بحث:عمل: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'ef>محمد علی زکریایی|زکریایی' به 'ef>[[محمد علی زکریایی|زکریایی'
(صفحهای تازه حاوی «==فعل در فرهنگ مطهر== فعل یعنی کلمهای که دلالت بر معنای مستقل میکند به...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'ef>محمد علی زکریایی|زکریایی' به 'ef>[[محمد علی زکریایی|زکریایی') |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==الحياة ج۱== | |||
{{فهرست اثر}} | |||
{{ستون-شروع|3}} | |||
* الباب الثالث: العمل | |||
* الفصل ۱: اهمیة العمل | |||
* الفصل ۲: بین الایمان و العمل | |||
* الفصل ۳: العمل، کیف، لاکم | |||
* أ: العمل الحسن | |||
* ب: العمل مع التقوی | |||
* ج: جوهر العمل | |||
* د: السداد فی العمل | |||
* ه: احکام العمل | |||
* و: البعث علی العمل | |||
* الفصل ۴: الطریق الوسیط (الصورة الطبیعیة للعمل) | |||
* الفصل ۵: الاقدام ینفی الخوف | |||
* الفصل ۶: تصفیة العمل | |||
* الفصل ۷: استمرار العمل اتمامه والاستقامة فیه | |||
* الفصل ۸: العمل، لا الأمل | |||
* الفصل ۹: العمل طریق المعرفة | |||
* الفصل ۱۰: العمل، ثم القول | |||
* الفصل ۱۱: العمل الحق یذهب بالباطل | |||
* الفصل ۱۲: الدعوة بالعمل | |||
* الفصل ۱۳: الانسان رهین الاعمال | |||
* الفصل ۱۴: العمل، هو المقیاس | |||
* الفصل ۱۵: من البواعث علی العمل | |||
* الفصل ۱۶: من البواعث علی الرکود | |||
* أ: الکسل | |||
* ب: العجب | |||
* ج: التوانی | |||
* الفصل ۱۷: النظم فی العمل | |||
* الفصل ۱۸: اخذ التدابیر و تقییم النتائج | |||
* الفصل ۱۹: مراتب الأعمال و مراعاتها | |||
* الفصل ۲۰: الانتفاع الصحیح من القوی | |||
* الفصل ۲۱: الطریق، ثم العمل | |||
* الفصل ۲۲: اداة العمل | |||
* الفصل ۲۳: الاعمال فی ازمانها | |||
* الفصل ۲۴: اغتنام الفرص | |||
* الفصل ۲۵: التجنب عن التسویف | |||
* الفصل ۲۶: الواقع الملموس، لا الامانی | |||
* الفصل ۲۷: التطلع الی المستقبل | |||
* نظرة الی الباب | |||
{{پایان}} | |||
{{پایان}} | |||
==فعل در [[فرهنگ]] [[مطهر]]== | ==فعل در [[فرهنگ]] [[مطهر]]== | ||
فعل یعنی کلمهای که دلالت بر معنای مستقل میکند به علاوه [[زمان]]<ref>شرح مبسوط منظومه، ج۴، ص۳۳۴.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۱.</ref> | فعل یعنی کلمهای که دلالت بر معنای مستقل میکند به علاوه [[زمان]]<ref>شرح مبسوط منظومه، ج۴، ص۳۳۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۱.</ref> | ||
===فعل اتفاقی=== | ===فعل اتفاقی=== | ||
فعل اتفاقی آن فعلی است که بلاغایت است، یعنی در آن فعل رابطهای میان [[غایت]] و مغیّی وجود ندارد، به این معنا که همان طور که در فعل [[عبث]] غایت وجود ندارد در اتفاق هم غایت وجود ندارد<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۳۸۹.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۱.</ref> | فعل اتفاقی آن فعلی است که بلاغایت است، یعنی در آن فعل رابطهای میان [[غایت]] و مغیّی وجود ندارد، به این معنا که همان طور که در فعل [[عبث]] غایت وجود ندارد در اتفاق هم غایت وجود ندارد<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۳۸۹.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۱.</ref> | ||
===فعل [[اخلاقی]]=== | ===فعل [[اخلاقی]]=== | ||
فعل اخلاقی آن فعلی است که [[هدف]] از آن، [[منافع]] مادی و فردی نباشد، خواه [[انسان]] آن را به خاطر [[احساسات]] [[نوع دوستی]] انجام دهد، خواه به خاطر [[زیبایی]] فعل، خواه به خاطر زیبایی [[روح]] خود، خواه به خاطر [[استقلال]] روح و [[عقل]] خویش، و خواه به خاطر [[هوشیاری]]، همین [[قدر]] که “خودی” و [[منفعت]] فردی در کار نبود (البته آن نظریه آخر کمی مخدوش میشود) فعل، اخلاقی است<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۳۵ و ۱۳۶.</ref> پس فعل اخلاقی فعلی است که ناشی از یک هوش زیاد باشد که هوش انسان او را [[رهبری]] کند. به اینکه اگر میخواهی منفعت خود را در حدّ اعلی به دست آوری باید آن را در ضمن منفعت [[اجتماع]] به دست آوری. یعنی منافع خود را با منافع اجتماع هماهنگ کن، اگر برای اجتماع کار کنی منفعت بهتر تأمین میشود<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۳۰.</ref>. | فعل اخلاقی آن فعلی است که [[هدف]] از آن، [[منافع]] مادی و فردی نباشد، خواه [[انسان]] آن را به خاطر [[احساسات]] [[نوع دوستی]] انجام دهد، خواه به خاطر [[زیبایی]] فعل، خواه به خاطر زیبایی [[روح]] خود، خواه به خاطر [[استقلال]] روح و [[عقل]] خویش، و خواه به خاطر [[هوشیاری]]، همین [[قدر]] که “خودی” و [[منفعت]] فردی در کار نبود (البته آن نظریه آخر کمی مخدوش میشود) فعل، اخلاقی است<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۳۵ و ۱۳۶.</ref> پس فعل اخلاقی فعلی است که ناشی از یک هوش زیاد باشد که هوش انسان او را [[رهبری]] کند. به اینکه اگر میخواهی منفعت خود را در حدّ اعلی به دست آوری باید آن را در ضمن منفعت [[اجتماع]] به دست آوری. یعنی منافع خود را با منافع اجتماع هماهنگ کن، اگر برای اجتماع کار کنی منفعت بهتر تأمین میشود<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۳۰.</ref>. | ||
به عبارت دیگر فعل اخلاقی، یعنی فعل ضد طبیعی، و ما هر فعلی را که بر ضد اقتضای [[طبیعت]] باشد فعل اخلاقی مینامیم. نه، مقصود این نیست که ملاک فعل اخلاقی این است که بر ضد طبیعت باشد، و هر کاری را که بر ضد طبیعت باشد کار اخلاقی بنامیم یک [[آدم]] [[مرتاض]] به خود [[رنج]] میدهد و برخلاف طبعش [[رفتار]] میکند، ولی ما نمیگوییم که چون او کاری ضد طبیعت خود انجام داده فعلش اخلاقی است<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۹۶.</ref>. | به عبارت دیگر فعل اخلاقی، یعنی فعل ضد طبیعی، و ما هر فعلی را که بر ضد اقتضای [[طبیعت]] باشد فعل اخلاقی مینامیم. نه، مقصود این نیست که ملاک فعل اخلاقی این است که بر ضد طبیعت باشد، و هر کاری را که بر ضد طبیعت باشد کار اخلاقی بنامیم یک [[آدم]] [[مرتاض]] به خود [[رنج]] میدهد و برخلاف طبعش [[رفتار]] میکند، ولی ما نمیگوییم که چون او کاری ضد طبیعت خود انجام داده فعلش اخلاقی است<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۹۶.</ref>. | ||
فعل [[اخلاقی]]، اعمّ از [[اخلاق]] خوب و اخلاق بد. بعد هم وقتی گفتیم فعل اخلاقی آن فعلی است که [[هدف]] غیر باشد، یعنی اعمّ از آنکه هدف [[احسان]] به غیر باشد: اخلاق خوب، یا هدف زیان رساندن به غیر باشد: اخلاق بد<ref>فلسفه اخلاق، ص۳۰۰.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۱.</ref> | فعل [[اخلاقی]]، اعمّ از [[اخلاق]] خوب و اخلاق بد. بعد هم وقتی گفتیم فعل اخلاقی آن فعلی است که [[هدف]] غیر باشد، یعنی اعمّ از آنکه هدف [[احسان]] به غیر باشد: اخلاق خوب، یا هدف زیان رساندن به غیر باشد: اخلاق بد<ref>فلسفه اخلاق، ص۳۰۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۱.</ref> | ||
===فعل اخلاقی از نظر کانت=== | ===فعل اخلاقی از نظر کانت=== | ||
فعل اخلاقی، یعنی فعلی که [[انسان]] آن را به عنوان یک [[تکلیف]] از [[وجدان]] خودش گرفته باشد. فعل اخلاقی یعنی فعلی که وجدان گفته بکن و انسان هم بدون چون و چرا، نه برای هدف و غرضی، صرفاً و صرفاً برای [[اطاعت]] امر و [[فرمان]] وجدان آن را انجام میدهد. پس فعل اخلاقی یعنی فعلی که ناشی از فرمان وجدان است<ref>فلسفه اخلاق، ص۵۶.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۲.</ref> | فعل اخلاقی، یعنی فعلی که [[انسان]] آن را به عنوان یک [[تکلیف]] از [[وجدان]] خودش گرفته باشد. فعل اخلاقی یعنی فعلی که وجدان گفته بکن و انسان هم بدون چون و چرا، نه برای هدف و غرضی، صرفاً و صرفاً برای [[اطاعت]] امر و [[فرمان]] وجدان آن را انجام میدهد. پس فعل اخلاقی یعنی فعلی که ناشی از فرمان وجدان است<ref>فلسفه اخلاق، ص۵۶.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۲.</ref> | ||
===فعل اخلاقی در [[مکتب]] تکلیف=== | ===فعل اخلاقی در [[مکتب]] تکلیف=== | ||
فعل اخلاقی آن است که از همه این گونه اغراض منزّه و ناشی از [[احساس]] تکلیف باشد، یعنی شخصی هر چه وجدان و [[وظیفه]] و تکلیف اقتضاء میکند، انجام میدهد و هیچ [[غایت]] و هدفی از کار خود جز انجام تکلیف نداشته باشد<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۱۰.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۲.</ref> | فعل اخلاقی آن است که از همه این گونه اغراض منزّه و ناشی از [[احساس]] تکلیف باشد، یعنی شخصی هر چه وجدان و [[وظیفه]] و تکلیف اقتضاء میکند، انجام میدهد و هیچ [[غایت]] و هدفی از کار خود جز انجام تکلیف نداشته باشد<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۱۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۲.</ref> | ||
===فعل اخلاقی در مکتب مذهبی=== | ===فعل اخلاقی در مکتب مذهبی=== | ||
فعل اخلاقی آن فعلی است که هدف و انگیزهاش رضای [[حق]] باشد<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۰۱.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۲.</ref> | فعل اخلاقی آن فعلی است که هدف و انگیزهاش رضای [[حق]] باشد<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۲.</ref> | ||
===فعل حکیمانه=== | ===فعل حکیمانه=== | ||
فعل حکیمانه فعلی است که حتی به طور نسبی نیز فاقد [[عنایت]] و غرض نباشد، و به عبارت دیگر، غرض معقول داشته باشد، و علاوه بر غرض معقول داشتن، توأم با [[انتخاب]] [[اصلح]] و ارجح بوده باشد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۶.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۳.</ref> | فعل حکیمانه فعلی است که حتی به طور نسبی نیز فاقد [[عنایت]] و غرض نباشد، و به عبارت دیگر، غرض معقول داشته باشد، و علاوه بر غرض معقول داشتن، توأم با [[انتخاب]] [[اصلح]] و ارجح بوده باشد<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۶.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۱۳.</ref> | ||
===فعل طبیعی=== | ===فعل طبیعی=== | ||
فعل طبیعی تعریفش این است که انسان کاری را از روی [[غریزه]] انجام دهد، خواه غریزه فردی و خواه غریزه جمعی<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۱۰.</ref>. [[افعال]] طبیعی، [[افعال]] عادی است و [[انسان]] به موجب این افعال مورد [[ستایش]] و تحسین واقع نمیشود. مثلاً انسان گرسنه میشود، [[غذا]] میخورد، [[تشنه]] میشود، آب میآشامد. کسل میشود، میخوابد، عمل جنسی انجام میدهد، یک کسی به او [[اهانت]] میکند یا میخواهد حقش را برباید، از [[حق]] خودش [[دفاع]] میکند، اینها را میگویند فعل طبیعی یا کارهای عادی و طبیعی که حیوانها هم در این [[کارها]] با انسان شرکت دارند<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۹۵.</ref>. فعل طبیعی فعل غیر اکتسابی است. یعنی فعلی است که ریشه آن، [[احساسات]] غیر اکتسابی و طبیعی است<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۹۹.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۳.</ref> | فعل طبیعی تعریفش این است که انسان کاری را از روی [[غریزه]] انجام دهد، خواه غریزه فردی و خواه غریزه جمعی<ref>تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۱۰.</ref>. [[افعال]] طبیعی، [[افعال]] عادی است و [[انسان]] به موجب این افعال مورد [[ستایش]] و تحسین واقع نمیشود. مثلاً انسان گرسنه میشود، [[غذا]] میخورد، [[تشنه]] میشود، آب میآشامد. کسل میشود، میخوابد، عمل جنسی انجام میدهد، یک کسی به او [[اهانت]] میکند یا میخواهد حقش را برباید، از [[حق]] خودش [[دفاع]] میکند، اینها را میگویند فعل طبیعی یا کارهای عادی و طبیعی که حیوانها هم در این [[کارها]] با انسان شرکت دارند<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۹۵.</ref>. فعل طبیعی فعل غیر اکتسابی است. یعنی فعلی است که ریشه آن، [[احساسات]] غیر اکتسابی و طبیعی است<ref>فلسفه اخلاق، ص۲۹۹.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۱۳.</ref> | ||
==کار در [[فرهنگ]] [[مطهر]]== | ==کار در [[فرهنگ]] [[مطهر]]== | ||