مال در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = مال | عنوان مدخل = مال | مداخل مرتبط = مال در لغت - مال در قرآن - مال در فقه سیاسی - مال در نهج البلاغه - مال در معارف دعا و زیارات - مال در معارف و سیره سجادی - مال در معارف و سیره رضوی | پرسش مرتبط = }} ==تعریف ...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==تعریف [[مال]]==
== مقدمه ==
واژه «مال» به لحاظ لغت‌شناسی، اسم ذات و از ریشه «مَول» و جمع آن، [[اموال]] است<ref>این کلمه از ریشه «میل» نیست. واژه «مالَ» که از ریشه میل باشد، به صورت فعل ماضی به کار می‌رود و جمع میل، امیال است (ر.ک: ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۶۳۵- ۶۳۹، ماده «مول» و «میل»؛ المنجد، ماده «مول» و «میل»).</ref> و در اصل به چیزی گفته می‌شد که به [[ملک]] در می‌آمد، مانند طلا و [[نقره]]، سپس به‌تدریج به هر چیزی که برای ملکیت و دستیابی قابلیت داشت، مال گفته شده است و واژه متموِّل دربارۀ مالدار و [[ثروتمند]] به کار می‌رود. روستاییان و عشایر به جهت اینکه بیشتر [[دارایی]] آنان چهارپایان بود، واژه مال را در مورد آنها به کار می‌بردند<ref>ابن‌اثیر (علی بن محمد)، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۴، ص۳۷۲ - ۳۷۳، ماده «مول»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۶۳۵- ۶۳۶، ماده «مول».</ref>. در برخی [[روایات]] تعبیر «[[نهی]] النّبیّ عن اضاعة المال»<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۴۹۹؛ احمد بن علی رازی الجصاص، الأحکام القرآن، ج۲، ص۴۶۲.</ref> آمده که به گفته [[ابن‌اثیر]] برخی این (تضییع مال) را عدم رسیدگی به [[حیوان]] دانسته‌اند. برخی دیگر آن را [[مصرف]] در [[حرام]] و [[معصیت]] خوانده‌اند و گروه سوم تعبیر مصرف مسرفانه را برای آن به کار برده‌اند<ref>ابن‌اثیر (علی بن محمد)، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۴، ص۳۷۲-۳۷۴، ماده «مول».</ref> و این، حکایت از آن دارد که کاربرد‌های یادشده، از نمونه‌های این واژه هستند و معنای آن، عام است و همۀ موارد را در بر می‌گیرد. برخی [[محققان]] گفته‌اند این واژه، برگردان [[عربی]] لغت [[یونانی]] «maIon» یا «meIon» است و ربطی به اشتقاق عربی ندارد<ref>محمدجعفر جعفری لنگرودی، فرهنگ عناصرشناسی حقوق مدنی - حقوق جزا، ص۴۹۵، ماده «مال».</ref>.
واژه «مال» به لحاظ لغت‌شناسی، اسم ذات و از ریشه «مَول» و جمع آن، [[اموال]] است<ref>این کلمه از ریشه «میل» نیست. واژه «مالَ» که از ریشه میل باشد، به صورت فعل ماضی به کار می‌رود و جمع میل، امیال است (ر.ک: ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۶۳۵- ۶۳۹، ماده «مول» و «میل»؛ المنجد، ماده «مول» و «میل»).</ref> و در اصل به چیزی گفته می‌شد که به [[ملک]] در می‌آمد، مانند طلا و [[نقره]]، سپس به‌تدریج به هر چیزی که برای ملکیت و دستیابی قابلیت داشت، مال گفته شده است و واژه متموِّل دربارۀ مالدار و [[ثروتمند]] به کار می‌رود. روستاییان و عشایر به جهت اینکه بیشتر [[دارایی]] آنان چهارپایان بود، واژه مال را در مورد آنها به کار می‌بردند<ref>ابن‌اثیر (علی بن محمد)، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۴، ص۳۷۲ - ۳۷۳، ماده «مول»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۶۳۵- ۶۳۶، ماده «مول».</ref>. در برخی [[روایات]] تعبیر «[[نهی]] النّبیّ عن اضاعة المال»<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۴۹۹؛ احمد بن علی رازی الجصاص، الأحکام القرآن، ج۲، ص۴۶۲.</ref> آمده که به گفته [[ابن‌اثیر]] برخی این (تضییع مال) را عدم رسیدگی به حیوان دانسته‌اند. برخی دیگر آن را [[مصرف]] در [[حرام]] و [[معصیت]] خوانده‌اند و گروه سوم تعبیر مصرف مسرفانه را برای آن به کار برده‌اند<ref>ابن‌اثیر (علی بن محمد)، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۴، ص۳۷۲-۳۷۴، ماده «مول».</ref> و این، حکایت از آن دارد که کاربرد‌های یادشده، از نمونه‌های این واژه هستند و معنای آن، عام است و همۀ موارد را در بر می‌گیرد. برخی محققان گفته‌اند این واژه، برگردان عربی لغت یونانی «maIon» یا «meIon» است و ربطی به اشتقاق عربی ندارد<ref>محمدجعفر جعفری لنگرودی، فرهنگ عناصرشناسی حقوق مدنی - حقوق جزا، ص۴۹۵، ماده «مال».</ref>.
معنای اصطلاحی «مال» نیز با تأثیرپذیری از معنای لغوی شکل گرفته و به هر چیزی که قابل ملکیت و دستیابی باشد، مال گفته می‌شود و افزودن قید‌هایی به آن، مانند [[مال]] [[دنیوی]] ([[ثروت]] و [[توانگری]])، [[بیت‌المال]] ([[خزانه]])، مال‌الإجاره (اجاره‌بها)، مال‌پرست (ثروت‌خواه و مال‌دوست)<ref>علی‌اکبر نفیسی ناظم‌الأطبا، فرهنگ نفیسی، ج۵، واژه «مال»؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج۱۲، واژه «مال».</ref>، مال‌المضاربه (سرمایه‌ای که به عامل برای [[تجارت]] داده می‌شود) و مال‌الإرث ([[دارایی]] متوفا)<ref>محمدجعفر [[جعفری]] لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی [[حقوق]]، ج۴، واژه «[[مال]]».</ref> [[گواه]] بر این مطلب است.


مال به لحاظ [[حقوقی]] چنین است: ۱. چیزی مادی یا [[معنوی]] که اختصاص به کسی داده شده باشد یا قابل اختصاص‌دادن باشد. ۲. [[سود]]<ref>سود، به درآمدی گفته می‌شود که پس از کسرِ تمام هزینه‌ها در طی یک دوره زمانی ارائه‌شده، باقی می‌ماند (مارک ورنون، مفاهیم کلیدی کسب و کار، ص۲۵۷).</ref> داشته باشد. ۳. سود یاد‌شده را [[قانون]] [[لغو]] نکرده باشد. ۴. نفع یاد‌شده عقلایی باشد. ۵. مستقلاً قابل نقل عناصر و انتقال باشد. ۶. عرفاً قابل [[قیمت‌گذاری]] باشد<ref>محمدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۴، واژه «مال».</ref>.
معنای اصطلاحی «مال» نیز با تأثیرپذیری از معنای لغوی شکل گرفته و به هر چیزی که قابل ملکیت و دستیابی باشد، مال گفته می‌شود و افزودن قید‌هایی به آن، مانند [[مال]] [[دنیوی]] ([[ثروت]] و [[توانگری]][[بیت‌المال]] (خزانه)، مال‌الإجاره (اجاره‌بها)، مال‌پرست (ثروت‌خواه و مال‌دوست)<ref>علی‌اکبر نفیسی ناظم‌الأطبا، فرهنگ نفیسی، ج۵، واژه «مال»؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج۱۲، واژه «مال».</ref>، مال‌المضاربه (سرمایه‌ای که به عامل برای [[تجارت]] داده می‌شود) و مال‌الإرث ([[دارایی]] متوفا)<ref>محمدجعفر [[جعفری]] لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی [[حقوق]]، ج۴، واژه «[[مال]]».</ref> [[گواه]] بر این مطلب است.
[[قرآن]] درباره مال و کالا‌هایی که در [[زندگی]] مورد استفاده هستند، دو تعبیر «خیر و معایش» را به کار برده است و می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد برای پدر و مادر و خویشان وصیّت شایسته کند» سوره بقره، آیه ۱۸۰.</ref>: «اگر کسی خیری ([[مالی]]) از خود بر جای گذاشت، برای [[پدر و مادر]] و [[خویشاوندان]] سفارش به معروف کند» و نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان شما را در زمین توانمند گرداندیم و در آن برایتان توشه‌ها نهادیم؛ اندک سپاس می‌گزارید» سوره اعراف، آیه ۱۰.</ref>: «شما را در [[زمین]] سکونت دادیم و برای شما در آن، اسباب زندگی نهادیم، شما اندک [[سپاسگزاری]] می‌کنید».


بنابراین مقصود از مال در اصطلاح رایج، هرگونه [[نعمت]] مادی مانند [[مسکن]]، زمین، منابع و [[منافع]] آن‌، [[پول]] و اشیاست که از جانب [[آفریدگار هستی]]، با این انگیزه به [[انسان]] عطا شده که وی بتواند [[نیازهای مادی]] خود را تأمین کند و برای [[رسیدن به کمال]] و [[زندگی ابدی]] از آن بهره گیرد و دست نیاز به دیگران نداشته باشد؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: [[مال]] چیزی است که [[انسان]] از آن بهره‌مند گردد<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۹۸، ش۹۲۵۷ ({{متن حدیث|الْمَالُ مَا أَفَادَ الرِّجَالَ}}).</ref> و بهترین کمک برای [[تقوای الهی]] است<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح [[نهج‌البلاغه]]، ج۱۹، ص۲۲۷، ح۷ ({{متن حدیث|نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ الْمَالُ}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} هم فرمود: [[خدا]] این [[اموال]] را برای مصرف‌های تعیینی خود به شما عطا فرموده است نه اینکه آن را بیندوزید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۳۲، ح۵۷ ({{متن حدیث|قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: إِنَّمَا أَعْطَاكُمُ اللَّهُ هَذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الْأَمْوَالِ لِتُوَجِّهُوهَا حَيْثُ وَجَّهَهَا اللَّهُ وَ لَمْ يُعْطِكُمُوهَا لِتَكْنِزُوهَا}}).</ref> و در سخن‌های معتبر<ref>سند هر دو روایتِ آدرس بعدی معتبرند. در سند حدیث ۹، به‌ترتیب علی بن ابراهیم، پدرش ابراهیم، صفوان بن یحیی و ذریح محاربی جای دارند که ذریح به گفته مرحوم خویی ثقه است (معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۱۵۱) و معتبربودن افراد دیگر هم اتفاقی است، چنان‌که به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۴ و ۱۵) سند حدیث ۸ صحیح و سند ۹ حسن است.</ref> دیگری از آن، به دنیای سودمند تعبیر کرده و جهت‌مندی مصرف‌های تعیینی را دستیابی به تقوای الهی و [[سعادت]] [[حیات]] [[جاودانه]] دانسته و به نقل از [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «غِنا بهترین کمک برای تقوای الهی است»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۱، ح۱؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۶، ح۳۵۷۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص‌۲۹، ح۲۱۸۹۷. ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ الْغِنَى}}). سند بر مبنای مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۳) معتبر است.</ref> و خود فرمود: «[[دنیا]] بهترین کمک برای تحصیل [[رفاه]] [[آخرت]] است»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص۷۲، ح۸ - ۹؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج‌۳، ص۱۵۶، ح۳۵۶۷. ({{متن حدیث|... نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ}}).</ref>. [[نعمت]] هم به چیزی گفته می‌شود که موجب [[خوشی]] و [[گشایش]] باشد<ref>حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القران، ج۱۲، ص۱۷۷.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۷</ref>
مال به لحاظ [[حقوقی]] چنین است: ۱. چیزی مادی یا [[معنوی]] که اختصاص به کسی داده شده باشد یا قابل اختصاص‌دادن باشد. ۲. سود<ref>سود، به درآمدی گفته می‌شود که پس از کسرِ تمام هزینه‌ها در طی یک دوره زمانی ارائه‌شده، باقی می‌ماند (مارک ورنون، مفاهیم کلیدی کسب و کار، ص۲۵۷).</ref> داشته باشد. ۳. سود یاد‌شده را [[قانون]] [[لغو]] نکرده باشد. ۴. نفع یاد‌شده عقلایی باشد. ۵. مستقلاً قابل نقل عناصر و انتقال باشد. ۶. عرفاً قابل [[قیمت‌گذاری]] باشد<ref>محمدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۴، واژه «مال».</ref>.
 
[[قرآن]] درباره مال و کالا‌هایی که در [[زندگی]] مورد استفاده هستند، دو تعبیر «خیر و معایش» را به کار برده است و می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد برای پدر و مادر و خویشان وصیّت شایسته کند» سوره بقره، آیه ۱۸۰.</ref>: «اگر کسی خیری ([[مالی]]) از خود بر جای گذاشت، برای پدر و مادر و [[خویشاوندان]] سفارش به معروف کند» و نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان شما را در زمین توانمند گرداندیم و در آن برایتان توشه‌ها نهادیم؛ اندک سپاس می‌گزارید» سوره اعراف، آیه ۱۰.</ref>: «شما را در [[زمین]] سکونت دادیم و برای شما در آن، اسباب زندگی نهادیم، شما اندک [[سپاسگزاری]] می‌کنید».
 
بنابراین مقصود از مال در اصطلاح رایج، هرگونه [[نعمت]] مادی مانند [[مسکن]]، زمین، منابع و منافع آن‌، [[پول]] و اشیاست که از جانب [[آفریدگار هستی]]، با این انگیزه به [[انسان]] عطا شده که وی بتواند نیازهای مادی خود را تأمین کند و برای رسیدن به کمال و زندگی ابدی از آن بهره گیرد و دست نیاز به دیگران نداشته باشد؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمود: [[مال]] چیزی است که [[انسان]] از آن بهره‌مند گردد<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۹۸، ش۹۲۵۷ ({{متن حدیث|الْمَالُ مَا أَفَادَ الرِّجَالَ}}).</ref> و بهترین کمک برای [[تقوای الهی]] است<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح [[نهج‌البلاغه]]، ج۱۹، ص۲۲۷، ح۷ ({{متن حدیث|نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ الْمَالُ}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} هم فرمود: [[خدا]] این [[اموال]] را برای مصرف‌های تعیینی خود به شما عطا فرموده است نه اینکه آن را بیندوزید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۳۲، ح۵۷ ({{متن حدیث|قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: إِنَّمَا أَعْطَاكُمُ اللَّهُ هَذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الْأَمْوَالِ لِتُوَجِّهُوهَا حَيْثُ وَجَّهَهَا اللَّهُ وَ لَمْ يُعْطِكُمُوهَا لِتَكْنِزُوهَا}}).</ref> و در سخن‌های معتبر<ref>سند هر دو روایتِ آدرس بعدی معتبرند. در سند حدیث ۹، به‌ترتیب علی بن ابراهیم، پدرش ابراهیم، صفوان بن یحیی و ذریح محاربی جای دارند که ذریح به گفته مرحوم خویی ثقه است (معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۱۵۱) و معتبربودن افراد دیگر هم اتفاقی است، چنان‌که به گفته مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۴ و ۱۵) سند حدیث ۸ صحیح و سند ۹ حسن است.</ref> دیگری از آن، به دنیای سودمند تعبیر کرده و جهت‌مندی مصرف‌های تعیینی را دستیابی به تقوای الهی و [[سعادت]] [[حیات]] [[جاودانه]] دانسته و به نقل از [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «غِنا بهترین کمک برای تقوای الهی است»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۱، ح۱؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۶، ح۳۵۷۰؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص‌۲۹، ح۲۱۸۹۷. ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ الْغِنَى}}). سند بر مبنای مجلسی (مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۳) معتبر است.</ref> و خود فرمود: «[[دنیا]] بهترین کمک برای تحصیل [[رفاه]] [[آخرت]] است»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص۷۲، ح۸ - ۹؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج‌۳، ص۱۵۶، ح۳۵۶۷. ({{متن حدیث|... نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ}}).</ref>. [[نعمت]] هم به چیزی گفته می‌شود که موجب [[خوشی]] و [[گشایش]] باشد<ref>حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القران، ج۱۲، ص۱۷۷.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۳: خط ۲۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:سیره معصوم]]
[[رده:مال]]
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش