نامۀ ۵ نهج البلاغه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[اشعث بن قیس]]، [[کارگزار]] [[عثمان]] در [[آذربایجان]] بود. [[عثمان]] بهرهای بیحساب و کتاب وی برای او از [[بیت المال]] در نظر گرفته بود. پس از اینکه [[امام]] به [[خلافت]] رسید، بنا به مصالحی او را در [[امارت]] [[آذربایجان]] ابقا کرد و در نامهای به او فرصتی داد تا گذشته خویش را جبران کند. [[امام]] در بخشی از این [[نامه]] کارگزاری را امانتی در دست [[حاکم]] برمیشمرد که باید حساب و کتاب آن را به مافوقش بسپارد. پس نباید در این خصوص خودسرانه تصمیم بگیرد و باید تابع [[دستور]] [[خلیفه]] باشد. زمان صدور [[نامه]] سال ۳۶ هجری است | [[اشعث بن قیس]]، [[کارگزار]] [[عثمان]] در [[آذربایجان]] بود. [[عثمان]] بهرهای بیحساب و کتاب وی برای او از [[بیت المال]] در نظر گرفته بود. پس از اینکه [[امام]] به [[خلافت]] رسید، بنا به مصالحی او را در [[امارت]] [[آذربایجان]] ابقا کرد و در نامهای به او فرصتی داد تا گذشته خویش را جبران کند. [[امام]] در بخشی از این [[نامه]] کارگزاری را امانتی در دست [[حاکم]] برمیشمرد که باید حساب و کتاب آن را به مافوقش بسپارد. پس نباید در این خصوص خودسرانه تصمیم بگیرد و باید تابع [[دستور]] [[خلیفه]] باشد. زمان صدور [[نامه]] سال ۳۶ هجری است. | ||
افزون بر رضی، نصر بن مزاحم (م: ۲۱۲) در وقعة الصفین، دینوری در الامامة و السیاسة و برخی دیگر نیز این [[نامه]] را گزارش کردهاند | افزون بر رضی، نصر بن مزاحم (م: ۲۱۲) در وقعة الصفین، دینوری در الامامة و السیاسة و برخی دیگر نیز این [[نامه]] را گزارش کردهاند. | ||
== فرازی از [[نامه]] == | == فرازی از [[نامه]] == | ||
این فرمانداری مایه روزی و خورد و برد تو نیست، بلکه امانتی است به گردنت که باید خوب از آن مواظبت کنی، چه، نسبت به آن نزد ما فوق خودت [[مسئول]] هستی و [[مسئولیت]] را نشاید که از وی [[خودخواهی]] و بیاعتنایی با پا بزنی. تو [[حق]] نداری که در بازه رعیت شیوه [[استبداد]] پیش بگیری و برخلاف آییننامه به کارهای خطیر بپردازی و برای آنها از کسی چیزی بپذیزی. [[مالی]] که از [[مال]] [[خدای عزوجل]] در دسترس تو است و تو خزانهدار آنی، همچنان در نگهداریاش بکوش تا آن را به من بدهی و رسید بستانی. در پایان امیدوارم موردی پیش نیاید که در نظر تو فرمانروای | این فرمانداری مایه روزی و خورد و برد تو نیست، بلکه امانتی است به گردنت که باید خوب از آن مواظبت کنی، چه، نسبت به آن نزد ما فوق خودت [[مسئول]] هستی و [[مسئولیت]] را نشاید که از وی [[خودخواهی]] و بیاعتنایی با پا بزنی. تو [[حق]] نداری که در بازه رعیت شیوه [[استبداد]] پیش بگیری و برخلاف آییننامه به کارهای خطیر بپردازی و برای آنها از کسی چیزی بپذیزی. [[مالی]] که از [[مال]] [[خدای عزوجل]] در دسترس تو است و تو خزانهدار آنی، همچنان در نگهداریاش بکوش تا آن را به من بدهی و رسید بستانی. در پایان امیدوارم موردی پیش نیاید که در نظر تو فرمانروای بدی از [[آب]] درآیم<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۷۵۹.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ ژوئن ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۰۶
مقدمه
اشعث بن قیس، کارگزار عثمان در آذربایجان بود. عثمان بهرهای بیحساب و کتاب وی برای او از بیت المال در نظر گرفته بود. پس از اینکه امام به خلافت رسید، بنا به مصالحی او را در امارت آذربایجان ابقا کرد و در نامهای به او فرصتی داد تا گذشته خویش را جبران کند. امام در بخشی از این نامه کارگزاری را امانتی در دست حاکم برمیشمرد که باید حساب و کتاب آن را به مافوقش بسپارد. پس نباید در این خصوص خودسرانه تصمیم بگیرد و باید تابع دستور خلیفه باشد. زمان صدور نامه سال ۳۶ هجری است.
افزون بر رضی، نصر بن مزاحم (م: ۲۱۲) در وقعة الصفین، دینوری در الامامة و السیاسة و برخی دیگر نیز این نامه را گزارش کردهاند.
فرازی از نامه
این فرمانداری مایه روزی و خورد و برد تو نیست، بلکه امانتی است به گردنت که باید خوب از آن مواظبت کنی، چه، نسبت به آن نزد ما فوق خودت مسئول هستی و مسئولیت را نشاید که از وی خودخواهی و بیاعتنایی با پا بزنی. تو حق نداری که در بازه رعیت شیوه استبداد پیش بگیری و برخلاف آییننامه به کارهای خطیر بپردازی و برای آنها از کسی چیزی بپذیزی. مالی که از مال خدای عزوجل در دسترس تو است و تو خزانهدار آنی، همچنان در نگهداریاش بکوش تا آن را به من بدهی و رسید بستانی. در پایان امیدوارم موردی پیش نیاید که در نظر تو فرمانروای بدی از آب درآیم[۱].
منابع
پانویس
- ↑ دینپرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۲، ص ۷۵۹.