استحقاق: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع ==')
خط ۲۸: خط ۲۸:
دلیل عمده [[منکران]] استحقاق این است که ما نمی‌توانیم چیزی را بر [[خدا]] [[واجب]] کنیم، نه [[ثواب]] بر [[طاعت]] و نه [[عقاب]] بر [[معصیت]] را، بلکه طاعت و معصیت نشانه اعطای [[ثواب و عقاب]] است، نه علت و سبب؛ زیرا [[خداوند]] هیچ گاه مستحق علیه واقع نمی‌شود، چون لازم می‌‌آید [[حاکم]] و موجبی مافوق خدا باشد و خدا هیچ مافوقی ندارد، پس اگر خداوند به بنده‌اش ثوابو عطا می‌‌کند تنها بر اساس [[تفضل]] است، که در [[قرآن]] به آن [[وعده]] داده است، نه این که [[بنده]] مستحق آن باشد <ref>المواقف، ج۲، ص۳۰۷، اصول الدین، ص۱۷۴، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۷، الغنیة فی اصول الدین، ص۱۶۸، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۷۵</ref>.
دلیل عمده [[منکران]] استحقاق این است که ما نمی‌توانیم چیزی را بر [[خدا]] [[واجب]] کنیم، نه [[ثواب]] بر [[طاعت]] و نه [[عقاب]] بر [[معصیت]] را، بلکه طاعت و معصیت نشانه اعطای [[ثواب و عقاب]] است، نه علت و سبب؛ زیرا [[خداوند]] هیچ گاه مستحق علیه واقع نمی‌شود، چون لازم می‌‌آید [[حاکم]] و موجبی مافوق خدا باشد و خدا هیچ مافوقی ندارد، پس اگر خداوند به بنده‌اش ثوابو عطا می‌‌کند تنها بر اساس [[تفضل]] است، که در [[قرآن]] به آن [[وعده]] داده است، نه این که [[بنده]] مستحق آن باشد <ref>المواقف، ج۲، ص۳۰۷، اصول الدین، ص۱۷۴، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۷، الغنیة فی اصول الدین، ص۱۶۸، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۷۵</ref>.


[[متکلمان امامیه]] [[وجوب]] علی [[اللّه]] را که استحقاق یکی از مصادیق آن است به گونه ای توضیح و تبیین کرده‌اند که هیچ منافاتی با [[حاکمیت مطلق]] خداوند ندارد.وجوب علی اللّه یک وجوب و [[حکم فقهی]] تکلیفی [[حقوقی]] نیست، تا محکومیت خدا را به دنبال داشته باشد، بلکه این وجوب، یک مفهوم و [[حکم]] هستی شناسانه است، یعنی از مطالعه ذات و [[صفات خداوند]] به این نتیجه می‌‌رسیم که خداوند به وعده هایش عمل کرده و به مطیعان ثواب می‌‌دهد. بنابراین نقش [[عقل]] در این باره ایجاب و [[الزام]] نیست، بلکه [[فهم]] و [[کشف]] است، عقل از [[شناخت]] ذات و صفات خداوند این وجوب را می‌‌فهمد. به عبارت دیگر، مبدأ این وجوب، خداوند است: {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ }}<ref>« بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته  است» سوره انعام، آیه ۱۲.</ref> {{متن قرآن|وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ }}<ref>«و (راهنمایی به) راه راست با خداوند است » سوره نحل، آیه ۹.</ref> و [[عقل]] [[انسان]] آن را [[درک]] و کشف می‌‌کند <ref>القواعد الکلامیه، ص۷۴، الالهیات، ج۲، ص۵۴</ref>.
[[متکلمان امامیه]] [[وجوب]] علی [[اللّه]] را که استحقاق یکی از مصادیق آن است به گونه ای توضیح و تبیین کرده‌اند که هیچ منافاتی با [[حاکمیت مطلق]] خداوند ندارد.وجوب علی اللّه یک وجوب و [[حکم فقهی]] تکلیفی [[حقوقی]] نیست، تا محکومیت خدا را به دنبال داشته باشد، بلکه این وجوب، یک مفهوم و [[حکم]] هستی شناسانه است، یعنی از مطالعه ذات و [[صفات خداوند]] به این نتیجه می‌‌رسیم که خداوند به وعده هایش عمل کرده و به مطیعان ثواب می‌‌دهد. بنابراین نقش [[عقل]] در این باره ایجاب و [[الزام]] نیست، بلکه [[فهم]] و [[کشف]] است، عقل از [[شناخت]] ذات و صفات خداوند این وجوب را می‌‌فهمد. به عبارت دیگر، مبدأ این وجوب، خداوند است: {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ }}<ref>«بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته  است» سوره انعام، آیه ۱۲.</ref> {{متن قرآن|وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ }}<ref>«و (راهنمایی به) راه راست با خداوند است» سوره نحل، آیه ۹.</ref> و [[عقل]] [[انسان]] آن را [[درک]] و کشف می‌‌کند <ref>القواعد الکلامیه، ص۷۴، الالهیات، ج۲، ص۵۴</ref>.


[[فخر رازی]] در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به آنان بانگ برمی‌دارند که این بهشت را برای کارهایی که می‌کردید برای شما برجا نهاده‌اند» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref> اعتراف می‌‌کند که باء در (بما کنتم تعملون) برای علیت است و این [[آیه]] دلالت می‌‌کند که [[عمل]]انسان موجب و علت [[جزا]] (ثواب) است و سپس اضافه می‌‌کند که این علیت را خود [[شرع]] علت قرار داده است <ref>تفسیر کبیر، ج۱۳، ص۸۲</ref>.
[[فخر رازی]] در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به آنان بانگ برمی‌دارند که این بهشت را برای کارهایی که می‌کردید برای شما برجا نهاده‌اند» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref> اعتراف می‌‌کند که باء در (بما کنتم تعملون) برای علیت است و این [[آیه]] دلالت می‌‌کند که [[عمل]]انسان موجب و علت [[جزا]] (ثواب) است و سپس اضافه می‌‌کند که این علیت را خود [[شرع]] علت قرار داده است <ref>تفسیر کبیر، ج۱۳، ص۸۲</ref>.
خط ۴۲: خط ۴۲:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[محمد جواد اصغری|اصغری]]، [[استحقاق (مقاله)|مقاله «استحقاق»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[محمد جواد اصغری|اصغری]]، [[استحقاق (مقاله)|مقاله «استحقاق»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش