دشنام در لغت: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
در کتابهای لغت «[[سبّ]]» ([[دشنام]]) به معنای قطع کردن است از آنجا که دشنام موجب پاره کردن و از بین رفتن [[آبرو]] میشود؛ لذا آن را [[سب]] نامیدهاند: {{عربی| و أصل السبّ القطع، ثمّ صار السبّ شتما، لأنّ الشتم خرق الأعراض}}<ref>التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۱۱.</ref>. | در کتابهای لغت «[[سبّ]]» ([[دشنام]]) به معنای قطع کردن است از آنجا که دشنام موجب پاره کردن و از بین رفتن [[آبرو]] میشود؛ لذا آن را [[سب]] نامیدهاند: {{عربی| و أصل السبّ القطع، ثمّ صار السبّ شتما، لأنّ الشتم خرق الأعراض}}<ref>التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۱۱.</ref>. | ||
تقریبا اهل لغت، همه [[اتفاق نظر]] دارند که معنای لغوی سب همان قطع کردن و بریدن است. [[ابن اثیر]] در [[النهایه (کتاب)|النهایه]]، شتم و سب را یکی دانسته است، [[ابن منظور افریقی]] در [[لسان العرب (کتاب)|لسان العرب]]، قطع، بریدن و [[ننگ و عار]] را از معانی سب آورده است، [[شیخ انصاری]] در مکاسب ضمن ارجاع به عرف در معنا و مفهوم سب به نقل از جامع المقاصد مینویسد: سبّ گفتن کلمه و نسبت دادن چیزی به شخصی است که کسرشان به حساب آید، مانند کلمه [[پست]] (و ضیع) و امثال آن، غزالی در [[احیاء]] [[علوم]] الدین مینویسد: تعریف و [[حقیقت]] سب عبارت است از گفتن چیزهای [[زشت]] یا جملههای صریح بیپرده و بدون کنایه و رمز. در [[دایرة المعارف]] [[تشیع]] آمده است: «سب به معنای دشنام، [[فحش]] و [[ناسزا]] گفتن به دیگری است». | تقریبا اهل لغت، همه [[اتفاق نظر]] دارند که معنای لغوی سب همان قطع کردن و بریدن است. [[ابن اثیر]] در [[النهایه (کتاب)|النهایه]]، شتم و سب را یکی دانسته است، [[ابن منظور افریقی]] در [[لسان العرب (کتاب)|لسان العرب]]، قطع، بریدن و [[ننگ و عار]] را از معانی سب آورده است، [[شیخ انصاری]] در مکاسب ضمن ارجاع به عرف در معنا و مفهوم سب به نقل از جامع المقاصد مینویسد: سبّ گفتن کلمه و نسبت دادن چیزی به شخصی است که کسرشان به حساب آید، مانند کلمه [[پست]] (و ضیع) و امثال آن، غزالی در [[احیاء]] [[علوم]] الدین مینویسد: تعریف و [[حقیقت]] سب عبارت است از گفتن چیزهای [[زشت]] یا جملههای صریح بیپرده و بدون کنایه و رمز. در [[دایرة المعارف]] [[تشیع]] آمده است: «سب به معنای دشنام، [[فحش]] و [[ناسزا]] گفتن به دیگری است». | ||
نسخهٔ ۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۰۰:۰۴
مقدمه
در کتابهای لغت «سبّ» (دشنام) به معنای قطع کردن است از آنجا که دشنام موجب پاره کردن و از بین رفتن آبرو میشود؛ لذا آن را سب نامیدهاند: و أصل السبّ القطع، ثمّ صار السبّ شتما، لأنّ الشتم خرق الأعراض[۱]. تقریبا اهل لغت، همه اتفاق نظر دارند که معنای لغوی سب همان قطع کردن و بریدن است. ابن اثیر در النهایه، شتم و سب را یکی دانسته است، ابن منظور افریقی در لسان العرب، قطع، بریدن و ننگ و عار را از معانی سب آورده است، شیخ انصاری در مکاسب ضمن ارجاع به عرف در معنا و مفهوم سب به نقل از جامع المقاصد مینویسد: سبّ گفتن کلمه و نسبت دادن چیزی به شخصی است که کسرشان به حساب آید، مانند کلمه پست (و ضیع) و امثال آن، غزالی در احیاء علوم الدین مینویسد: تعریف و حقیقت سب عبارت است از گفتن چیزهای زشت یا جملههای صریح بیپرده و بدون کنایه و رمز. در دایرة المعارف تشیع آمده است: «سب به معنای دشنام، فحش و ناسزا گفتن به دیگری است». فحش، هر سخن و عمل زشت را گویند. هر کلام ناپسندی که از حد فراتر رود و بیهوده و یاوه محسوب گردد فحش و فاحشه نامیده میشود.[۲]
منابع
پانویس
- ↑ التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۱۱.
- ↑ برهانی، محمد جواد، سیره اجتماعی پیامبر اعظم، ص ۱۴۸.