جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اعرابیت | عنوان مدخل = اعرابیت | مداخل مرتبط = اعرابیت در قرآن - اعرابیت در فقه اسلامی - اعرابیت در فقه سیاسی | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== واژه «اَعراب» از ماده «ع ـ ر ـ ب» در اصل جمع «عَرَب» بوده و سپس بر تاز...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
اصطلاحاً واژه «عرب» به لحاظ [[مردمشناسی]] بر [[قوم]] و نژاد خاصی اطلاق میگردد؛ خواه [[مردمان]] آن در [[شهرها]] ساکن باشند یا بیابانها؛ ولی واژه «اعراب» فقط بر ساکنان بیابانها اطلاق میشود.<ref>روحالبیان، ج۳، ص۴۸۹.</ref> | اصطلاحاً واژه «عرب» به لحاظ [[مردمشناسی]] بر [[قوم]] و نژاد خاصی اطلاق میگردد؛ خواه [[مردمان]] آن در [[شهرها]] ساکن باشند یا بیابانها؛ ولی واژه «اعراب» فقط بر ساکنان بیابانها اطلاق میشود.<ref>روحالبیان، ج۳، ص۴۸۹.</ref> | ||
در مقایسه ارزشی میان دو واژه «اَعرابی» و «[[عربی]]» [[اعرابی]] متضمن نوعی [[نکوهش]] و عربی متضمن نوعی [[ستایش]] است.<ref>لسان العرب، ج ۹، ص۱۱۳، «عرب».</ref> | در مقایسه ارزشی میان دو واژه «اَعرابی» و «[[عربی]]» [[اعرابی]] متضمن نوعی [[نکوهش]] و عربی متضمن نوعی [[ستایش]] است.<ref>لسان العرب، ج ۹، ص۱۱۳، «عرب».</ref><ref> [[سید محمد حسین موسویپور|موسویپور، سید محمد حسین]]، [[اعراب (مقاله)|مقاله «اعراب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۴.</ref> | ||
==اعراب در قرآن کریم== | ==اعراب در قرآن کریم== | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
==[[باورهای دینی]] [[بادیه نشینان]]== | ==[[باورهای دینی]] [[بادیه نشینان]]== | ||
[[آیات قرآن]]، [[اعراب]] را به لحاظ [[اعتقادی]] به دو گروه اساسی تقسیم میکند: گروهی از [[بادیهنشینان]] [[انفاق در راه خدا]] را زیان و غرامت دانسته، [[منتظر]] تحقق حوادث دردناک برای [[مؤمنان]] هستند، در حالی که حوادث دردناک شامل حال خودشان خواهد شد: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از تازیان بیاباننشین آنچه هزینه میکنند غرامت میشمارند و برای شما انتظار پیشامدها را میکشند؛ پیشامدهای بد بر (خود) آنان باد و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۹۸.</ref> | [[آیات قرآن]]، [[اعراب]] را به لحاظ [[اعتقادی]] به دو گروه اساسی تقسیم میکند: گروهی از [[بادیهنشینان]] [[انفاق در راه خدا]] را زیان و غرامت دانسته، [[منتظر]] تحقق حوادث دردناک برای [[مؤمنان]] هستند، در حالی که حوادث دردناک شامل حال خودشان خواهد شد: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از تازیان بیاباننشین آنچه هزینه میکنند غرامت میشمارند و برای شما انتظار پیشامدها را میکشند؛ پیشامدهای بد بر (خود) آنان باد و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۹۸.</ref><ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۷.</ref> آنان [[ایمان]] نیاوردهاند و تنها به آن [[تظاهر]] میکنند: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref><ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص۱۸۲.</ref> در مقابل، گروهی دیگر از آنان به [[خدا]] و [[روز رستاخیز]] [[ایمان]] دارند و [[انفاق]] خود را مایه [[تقرب به خدا]] میدانند. به [[تأیید]] [[قرآن]] این نحوه [[تفکر]] و عملکرد ایشان، منشأ نزدیکی آنها به [[خداوند]] است: {{متن قرآن|وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ قُرُبَاتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و برخی از تازیان بیاباننشین به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه هزینه میکنند مایه نزدیکی (خود) نزد خداوند و دعاهای خیر پیامبر میشمارند؛ آگاه باشید که این مایه نزدیکی آنهاست؛ به زودی خداوند آنان را در (کنف) بخشایش خود در میآورد که خداوند آمرزن» سوره توبه، آیه ۹۹.</ref><ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۸.</ref>، بنابراین، اعراب بادیهنشین نیز چون شهرنشینان، گروهی [[کافر]] و گروهی [[مؤمن]] هستند؛ اما در جمعبندی [[آیات]] اعراب، به نوعی نگاه منفی به [[فرهنگ]] بادیهنشینی برمیخوریم، هرچند در برخی آیات نیز این نگاه منفی به چشم نمیخورد {{متن قرآن|يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُمْ مَا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«گمان میکنند که دستهها (ی مشرک) هنوز نرفتهاند و اگر آن دستهها باز آیند، اینان آرزو میکنند کاش میان تازیهای بیاباننشین، بیاباننشینی میکردند و خبرهای شما را (از این و آن) میپرسیدند و اگر در میان شما میبودند جز اندکی کارزار نمیکردند» سوره احزاب، آیه ۲۰.</ref>، از همینروی واژه {{عربی|"تَعرُّب"}} در برابر مفهوم [[هجرت]]، به معنای بازگشت از [[فرهنگ اسلامی]] به [[آیین]] [[جاهلی]] شکل میگیرد.<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۹۲؛ نورالثقلین، ج ۲، ص۲۵۴؛ نمونه، ج ۸، ص۱۹۸.</ref> | ||
بادیهنشینان که به جهت پایین بودن سطح [[فرهنگی]] و [[تمدنی]] و دور بودن از فضاهای تعلمی و [[تربیتی]]، دچار نوعی [[جمود]] و [[تعصب]] فکریِ جزمگرا بودند نسبت به سایر افراد، در [[کفر]] و [[نفاق]] شدیدتر و در اخذ [[تعالیم]] [[الهی]] ناآگاهتر [[وصف]] شدهاند: {{متن قرآن|الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«تازیان بیاباننشین کفرگراتر و نفاقگراتر و به ندانستن حدود آنچه خداوند بر پیامبرش فرو فرستاده است سزاوارترند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۹۷.</ref><ref>جامعالبیان، مج ۷، ج۱۱، ص۶؛ مجمعالبیان، ج ۵، ص۹۵ ـ ۹۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۲۴.</ref>، ازاینرو [[مؤمنان]] باید هوشیار بوده و تنها از [[منافقان]] [[شهرنشین]] بر [[حذر]] نباشند، بلکه مراقب باشند که منافقان بادیهنشین نیز که پیرامون [[مدینه]] [[زندگی]] میکنند، آسیبی به آنان نرسانند: {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref> | بادیهنشینان که به جهت پایین بودن سطح [[فرهنگی]] و [[تمدنی]] و دور بودن از فضاهای تعلمی و [[تربیتی]]، دچار نوعی [[جمود]] و [[تعصب]] فکریِ جزمگرا بودند نسبت به سایر افراد، در [[کفر]] و [[نفاق]] شدیدتر و در اخذ [[تعالیم]] [[الهی]] ناآگاهتر [[وصف]] شدهاند: {{متن قرآن|الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«تازیان بیاباننشین کفرگراتر و نفاقگراتر و به ندانستن حدود آنچه خداوند بر پیامبرش فرو فرستاده است سزاوارترند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۹۷.</ref><ref>جامعالبیان، مج ۷، ج۱۱، ص۶؛ مجمعالبیان، ج ۵، ص۹۵ ـ ۹۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۲۴.</ref>، ازاینرو [[مؤمنان]] باید هوشیار بوده و تنها از [[منافقان]] [[شهرنشین]] بر [[حذر]] نباشند، بلکه مراقب باشند که منافقان بادیهنشین نیز که پیرامون [[مدینه]] [[زندگی]] میکنند، آسیبی به آنان نرسانند: {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۹۹ ـ ۱۰۰.</ref><ref> [[سید محمد حسین موسویپور|موسویپور، سید محمد حسین]]، [[اعراب (مقاله)|مقاله «اعراب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۴.</ref> | ||
==نحوه تعامل [[اعراب]] باپیامبر{{صل}}== | ==نحوه تعامل [[اعراب]] باپیامبر{{صل}}== | ||
یادکرد [[قرآن]] از [[بادیهنشینان]]، عمدتاً در [[ارتباط]] با نحوه عملکرد آنها در مسئله [[جهاد]] است. ایشان غالباً [[منافع]] مادی خود را در حوادث پیش آمده دنبال میکردند؛ در [[سفر]] عمرهای که به [[صلح حدیبیه]] انجامید، از [[همراهی با پیامبر]] [[امتناع]] کردند، به [[گمان]] اینکه [[قریش]] و [[مشرکان]] بر آنها [[یورش]] خواهند برد و همه کشته خواهند شد؛ اما پس از بازگشت [[پیامبر]] از سفر، آنان [[مشاهده]] کردند که برخلاف پندارشان همه همراهان پیامبر، سالماند، ازاینرو [[تصمیم]] گرفتند تا نزد پیامبر رفته، به توجیه [[تخلف]] خود بپردازند: {{متن قرآن|سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«جهادگریزان از تازیهای بادیهنشین به زودی به تو خواهند گفت که داراییها و خانوادههای ما، ما را مشغول داشت (و همراه شما نیامدیم) پس برای ما (از خداوند) آمرزش بخواه! به زبان، چیزی را میگویند که در دل ندارند؛ بگو: اگر خداوند بر آن باشد که زیانی یا سودی به شما برساند چه کسی در برابر خداوند به کارتان میآید؟ بلکه، خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره فتح، آیه ۱۱.</ref>؛ اما [[خداوند]] یادآور میشود که آنان در توجیه تخلف خود صادق نیستند: {{متن قرآن|يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ}} و باید بدانند که اگر خداوند بخواهد سودی یا زیانی به آنها برساند، کسی نمیتواند مانع او شود: {{متن قرآن|قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا}} سپس پرده از [[اسرار]] [[باطنی]] بادیهنشینان برمیدارد که میپنداشتند، پیامبر و مؤمنان هرگز به [[خانواده]] خود باز نخواهد گشت: {{متن قرآن|بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا}}<ref>«(گریزتان از جهاد بدان بهانه نبود) بلکه گمان بردید که پیامبر و مؤمنان هرگز به نزد خانوادههایشان باز نخواهند گشت و همین (اندیشه) در دلتان آراسته شد و بدگمانی ورزیدید و قومی شایسته نابودی شدید» سوره فتح، آیه ۱۲.</ref> | یادکرد [[قرآن]] از [[بادیهنشینان]]، عمدتاً در [[ارتباط]] با نحوه عملکرد آنها در مسئله [[جهاد]] است. ایشان غالباً [[منافع]] مادی خود را در حوادث پیش آمده دنبال میکردند؛ در [[سفر]] عمرهای که به [[صلح حدیبیه]] انجامید، از [[همراهی با پیامبر]] [[امتناع]] کردند، به [[گمان]] اینکه [[قریش]] و [[مشرکان]] بر آنها [[یورش]] خواهند برد و همه کشته خواهند شد؛ اما پس از بازگشت [[پیامبر]] از سفر، آنان [[مشاهده]] کردند که برخلاف پندارشان همه همراهان پیامبر، سالماند، ازاینرو [[تصمیم]] گرفتند تا نزد پیامبر رفته، به توجیه [[تخلف]] خود بپردازند: {{متن قرآن|سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«جهادگریزان از تازیهای بادیهنشین به زودی به تو خواهند گفت که داراییها و خانوادههای ما، ما را مشغول داشت (و همراه شما نیامدیم) پس برای ما (از خداوند) آمرزش بخواه! به زبان، چیزی را میگویند که در دل ندارند؛ بگو: اگر خداوند بر آن باشد که زیانی یا سودی به شما برساند چه کسی در برابر خداوند به کارتان میآید؟ بلکه، خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره فتح، آیه ۱۱.</ref>؛ اما [[خداوند]] یادآور میشود که آنان در توجیه تخلف خود صادق نیستند: {{متن قرآن|يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ}} و باید بدانند که اگر خداوند بخواهد سودی یا زیانی به آنها برساند، کسی نمیتواند مانع او شود: {{متن قرآن|قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا}} سپس پرده از [[اسرار]] [[باطنی]] بادیهنشینان برمیدارد که میپنداشتند، پیامبر و مؤمنان هرگز به [[خانواده]] خود باز نخواهد گشت: {{متن قرآن|بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا}}<ref>«(گریزتان از جهاد بدان بهانه نبود) بلکه گمان بردید که پیامبر و مؤمنان هرگز به نزد خانوادههایشان باز نخواهند گشت و همین (اندیشه) در دلتان آراسته شد و بدگمانی ورزیدید و قومی شایسته نابودی شدید» سوره فتح، آیه ۱۲.</ref><ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۵، ص۱۰۰ ـ ۱۰۱.</ref> | ||
پیامبر در مسیر بازگشت از صلح حدیبیه، مژده فتح و [[پیروزی در جنگ]] [[خیبر]] را داد و چون این مژده حاکی از کسب [[غنایم]] برای [[مسلمانان]] بود، [[بادیهنشینان]] را وا داشت تا به [[پیامبر]] مراجعه کرده، از خود روحیهای [[جهادگر]] نشان دهند و [[رفتار]] بد خود را در [[سفر]] پیشین جبران کنند: {{متن قرآن|سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref> | پیامبر در مسیر بازگشت از صلح حدیبیه، مژده فتح و [[پیروزی در جنگ]] [[خیبر]] را داد و چون این مژده حاکی از کسب [[غنایم]] برای [[مسلمانان]] بود، [[بادیهنشینان]] را وا داشت تا به [[پیامبر]] مراجعه کرده، از خود روحیهای [[جهادگر]] نشان دهند و [[رفتار]] بد خود را در [[سفر]] پیشین جبران کنند: {{متن قرآن|سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref><ref>الکشاف، ج۷، ص۹۲؛ نمونه، ج۲۲، ص۵۷ ـ ۵۸.</ref>؛ اما پیامبر در برابر خواسته بادیهنشینان که متقاضی شرکت در [[جهاد]] بودند، [[مقاومت]] کرد و به [[فرمان خدا]] از پذیرش آن [[امتناع]] ورزید. و پس از [[پیروزی در جنگ]] [[خیبر]] نیز [[اعراب]] را از غنایم [[محروم]] کرد.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۷۴ ـ ۱۷۵.</ref> | ||
[[خداوند]] در آیاتی دیگر، راه بازگشت را برای بادیهنشینان با پیشنهادی دیگر، گشود، ازاینرو به [[رسول خدا]] فرمود: به متخلفان از بادیهنشینان بگو که به زودی به سوی جهادی دیگر فراخوانده میشوید تا با قومی زورمند بجنگید یا اینکه آنان [[اسلام]] آورند: {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«به جهادگریزان از تازیهای بادیهنشین بگو: به زودی به سوی قومی سخت جنگجو فرا خوانده خواهید شد که با آنان کارزار کنید (تا کشته شوند) یا اسلام آورند آنگاه، اگر فرمان برید خداوند پاداشی نیکو به شما خواهد داد و اگر روی برتابید چنان که پیشتر روی برتافتید شما» سوره فتح، آیه ۱۶.</ref> اگر در این جهاد از [[خدا]] [[پیروی]] کنید، [[پاداش]] [[نیکی]] به شما داده خواهد شد و اگر همانند گذشته روی بگردانید، دچار [[عذاب]] دردناکی خواهید شد: {{متن قرآن|فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}} برخی از [[مفسران]] معتقدند که پس از [[نزول]] این [[آیه]] و [[تهدید]] متخلفان به عذاب دردناک، جمعی از معلولان یا [[بیماران]] به رسول خدا عرض کردند که در این میان ما چه وظیفهای داریم؟ خداوند به آنان پاسخ داد که بر [[نابینا]] و [[بیمار]] لازم نیست در میدان جهاد حاضر شود.<ref>نمونه، ج ۲۲، ص۶۲.</ref> ماجرای [[خشکسالی]] [[مدینه]] در سال هشتم و ورود جمعی از [[طایفه]] [[بنیاسد]] یا [[غطفان]]، از [[قبایل]] بادیهنشین مدینه بر پیامبر، نمونه دیگری از [[سوء]] [[رفتار]] آنان با [[پیامبر]] است. آنان [[امید]] داشتند که [[رسول خدا]] به آنها کمک کند، ازاینرو [[شهادتین]] بر زبان جاری کردند و گفتند: طوایف [[عرب]] بر اسبهای خود سوار شده، با تو به [[پیکار]] میپردازند؛ ولی ما ـ [[بادیهنشینان]] ـ با [[همسر]] و [[فرزندان]] خود نزد تو آمده و با تو نجنگیدیم.<ref>کشف الاسرار، ج ۴، ص۱۹۱؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۰۷.</ref> آنان از این طریق میخواستند بر رسول خدا [[منت]] بگذارند که [[خداوند]] به رسولش فرمود: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref> منتگذاری ایشان بر پیامبر در [[آیات]] بعدی [[سوره حجرات]] نیز انعکاس یافته است: {{متن قرآن|يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بر تو منّت مینهند که اسلام آوردهاند؛ بگو: برای اسلامتان بر من منّت ننهید، بلکه این خداوند است که بر شما منّت مینهد که شما را به ایمان رهنمون شده است، اگر راست میگویید» سوره حجرات، آیه ۱۷.</ref> | [[خداوند]] در آیاتی دیگر، راه بازگشت را برای بادیهنشینان با پیشنهادی دیگر، گشود، ازاینرو به [[رسول خدا]] فرمود: به متخلفان از بادیهنشینان بگو که به زودی به سوی جهادی دیگر فراخوانده میشوید تا با قومی زورمند بجنگید یا اینکه آنان [[اسلام]] آورند: {{متن قرآن|قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«به جهادگریزان از تازیهای بادیهنشین بگو: به زودی به سوی قومی سخت جنگجو فرا خوانده خواهید شد که با آنان کارزار کنید (تا کشته شوند) یا اسلام آورند آنگاه، اگر فرمان برید خداوند پاداشی نیکو به شما خواهد داد و اگر روی برتابید چنان که پیشتر روی برتافتید شما» سوره فتح، آیه ۱۶.</ref> اگر در این جهاد از [[خدا]] [[پیروی]] کنید، [[پاداش]] [[نیکی]] به شما داده خواهد شد و اگر همانند گذشته روی بگردانید، دچار [[عذاب]] دردناکی خواهید شد: {{متن قرآن|فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِنْ تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}} برخی از [[مفسران]] معتقدند که پس از [[نزول]] این [[آیه]] و [[تهدید]] متخلفان به عذاب دردناک، جمعی از معلولان یا [[بیماران]] به رسول خدا عرض کردند که در این میان ما چه وظیفهای داریم؟ خداوند به آنان پاسخ داد که بر [[نابینا]] و [[بیمار]] لازم نیست در میدان جهاد حاضر شود.<ref>نمونه، ج ۲۲، ص۶۲.</ref> ماجرای [[خشکسالی]] [[مدینه]] در سال هشتم و ورود جمعی از [[طایفه]] [[بنیاسد]] یا [[غطفان]]، از [[قبایل]] بادیهنشین مدینه بر پیامبر، نمونه دیگری از [[سوء]] [[رفتار]] آنان با [[پیامبر]] است. آنان [[امید]] داشتند که [[رسول خدا]] به آنها کمک کند، ازاینرو [[شهادتین]] بر زبان جاری کردند و گفتند: طوایف [[عرب]] بر اسبهای خود سوار شده، با تو به [[پیکار]] میپردازند؛ ولی ما ـ [[بادیهنشینان]] ـ با [[همسر]] و [[فرزندان]] خود نزد تو آمده و با تو نجنگیدیم.<ref>کشف الاسرار، ج ۴، ص۱۹۱؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۰۷.</ref> آنان از این طریق میخواستند بر رسول خدا [[منت]] بگذارند که [[خداوند]] به رسولش فرمود: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref> منتگذاری ایشان بر پیامبر در [[آیات]] بعدی [[سوره حجرات]] نیز انعکاس یافته است: {{متن قرآن|يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«بر تو منّت مینهند که اسلام آوردهاند؛ بگو: برای اسلامتان بر من منّت ننهید، بلکه این خداوند است که بر شما منّت مینهد که شما را به ایمان رهنمون شده است، اگر راست میگویید» سوره حجرات، آیه ۱۷.</ref> | ||
[[جزیرة العرب]] در انتهای دهه نخست [[هجرت پیامبر]]، دوره مهمی را به لحاظ [[تاریخی]]، سپری میکرد؛ زیرا مقاومتهای [[مشرکان]] و [[منافقان]] در هم شکسته بود و [[یهودیان]] نیز آنجا را ترک کرده بودند، با این حال گروهی بهرغم [[اسلام ظاهری]] به طور کامل با [[بینش]] نو پدید همراه نشده و سیرهای منافقانه در پیش گرفته بودند. چهره [[واقعی]] این گروه معمولاً به هنگام اعلام [[فرمان جهاد]]، آشکار میشد. در ماجرای [[غزوه تبوک]]، گروهی از بادیهنشینان نزد رسول خدا آمده و عذر آوردند تا رسول خدا آنان را از شرکت در [[جهاد]] معاف کند: {{متن قرآن|وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«عذرآوران از تازیان بیاباننشین آمدند تا به آنان اجازه (ی جهاد) داده شود و آنان که به خداوند و پیامبرش دروغ گفته بودند خانهنشین شدند! به زودی از (میان) ایشان به کافران عذابی دردناک خواهد رسید» سوره توبه، آیه ۹۰.</ref> گروه دیگری هم که در واقع [[خدا]] و [[رسول]] را [[تکذیب]] میکردند، بدون هیچ عذری در [[خانه]] نشسته و از جهاد [[سرپیچی]] کردند. [[مفسران]] در این باب دو نظر دارند: برخی معتقدند که بادیهنشینان در عذری که آوردند، صادق نبودند. برخی دیگر بر این باورند که به دلیل قراین موجود در [[آیه]]، [[بادیهنشینان]] از معذوران [[حقیقی]] بودند و در واقع منافقانِ غیر بادیهنشین بودند که حتی بدون عذر از [[جهاد]] [[سرپیچی]] کردند.<ref>کشف الاسرار، ج ۴، ص۱۹۱؛ مجمعالبیان، ج ۵، ص۹۰؛ نمونه، ج ۸، ص۷۸.</ref> [[نکوهش]] برخی عادات و نگرشهای [[اعراب]] در [[قرآن]] در [[دانش]] [[فقه]] نیز بازتاب یافته و موجب پیدایش پارهای [[احکام]] خاص آنها شده است؛ مانند اینکه [[امامت جماعت]] آنها بر شهرنشینان روا نیست؛ زیرا [[نادانی]] بر آنها [[حاکم]] است. [[شهادت]] بادیهنشین نیز برای [[شهرنشین]] نزد برخی [[فقیهان]] پذیرفته نیست.<ref>احکام القرآن، ج ۲، ص۱۰۰۵؛ اللباب، ج ۱۰، ص۱۷۸؛ جواهر الکلام، ج ۱۳، ص۳۸۷.</ref> | [[جزیرة العرب]] در انتهای دهه نخست [[هجرت پیامبر]]، دوره مهمی را به لحاظ [[تاریخی]]، سپری میکرد؛ زیرا مقاومتهای [[مشرکان]] و [[منافقان]] در هم شکسته بود و [[یهودیان]] نیز آنجا را ترک کرده بودند، با این حال گروهی بهرغم [[اسلام ظاهری]] به طور کامل با [[بینش]] نو پدید همراه نشده و سیرهای منافقانه در پیش گرفته بودند. چهره [[واقعی]] این گروه معمولاً به هنگام اعلام [[فرمان جهاد]]، آشکار میشد. در ماجرای [[غزوه تبوک]]، گروهی از بادیهنشینان نزد رسول خدا آمده و عذر آوردند تا رسول خدا آنان را از شرکت در [[جهاد]] معاف کند: {{متن قرآن|وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«عذرآوران از تازیان بیاباننشین آمدند تا به آنان اجازه (ی جهاد) داده شود و آنان که به خداوند و پیامبرش دروغ گفته بودند خانهنشین شدند! به زودی از (میان) ایشان به کافران عذابی دردناک خواهد رسید» سوره توبه، آیه ۹۰.</ref> گروه دیگری هم که در واقع [[خدا]] و [[رسول]] را [[تکذیب]] میکردند، بدون هیچ عذری در [[خانه]] نشسته و از جهاد [[سرپیچی]] کردند. [[مفسران]] در این باب دو نظر دارند: برخی معتقدند که بادیهنشینان در عذری که آوردند، صادق نبودند. برخی دیگر بر این باورند که به دلیل قراین موجود در [[آیه]]، [[بادیهنشینان]] از معذوران [[حقیقی]] بودند و در واقع منافقانِ غیر بادیهنشین بودند که حتی بدون عذر از [[جهاد]] [[سرپیچی]] کردند.<ref>کشف الاسرار، ج ۴، ص۱۹۱؛ مجمعالبیان، ج ۵، ص۹۰؛ نمونه، ج ۸، ص۷۸.</ref> [[نکوهش]] برخی عادات و نگرشهای [[اعراب]] در [[قرآن]] در [[دانش]] [[فقه]] نیز بازتاب یافته و موجب پیدایش پارهای [[احکام]] خاص آنها شده است؛ مانند اینکه [[امامت جماعت]] آنها بر شهرنشینان روا نیست؛ زیرا [[نادانی]] بر آنها [[حاکم]] است. [[شهادت]] بادیهنشین نیز برای [[شهرنشین]] نزد برخی [[فقیهان]] پذیرفته نیست.<ref>احکام القرآن، ج ۲، ص۱۰۰۵؛ اللباب، ج ۱۰، ص۱۷۸؛ جواهر الکلام، ج ۱۳، ص۳۸۷.</ref><ref> [[سید محمد حسین موسویپور|موسویپور، سید محمد حسین]]، [[اعراب (مقاله)|مقاله «اعراب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||