد]]، [[در آستان امامان معصوم (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ج۱، ص۴۸-۴۵، (به نقل از کتاب [[اهل البیت فی الکتاب و السنة (کتاب)|اهل البیت فی الکتاب و السنّة]]).</ref> | در مقابل، اهل بیت{{عم}}، دستهها و افراد دیگری را از خود طرد کرده، غیرخودی، دانستهاند و ایشان را با ویژگیهایی معرّفی نمودهاند. روایات بسیاری از پیامبراکرم{{صل}} و اهل بیت{{عم}} در این خصوص وارد شده است. اهل بیت{{عم}} در این روایات که به روایات «لیس منا» مشهورند،<ref>برخی از گروههایی که اهلبیت{{عم}} در این روایات ازخود طرد کردهاند عبارتند از: آنان که ذلّت پذیر بوده، مواضع ذلیلانه برمیگزینند. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، «تحف العقول»، ج۱، ص۵۸؛ آنان که حرمت بزرگان و پیشگامان در دین را نگه داشته به کوچکترها رحم نکنند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، ص۱۶۵، ح۲؛ آنان که با همسایه بدرفتاری میکنند. ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون أخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۲۴؛ آنان که اهل فریبند. مجلسی، محمد باقر، «بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار ائمة الاطهار{{عم}}»، ج۱۰، باب: ۲۰، ص۳۶۷؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۲۹ و ۵۰؛ آنان که اهل خیانت در امانتند؛ چه امانتهای مالی و چه غیرمالی (مانند: مسؤولیتها، مجالس خصوصی و... که در روایات، «امانت» معرّفی شده است. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۵، باب: اداء الامانة، ص۱۳۳، ح۷؛ آنان که اهل حسابرسی از خود و رفتار خویش نبوده، مراقب خود نباشند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، باب: محاسبة العمل، ص۴۵۳؛ آنان که اعتدال بین دنیا و آخرت را رعایت نکرده، دنیا را فدای آخرت، یا آخرت را فدای دنیا نمایند. ابن بابویه، محمد بن علی، «من لا یحضره الفقیه»، ج۳، باب: المعایش و المکاسب و...، ص۱۵۶؛ آنان که در عمل مطیع اهل بیت{{عم}} نبوده، آنگونه که آنان میخواهند نباشند. حر عاملی، محمد بن حسن، «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه»، ج۱۵، باب: وجوب الورع، ص۲۴۷؛ آنان که در محلّی که زندگی میکنند زبانزد پاکی و تقوا و ورع نباشند. کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۲، باب الورع، ص۷۸، ح۱۰. </ref> انتساب کسانی را که به هر نحوی به تضییع حق الله وحق الناس دامن میزنند، از خویش سلب نمودهاند. از بررسی این روایات میتوان به یک قاعده کلی دست یافت و آن اینکه صرف انتساب ظاهری به اهل بیت{{عم}} و ادعای تبعیت از آنان به تنهایی نمیتواند مایۀ نجات گردد بلکه این انتساب و ادعا آنگاه امتیاز محسوب میشود که انسان با الگوگیری از اهلبیت{{عم}} در تمامی امور زندگی خویش، در جهت کسب رضایت ایشان تلاش نموده و در یک کلام گفتار و رفتارش، اهلبیت{{عم}} پسند و مطابق سیره آنان باشد.<ref>ر.ک: [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سیداحمد]]، [[در آستان امامان معصوم (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]، ج۱، ص۴۸-۴۵، (به نقل از کتاب [[اهل البیت فی الکتاب و السنة (کتاب)|اهل البیت فی الکتاب و السنّة]]).</ref> | ||
== | ==[[:رده:آثار اهل بیت پیامبر خاتم|منبعشناسی جامع اهل بیت پیامبر خاتم]]== | ||
{{منبع جامع}} | {{منبع جامع}} | ||
* [[:رده:کتابشناسی کتابهای اهل بیت پیامبر خاتم|کتابشناسی اهل بیت پیامبر خاتم]]؛ | * [[:رده:کتابشناسی کتابهای اهل بیت پیامبر خاتم|کتابشناسی اهل بیت پیامبر خاتم]]؛ | ||