بقیله اکبر اشجعی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۳: خط ۳:


==مقدمه==
==مقدمه==
[[ابن ماکولا]]<ref>ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷.</ref> ضبط این نام را بر وزن فَعِیل و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref> به تصغیر (بُقَیله) آن دانسته است. وی از [[قبیله]] [[بکر بن اشجع]]، ولی در تیره‌اش [[اختلاف]] است<ref>ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷</ref>. أشجع شاخه‌ای از [[ریث بن غطفان]] از قبیله بسیار بزرگ قیس عیلان است<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۶۴.</ref>. کنیه‌اش ابومنهال و قید اکبر، برای تمییز دادن او از ابومنهال اصغر اشجعی ([[جابر بن عبدالله اشجعی]]) است<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷.</ref>. برخی گفته‌اند وی [[بقیلة بن منهال]] است<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. نام او را [[نفیله]] نیز گفته‌اند<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴.</ref>، ولی [[زبیر بن بکار]]<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref> این را تصحیف دانسته است. وی شاعر، سوارکار [[شجاع]] و [[شرور]] و بزرگ [[قوم]] خود، و در جنگ احد فرمانده سوارکاران [[اشجعیان]] بود و گویند وی [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[احد]] [[یاری]] رساند<ref>ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. هرچند ممکن است [[قبیله اشجع]] در [[جنگ خندق]] [[اسلام]] آورده باشند و [[نماینده]] بفرستند چنان که [[ابن سعد]] تصریح کرده، اما این بدان معنا نیست که از اشجعیان پیش از [[خندق]] در [[جنگ‌ها]] حضور نداشته‌اند. مثلاً [[جاریة بن حمیل اشجعی]] در [[بدر]] شرکت داشته‌اند<ref>شامی، ج۴، ص۹۵.</ref>. همچنین است [[حمزة بن حمیرة اشجعی]] حلیف [[خزرج]]<ref>شامی، ج۴، ص۹۸.</ref> و [[زاهر بنی حرام اشجعی]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۰۱.</ref> و [[عبدالله بن حمیر اشجعی]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۰۸.</ref> و عصیمه اشجعی حلیف [[بنی مالک بن نجار]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۱۱.</ref> و [[عقبة بن حلیس بن دهمان اشجعی]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۱۱.</ref> براساس گزارش‌ها، معلوم می‌شود گروهی از اشجعیان پیش از خندق [[مسلمان]] شده و با هم [[پیمان]] [[انصار]] بوده‌اند. وی در [[جنگ قادسیه]] شرکت کرد<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. نقل شده است که گویا زمانی که او در جنگ قادسیه بود و به وی خبر می‌رسد جعله سلمی همیشه با برخی از [[زنان]] [[مدینه]] [[همنشین]] شده و با آنان [[شوخی]] می‌کند، [[ناراحتی]] خود را در اشعاری که برای [[عمر]] فرستاد، اظهار نمود و عمر، [[جعده]] را از [[مدینه]] [[تبعید]] کرد<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰ و ۶۳۶.</ref>. [[بقیله]] در اشعاری، [[اشتیاق]] خود را به مدینه این چنین ابراز کرده است:
[[ابن ماکولا]]<ref>ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷.</ref> ضبط این نام را بر وزن فَعِیل و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref> به تصغیر (بُقَیله) آن دانسته است. وی از [[قبیله]] [[بکر بن اشجع]]، ولی در تیره‌اش [[اختلاف]] است<ref>ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷</ref>. «[[بنی‌اشجع]]» شاخه‌ای از [[ریث بن غطفان]] از قبیله بسیار بزرگ قیس عیلان است<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۶۴.</ref>. کنیه‌اش ابومنهال و قید اکبر، برای تمییز دادن او از ابومنهال اصغر اشجعی ([[جابر بن عبدالله اشجعی]]) است<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷.</ref>. برخی گفته‌اند وی [[بقیلة بن منهال]] است<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. نام او را [[نفیله]] نیز گفته‌اند<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴.</ref>، ولی [[زبیر بن بکار]]<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref> این را تصحیف دانسته است. وی شاعر، سوارکار [[شجاع]] و [[شرور]] و بزرگ [[قوم]] خود، و در جنگ احد فرمانده سوارکاران [[اشجعیان]] بود و گویند وی [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[احد]] [[یاری]] رساند<ref>ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. هرچند ممکن است [[قبیله اشجع]] در [[جنگ خندق]] [[اسلام]] آورده باشند و [[نماینده]] بفرستند چنان که [[ابن سعد]] تصریح کرده، اما این بدان معنا نیست که از اشجعیان پیش از [[خندق]] در [[جنگ‌ها]] حضور نداشته‌اند. مثلاً [[جاریة بن حمیل اشجعی]] در [[بدر]] شرکت داشته‌اند<ref>شامی، ج۴، ص۹۵.</ref>. همچنین است [[حمزة بن حمیرة اشجعی]] حلیف [[خزرج]]<ref>شامی، ج۴، ص۹۸.</ref> و [[زاهر بنی حرام اشجعی]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۰۱.</ref> و [[عبدالله بن حمیر اشجعی]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۰۸.</ref> و عصیمه اشجعی حلیف [[بنی مالک بن نجار]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۱۱.</ref> و [[عقبة بن حلیس بن دهمان اشجعی]]<ref>شامی، ج۴، ص۱۱۱.</ref> براساس گزارش‌ها، معلوم می‌شود گروهی از اشجعیان پیش از خندق [[مسلمان]] شده و با هم [[پیمان]] [[انصار]] بوده‌اند. وی در [[جنگ قادسیه]] شرکت کرد<ref>ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.</ref>. نقل شده است که گویا زمانی که او در جنگ قادسیه بود و به وی خبر می‌رسد جعله سلمی همیشه با برخی از [[زنان]] [[مدینه]] [[همنشین]] شده و با آنان [[شوخی]] می‌کند، [[ناراحتی]] خود را در اشعاری که برای [[عمر]] فرستاد، اظهار نمود و عمر، [[جعده]] را از [[مدینه]] [[تبعید]] کرد<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰ و ۶۳۶.</ref>. [[بقیله]] در اشعاری، [[اشتیاق]] خود را به مدینه این چنین ابراز کرده است:
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب|''بَكَي صاحبي لمّا رأي الفُلْكَ قَدْ مَضَتْ''|2=''تهادي بنا فوق ذي لجج خضر''}}
{{ب|''بَكَي صاحبي لمّا رأي الفُلْكَ قَدْ مَضَتْ''|2=''تهادي بنا فوق ذي لجج خضر''}}

نسخهٔ ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۳

مقدمه

ابن ماکولا[۱] ضبط این نام را بر وزن فَعِیل و ابن حجر[۲] به تصغیر (بُقَیله) آن دانسته است. وی از قبیله بکر بن اشجع، ولی در تیره‌اش اختلاف است[۳]. «بنی‌اشجع» شاخه‌ای از ریث بن غطفان از قبیله بسیار بزرگ قیس عیلان است[۴]. کنیه‌اش ابومنهال و قید اکبر، برای تمییز دادن او از ابومنهال اصغر اشجعی (جابر بن عبدالله اشجعی) است[۵]. برخی گفته‌اند وی بقیلة بن منهال است[۶]. نام او را نفیله نیز گفته‌اند[۷]، ولی زبیر بن بکار[۸] این را تصحیف دانسته است. وی شاعر، سوارکار شجاع و شرور و بزرگ قوم خود، و در جنگ احد فرمانده سوارکاران اشجعیان بود و گویند وی رسول خدا(ص) را در احد یاری رساند[۹]. هرچند ممکن است قبیله اشجع در جنگ خندق اسلام آورده باشند و نماینده بفرستند چنان که ابن سعد تصریح کرده، اما این بدان معنا نیست که از اشجعیان پیش از خندق در جنگ‌ها حضور نداشته‌اند. مثلاً جاریة بن حمیل اشجعی در بدر شرکت داشته‌اند[۱۰]. همچنین است حمزة بن حمیرة اشجعی حلیف خزرج[۱۱] و زاهر بنی حرام اشجعی[۱۲] و عبدالله بن حمیر اشجعی[۱۳] و عصیمه اشجعی حلیف بنی مالک بن نجار[۱۴] و عقبة بن حلیس بن دهمان اشجعی[۱۵] براساس گزارش‌ها، معلوم می‌شود گروهی از اشجعیان پیش از خندق مسلمان شده و با هم پیمان انصار بوده‌اند. وی در جنگ قادسیه شرکت کرد[۱۶]. نقل شده است که گویا زمانی که او در جنگ قادسیه بود و به وی خبر می‌رسد جعله سلمی همیشه با برخی از زنان مدینه همنشین شده و با آنان شوخی می‌کند، ناراحتی خود را در اشعاری که برای عمر فرستاد، اظهار نمود و عمر، جعده را از مدینه تبعید کرد[۱۷]. بقیله در اشعاری، اشتیاق خود را به مدینه این چنین ابراز کرده است:

بَكَي صاحبي لمّا رأي الفُلْكَ قَدْ مَضَتْتهادي بنا فوق ذي لجج خضر
وحَنّ إلي أهلِ المدينة حنّهلِمصرَ وهَيهَات المدينةُ مِن مِصرَ
دوست من گریه کرد آنگاه که دید کشتی، ما را به آرامی بر امواج سبز دریا می‌برد. او مشتاق مردم مدینه چون اشتیاقش به مصر بود، ولی چقدر مدینه از مصر دور است[۱۸][۱۹]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷.
  2. ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.
  3. ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷
  4. ابن اثیر، ج۱، ص۶۴.
  5. ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷.
  6. ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.
  7. ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴.
  8. ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.
  9. ابن ماکولا، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.
  10. شامی، ج۴، ص۹۵.
  11. شامی، ج۴، ص۹۸.
  12. شامی، ج۴، ص۱۰۱.
  13. شامی، ج۴، ص۱۰۸.
  14. شامی، ج۴، ص۱۱۱.
  15. شامی، ج۴، ص۱۱۱.
  16. ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰.
  17. ابن حجر، ج۱، ص۴۵۰ و ۶۳۶.
  18. ابن شبه، ج۱، ص۲۸۴.
  19. هدایت‌پناه، محمد رضا، مقاله «بقیله اکبر اشجعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۲، ص:۲۵۷-۲۵۸.