حارث بن جُلاح حکمی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۰: خط ۵۰:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[حارث]] منسوب به [[حکم]] - قبیله‌ای از قبايل يمن - از [[اصحاب]] [[امیر مؤمنان]] بود که در [[صفین]] به [[شهادت]] رسیده است.
حارث بن جُلاح حکمی منسوب به [[بنی‌حکم]] از [[سعدالعشیره]] - قبیله‌ای از قبايل يمن - از [[اصحاب]] [[امیر مؤمنان]] بود که در [[صفین]] به [[شهادت]] رسیده است.
[[نصر بن مزاحم]] می‌نویسد: روزی از روزهای [[جنگ صفین]]، مردی از [[خاندان]] ذی پزن، قبيله حمير که نامش [[کُریب بن صباح حمیری]] و از [[شجاعان]] و دلاوران زبیدی از [[سپاه امام]] به [[نبرد]] او رفت و به [[شهادت]] رسید. كريب بانگ برآورد: چه کسی به میدان من می‌آید؟ در این موقع [[حارث بن جلاح]] به [[نبرد]] او رفت ولی در این [[جنگ]] تن به تن [[حارث]] نیز به [[شهادت]] رسید... ، آن‌گاه [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} با اینکه در سنین بالایی بود اما از [[قدرت]] و [[شجاعت]] بی مثالی برخوردار بود لذا خود به [[جنگ]] کریب رفت و ابتدا او را [[نصیحت]] کرد اما کریب پاسخ داد: ما از این حرف‌ها زیاد از تو شنیده‌ایم و ما را به [[نصایح]] نیازی نیست، اگر مایلی بیا تا بجنگیم. [[حضرت]] وقتی دریافت او حاضر به [[تسلیم]] و ترک [[مقاتله]] نیست و [[حجت]] را بر او تمام کرده است و با گفتن {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، به سوی او شتافت و دیگر مهلتی به کریب نداد و در همان لحظه و [[حمله اول]] چنان ضربتی به او زد که به [[هلاکت]] رسید، و در همین [[نبرد]]، [[امیرمؤمنان]] {{ع}} باز هماورد طلبید. [[حارث بن وداعه حمیری]] و سپس [[مطاع بن مطلب عنسی]] به [[نبرد امام]] {{ع}} آمدند و [[حضرت]] نیز آن دو را مهلت نداد و به هلاکتشان رساند، اما پس از آن دو هر چه مبارز‌طلبید کسی به [[نبرد امام]] {{ع}} بر نیامد <ref>ر. ک: وقعة صفين، ص۳۱۵ وشرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref>
[[نصر بن مزاحم]] می‌نویسد: روزی از روزهای [[جنگ صفین]]، مردی از [[خاندان]] ذی پزن، قبيله حمير که نامش [[کُریب بن صباح حمیری]] و از [[شجاعان]] و دلاوران زبیدی از [[سپاه امام]] به [[نبرد]] او رفت و به [[شهادت]] رسید. كريب بانگ برآورد: چه کسی به میدان من می‌آید؟ در این موقع [[حارث بن جلاح]] به [[نبرد]] او رفت ولی در این [[جنگ]] تن به تن [[حارث]] نیز به [[شهادت]] رسید... ، آن‌گاه [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} با اینکه در سنین بالایی بود اما از [[قدرت]] و [[شجاعت]] بی مثالی برخوردار بود لذا خود به [[جنگ]] کریب رفت و ابتدا او را [[نصیحت]] کرد اما کریب پاسخ داد: ما از این حرف‌ها زیاد از تو شنیده‌ایم و ما را به [[نصایح]] نیازی نیست، اگر مایلی بیا تا بجنگیم. [[حضرت]] وقتی دریافت او حاضر به [[تسلیم]] و ترک [[مقاتله]] نیست و [[حجت]] را بر او تمام کرده است و با گفتن {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، به سوی او شتافت و دیگر مهلتی به کریب نداد و در همان لحظه و [[حمله اول]] چنان ضربتی به او زد که به [[هلاکت]] رسید، و در همین [[نبرد]]، [[امیرمؤمنان]] {{ع}} باز هماورد طلبید. [[حارث بن وداعه حمیری]] و سپس [[مطاع بن مطلب عنسی]] به [[نبرد امام]] {{ع}} آمدند و [[حضرت]] نیز آن دو را مهلت نداد و به هلاکتشان رساند، اما پس از آن دو هر چه مبارز‌طلبید کسی به [[نبرد امام]] {{ع}} بر نیامد <ref>ر. ک: وقعة صفين، ص۳۱۵ وشرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref>



نسخهٔ ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۰۷:۳۱

حارث بن جُلاح حکمی
تصویر قدیمی یمن
نام کاملحارث بن جُلاح حکمی
جنسیتمرد
محل زندگییمن
از اصحابامام علی
حضور در جنگجنگ صفین

مقدمه

حارث بن جُلاح حکمی منسوب به بنی‌حکم از سعدالعشیره - قبیله‌ای از قبايل يمن - از اصحاب امیر مؤمنان بود که در صفین به شهادت رسیده است. نصر بن مزاحم می‌نویسد: روزی از روزهای جنگ صفین، مردی از خاندان ذی پزن، قبيله حمير که نامش کُریب بن صباح حمیری و از شجاعان و دلاوران زبیدی از سپاه امام به نبرد او رفت و به شهادت رسید. كريب بانگ برآورد: چه کسی به میدان من می‌آید؟ در این موقع حارث بن جلاح به نبرد او رفت ولی در این جنگ تن به تن حارث نیز به شهادت رسید... ، آن‌گاه امیرالمؤمنین (ع) با اینکه در سنین بالایی بود اما از قدرت و شجاعت بی مثالی برخوردار بود لذا خود به جنگ کریب رفت و ابتدا او را نصیحت کرد اما کریب پاسخ داد: ما از این حرف‌ها زیاد از تو شنیده‌ایم و ما را به نصایح نیازی نیست، اگر مایلی بیا تا بجنگیم. حضرت وقتی دریافت او حاضر به تسلیم و ترک مقاتله نیست و حجت را بر او تمام کرده است و با گفتن «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»، به سوی او شتافت و دیگر مهلتی به کریب نداد و در همان لحظه و حمله اول چنان ضربتی به او زد که به هلاکت رسید، و در همین نبرد، امیرمؤمنان (ع) باز هماورد طلبید. حارث بن وداعه حمیری و سپس مطاع بن مطلب عنسی به نبرد امام (ع) آمدند و حضرت نیز آن دو را مهلت نداد و به هلاکتشان رساند، اما پس از آن دو هر چه مبارز‌طلبید کسی به نبرد امام (ع) بر نیامد [۱].[۲]

منابع

پانویس

  1. ر. ک: وقعة صفين، ص۳۱۵ وشرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۳۹.
  2. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳.