افترا به پیامبر خاتم: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
*'''نکته''': در [[آیات]] فوق این محورها مطرح گردیده است: | *'''نکته''': در [[آیات]] فوق این محورها مطرح گردیده است: | ||
#ساختگی، دانستن [[قرآن]] از افتراهای [[مشرکین]] به [[پیامبر]] است، که [[خداوند]] آن را مردود شمرده و بر وحیانی بودن آن تأکید نموده است: {{متن قرآن|إِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ}}<ref>«و چون آیهای را به جای آیهای دیگر آوریم- و خداوند به آنچه فرو میفرستد داناتر است- میگویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمیدانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.</ref> {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«بلکه میگویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیمدهندهای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref> | #ساختگی، دانستن [[قرآن]] از افتراهای [[مشرکین]] به [[پیامبر]] است، که [[خداوند]] آن را مردود شمرده و بر وحیانی بودن آن تأکید نموده است: {{متن قرآن|إِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ}}<ref>«و چون آیهای را به جای آیهای دیگر آوریم- و خداوند به آنچه فرو میفرستد داناتر است- میگویند: تو تنها دروغبافی؛ (چنین نیست) بلکه بیشتر آنان نمیدانند» سوره نحل، آیه ۱۰۱.</ref> {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«بلکه میگویند که آن را خود بربافته است؛ نه بلکه آن (قرآن) از پروردگار تو، راستین است تا گروهی را که پیش از تو بیمدهندهای برای آنان نیامده بود بیم دهی، باشد که رهیاب گردند» سوره سجده، آیه ۳.</ref> | ||
#[[خیانت]] در [[غنائم جنگی]] از افتراهای برخی [[مسلمانان]] به [[پیامبر]] که [[خداوند]] ساحت وجودی [[پیامبر]] را از [[خیانت]] (غل) مبرا دانسته است. {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref>. و [[دروغ]] پردازی و افترا شیوه [[تبلیغاتی]] [[دشمنان]] [[پیامبر]] ذکر شده است. | # [[خیانت]] در [[غنائم جنگی]] از افتراهای برخی [[مسلمانان]] به [[پیامبر]] که [[خداوند]] ساحت وجودی [[پیامبر]] را از [[خیانت]] (غل) مبرا دانسته است. {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref>. و [[دروغ]] پردازی و افترا شیوه [[تبلیغاتی]] [[دشمنان]] [[پیامبر]] ذکر شده است. | ||
#نسبت دادن [[بدیها]] و حوادث ناراحت کننده، به [[پیامبر اسلام]] را سخنی افترا آمیز و جاهلانه [[منافقان]] اعلام میکند: {{متن قرآن|وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یقُولُوا هٰذِهِ مِنْ عِنْدِک قُلْ کل مِنْ عِنْدِ اللٰهِ فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً}}<ref> سوره نسا، آیه ۷۸.</ref>. | #نسبت دادن [[بدیها]] و حوادث ناراحت کننده، به [[پیامبر اسلام]] را سخنی افترا آمیز و جاهلانه [[منافقان]] اعلام میکند: {{متن قرآن|وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیئَةٌ یقُولُوا هٰذِهِ مِنْ عِنْدِک قُلْ کل مِنْ عِنْدِ اللٰهِ فَمٰا لِهٰؤُلاٰءِ الْقَوْمِ لاٰ یکٰادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثاً}}<ref> سوره نسا، آیه ۷۸.</ref>. | ||
#[[آموختن قرآن]] از بشری دیگر از افتراهای [[مشرکان]] به [[پیامبر اسلام]] است؛ که [[قرآن]] با توجه به [[غیر عرب]] بودن آن شخص و ناآشنا بودن او به زبان [[عربی]] این مسئله را مردود میشمارد. {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او آموزش میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او میبندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>. | # [[آموختن قرآن]] از بشری دیگر از افتراهای [[مشرکان]] به [[پیامبر اسلام]] است؛ که [[قرآن]] با توجه به [[غیر عرب]] بودن آن شخص و ناآشنا بودن او به زبان [[عربی]] این مسئله را مردود میشمارد. {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب میدانیم که آنان میگویند: جز این نیست که بشری به او آموزش میدهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او میبندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>. | ||
#متهم ساختن [[پیامبر اسلام]] به افترا بستن به [[خدا]] مخصوصا در باره زنده شدن [[انسانها]] دو باره در [[قیامت]] از جانب [[مشرکان]]. {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ * أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و کافران گفتند: آیا شما را به مردی رهنمون شویم که به شما خبر میدهد که: چون یکسره پراکنده شدید (و از بین رفتید) دوباره آفرینشی نو خواهید یافت؟*پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره سبأ، آیه ۷-۸.</ref> | #متهم ساختن [[پیامبر اسلام]] به افترا بستن به [[خدا]] مخصوصا در باره زنده شدن [[انسانها]] دو باره در [[قیامت]] از جانب [[مشرکان]]. {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ * أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و کافران گفتند: آیا شما را به مردی رهنمون شویم که به شما خبر میدهد که: چون یکسره پراکنده شدید (و از بین رفتید) دوباره آفرینشی نو خواهید یافت؟*پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره سبأ، آیه ۷-۸.</ref> | ||
#افسون شدن [[پیامبر اسلام]] از افتراهای [[کافران]] به آن [[حضرت]] است که [[قرآن]] آن را رد میکند. | #افسون شدن [[پیامبر اسلام]] از افتراهای [[کافران]] به آن [[حضرت]] است که [[قرآن]] آن را رد میکند. | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
#نسبت دادن ساحر و جادوگر بودن و [[کهانت]]، به [[پیامبر]] از افتراهای [[ستمگران]] است: {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«هنگامی که به (سخن) تو گوش میسپارند ما به آنچه آنان بدان گوش میدهند داناتریم و (نیز) هنگامی که با هم رازگویی میکنند، آنگاه که ستمگران میگویند: شما جز از مردی جادو شده پیروی نمیکنید» سوره اسراء، آیه ۴۷.</ref> {{متن قرآن|وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ}}<ref>«در حالی که دلبستگان سرگرمیاند و ستمکاران (مشرک) در نهان رازگویی کردند که: آیا این (پیامبر) جز بشری مانند شماست؟ آیا با آنکه (به چشم خود) میبینید به جادو روی میآورید؟» سوره انبیاء، آیه ۳.</ref>. | #نسبت دادن ساحر و جادوگر بودن و [[کهانت]]، به [[پیامبر]] از افتراهای [[ستمگران]] است: {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«هنگامی که به (سخن) تو گوش میسپارند ما به آنچه آنان بدان گوش میدهند داناتریم و (نیز) هنگامی که با هم رازگویی میکنند، آنگاه که ستمگران میگویند: شما جز از مردی جادو شده پیروی نمیکنید» سوره اسراء، آیه ۴۷.</ref> {{متن قرآن|وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ}}<ref>«در حالی که دلبستگان سرگرمیاند و ستمکاران (مشرک) در نهان رازگویی کردند که: آیا این (پیامبر) جز بشری مانند شماست؟ آیا با آنکه (به چشم خود) میبینید به جادو روی میآورید؟» سوره انبیاء، آیه ۳.</ref>. | ||
#بشربودن [[پیامبر]] و در کنار [[مردم]] بودن غذاخوردن و راه رفتن در بازار برای خرید که باعث تاثیر [[پیام]] وحیانی [[عدالت]] طلب [[پیامبر]] برمردم شده است [[ستمگران]] را به [[خشم]] آورده و او را فردی تحت نفوذ ساحران معرفی کرده و افترای سحرزدگی و افسون شدن به او زدهاند {{متن قرآن|وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ * وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک میخورد و در بازارها راه میرود؟! چرا به سوی او فرشتهای فرو نفرستادهاند تا بیمدهندهای همراه او باشد؟*یا چرا گنجی به سوی او (از آسمان) نمیافکنند یا باغی ندارد که از (بار و بر) آن بخورد؟» سوره فرقان، آیه ۷-۸.</ref> | #بشربودن [[پیامبر]] و در کنار [[مردم]] بودن غذاخوردن و راه رفتن در بازار برای خرید که باعث تاثیر [[پیام]] وحیانی [[عدالت]] طلب [[پیامبر]] برمردم شده است [[ستمگران]] را به [[خشم]] آورده و او را فردی تحت نفوذ ساحران معرفی کرده و افترای سحرزدگی و افسون شدن به او زدهاند {{متن قرآن|وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ * وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا}}<ref>«و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک میخورد و در بازارها راه میرود؟! چرا به سوی او فرشتهای فرو نفرستادهاند تا بیمدهندهای همراه او باشد؟*یا چرا گنجی به سوی او (از آسمان) نمیافکنند یا باغی ندارد که از (بار و بر) آن بخورد؟» سوره فرقان، آیه ۷-۸.</ref> | ||
#[[کافران]] با تعجب از این که [[پیامبری]] از میان خودشان [[مبعوث]] شده است، افترای [[سحر]] و دروغگوئی به او میزنند: {{متن قرآن|وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و از اینکه بیمدهندهای از خودشان به سراغشان آمد شگفتی کردند و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست» سوره ص، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۸-۱۵۳.</ref>. | # [[کافران]] با تعجب از این که [[پیامبری]] از میان خودشان [[مبعوث]] شده است، افترای [[سحر]] و دروغگوئی به او میزنند: {{متن قرآن|وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و از اینکه بیمدهندهای از خودشان به سراغشان آمد شگفتی کردند و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست» سوره ص، آیه ۴.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۱۴۸-۱۵۳.</ref>. | ||
==[[مظلومیت پیامبر]]{{صل}} در ساحر خواندنش== | ==[[مظلومیت پیامبر]]{{صل}} در ساحر خواندنش== | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
ولید از جای حرکت کرده گفت: [[گمان]] میکنید محمد دیوانه است؟ هیچ آثار دیوانگی در او [[مشاهده]] کردهاید؟ یا میگویید [[کاهن]] است هیچ دیدهاید [[کهانت]] کند؟ یا [[خیال]] میکنید شاعر است، تاکنون دیدهاید شعری بگوید؟ همه گفتند: نه! گفت: او ساحر است! نمیبینید سخنانش بین [[زن]] و شوهر و فرزند و غلامش جدایی میاندازد. [[قریش]] خوشحال شدند و با [[تعجب]] از او جدا گردیدند<ref>بحارالانوار، ج۹، ص۱۶۷.</ref>. | ولید از جای حرکت کرده گفت: [[گمان]] میکنید محمد دیوانه است؟ هیچ آثار دیوانگی در او [[مشاهده]] کردهاید؟ یا میگویید [[کاهن]] است هیچ دیدهاید [[کهانت]] کند؟ یا [[خیال]] میکنید شاعر است، تاکنون دیدهاید شعری بگوید؟ همه گفتند: نه! گفت: او ساحر است! نمیبینید سخنانش بین [[زن]] و شوهر و فرزند و غلامش جدایی میاندازد. [[قریش]] خوشحال شدند و با [[تعجب]] از او جدا گردیدند<ref>بحارالانوار، ج۹، ص۱۶۷.</ref>. | ||
[[اشعث]] [[پدر]] [[جعده]] در [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} از هیچگونه [[آزار]] و [[شکنجه]] [[روحی]] نسبت به [[حضرت]] کوتاهی نمیکرد، او در مقابل [[مسجد کوفه]] بر بالای [[منزل]] خود بر مناره میرفت و هنگامی که موذن [[اذان]] میگفت او فریاد برمیآورد: {{عربی|یا رجل انک لکذاب ساحر}} او در [[سال دهم هجرت]] به ناچار [[اسلام]] آورد و تا [[زمان]] [[رحلت پیامبر]]{{صل}} با [[نفاق]] زیست؛ اما بعد از [[وفات پیامبر]]{{صل}} از اسلام خارج شد و پس از مدتی دوباره [[مسلمان]] شد<ref>اسد الغابه ج۱، ص۹۸؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۵۳۱.</ref> | [[اشعث]] [[پدر]] [[جعده]] در [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} از هیچگونه [[آزار]] و [[شکنجه]] [[روحی]] نسبت به [[حضرت]] کوتاهی نمیکرد، او در مقابل [[مسجد کوفه]] بر بالای [[منزل]] خود بر مناره میرفت و هنگامی که موذن [[اذان]] میگفت او فریاد برمیآورد: {{عربی|یا رجل انک لکذاب ساحر}} او در [[سال دهم هجرت]] به ناچار [[اسلام]] آورد و تا [[زمان]] [[رحلت پیامبر]]{{صل}} با [[نفاق]] زیست؛ اما بعد از [[وفات پیامبر]]{{صل}} از اسلام خارج شد و پس از مدتی دوباره [[مسلمان]] شد<ref>اسد الغابه ج۱، ص۹۸؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۵۳۱.</ref><ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]] ص ۷۸.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||