برهان نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = اثبات وجود خدا
| موضوع مرتبط = اثبات وجود خدا
| عنوان مدخل  = برهان نفس
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[برهان نفس در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[برهان نفس در قرآن]] - [[برهان نفس در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
یکی از راه‌های [[خداشناسی]]، برهان نفس است، به این معنی که انسان با [[تأمل]] و کنجکاوی در نفس خویش می‌تواند به خداشناسی دست یابد. این برهان، هم‌سنگ دیگر [[براهین عقلی]] و [[فلسفی]] در [[فلسفه]] و [[کلام]] مطرح نشده، اما در [[نصوص دینی]] به وفور به این مسأله تأکید شده و [[آیات]] و [[روایات]] متعدد هم‌صدا به این نکته تأکید دارند که برای [[شناخت خداوند]] و [[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]] باید به نفس خود [[رجوع]] کرد و آن را به جدّ مورد [[تأمل]] و مطالعه قرار داد. مرحوم [[امام]] در توضیح چگونگی دلالت نفس بر [[شناخت]] در توضیح [[روایت]]: {{متن حدیث|من عرف نفسه عرف ربه}} مطالب ذیل را متذکر شده‌اند.
[[فطرت]] لایه‌ای از [[نفس انسان]] محسوب می‌‌شود که خود [[برهان]] مستقل برای [[خداشناسی]] بود، اما خود وجود [[نفس انسانی]] نیز برهان خداشناسی است که [[قرآن]] بر آن اهتمام خاصی مبذول داشته است. قرآن در تبیین نفس انسان به نکاتی مانند: [[شناخت نفس]] و [[پیمان]] آن با [[خداوند]] در [[عالم ذر]]، ارائه نشانه‌های [[خدا]] در نفس اشاره می‌کند.
این برهان هم‌سنگ دیگر براهین عقلی و [[فلسفی]] در [[فلسفه]] و [[کلام]] مطرح نشده، اما [[آیات]] متعددی به این نکته تأکید دارند که برای [[شناخت خداوند]] و ایمان به مبدأ و [[معاد]] باید به نفس خود رجوع کرد و آن را به جدّ مورد [[تأمل]] و مطالعه قرار داد که در اینجا به بعض این آیات اشاره می‌شود:
 
۱. '''[[شناخت خدا]] [[شناخت]] پیشین (عالم ذر)''': [[قرآن کریم]] شناخت خدا برای نفس انسانی را به این [[دنیا]] اختصاص نمی‌دهد، بلکه [[معتقد]] است خداوند در [[جهان]] پیش از ماده به نام عالم ذر، زمینه و بستر خداشناسی را برای [[انسان‌ها]] فراهم آورده است. چنان که [[آیه]] زیر تأکید می‌کند خداوند خودش را بر نفس و [[ارواح]] فرزندان [[حضرت آدم]] در عالم پیشین به مرحله ظهور و [[گواهی]] رساند و از آنان خواست به این سؤال جواب دهند که آیا من خدای شما نیستم؟ همگی آنان نیز پاسخ مثبت سر دادند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>.
 
این [[آیه شریفه]] به اصل [[فطرت]] و [[سرشت]] [[خداشناسی]] [[انسان]] تأکید می‌کند که این مهر و سرشت بر [[جان]] و [[نفس انسانی]] در عالم پیشین زده شده است، اما ممکن است در [[عالم دنیا]] و ماده با کدورت‌های مادی این [[سرشت]] [[پاک]] مکدّر و غبارآلود گردد.
 
۲. '''ارائه نشانه‌های [[خدا]] در نفس‌ها''': [[قرآن کریم]] به [[خداشناسی فطری]] و [[تذکر]] [[شرافت]] ذاتی [[انسان]] بسنده نمی‌کند، بلکه خاطرنشان می‌سازد که [[خداوند]] در [[دنیا]] [[آیات]] و نشانه‌های [[خداشناسی]] و خداجویی را در ضمیر و [[جان]] [[انسان‌ها]] نشان و ارائه خواهد داد تا حقیقت الهی برای آنان روشن گردد: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ}}<ref>«به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>.
 
[[آیه]] دیگر نشانه‌های [[یقین]] به خدا را در پهنای [[زمین]] وصف می‌‌کند، آن‌گاه به صورت مستقل نفس‌های [[انسانی]] را نیز بستر [[آیات الهی]] بیان می‌کند: {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است * و (نیز) در خودتان» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.</ref>.
 
۳. '''توبیخ عدم [[تأمل]] در نفس''': از آنجا که بستر خداشناسی با تقریرات سه‌گانه پیش‌گفته در نفس و جان انسانی وجود دارد، مطالعه و [[تفکر]] در آن می‌‌تواند انسان را [[خداشناس]] و [[موحد]] به بار بیاورد، همین‌طور برعکس، ترک آن می‌‌تواند [[حقیقت]] و [[یاد خدا]] را در [[دل]] انسان‌ها به بوته فراموشی و نسیان بسپارد؛ لذا [[قرآن]] بیشتر با زبان [[عتاب]] و توبیخ به انسان‌ها خطاب می‌‌کند که چرا در انفس و جان خودشان تفکر و مطالعه نمی‌کنند؟ مفهوم آن امر به تفکر و تعمق در نفس است: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«آیا با خویش نیندیشیده‌اند» سوره روم، آیه ۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است * و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.</ref>.
 
به دیگر [[سخن]]، عدم تأمل در نفس خود موجب [[حجاب]] بین خود و خدا و دوری از آن خواهد شد؛ چنان که آیه زیر بدان اشاره می‌کند و با خطاب هشدار می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ}}<ref>«و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد» سوره حشر، آیه ۱۹.</ref>.


=== نفس از لطائف [[صُنع الهی]] ===
[[آیه]] دیگر به وجود زمینه لازم [[خداشناسی]] در انفس تصریح می‌‌کند، اما به این شرط که [[انسان]] بدان رجوع نماید: {{متن قرآن|فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«آنگاه (نخست) به خود آمدند و (به خود یا به یکدیگر) گفتند: بی‌گمان شمایید که ستمگرید» [[سوره انبیاء]]، آیه ۶۴.</ref>.
پیش‌تر در تبیین [[راه‌های شناخت خدا]]، به راه حسیون و طبیعت‌منشان اشاره شد که قلمرو مطالعاتی آنان تمام صنع و [[آفرینش الهی]] است. «نفس» به عنوان یکی از اعجوبات دستگاه [[آفرینش]] می‌تواند نقش مؤثری در [[شناخت خدا]] ایفا کند. اصل وجود تجردی، نحوه [[درک]] مفاهیم و مدرکات و [[حفظ]] آنها، چگونگی اداره [[بدن]] و [[دستورات]] لازم بر اعضاء و [[تبعیت]] اعضاء از آن و غیره که تأمل و [[تفکر]] در آنها، وجود [[آفریدگار]] [[خلاق]] و [[مدبر]] برای نفس را [[اثبات]] می‌کند. [[تذکر]] می‌دهد چنین [[معرفتی]] به [[خدا]] از این راه، [[معرفت]] [[اهل]] متوسط است<ref>امام خمینی، شرح جنود عقل و جهل، ص۱۱۸.</ref><ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[خداشناسی توحیدی (مقاله)| مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۱۳۹.</ref>


=== نفس [[انسانی]] [[مظهر]] الوهی ===
آیه فوق بر داستان [[حضرت ابراهیم]] در شکستن همه [[بت‌ها]] جز [[بت]] بزرگ ناظر است، [[بت‌پرستان]] وقتی از حضرت ابراهیم پرسیدند که تو بت‌ها را شکستی؟ حضرت در جواب فرمود که بت بزرگ چنین کاری را مرتکب شده و شما از او سؤال کنید.
نگاه دیگر به نفس و [[انسان]]، نه از منظر صنع الهی و [[افعال]] شگفت‌انگیز نفس، بلکه از منظر اینکه نفس مظهر و [[خلیفه الهی]] در اتصاف به صفات کمالی است. به تعبیر امام، وجود انسان، عصاره تمام عالَم و تمام موجودات است و وجودش یک نقشه کوچکی می‌باشد که از روی نقشه بزرگ عالم و کون کبیر از [[عقل اول]] تا آخرین نقطه وجود برداشته شده است و این وجود انسانی همانند یک نقشه کوچکی است که از وجود کل عالم کبیر برداشته شده است. در [[حق]] دارنده چنین نگره‌ای به انسان روایت {{متن حدیث|مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ}} وارد شده است<ref>امام خمینی، تقریرات فلسفه، ج۳، ص۳۰۳.</ref>. به تعبیر دیگر، [[مقام]] انسانی [[مقام خلافت الهی]] است که مظهر [[صفات جمال و جلال]] [[حق تعالی]] بوده و [[حقیقت]] وجودی‌اش، کون جامع تمام مراتب وجود ([[عقلی]]، مثالی و [[حسی]]) است که به فرمایش [[امام علی]]{{ع}} در آن عالم کبیر منطوی است<ref>امام خمینی، التعلیقة علی الفوائد الرضویة، ص۱۶۰؛ تقریرات فلسفه، ج۲، ص۲۶۱؛ شرح دعاء السحر، ص۷، ۵۴، ۱۴۷.</ref>. امام علی{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أ تزعم انّك جرم صغير *** و فيك انطوى العالم الأكبر}}.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[خداشناسی توحیدی (مقاله)| مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۱۴۰.</ref>


=== خروج از تعینات [[نفسانی]] و تجلی [[صفات الهی]] ===
بت‌پرستان در این وقت [[تأمل]] و درنگی نموده و فهمیدند که بت بزرگ اصلاً از جای خود حرکت نمی‌کند و حرف هم نمی‌زند تا ما از او سؤال نموده و لذا اصلاً وی چنین کاری را هم انجام نداده است، با این تأمل و رجوع فطرت خداشناسی آنان در مرحله اول بیدار شدند که ثمره آن اتصاف [[ظلم]] به خودشان بود، لکن آنان دوباره ضمیر [[پاک]] و وجدان خویش را فراموش نمودند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۲۷۷.</ref>.
تقریر پیشین از [[مقام]] [[انسانی]] و رتبه نفس به [[قوس نزول]] مربوط می‌شد که [[نفس انسان]] دارای [[کمالات]] پیشین در [[صقع]] وجودی خود بود. تقریر دیگر [[حضرت]] [[امام]] به قوس صعود نفس مربوط می‌شود که چگونگی نشان دادن نفس وجود خداوندی در آخرین مرحله [[شهود]] و [[مکاشفه]] «مقام فناء» را تبیین می‌کند. بر اساس آن [[حقیقت]] [[معرفت]] [[رب]] با زوال تعینات و حجابات نفسانی میسر خواهد شد، به نحوی که صفات کمالی الوهی بر نفس قدسی [[انسان]] متجلی شده و انسان از طریق آن به معرفت [[ربوبی]] نایل آید {{عربی|عرفان النفس عين عرفان الرب}}<ref>امام خمینی، التعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص۷۱. {{عربی|و عندي انه اذا غلب حكم الحقيقة و اندكت جبال الأنيات عند ظهور نور الألوهية و تجلى الكمال الربوبي و انقهر حكم التعينات و لوازم الأمكانات عند قهر كبريائه تعالى و بروز أحديته شهد السالك نفسها مندكة متعلقة بعز قدسه مضمحلة تحت نور ربه و ذلك عند القيامة الكبرى و هذه التعبيرات أيضا من ضيق المجال و هذا سر قوله{{صل}} ما حكى اللهم أرني الأشياء كما هي و قوله من عرف نفسه عرف ربه فافهم}} (التعلیقات علی شرح فصوص الحکم، ص۲۹۷).</ref><ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[خداشناسی توحیدی (مقاله)| مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۱۴۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[خداشناسی توحیدی (مقاله)| مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']]
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۵: خط ۳۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:خداشناسی]]
[[رده:براهین خداشناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۸

مقدمه

فطرت لایه‌ای از نفس انسان محسوب می‌‌شود که خود برهان مستقل برای خداشناسی بود، اما خود وجود نفس انسانی نیز برهان خداشناسی است که قرآن بر آن اهتمام خاصی مبذول داشته است. قرآن در تبیین نفس انسان به نکاتی مانند: شناخت نفس و پیمان آن با خداوند در عالم ذر، ارائه نشانه‌های خدا در نفس اشاره می‌کند. این برهان هم‌سنگ دیگر براهین عقلی و فلسفی در فلسفه و کلام مطرح نشده، اما آیات متعددی به این نکته تأکید دارند که برای شناخت خداوند و ایمان به مبدأ و معاد باید به نفس خود رجوع کرد و آن را به جدّ مورد تأمل و مطالعه قرار داد که در اینجا به بعض این آیات اشاره می‌شود:

۱. شناخت خدا شناخت پیشین (عالم ذر): قرآن کریم شناخت خدا برای نفس انسانی را به این دنیا اختصاص نمی‌دهد، بلکه معتقد است خداوند در جهان پیش از ماده به نام عالم ذر، زمینه و بستر خداشناسی را برای انسان‌ها فراهم آورده است. چنان که آیه زیر تأکید می‌کند خداوند خودش را بر نفس و ارواح فرزندان حضرت آدم در عالم پیشین به مرحله ظهور و گواهی رساند و از آنان خواست به این سؤال جواب دهند که آیا من خدای شما نیستم؟ همگی آنان نیز پاسخ مثبت سر دادند: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا[۱].

این آیه شریفه به اصل فطرت و سرشت خداشناسی انسان تأکید می‌کند که این مهر و سرشت بر جان و نفس انسانی در عالم پیشین زده شده است، اما ممکن است در عالم دنیا و ماده با کدورت‌های مادی این سرشت پاک مکدّر و غبارآلود گردد.

۲. ارائه نشانه‌های خدا در نفس‌ها: قرآن کریم به خداشناسی فطری و تذکر شرافت ذاتی انسان بسنده نمی‌کند، بلکه خاطرنشان می‌سازد که خداوند در دنیا آیات و نشانه‌های خداشناسی و خداجویی را در ضمیر و جان انسان‌ها نشان و ارائه خواهد داد تا حقیقت الهی برای آنان روشن گردد: ﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ[۲].

آیه دیگر نشانه‌های یقین به خدا را در پهنای زمین وصف می‌‌کند، آن‌گاه به صورت مستقل نفس‌های انسانی را نیز بستر آیات الهی بیان می‌کند: ﴿وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ[۳].

۳. توبیخ عدم تأمل در نفس: از آنجا که بستر خداشناسی با تقریرات سه‌گانه پیش‌گفته در نفس و جان انسانی وجود دارد، مطالعه و تفکر در آن می‌‌تواند انسان را خداشناس و موحد به بار بیاورد، همین‌طور برعکس، ترک آن می‌‌تواند حقیقت و یاد خدا را در دل انسان‌ها به بوته فراموشی و نسیان بسپارد؛ لذا قرآن بیشتر با زبان عتاب و توبیخ به انسان‌ها خطاب می‌‌کند که چرا در انفس و جان خودشان تفکر و مطالعه نمی‌کنند؟ مفهوم آن امر به تفکر و تعمق در نفس است: ﴿أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ[۴]؛ ﴿وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ * وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ[۵].

به دیگر سخن، عدم تأمل در نفس خود موجب حجاب بین خود و خدا و دوری از آن خواهد شد؛ چنان که آیه زیر بدان اشاره می‌کند و با خطاب هشدار می‌‌فرماید: ﴿وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ[۶].

آیه دیگر به وجود زمینه لازم خداشناسی در انفس تصریح می‌‌کند، اما به این شرط که انسان بدان رجوع نماید: ﴿فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ[۷].

آیه فوق بر داستان حضرت ابراهیم در شکستن همه بت‌ها جز بت بزرگ ناظر است، بت‌پرستان وقتی از حضرت ابراهیم پرسیدند که تو بت‌ها را شکستی؟ حضرت در جواب فرمود که بت بزرگ چنین کاری را مرتکب شده و شما از او سؤال کنید.

بت‌پرستان در این وقت تأمل و درنگی نموده و فهمیدند که بت بزرگ اصلاً از جای خود حرکت نمی‌کند و حرف هم نمی‌زند تا ما از او سؤال نموده و لذا اصلاً وی چنین کاری را هم انجام نداده است، با این تأمل و رجوع فطرت خداشناسی آنان در مرحله اول بیدار شدند که ثمره آن اتصاف ظلم به خودشان بود، لکن آنان دوباره ضمیر پاک و وجدان خویش را فراموش نمودند[۸].

منابع

پانویس

  1. «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‌های آنها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهی گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، گواهی می‌دهیم؛ مبادا که در رستخیز بگویید ما از این ناآگاه بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
  2. «به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است» سوره فصلت، آیه ۵۳.
  3. «و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است * و (نیز) در خودتان» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.
  4. «آیا با خویش نیندیشیده‌اند» سوره روم، آیه ۸.
  5. «و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است * و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۰-۲۱.
  6. «و چون کسانی نباشید که خداوند را فراموش کردند پس (خداوند نیز) آنان را از یاد خودشان برد» سوره حشر، آیه ۱۹.
  7. «آنگاه (نخست) به خود آمدند و (به خود یا به یکدیگر) گفتند: بی‌گمان شمایید که ستمگرید» سوره انبیاء، آیه ۶۴.
  8. قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص ۲۷۷.