پرش به محتوا

تبلیغ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:
[[تبلیغ]] امروزه در مناسبات [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و سوگیری‌های [[فرهنگی]] جایگاهی ویژه دارد و از این رهگذر شیوه‌ها و ابزارهای متنوعی برای رساندن [[پیام]] پدید آمده است که برای [[آگاهی]] از آن ساز و کارهای [[آموزشی]] گوناگونی تعریف شده است. اصطلاح [[تبلیغ]]، در [[ادبیات]] [[دینی]] کاربردی خاص یافته و به رساندن پیام‌ها و [[آموزه‌های دینی]] اطلاق می‌شود<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۱؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۵۹.</ref>.
[[تبلیغ]] امروزه در مناسبات [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و سوگیری‌های [[فرهنگی]] جایگاهی ویژه دارد و از این رهگذر شیوه‌ها و ابزارهای متنوعی برای رساندن [[پیام]] پدید آمده است که برای [[آگاهی]] از آن ساز و کارهای [[آموزشی]] گوناگونی تعریف شده است. اصطلاح [[تبلیغ]]، در [[ادبیات]] [[دینی]] کاربردی خاص یافته و به رساندن پیام‌ها و [[آموزه‌های دینی]] اطلاق می‌شود<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۱؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۵۹.</ref>.


در [[فرهنگ]] [[سیاسی]] "توضیح، [[تبیین]] و [[ترویج]] [[افکار]] [[سیاسی]]، [[فلسفی]]، [[دینی]]، [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و جز اینها، در بین عده‌ای با استفاده از هر وسیله ارتباطی برای تحت تأثیر قراردادن [[افکار]] و [[عقاید]] آنها را [[تبلیغ]] گویند"<ref>علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۳۴۵.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۵۹.</ref>
در [[فرهنگ]] [[سیاسی]] "توضیح، [[تبیین]] و [[ترویج]] [[افکار]] [[سیاسی]]، [[فلسفی]]، [[دینی]]، [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و جز اینها، در بین عده‌ای با استفاده از هر وسیله ارتباطی برای تحت تأثیر قراردادن [[افکار]] و [[عقاید]] آنها را [[تبلیغ]] گویند"<ref>علی‌اکبر آقابخشی و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص۳۴۵.</ref><ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۱۵۹.</ref>


باید توجه داشت میان تبلیغ و ایصال که در زبان فارسی هردو به معنای رسانده است تفاوت وجود دارد؛ "ایصال" در مورد رساندن چیزی به دست کسی یا در حوزه کسی است، یعنی در مورد امور [[جسمانی]] و [[مادّی]] به کار می‌رود، ولی ابلاغ، در مورد رساندن یک [[فکر]] و یا یک [[پیام]] است. یعنی در مورد رساندن چیزی به فکر و [[روح]] و [[ضمیر]] و [[قلب]] کسی به کار می‌رود و لذا محتوای ابلاغ نمی‌تواند یک امر مادّی و جسمانی باشد، حتماً یک امر [[معنوی]] و [[روحی]] است. به عبارت دیگر معمولاً ابلاغ را در مورد پیام‌ها و [[سلام‌ها]] و امثال اینها به کار می‌برند<ref>حماسه حسینی، ج۱، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۲.</ref>
باید توجه داشت میان تبلیغ و ایصال که در زبان فارسی هردو به معنای رسانده است تفاوت وجود دارد؛ "ایصال" در مورد رساندن چیزی به دست کسی یا در حوزه کسی است، یعنی در مورد امور [[جسمانی]] و [[مادّی]] به کار می‌رود، ولی ابلاغ، در مورد رساندن یک [[فکر]] و یا یک [[پیام]] است. یعنی در مورد رساندن چیزی به فکر و [[روح]] و [[ضمیر]] و [[قلب]] کسی به کار می‌رود و لذا محتوای ابلاغ نمی‌تواند یک امر مادّی و جسمانی باشد، حتماً یک امر [[معنوی]] و [[روحی]] است. به عبارت دیگر معمولاً ابلاغ را در مورد پیام‌ها و [[سلام‌ها]] و امثال اینها به کار می‌برند<ref>حماسه حسینی، ج۱، ص۱۹۰.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۲.</ref>


==[[تبلیغ]] در [[قرآن]]==
==[[تبلیغ]] در [[قرآن]]==
واژه [[تبلیغ]] در [[قرآن]] به کار نرفته؛ اما مشتقات دیگری از ریشه این واژه ۷۷ بار در [[قرآن]] آمده است که‌ ۲۷ <ref>التبلیغ، ص‌۱۵.</ref> مورد آن با کاربرد واژه‌های {{متن قرآن|الْبَلاغُ }}، {{متن قرآن|بَلِيغًا}}، {{متن قرآن|بَلِّغْ}}، {{متن قرآن|بَلَّغْتَ}}، {{متن قرآن|بَالِغَةٌ}}، {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُم}}، {{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُم}}، {{متن قرآن|أَبْلِغْهُ}}، {{متن قرآن|يُبَلِّغُونَ}} و {{متن قرآن|أَبْلَغُوا }}، معنایی متناسب با اصطلاح [[دینی]] [[تبلیغ]] دارند. در میان این واژه‌ها، [[بلاغ]] بیشتر آمده است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref> پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر تو جز پیام‌رسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست؛ سوره آل عمران، آیه:۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ}}<ref>و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیام‌رسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه:۹۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ}}<ref> و اگر ما برخی از چیزهایی را که به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم و یا جان تو را بستانیم؛ بر تو تنها پیام رسانی و بر ما حسابرسی است؛ سوره رعد، آیه: ۴۰.</ref>؛ افزون بر این، مفاهیمی مانند [[ارشاد]]، [[دعوت]]، [[هدایت]]، [[موعظه]]، [[تبشیر]]، [[انذار]]، [[تخویف]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و ... با مفهوم [[تبلیغ]] پیوند دارند<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱.</ref>.
واژه [[تبلیغ]] در [[قرآن]] به کار نرفته؛ اما مشتقات دیگری از ریشه این واژه ۷۷ بار در [[قرآن]] آمده است که‌ ۲۷ <ref>التبلیغ، ص‌۱۵.</ref> مورد آن با کاربرد واژه‌های {{متن قرآن|الْبَلاغُ }}، {{متن قرآن|بَلِيغًا}}، {{متن قرآن|بَلِّغْ}}، {{متن قرآن|بَلَّغْتَ}}، {{متن قرآن|بَالِغَةٌ}}، {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُم}}، {{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُم}}، {{متن قرآن|أَبْلِغْهُ}}، {{متن قرآن|يُبَلِّغُونَ}} و {{متن قرآن|أَبْلَغُوا }}، معنایی متناسب با اصطلاح [[دینی]] [[تبلیغ]] دارند. در میان این واژه‌ها، [[بلاغ]] بیشتر آمده است: {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref> پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آورده‌ام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام می‌آورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شده‌اند و اگر رو گرداندند، بی‌گمان بر تو جز پیام‌رسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست؛ سوره آل عمران، آیه:۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ}}<ref>و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیام‌رسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه:۹۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ}}<ref> و اگر ما برخی از چیزهایی را که به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم و یا جان تو را بستانیم؛ بر تو تنها پیام رسانی و بر ما حسابرسی است؛ سوره رعد، آیه: ۴۰.</ref>؛ افزون بر این، مفاهیمی مانند [[ارشاد]]، [[دعوت]]، [[هدایت]]، [[موعظه]]، [[تبشیر]]، [[انذار]]، [[تخویف]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و ... با مفهوم [[تبلیغ]] پیوند دارند<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱.</ref>.


[[قرآن کریم]] از [[پیغمبران]] و برخی دیگر به عنوان مبلّغان [[رسالت الهی]] یاد نموده است. مانند اینکه از [[زبان]] پیغمبران [[نقل]] می‌کند: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}<ref>«(صالح) از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! بی‌گمان پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید» سوره اعراف، آیه ۷۹.</ref>. یا درباره پیغمبران می‌گوید: {{متن قرآن|مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ}}<ref>«بر پیامبر جز پیام‌رسانی نیست و خداوند آنچه را آشکار می‌دارید و آنچه را نهان می‌کنید می‌داند» سوره مائده، آیه ۹۹.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۱.</ref>
[[قرآن کریم]] از [[پیغمبران]] و برخی دیگر به عنوان مبلّغان [[رسالت الهی]] یاد نموده است. مانند اینکه از [[زبان]] پیغمبران [[نقل]] می‌کند: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}<ref>«(صالح) از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! بی‌گمان پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید» سوره اعراف، آیه ۷۹.</ref>. یا درباره پیغمبران می‌گوید: {{متن قرآن|مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ}}<ref>«بر پیامبر جز پیام‌رسانی نیست و خداوند آنچه را آشکار می‌دارید و آنچه را نهان می‌کنید می‌داند» سوره مائده، آیه ۹۹.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۲۲۱.</ref>


==[[جایگاه]] [[تبلیغ]] و مبلّغ==
==[[جایگاه]] [[تبلیغ]] و مبلّغ==
خط ۳۲: خط ۳۲:
در [[قرآن]] هدف‌هایی برای بیان [[تبلیغ]] و [[دعوت به دین]] ذکر شده است. این اهداف را می‌توان در دو دسته ذیل آورد:
در [[قرآن]] هدف‌هایی برای بیان [[تبلیغ]] و [[دعوت به دین]] ذکر شده است. این اهداف را می‌توان در دو دسته ذیل آورد:
#'''[[احیای انسان]]''': [[قرآن]]، [[دعوت دینی]] را برای حیات‌بخشی به [[انسان]] دانسته و [[مؤمنان]] را به [[پذیرش]] [[دعوت]] [[حیات]] بخش [[خدا]] و [[پیامبر]] فرا‌می‌خواند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ }}<ref> ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده می‌شوید؛ سوره انفال، آیه:۲۴.</ref>. در آیاتی دیگر، از [[هدف]] [[دعوت]] با تعابیری چون [[دعوت]] به [[هدایت]] و [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی؛ سوره شوری، آیه:۵۲.</ref>، [[رستگاری]] و [[نجات]]: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ}}<ref> ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه رستگاری  رهنمون شوم؛ سوره غافر، آیه:۳۸.</ref>، {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ}}<ref> و ای قوم من! چگونه است که (من) شما را به رهایی فرا می‌خوانم و (شما) مرا به آتش (دوزخ) فرا می‌خوانید؟؛ سوره غافر، آیه:۴۱.</ref> و خروج از [[ظلمات]]: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری؛ سوره ابراهیم، آیه۱.</ref> نیز یاد شده است.
#'''[[احیای انسان]]''': [[قرآن]]، [[دعوت دینی]] را برای حیات‌بخشی به [[انسان]] دانسته و [[مؤمنان]] را به [[پذیرش]] [[دعوت]] [[حیات]] بخش [[خدا]] و [[پیامبر]] فرا‌می‌خواند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ }}<ref> ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی می‌شود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده می‌شوید؛ سوره انفال، آیه:۲۴.</ref>. در آیاتی دیگر، از [[هدف]] [[دعوت]] با تعابیری چون [[دعوت]] به [[هدایت]] و [[صراط مستقیم]]: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref> بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی؛ سوره شوری، آیه:۵۲.</ref>، [[رستگاری]] و [[نجات]]: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ}}<ref> ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه رستگاری  رهنمون شوم؛ سوره غافر، آیه:۳۸.</ref>، {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ}}<ref> و ای قوم من! چگونه است که (من) شما را به رهایی فرا می‌خوانم و (شما) مرا به آتش (دوزخ) فرا می‌خوانید؟؛ سوره غافر، آیه:۴۱.</ref> و خروج از [[ظلمات]]: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری؛ سوره ابراهیم، آیه۱.</ref> نیز یاد شده است.
#'''[[اتمام حجت]]''': یکی از اهداف [[تبلیغ]]، روشن شدن [[حقیقت]] و [[راه هدایت]] است، به گونه‌ای که کسی در پیشگاه [[خداوند]]، عذر و بهانه‌ای برای [[گمراهی]] نداشته و [[حجت]] بر او تمام شده باشد: {{متن قرآن|رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه:۱۶۵.</ref>.<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۱۱۱ ـ ۱۱۲، ۱۲۹؛ ج‌۶، ص‌۱۴۱؛ ج‌۱۹، ص‌۳۹۴ ـ ۳۹۵.</ref> و اگر [[مخالفت]] و انکاری رخ دهد، از سر [[لجاجت]] و عناد با [[حق]] باشد<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۴۱؛المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۴۱ ـ ۲۴۳؛ ج‌۱۷، ص‌۷۲؛ ج‌۲۰، ص‌۱۵۶.</ref>.  
#'''[[اتمام حجت]]''': یکی از اهداف [[تبلیغ]]، روشن شدن [[حقیقت]] و [[راه هدایت]] است، به گونه‌ای که کسی در پیشگاه [[خداوند]]، عذر و بهانه‌ای برای [[گمراهی]] نداشته و [[حجت]] بر او تمام شده باشد: {{متن قرآن|رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه:۱۶۵.</ref><ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۱۱۱ ـ ۱۱۲، ۱۲۹؛ ج‌۶، ص‌۱۴۱؛ ج‌۱۹، ص‌۳۹۴ ـ ۳۹۵.</ref> و اگر [[مخالفت]] و انکاری رخ دهد، از سر [[لجاجت]] و عناد با [[حق]] باشد<ref>جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۴۱؛المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۴۱ ـ ۲۴۳؛ ج‌۱۷، ص‌۷۲؛ ج‌۲۰، ص‌۱۵۶.</ref>.  


از [[اتمام حجت]] در حوزه‌های [[کلام]]<ref>الفصول‌المهمه، ج‌۱، ص‌۴۲۰ ـ ۴۲۵؛ زادالمسیر، ج‌۲، ص۲۵۶؛ ج۳، ص‌۲۸۳ ـ ۲۸۵؛ اوائل المقالات، ص‌۴۴.</ref>، [[اصول فقه]]<ref>عدة الاصول، ج‌۲، ص‌۷۴۲ ـ ۷۴۶؛ الاحکام، ج‌۱، ص‌۹۱ ـ ۹۲؛ الذریعه، ج‌۲، ص‌۸۱۱ ـ ۸۱۲.</ref> و [[فقه سیاسی]]<ref>الطبقات، ج۱، ص۲۶۸؛الدرالمنثور، ج۲، ص۲۲۸ـ۲۳۳.</ref>، با رویکردهای گوناگونی بحث شده است<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱.</ref>.
از [[اتمام حجت]] در حوزه‌های [[کلام]]<ref>الفصول‌المهمه، ج‌۱، ص‌۴۲۰ ـ ۴۲۵؛ زادالمسیر، ج‌۲، ص۲۵۶؛ ج۳، ص‌۲۸۳ ـ ۲۸۵؛ اوائل المقالات، ص‌۴۴.</ref>، [[اصول فقه]]<ref>عدة الاصول، ج‌۲، ص‌۷۴۲ ـ ۷۴۶؛ الاحکام، ج‌۱، ص‌۹۱ ـ ۹۲؛ الذریعه، ج‌۲، ص‌۸۱۱ ـ ۸۱۲.</ref> و [[فقه سیاسی]]<ref>الطبقات، ج۱، ص۲۶۸؛الدرالمنثور، ج۲، ص۲۲۸ـ۲۳۳.</ref>، با رویکردهای گوناگونی بحث شده است<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ ـ ۱۵۱.</ref>.
خط ۳۸: خط ۳۸:
==اصول [[تبلیغ]]==
==اصول [[تبلیغ]]==
با استفاده از بعضی [[آیات قرآن]] که بر شرایطی برای [[تبلیغ]] تصریح یا ویژگی‌هایی برای [[پیامبران]] در [[مقام]] [[تبلیغ]] بازگو کرده، می‌توان ویژگی‌هایی را برای [[تبلیغ]] [[معارف دینی]] برشمرد مانند اینکه:
با استفاده از بعضی [[آیات قرآن]] که بر شرایطی برای [[تبلیغ]] تصریح یا ویژگی‌هایی برای [[پیامبران]] در [[مقام]] [[تبلیغ]] بازگو کرده، می‌توان ویژگی‌هایی را برای [[تبلیغ]] [[معارف دینی]] برشمرد مانند اینکه:
#[[دعوت دینی]] باید روشن و بی‌ابهام [[ابلاغ]] شود: {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ}}<ref>و چیزی جز پیام‌رسانی روشن، بر عهده ما نیست؛ سوره یس، آیه:۱۷.</ref>  
# [[دعوت دینی]] باید روشن و بی‌ابهام [[ابلاغ]] شود: {{متن قرآن|وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ}}<ref>و چیزی جز پیام‌رسانی روشن، بر عهده ما نیست؛ سوره یس، آیه:۱۷.</ref>  
#به فراخور نیاز و ظرفیت مخاطب با [[بشارت]] و [[انذار]] همراه گردد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۲۲۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا}}<ref> و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم؛ سوره سبأ، آیه: ۲۸.</ref> تا برای مخاطب [[اندیشه]] برانگیز باشد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن  را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref>.  
#به فراخور نیاز و ظرفیت مخاطب با [[بشارت]] و [[انذار]] همراه گردد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۲۲۸.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا}}<ref> و تو را جز مژده‌بخش و بیم‌دهنده برای همه مردم نفرستاده‌ایم؛ سوره سبأ، آیه: ۲۸.</ref> تا برای مخاطب [[اندیشه]] برانگیز باشد: {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن  را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند؛ سوره نحل، آیه:۴۴.</ref>.  


خط ۴۹: خط ۴۹:
بهره‌گیری از روش‌های [[موعظه]] غیر حَسَن و [[جدال]] غیر احسن، با [[اهداف]] [[دعوت دینی]] ناسازگار است، زیرا به‌کارگیری این روش‌ها، زوال و از میان رفتن [[حق]] را در پی دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ }}<ref> بی‌گمان پروردگار تو خود داناتر است که چه کس راه او را گم می‌کند و اوست که به رهیافتگان داناتر است؛ سوره انعام، آیه:۱۱۷.</ref> ذیل همین [[آیه]] را برای توضیح منحصر بودن [[دعوت دینی]] به این سه روش دانسته‌اند؛ به این معنا که [[خداوند]] به حال [[گمراهان]] و [[هدایت]] یافتگان به [[دین]] [[آگاه]] است و می‌داند که تنها همین سه روش، [[هدایت]] را به دنبال دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۸.</ref>
بهره‌گیری از روش‌های [[موعظه]] غیر حَسَن و [[جدال]] غیر احسن، با [[اهداف]] [[دعوت دینی]] ناسازگار است، زیرا به‌کارگیری این روش‌ها، زوال و از میان رفتن [[حق]] را در پی دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref> تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ }}<ref> بی‌گمان پروردگار تو خود داناتر است که چه کس راه او را گم می‌کند و اوست که به رهیافتگان داناتر است؛ سوره انعام، آیه:۱۱۷.</ref> ذیل همین [[آیه]] را برای توضیح منحصر بودن [[دعوت دینی]] به این سه روش دانسته‌اند؛ به این معنا که [[خداوند]] به حال [[گمراهان]] و [[هدایت]] یافتگان به [[دین]] [[آگاه]] است و می‌داند که تنها همین سه روش، [[هدایت]] را به دنبال دارد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۷، ص‌۲۸۸.</ref>


از هریک از این روش‌ها، به فراخور صلاح مخاطب و احتمال نتیجه‌بخش بودن آن استفاده می‌شود؛ و گاه می‌توان برای یک مخاطب خاص، تنها از یک روش یا از همه روش‌ها بهره برد. بعضی، به‌کارگیری هر سه روش با هم را ضروری دانسته‌اند؛ لکن کسانی بر این باورند که با توجه به تفاوت ظرفیت و [[توانایی]] [[فهم]] افراد، هریک از این روش‌های [[تبلیغ]]، به بخشی از [[اجتماع]]، اختصاص دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref>.<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>  
از هریک از این روش‌ها، به فراخور صلاح مخاطب و احتمال نتیجه‌بخش بودن آن استفاده می‌شود؛ و گاه می‌توان برای یک مخاطب خاص، تنها از یک روش یا از همه روش‌ها بهره برد. بعضی، به‌کارگیری هر سه روش با هم را ضروری دانسته‌اند؛ لکن کسانی بر این باورند که با توجه به تفاوت ظرفیت و [[توانایی]] [[فهم]] افراد، هریک از این روش‌های [[تبلیغ]]، به بخشی از [[اجتماع]]، اختصاص دارد<ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۳۷۲.</ref><ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>  


==روش‌های [[تبلیغ]]==
==روش‌های [[تبلیغ]]==
افزون بر اصول کلی [[تبلیغ]] [[دینی]] که در [[قرآن]] آمده، [[تأمل]] و بهره‌گیری از بیان [[آیات]] در جایگاه‌های گوناگون [[دعوت]] و چگونگی مسائلی که برای [[دعوت]] مخاطبان ابراز شده است، می‌تواند راهنمای [[فهم]] روش‌های [[تبلیغی]] [[قرآن]]، نسبت به مخاطبان و موقعیت‌های گوناگون [[تبلیغی]] باشد. بعضی از این روش‌های شکلی و محتوایی عبارت‌اند از:
افزون بر اصول کلی [[تبلیغ]] [[دینی]] که در [[قرآن]] آمده، [[تأمل]] و بهره‌گیری از بیان [[آیات]] در جایگاه‌های گوناگون [[دعوت]] و چگونگی مسائلی که برای [[دعوت]] مخاطبان ابراز شده است، می‌تواند راهنمای [[فهم]] روش‌های [[تبلیغی]] [[قرآن]]، نسبت به مخاطبان و موقعیت‌های گوناگون [[تبلیغی]] باشد. بعضی از این روش‌های شکلی و محتوایی عبارت‌اند از:
#'''بیان تدریجی:''' بعضی، بیان [[احکام اسلام]] را متناسب با ظرفیت [[ایمانی]] مخاطب دانسته و معتقدند در زمان [[پیامبر]]{{صل}}، با بیان مرحله‌ای و تدریجی، زمینه روانی پذیرش فراهم می‌آمده است<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۵۹.</ref> چنان‌که بر اساس [[روایات]]<ref>الکافی، ج‌۶، ص‌۴۰۶ ـ ۴۰۷.</ref> ناظر به چگونگی [[تحریم]] شراب، نخستین آیه‌ای که درباره [[حرمت]] شراب نازل شد [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا }}<ref> از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۹.</ref> است. این [[آیه]] در [[مردم]] [[احساس]] [[حرام]] بودن شراب را پدید آورد؛ اما تعبیر {{متن قرآن|مَنَافِعُ لِلنَّاسِ}}، نشان از بسته نبودن همه راه‌ها دانست. پس از آن [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ }}<ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید.شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟؛ سوره مائده، آیه: ۹۰ - ۹۱.</ref> با شدت بیشتری در این باره نازل شد و شراب را [[پلیدی]] و [[عمل]] [[شیطان]] و دوری از آن را مایه [[رستگاری]] دانست. در نهایت با [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید؛ سوره اعراف، آیه:۳۳.</ref> فرایند [[تشریع]] [[حرمت]] شراب پایان یافت. در ادامه این [[روایت]] تأکید شده است که هرگاه [[خداوند]] [[تشریع]] حکمی را [[اراده]] کند، با بیان تدریجی آن سبب [[آمادگی روحی]] [[مردم]] می‌شود تا به آسانی و با [[آرامش]] آن را بپذیرند<ref>الکافی، ج۶، ص‌۴۰۷؛ گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۶۰ـ ۶۷.</ref>.
#'''بیان تدریجی:''' بعضی، بیان [[احکام اسلام]] را متناسب با ظرفیت [[ایمانی]] مخاطب دانسته و معتقدند در زمان [[پیامبر]]{{صل}}، با بیان مرحله‌ای و تدریجی، زمینه روانی پذیرش فراهم می‌آمده است<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۵۹.</ref> چنان‌که بر اساس [[روایات]]<ref>الکافی، ج‌۶، ص‌۴۰۶ ـ ۴۰۷.</ref> ناظر به چگونگی [[تحریم]] شراب، نخستین آیه‌ای که درباره [[حرمت]] شراب نازل شد [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا }}<ref> از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است؛ سوره بقره، آیه:۲۱۹.</ref> است. این [[آیه]] در [[مردم]] [[احساس]] [[حرام]] بودن شراب را پدید آورد؛ اما تعبیر {{متن قرآن|مَنَافِعُ لِلنَّاسِ}}، نشان از بسته نبودن همه راه‌ها دانست. پس از آن [[آیه]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ }}<ref> ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب  و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید.شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست می‌کشید؟؛ سوره مائده، آیه: ۹۰ - ۹۱.</ref> با شدت بیشتری در این باره نازل شد و شراب را [[پلیدی]] و [[عمل]] [[شیطان]] و دوری از آن را مایه [[رستگاری]] دانست. در نهایت با [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید؛ سوره اعراف، آیه:۳۳.</ref> فرایند [[تشریع]] [[حرمت]] شراب پایان یافت. در ادامه این [[روایت]] تأکید شده است که هرگاه [[خداوند]] [[تشریع]] حکمی را [[اراده]] کند، با بیان تدریجی آن سبب [[آمادگی روحی]] [[مردم]] می‌شود تا به آسانی و با [[آرامش]] آن را بپذیرند<ref>الکافی، ج۶، ص‌۴۰۷؛ گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۶۰ـ ۶۷.</ref>.
#'''پیوند [[عقیده]] و [[ایمان]] با [[تدبر]] و [[تفکر]] در [[عالم هستی]]:''' [[قرآن]] برای [[دعوت]] [[انسان]]، از دلیل‌های صرفاً انتزاعی استفاده نمی‌کند بلکه [[عقیده]] را با هستی پیوند می‌دهد. در دیدگاه [[قرآن]]، همه هستی [[آیه]] و نشانه‌ای از وجود خداست که نگاه کردنِ همراه با [[تدبر]] و [[تفکر]] در آن، [[انسان]] را به وجود [[خدا]] می‌رساند: {{متن قرآن|قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ }}<ref> دعای  آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره یونس، آیه:۱۰.</ref>، بر همین اساس، [[انسان]] را به نظر و دقت در وجود خود فراخوانده است: {{متن قرآن|وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ}}<ref> و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟؛ سوره ذاریات، آیه:۲۱.</ref> و [[آفرینش آسمان]] و [[زمین]] و گردش [[شب]] و روز را نشانه‌ای برای [[خردمندان]] دانسته که [[اندیشه]] در آن با [[ایمان]] به [[هدفمندی]] [[آفرینش]] همراه است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }}<ref> بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است.همان کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۰ - ۱۱.</ref>.<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۱۷۱ـ ۱۷۶.</ref>
#'''پیوند [[عقیده]] و [[ایمان]] با [[تدبر]] و [[تفکر]] در [[عالم هستی]]:''' [[قرآن]] برای [[دعوت]] [[انسان]]، از دلیل‌های صرفاً انتزاعی استفاده نمی‌کند بلکه [[عقیده]] را با هستی پیوند می‌دهد. در دیدگاه [[قرآن]]، همه هستی [[آیه]] و نشانه‌ای از وجود خداست که نگاه کردنِ همراه با [[تدبر]] و [[تفکر]] در آن، [[انسان]] را به وجود [[خدا]] می‌رساند: {{متن قرآن|قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ }}<ref> دعای  آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را؛ سوره یونس، آیه:۱۰.</ref>، بر همین اساس، [[انسان]] را به نظر و دقت در وجود خود فراخوانده است: {{متن قرآن|وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ}}<ref> و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟؛ سوره ذاریات، آیه:۲۱.</ref> و [[آفرینش آسمان]] و [[زمین]] و گردش [[شب]] و روز را نشانه‌ای برای [[خردمندان]] دانسته که [[اندیشه]] در آن با [[ایمان]] به [[هدفمندی]] [[آفرینش]] همراه است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }}<ref> بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز نشانه‌هایی برای خردمندان است.همان کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹۰ - ۱۱.</ref><ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۱۷۱ـ ۱۷۶.</ref>
#'''توجه به ظرفیت‌های [[عاطفی]] [[انسان]]:''' هنگام رهسپاری [[موسی]] و [[هارون]] برای [[دعوت]] [[فرعون]]، [[خداوند]] آنان را به [[نرمی]] گفتار سفارش کرد: {{متن قرآن|فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا}}<ref> و با او به نرمی سخن گویید؛ سوره طه آیه:۴۴.</ref>؛ همچنین در [[وصف]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}، [[مهربانی]] و [[ملایمت]] [[پیامبر]] را رحمتی از سوی [[خداوند]] و سبب گرد آمدن [[مردم]] پیرامون آن [[حضرت]] می‌داند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref> یکی از سخنان [[پیامبران]] هنگام [[تبلیغ]]، تأکید بر [[خیرخواهی]] آنان نسبت به [[مردم]] است: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ}}<ref>پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref>. یکی از اهداف این سخن می‌تواند جلب [[محبت]] و عاطفه شنوندگان باشد: {{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}<ref> پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید؛ سوره اعراف، آیه:۷۹.</ref>.
#'''توجه به ظرفیت‌های [[عاطفی]] [[انسان]]:''' هنگام رهسپاری [[موسی]] و [[هارون]] برای [[دعوت]] [[فرعون]]، [[خداوند]] آنان را به [[نرمی]] گفتار سفارش کرد: {{متن قرآن|فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا}}<ref> و با او به نرمی سخن گویید؛ سوره طه آیه:۴۴.</ref>؛ همچنین در [[وصف]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}، [[مهربانی]] و [[ملایمت]] [[پیامبر]] را رحمتی از سوی [[خداوند]] و سبب گرد آمدن [[مردم]] پیرامون آن [[حضرت]] می‌داند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref> یکی از سخنان [[پیامبران]] هنگام [[تبلیغ]]، تأکید بر [[خیرخواهی]] آنان نسبت به [[مردم]] است: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ}}<ref>پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref>. یکی از اهداف این سخن می‌تواند جلب [[محبت]] و عاطفه شنوندگان باشد: {{متن قرآن|أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ}}<ref> پیام پروردگارم را به شما رسانده‌ام و برای شما خیرخواهی کرده‌ام امّا شما خیرخواهان را دوست نمی‌دارید؛ سوره اعراف، آیه:۷۹.</ref>.
#'''آغاز از خود و [[خویشان]]:''' بی‌شک، تطابق سخن و عمل مبلّغ، بر اثرگذاری [[تبلیغ]] می‌افزاید و [[همراهی]] [[نزدیکان]] او با دعوتش، [[اخلاص]] او را نشان می‌دهد. شاید بر همین اساس، [[خداوند]] به [[پیامبر]] خود [[دستور]] می‌دهد که در [[دعوت]] خود، از [[نزدیکان]] و [[عشیره]] خویش آغاز کند: {{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ }}<ref> و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!؛ سوره شعراء، آیه:۲۱۴.</ref> و به این ترتیب هرگونه [[سهل‌انگاری]] و استثنا و [[تبعیض]] را در مورد [[نزدیکان]] نمی‌پذیرد<ref>مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۳۲۲؛ المیزان، ج‌۱۵، ص‌۳۲۸ ـ ۳۲۹؛ من وحی القرآن، ج‌۱۷، ص‌۱۶۸.</ref>. [[خداوند]] به شدت مبلغانی را [[سرزنش]] می‌کند که به سخن خود پای‌بند نیستند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ}}<ref>ای مؤمنان! چرا چیزی می‌گویید که (خود) انجام نمی‌دهید؟ نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمی‌دهید؛ سوره صف، آیه: ۲- ۳.</ref> و [[یهودیان]] را به همین سبب [[سرزنش]] می‌کند، چه آنان به [[نیکی]] سفارش می‌کردند و خود را فراموش می‌کردند.
#'''آغاز از خود و [[خویشان]]:''' بی‌شک، تطابق سخن و عمل مبلّغ، بر اثرگذاری [[تبلیغ]] می‌افزاید و [[همراهی]] [[نزدیکان]] او با دعوتش، [[اخلاص]] او را نشان می‌دهد. شاید بر همین اساس، [[خداوند]] به [[پیامبر]] خود [[دستور]] می‌دهد که در [[دعوت]] خود، از [[نزدیکان]] و [[عشیره]] خویش آغاز کند: {{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ }}<ref> و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!؛ سوره شعراء، آیه:۲۱۴.</ref> و به این ترتیب هرگونه [[سهل‌انگاری]] و استثنا و [[تبعیض]] را در مورد [[نزدیکان]] نمی‌پذیرد<ref>مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۳۲۲؛ المیزان، ج‌۱۵، ص‌۳۲۸ ـ ۳۲۹؛ من وحی القرآن، ج‌۱۷، ص‌۱۶۸.</ref>. [[خداوند]] به شدت مبلغانی را [[سرزنش]] می‌کند که به سخن خود پای‌بند نیستند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ}}<ref>ای مؤمنان! چرا چیزی می‌گویید که (خود) انجام نمی‌دهید؟ نزد خداوند، بسیار ناپسند است که چیزی را بگویید که (خود) انجام نمی‌دهید؛ سوره صف، آیه: ۲- ۳.</ref> و [[یهودیان]] را به همین سبب [[سرزنش]] می‌کند، چه آنان به [[نیکی]] سفارش می‌کردند و خود را فراموش می‌کردند.
خط ۶۵: خط ۶۵:
#'''[[شناخت]] مخاطب و [[توانایی]] در برقراری [[ارتباط]]:''' [[شناخت]] مخاطب، مبلغ را توانا می‌کند تا [[معارف دینی]] را متناسب با نیازهای آنان بیان کند و در بیان مطالب، روش‌های سازگار با استعداد مخاطب را به کار گیرد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۶۳ ـ ۶۷.</ref>؛ همچنین آشنایی با زبان مخاطبان و بهره‌مندی از [[فصاحت]] [[زبان]]، مبلغ را در برقراری [[ارتباط]] با آنان [[یاری]] می‌رساند. [[خداوند]] برای [[تبلیغ دین]] خود پیامبرانی را می‌فرستاد که با زبان [[مردم]] آشنایی داشتند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ }}<ref> و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم؛ سوره ابراهیم، آیه:۴.</ref> و [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[خداوند]] می‌خواهد که گره از زبان او بگشاید و سخنش را برای [[مردم]]، فهمیدنی کند: {{متن قرآن|وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي }}<ref> و گرهی از زبانم بگشای.تا سخنم را دریابند؛ سوره طه، آیه: ۲۷ - ۲۸.</ref> و نیز برای مواجهه با [[فرعون]]، [[همراهی]] برادرش [[هارون]] را می‌طلبد که از او فصیح‌تر است. یکی از ضرورت‌ها برای [[شناخت]] مخاطب، آشنایی با ویژگی‌های زمانی و مکانی محیط زیست مخاطب است<ref>التبلیغ، ص‌۱۱۳.</ref> و اینکه اصناف [[مردم]] در مواجهه با [[دعوت دینی]] چگونه واکنش نشان می‌دهند. [[قرآن]] با ذکر  اصنافی چون [[پرهیزگاران]]، [[ظالمان]]، [[فاسقان]] و...، چگونگی مواجهه آنان با [[قرآن]] و نسبت آنان با [[هدایت]] را توضیح می‌دهد: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست؛ سوره بقره، آیه: ۲ - ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref> بی‌گمان خداوند گروه ستمکاران را رهنمون نمی‌شود؛ سوره احقاف، آیه:۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره منافقون، آیه:۶.</ref>. در آیاتی دیگر به [[پیامبر]]{{صل}} [[یادآوری]] می‌شود که وی نمی‌تواند کسانی را که چشمان خود را بر [[حقیقت]] بسته‌اند از [[گمراهی]] برهاند، بلکه تنها می‌تواند بر کسانی اثر گذارد که آماده [[پذیرش]] [[ایمان]] به [[آیات]] [[خدا]] هستند: {{متن قرآن|وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلاَّ مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ }}<ref> و تو رهنمون کوردلان از گمراهیشان نیستی؛ (تو پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آورده‌اند و (به فرمان ما) گردن نهاده‌اند، نمی‌شنوانی؛ سوره نمل، آیه:۸۱.</ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ}}<ref> تنها کسانی (فراخوان تو را) پاسخ می‌دهند؛ که گوش شنوا دارند و خداوند مردگان را برمی‌انگیزاند؛ آنگاه به سوی او بازگردانده می‌شوند؛ سوره انعام، آیه:۳۶.</ref> نیز تأکید دارد تنها کسانی که گوشی شنوا دارند، [[دعوت پیامبر]] را [[اجابت]] می‌کنند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ}}<ref>برای نمونه ر.ک: سوره نمل، آیه:۸۰؛ سوره جاثیه، آیه:۲۳ و....</ref>. در [[روایات]] نیز با تأکید بر آشنایی با زمان<ref>الکافی، ج‌۱، ص‌۲۷؛ تحف العقول، ص‌۳۵۶.</ref> و [[سخن گفتن]] به فراخور [[عقل]] و ظرفیت مخاطب<ref>الکافی، ج۱، ص۲۳؛ الامالی، طوسی، ص۴۸۱؛ کنزالعمال، ج‌۱۰، ص‌۸۴، ۳۰۴.</ref>، شباهت [[انسان‌ها]] به زمانشان بیشتر از شباهت آنان به پدرشان دانسته شده است<ref>المناقب، ص۳۷۵؛ خصائص‌الائمه، ص۱۱۵؛ینابیع الموده، ج‌۲، ص‌۴۱۲.</ref>.
#'''[[شناخت]] مخاطب و [[توانایی]] در برقراری [[ارتباط]]:''' [[شناخت]] مخاطب، مبلغ را توانا می‌کند تا [[معارف دینی]] را متناسب با نیازهای آنان بیان کند و در بیان مطالب، روش‌های سازگار با استعداد مخاطب را به کار گیرد<ref>گامهایی در راه تبلیغ، ص‌۶۳ ـ ۶۷.</ref>؛ همچنین آشنایی با زبان مخاطبان و بهره‌مندی از [[فصاحت]] [[زبان]]، مبلغ را در برقراری [[ارتباط]] با آنان [[یاری]] می‌رساند. [[خداوند]] برای [[تبلیغ دین]] خود پیامبرانی را می‌فرستاد که با زبان [[مردم]] آشنایی داشتند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ }}<ref> و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم؛ سوره ابراهیم، آیه:۴.</ref> و [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[خداوند]] می‌خواهد که گره از زبان او بگشاید و سخنش را برای [[مردم]]، فهمیدنی کند: {{متن قرآن|وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي }}<ref> و گرهی از زبانم بگشای.تا سخنم را دریابند؛ سوره طه، آیه: ۲۷ - ۲۸.</ref> و نیز برای مواجهه با [[فرعون]]، [[همراهی]] برادرش [[هارون]] را می‌طلبد که از او فصیح‌تر است. یکی از ضرورت‌ها برای [[شناخت]] مخاطب، آشنایی با ویژگی‌های زمانی و مکانی محیط زیست مخاطب است<ref>التبلیغ، ص‌۱۱۳.</ref> و اینکه اصناف [[مردم]] در مواجهه با [[دعوت دینی]] چگونه واکنش نشان می‌دهند. [[قرآن]] با ذکر  اصنافی چون [[پرهیزگاران]]، [[ظالمان]]، [[فاسقان]] و...، چگونگی مواجهه آنان با [[قرآن]] و نسبت آنان با [[هدایت]] را توضیح می‌دهد: {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست؛ سوره بقره، آیه: ۲ - ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref> بی‌گمان خداوند گروه ستمکاران را رهنمون نمی‌شود؛ سوره احقاف، آیه:۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}}<ref>بی‌گمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمی‌کند؛ سوره منافقون، آیه:۶.</ref>. در آیاتی دیگر به [[پیامبر]]{{صل}} [[یادآوری]] می‌شود که وی نمی‌تواند کسانی را که چشمان خود را بر [[حقیقت]] بسته‌اند از [[گمراهی]] برهاند، بلکه تنها می‌تواند بر کسانی اثر گذارد که آماده [[پذیرش]] [[ایمان]] به [[آیات]] [[خدا]] هستند: {{متن قرآن|وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلاَّ مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ }}<ref> و تو رهنمون کوردلان از گمراهیشان نیستی؛ (تو پیام خود را) جز به کسانی که به آیات ما ایمان آورده‌اند و (به فرمان ما) گردن نهاده‌اند، نمی‌شنوانی؛ سوره نمل، آیه:۸۱.</ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ}}<ref> تنها کسانی (فراخوان تو را) پاسخ می‌دهند؛ که گوش شنوا دارند و خداوند مردگان را برمی‌انگیزاند؛ آنگاه به سوی او بازگردانده می‌شوند؛ سوره انعام، آیه:۳۶.</ref> نیز تأکید دارد تنها کسانی که گوشی شنوا دارند، [[دعوت پیامبر]] را [[اجابت]] می‌کنند: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ}}<ref>برای نمونه ر.ک: سوره نمل، آیه:۸۰؛ سوره جاثیه، آیه:۲۳ و....</ref>. در [[روایات]] نیز با تأکید بر آشنایی با زمان<ref>الکافی، ج‌۱، ص‌۲۷؛ تحف العقول، ص‌۳۵۶.</ref> و [[سخن گفتن]] به فراخور [[عقل]] و ظرفیت مخاطب<ref>الکافی، ج۱، ص۲۳؛ الامالی، طوسی، ص۴۸۱؛ کنزالعمال، ج‌۱۰، ص‌۸۴، ۳۰۴.</ref>، شباهت [[انسان‌ها]] به زمانشان بیشتر از شباهت آنان به پدرشان دانسته شده است<ref>المناقب، ص۳۷۵؛ خصائص‌الائمه، ص۱۱۵؛ینابیع الموده، ج‌۲، ص‌۴۱۲.</ref>.
#'''برخورداری از [[فضایل اخلاقی]]:''' برای به ثمر نشستن [[دعوت]] و [[تبلیغ]] [[دینی]]، بهره‌مندی مبلغ از فضایلی [[اخلاقی]] ضروری است: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref> و به راستی تو را خویی است سترگ؛ سوره قلم، آیه:۴.</ref> این ویژگی‌ها از آیاتی به دست می‌آیند که به معرفی [[پیامبران]] و چگونگی تعامل آنان با [[مردم]] در [[مقام]] [[تبلیغ]] می‌پردازند و عبارت‌اند از:
#'''برخورداری از [[فضایل اخلاقی]]:''' برای به ثمر نشستن [[دعوت]] و [[تبلیغ]] [[دینی]]، بهره‌مندی مبلغ از فضایلی [[اخلاقی]] ضروری است: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref> و به راستی تو را خویی است سترگ؛ سوره قلم، آیه:۴.</ref> این ویژگی‌ها از آیاتی به دست می‌آیند که به معرفی [[پیامبران]] و چگونگی تعامل آنان با [[مردم]] در [[مقام]] [[تبلیغ]] می‌پردازند و عبارت‌اند از:
##'''[[اخلاص]]:''' [[نیت]] مبلغ در [[تبلیغ]] [[معارف دینی]] باید بر [[رضایت خداوند]] و انجام [[تکلیف دینی]] باشد<ref>المنیر، ج‌۱۴، ص‌۲۷۳.</ref>، از این رو در [[آیات]] بسیاری تأکید شده است که [[پیامبران]] در برابر [[تبلیغ رسالت الهی]]، هیچ‌گونه درخواست و چشم‌داشت مادی ندارند و [[اجر]] [[تبلیغ]] آنان بر عهده خداوند ست: {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست؛ سوره شعراء، آیه:۱۰۹.</ref>.<ref>برای نمونه ر.ک: سوره ص، آیه:۸۶؛ سوره شوری، آیه:۲۳.</ref> در [[روایات]] نیز با تعابیر گوناگون، [[پرهیز]] از [[ریا]]<ref>الطبقات، ج‌۷، ص‌۴۲۹؛ اسدالغابه، ج‌۱، ص‌۴۰۱.</ref> و توجه به [[اخلاص]]<ref>الخصال، ص‌۳۴۵؛ کنزالعمال، ج‌۱۰، ص‌۸۴.</ref> در [[تبلیغ]] [[یادآوری]] شده است.
##'''[[اخلاص]]:''' [[نیت]] مبلغ در [[تبلیغ]] [[معارف دینی]] باید بر [[رضایت خداوند]] و انجام [[تکلیف دینی]] باشد<ref>المنیر، ج‌۱۴، ص‌۲۷۳.</ref>، از این رو در [[آیات]] بسیاری تأکید شده است که [[پیامبران]] در برابر [[تبلیغ رسالت الهی]]، هیچ‌گونه درخواست و چشم‌داشت مادی ندارند و [[اجر]] [[تبلیغ]] آنان بر عهده خداوند ست: {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست؛ سوره شعراء، آیه:۱۰۹.</ref><ref>برای نمونه ر.ک: سوره ص، آیه:۸۶؛ سوره شوری، آیه:۲۳.</ref> در [[روایات]] نیز با تعابیر گوناگون، [[پرهیز]] از [[ریا]]<ref>الطبقات، ج‌۷، ص‌۴۲۹؛ اسدالغابه، ج‌۱، ص‌۴۰۱.</ref> و توجه به [[اخلاص]]<ref>الخصال، ص‌۳۴۵؛ کنزالعمال، ج‌۱۰، ص‌۸۴.</ref> در [[تبلیغ]] [[یادآوری]] شده است.
##'''[[شجاعت]]:''' [[ابلاغ رسالت الهی]] در بسیاری از موارد، [[نیازمند]] [[شجاعت]] است<ref>المنیر، ج‌۱۴، ص‌۲۷۳.</ref>. این [[شجاعت]] هنگامی به دست می‌آید که مبلغ از کسی جز [[خدا]] پروایی نداشته باشد<ref>جامع‌البیان، ج‌۲۲، ص‌۲۱.</ref>: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا }}<ref> همان کسانی که پیام‌های خداوند را می‌رسانند و از او می‌ترسند و از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است؛ سوره احزاب، آیه:۳۹.</ref>در [[روایات]] بسیاری نیز بر [[نهراسیدن از سرزنش]] دیگران و [[شجاعت]] در [[بیان حق]] تأکید شده است<ref>الامالی، طوسی، ص‌۵۴۱.</ref>
##'''[[شجاعت]]:''' [[ابلاغ رسالت الهی]] در بسیاری از موارد، [[نیازمند]] [[شجاعت]] است<ref>المنیر، ج‌۱۴، ص‌۲۷۳.</ref>. این [[شجاعت]] هنگامی به دست می‌آید که مبلغ از کسی جز [[خدا]] پروایی نداشته باشد<ref>جامع‌البیان، ج‌۲۲، ص‌۲۱.</ref>: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا }}<ref> همان کسانی که پیام‌های خداوند را می‌رسانند و از او می‌ترسند و از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است؛ سوره احزاب، آیه:۳۹.</ref>در [[روایات]] بسیاری نیز بر [[نهراسیدن از سرزنش]] دیگران و [[شجاعت]] در [[بیان حق]] تأکید شده است<ref>الامالی، طوسی، ص‌۵۴۱.</ref>
##'''[[استقامت]]:''' یکی از آفات [[تبلیغ]]، [[پیروی]] مبلغ از خواست [[باطل]] دیگران است. [[آیه]] {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شوری، آیه:۱۵.</ref>از [[پیامبر]] می‌خواهد که در [[دعوت]] خود [[پایداری]] و [[استقامت]] داشته باشد و از هواهای [[مردم]] [[پیروی]] نکند: {{متن قرآن|فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ}}.
##'''[[استقامت]]:''' یکی از آفات [[تبلیغ]]، [[پیروی]] مبلغ از خواست [[باطل]] دیگران است. [[آیه]] {{متن قرآن|فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>پس به همین (یگانگی مردم را) فرا خوان و چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است ایمان دارم و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و شماست، کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شما، هیچ چالشی میان ما و شما نیست، خداوند میان ما را جمع می‌گرداند و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست؛ سوره شوری، آیه:۱۵.</ref>از [[پیامبر]] می‌خواهد که در [[دعوت]] خود [[پایداری]] و [[استقامت]] داشته باشد و از هواهای [[مردم]] [[پیروی]] نکند: {{متن قرآن|فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ}}.
خط ۷۱: خط ۷۱:
##'''[[شرح صدر]]:''' فراخی سینه و [[شرح صدر]]، کارهای دشوار، [[مشکلات]] و [[ناملایمات]] سترگ را در نظر مبلغ، آسان، کوچک و ناچیز می‌نمایاند. [[حضرت موسی]]{{ع}} هنگام عزیمت برای [[دعوت]] [[فرعون]]، از [[خداوند]] [[شرح صدر]] طلب کرد: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي}}<ref> پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش؛ سوره طه، آیه:۲۵.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}<ref> آیا به دلت گشایش ندادیم؟؛ سوره شرح، آیه:۱.</ref> نیز سخن از [[شرح صدر]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}است: {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}. بر اساس روایتی، [[دعا]] برای [[شرح صدر]]، یکی از بیشترین دعاهای [[پیامبران]] بوده است<ref>المصنف، ج‌۴، ص‌۴۷۳؛ کنزالعمال، ج‌۵، ص‌۱۹۰ ـ ۱۹۱.</ref>
##'''[[شرح صدر]]:''' فراخی سینه و [[شرح صدر]]، کارهای دشوار، [[مشکلات]] و [[ناملایمات]] سترگ را در نظر مبلغ، آسان، کوچک و ناچیز می‌نمایاند. [[حضرت موسی]]{{ع}} هنگام عزیمت برای [[دعوت]] [[فرعون]]، از [[خداوند]] [[شرح صدر]] طلب کرد: {{متن قرآن|رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي}}<ref> پروردگارا! سینه‌ام را گشایش بخش؛ سوره طه، آیه:۲۵.</ref> در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}<ref> آیا به دلت گشایش ندادیم؟؛ سوره شرح، آیه:۱.</ref> نیز سخن از [[شرح صدر]] [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}}است: {{متن قرآن|أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ}}. بر اساس روایتی، [[دعا]] برای [[شرح صدر]]، یکی از بیشترین دعاهای [[پیامبران]] بوده است<ref>المصنف، ج‌۴، ص‌۴۷۳؛ کنزالعمال، ج‌۵، ص‌۱۹۰ ـ ۱۹۱.</ref>
##'''[[خیرخواهی]] و [[امانتداری]]:''' مبلغ برای موفقیت در [[تبلیغ]] [[نیازمند]] [[اعتماد]] مخاطب است، از این‌رو [[خیرخواهی]] و [[امانتداری]] و [[باور]] مخاطب به آن، جایگاهی ویژه در به ثمر نشستن [[تبلیغ]] دارد، به گونه‌ای که [[پیامبران]] به هنگام [[ابلاغ]] [[دعوت]]، به [[خیرخواهی]] و [[امانتداری]] خود، تصریح می‌کردند<ref>جامع البیان، ج‌۸، ص‌۲۸۰.</ref>: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ }}<ref> پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref>.
##'''[[خیرخواهی]] و [[امانتداری]]:''' مبلغ برای موفقیت در [[تبلیغ]] [[نیازمند]] [[اعتماد]] مخاطب است، از این‌رو [[خیرخواهی]] و [[امانتداری]] و [[باور]] مخاطب به آن، جایگاهی ویژه در به ثمر نشستن [[تبلیغ]] دارد، به گونه‌ای که [[پیامبران]] به هنگام [[ابلاغ]] [[دعوت]]، به [[خیرخواهی]] و [[امانتداری]] خود، تصریح می‌کردند<ref>جامع البیان، ج‌۸، ص‌۲۸۰.</ref>: {{متن قرآن|أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ }}<ref> پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم؛ سوره اعراف، آیه: ۶۸.</ref>.
##'''[[نرمخویی]] و [[مدارا]]:''' [[نرمخویی]] مبلغ این زمینه را فراهم می‌آورد که مخاطبان به [[راحتی]] با او پیوند پیدا کنند. [[قرآن]]، [[نرمخویی]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[رفق]] و مدارای او با [[مردم]] را سبب گرد آمدن [[مردم]] پیرامون او می‌داند و تصریح می‌کند اگر [[پیامبر]] تندخو و نامهربان بود، [[مردم]] از گِرد او پراکنده می‌شدند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}}<ref>پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۸۶۹.</ref> اهمیت [[نرمخویی]] و [[مدارا]]، در [[روایات]]<ref>الکافی، ج‌۸، ص‌۲۴؛ تحف العقول، ص‌۴۸.</ref>. همچنین  با تعابیر گوناگونی، مورد توجه است. در بعضی از این [[روایات]]، در شمار سفارش‌های [[پیامبر]] هنگام گسیل کسانی برای [[تبلیغ]]، [[مدارا]] کردن و سخت نگرفتن آمده‌است<ref>کنزالعمال، ج‌۳، ص‌۳۳؛ عوالی اللآلی، ج‌۱، ص‌۳۸۱.</ref>.
##'''[[نرمخویی]] و [[مدارا]]:''' [[نرمخویی]] مبلغ این زمینه را فراهم می‌آورد که مخاطبان به [[راحتی]] با او پیوند پیدا کنند. [[قرآن]]، [[نرمخویی]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[رفق]] و مدارای او با [[مردم]] را سبب گرد آمدن [[مردم]] پیرامون او می‌داند و تصریح می‌کند اگر [[پیامبر]] تندخو و نامهربان بود، [[مردم]] از گِرد او پراکنده می‌شدند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ}}<ref>پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل می‌بودی از دورت می‌پراکندند؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref><ref>مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۸۶۹.</ref> اهمیت [[نرمخویی]] و [[مدارا]]، در [[روایات]]<ref>الکافی، ج‌۸، ص‌۲۴؛ تحف العقول، ص‌۴۸.</ref>. همچنین  با تعابیر گوناگونی، مورد توجه است. در بعضی از این [[روایات]]، در شمار سفارش‌های [[پیامبر]] هنگام گسیل کسانی برای [[تبلیغ]]، [[مدارا]] کردن و سخت نگرفتن آمده‌است<ref>کنزالعمال، ج‌۳، ص‌۳۳؛ عوالی اللآلی، ج‌۱، ص‌۳۸۱.</ref>.
##'''[[تواضع]]:''' [[خداوند]] از [[پیامبر]]{{صل}} خواهان [[رفتاری]] متواضعانه با [[مؤمنان]] بوده است: {{متن قرآن|وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref> و با مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند افتادگی کن؛ سوره شعراء، آیه:۲۱۵.</ref> اضافه بر مواردی که از [[آیات قرآن]] استفاده شد، در [[روایات]] نیز ویژگی‌های دیگری مانند [[صدق]]<ref>الکافی، ج۲، ص‌۱۰۴؛ مصباح الشریعه، ص‌۳۲۴ ـ ۳۲۸.</ref> و [[ادب]]<ref>اعلام الدین، ص‌۲۷۳.</ref> آمده است و بر مقدم بودن [[دعوت]] عملی بر [[دعوت]] زبانی<ref>الکافی، ج‌۱، ص‌۳۶، ۴۴ ـ ۴۵؛ ج‌۲، ص‌۱۰۵؛ نهج‌البلاغه، حکمت ۷۳.</ref> و [[ضرورت]] تطابق [[قلب]] و زبان مبلغ<ref>عدة الداعی، ص‌۷۰؛ غررالحکم، ص‌۲۱۴؛ کنز العمال، ج‌۱۰، ص‌۲۰۰.</ref> تأکید شده است<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>.
##'''[[تواضع]]:''' [[خداوند]] از [[پیامبر]]{{صل}} خواهان [[رفتاری]] متواضعانه با [[مؤمنان]] بوده است: {{متن قرآن|وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ }}<ref> و با مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند افتادگی کن؛ سوره شعراء، آیه:۲۱۵.</ref> اضافه بر مواردی که از [[آیات قرآن]] استفاده شد، در [[روایات]] نیز ویژگی‌های دیگری مانند [[صدق]]<ref>الکافی، ج۲، ص‌۱۰۴؛ مصباح الشریعه، ص‌۳۲۴ ـ ۳۲۸.</ref> و [[ادب]]<ref>اعلام الدین، ص‌۲۷۳.</ref> آمده است و بر مقدم بودن [[دعوت]] عملی بر [[دعوت]] زبانی<ref>الکافی، ج‌۱، ص‌۳۶، ۴۴ ـ ۴۵؛ ج‌۲، ص‌۱۰۵؛ نهج‌البلاغه، حکمت ۷۳.</ref> و [[ضرورت]] تطابق [[قلب]] و زبان مبلغ<ref>عدة الداعی، ص‌۷۰؛ غررالحکم، ص‌۲۱۴؛ کنز العمال، ج‌۱۰، ص‌۲۰۰.</ref> تأکید شده است<ref>[[غلام رضا قدمی|قدمی، غلام رضا]]، [[تبلیغ (مقاله)|تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص ۱۴۱ - ۱۵۱.</ref>.


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش