جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
بدون خلاصۀ ویرایش |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در [[کشف]] [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و اشتباه میکند و روش اهل [[قیاس]] را نوعی [[افراط]] در [[رجوع]] به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به [[حدیث]] و به عبارت دیگر نوعی [[سطحینگری]] در [[کشف]] [[مصالح]] واقعی تلقی میکردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است. | *آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در [[کشف]] [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و اشتباه میکند و روش اهل [[قیاس]] را نوعی [[افراط]] در [[رجوع]] به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به [[حدیث]] و به عبارت دیگر نوعی [[سطحینگری]] در [[کشف]] [[مصالح]] واقعی تلقی میکردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است. | ||
*آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، تعمق، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه [[دلیل]] منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه اندیشیدن در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاینرو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از [[کلام]] معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با [[منطق]] و [[فلسفه]] مخالفند. | *آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، تعمق، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه [[دلیل]] منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه اندیشیدن در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاینرو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از [[کلام]] معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با [[منطق]] و [[فلسفه]] مخالفند. | ||
*[[مالک بن انس]] و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و کاوش را در مسائل [[اعتقادی]] غیر جایز میشمرند. [[جلالالدین سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام [[صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام]] نگاشته است. [[ابن تیمیه حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم مجالست با اهل [[کلام]] [[فتوا]] میداد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام فرقههای [[اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعتگذار]] میدانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۲.</ref>. | * [[مالک بن انس]] و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و کاوش را در مسائل [[اعتقادی]] غیر جایز میشمرند. [[جلالالدین سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام [[صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام]] نگاشته است. [[ابن تیمیه حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم مجالست با اهل [[کلام]] [[فتوا]] میداد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام فرقههای [[اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعتگذار]] میدانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۲.</ref>. | ||
==[[اصول اعتقادی]]== | ==[[اصول اعتقادی]]== | ||
*برخی از دیدگاههای [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و اهل حدیث به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>: | *برخی از دیدگاههای [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و اهل حدیث به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>: | ||
#[[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان میباشد. | # [[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان میباشد. | ||
#همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا و قدر الهی]] گریزی نیست. | #همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا و قدر الهی]] گریزی نیست. | ||
#[[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است. | # [[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است. | ||
#خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد | #خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد | ||
#[[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است. | # [[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است. | ||
#[[التزام]] به ظاهر صفات خبری بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاینرو [[مؤمنین]] در [[قیامت]] [[خدا]] را با چشم سر میبینند؛ همانگونه که [[انسان]] ماه شب چهارده را میبیند و [[بندگان]] با [[خدا]] در [[قبر]] و [[قیامت]] سخن میگویند. | # [[التزام]] به ظاهر صفات خبری بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاینرو [[مؤمنین]] در [[قیامت]] [[خدا]] را با چشم سر میبینند؛ همانگونه که [[انسان]] ماه شب چهارده را میبیند و [[بندگان]] با [[خدا]] در [[قبر]] و [[قیامت]] سخن میگویند. | ||
#[[بهشت و جهنم]] مخلوقند و منکر آنها منکر [[قرآن]] است. | # [[بهشت و جهنم]] مخلوقند و منکر آنها منکر [[قرآن]] است. | ||
#[[فرقههای شیعه]]، [[قدریه]]، [[مرجئه]]، [[خوارج]]، [[معتزله]] و [[جهمیه]]، بدعتگذاراند و [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳.</ref>. | # [[فرقههای شیعه]]، [[قدریه]]، [[مرجئه]]، [[خوارج]]، [[معتزله]] و [[جهمیه]]، بدعتگذاراند و [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||