←تل در لغت
(صفحهای تازه حاوی «{{نبوت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = تل | عنوان مدخل = تل | مداخل مرتبط = تل در قرآن - تل در حدیث | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== {{متن قرآن|فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| (۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
{{متن قرآن|فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)؛» سوره صافات، آیه ۱۰۳.</ref>. | {{متن قرآن|فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«و چون هر دو (بدین کار) تن دادند و (ابراهیم) او را به روی درافکند (او را از آن کار بازداشتیم)؛» سوره صافات، آیه ۱۰۳.</ref>. | ||
==تل در لغت== | ===تل در لغت=== | ||
مکان مرتفع (تپه). این معنی تل است در کتاب لغتشناسی. «تله؛ از ماده «تل» در اصل به معنی مکان مرتفع است و {{متن قرآن|تَلَّهُ لِلْجَبِينِ}} مفهومش این است که او را بر مکان مرتفعی به یک طرف صورت بر [[زمین]] افکند، جبین به معنی طرف صورت است و دو طرف را جبینیان میگویند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۷۹.</ref> | مکان مرتفع (تپه). این معنی تل است در کتاب لغتشناسی. «تله؛ از ماده «تل» در اصل به معنی مکان مرتفع است و {{متن قرآن|تَلَّهُ لِلْجَبِينِ}} مفهومش این است که او را بر مکان مرتفعی به یک طرف صورت بر [[زمین]] افکند، جبین به معنی طرف صورت است و دو طرف را جبینیان میگویند»<ref>تفسیر نمونه، ج۱۹، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۷۹.</ref> | ||
==منظور از فرزند== | ==منظور از فرزند== | ||
منظور از فرزند [[ابراهیم]] در [[آیات قرآنی]]، اسماعیل است که به [[قربانگاه]] برده میشود اما در [[تورات]] ابراهیم، [[اسحاق]] را [[قربانی]] میکند. | منظور از فرزند [[حضرت ابراهیم]] در [[آیات قرآنی]]، [[حضرت اسماعیل]] است که به [[قربانگاه]] برده میشود اما در [[تورات]] ابراهیم، [[اسحاق]] را [[قربانی]] میکند. | ||
مکان به [[روایت]] تورات | مکان به [[روایت]] تورات | ||
در تورات آمده است: [[خدا]] به ابرام ابراهیم گفت: اسحاق را بردار و به زمین «موریا» برو و او را در آنجا در یکی از کوههایی که به تو نشان میدهم برای قربانی سوختنی بگذار. | در تورات آمده است: [[خدا]] به ابرام ابراهیم گفت: اسحاق را بردار و به زمین «موریا» برو و او را در آنجا در یکی از کوههایی که به تو نشان میدهم برای قربانی سوختنی بگذار. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
موریا در زبان روایی [[دایرة المعارف کتاب مقدس]]: «منطقهای است که ابراهیم، اسحق را برای [[قربانی کردن]] به حضور [[خداوند]] برد<ref>پیدایش ۲۰:۲۲.</ref> و<ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۸۳۱.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۷۹.</ref> | موریا در زبان روایی [[دایرة المعارف کتاب مقدس]]: «منطقهای است که ابراهیم، اسحق را برای [[قربانی کردن]] به حضور [[خداوند]] برد<ref>پیدایش ۲۰:۲۲.</ref> و<ref>دایرة المعارف کتاب مقدس، ص۸۳۱.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۷۹.</ref> | ||
==اصل داستان | ==اصل داستان== | ||
[[حضرت ابراهیم]] در [[خواب]] میبیند که خداوند به او دستور میدهد تنها فرزندش را با دست خود قربانی کند. «میگویند نخستین بار در شب ترویه (شب هشتم ماه [[ذی الحجه]]) این خواب را دید و در شبهای [[عرفه]] و [[عید قربان]] (نهم و دهم ذی الحجه) خوب تکرار گردید لذا برای او کمترین شکی باقی نماند که این [[فرمان]] [[قطعی]] خدا است»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۱۲۷.</ref> اسماعیل در مقابل خواست [[پدر]]؛ سر [[تسلیم]] فرود آورد. | [[حضرت ابراهیم]] در [[خواب]] میبیند که خداوند به او دستور میدهد تنها فرزندش را با دست خود قربانی کند. «میگویند نخستین بار در شب ترویه (شب هشتم ماه [[ذی الحجه]]) این خواب را دید و در شبهای [[عرفه]] و [[عید قربان]] (نهم و دهم ذی الحجه) خوب تکرار گردید لذا برای او کمترین شکی باقی نماند که این [[فرمان]] [[قطعی]] خدا است»<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۱۲۷.</ref> اسماعیل در مقابل خواست [[پدر]]؛ سر [[تسلیم]] فرود آورد. | ||
مؤلف [[قصص]] شگفت انگیز [[قرآن]] گوید: «در باب اینکه آن خواب را ابراهیم در چه وقت کجا دید در [[شام]] یا در [[مکه]] قبل از [[بنای کعبه]]... رؤیای [[ذبح]] را [[خلیل]] [[خدا]] در [[شامات]] دید قبل از آنی که [[هاجر]] و اسماعیل را به [[مکه]] بیاورد و چون آن [[خواب]] را دید و از طرفی هم [[ساره]] تقاضا داشت که هاجر و اسماعیل را از [[شام]] به جای دیگر ببرد لذا در [[ذیحجه]] همان سال آن «[[مادر]] و فرزند» را برداشت و به مکه آورد تا هم به خواهش «ساره» عمل نموده باشد و هم در موسم مطابق رؤیایی که دیده بود اسماعیل را ذبح نماید»<ref>قصص شگفت انگیز قرآن مجید، ص۱۸۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۸۰.</ref> | مؤلف [[قصص]] شگفت انگیز [[قرآن]] گوید: «در باب اینکه آن خواب را ابراهیم در چه وقت کجا دید در [[شام]] یا در [[مکه]] قبل از [[بنای کعبه]]... رؤیای [[ذبح]] را [[خلیل]] [[خدا]] در [[شامات]] دید قبل از آنی که [[هاجر]] و اسماعیل را به [[مکه]] بیاورد و چون آن [[خواب]] را دید و از طرفی هم [[ساره]] تقاضا داشت که هاجر و اسماعیل را از [[شام]] به جای دیگر ببرد لذا در [[ذیحجه]] همان سال آن «[[مادر]] و فرزند» را برداشت و به مکه آورد تا هم به خواهش «ساره» عمل نموده باشد و هم در موسم مطابق رؤیایی که دیده بود اسماعیل را ذبح نماید»<ref>قصص شگفت انگیز قرآن مجید، ص۱۸۸.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۸۰.</ref> | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
گفتیم که حضرت ابراهیم و اسماعیل در مکه بودند و برای اجرای [[فرمان الهی]] تا «خیف» پیش رفتند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۸۱.</ref> | گفتیم که حضرت ابراهیم و اسماعیل در مکه بودند و برای اجرای [[فرمان الهی]] تا «خیف» پیش رفتند.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۸۱.</ref> | ||
== | ==خیف کجاست؟== | ||
{{اصلی|خیف}} | |||
«خیف» به محلی گویند که از شدت کوهستانی بودن آن کاسته شده؛ اما هنوز به صورت دشت در نیامده است. دامنه کوه صفائح چنین وضعیتی دارد و مسجد خَیف در همین جا ساخته شده است»<ref>جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۱۳۹.</ref>. | |||
[[پیامبر]] پس از [[فتح مکه]] در مکان مسجد خیف علل [[پیروزی]] و فتح مکه را تشریح ساختند<ref>اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه، ص۱۵۵.</ref>. | [[پیامبر]] پس از [[فتح مکه]] در مکان مسجد خیف علل [[پیروزی]] و فتح مکه را تشریح ساختند<ref>اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه، ص۱۵۵.</ref>. | ||
مکان مسجد خیف در «[[منا]]» است و همه ساله در اطراف آن [[نماز]] [[عید قربان]] اقامه میشود و «بعد از آنکه [[حضرت ابراهیم]] در [[خواب]] دستور [[ذبح]] فرزند خود را گرفت از طرف همین [[مسجد]] بود که ندا آمد: | مکان مسجد خیف در «[[منا]]» است و همه ساله در اطراف آن [[نماز]] [[عید قربان]] اقامه میشود و «بعد از آنکه [[حضرت ابراهیم]] در [[خواب]] دستور [[ذبح]] فرزند خود را گرفت از طرف همین [[مسجد]] بود که ندا آمد: | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۷: | ||
==منا کجاست؟== | ==منا کجاست؟== | ||
{{اصلی|منا}} | |||
در مجموع باید گفت: | سرزمین «منا»، که پس از گذشتن از وادی محسَّر آغاز میشود فاصلهای به طول حدود ۵/۳ کیلومتر و عرض تقریبی پانصد متر میان دو [[کوه]] ممتد قرار دارد و انتهای آن به [[مکه]] ختم میشود<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۱۳۴.</ref> | ||
منا میان مکه و [[مزدلفه]] و در ۷ کیلومتری شمال [[شرق]] [[مسجد الحرام]] است<ref>اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه، ص۱۵۴.</ref>. | |||
در مجموع باید گفت: حضرت ابراهیم به هنگام [[قربانی]] پیشانی فرزندش را بر تل و ارتفاعات «کوه [[منی]]» مشرف بر مسجد منی گذاشت و این مسجد را به مناسبت ارتفاعات منی مسجد خیف مینامند<ref>باستانشناسی و جغرافیای تاریخی و قصص قرآن، ص۲۷۷.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۳۸۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||