ربیعه جرشی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل = ربیعه جرشی | مداخل مرتبط = ربیعه جرشی در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط = }} == آشنایی اجمالی == وی منسوب به «جرش»، قبیله‌ای از حمیر<ref>سمعانی، الانساب، ج۲، ص۴۴.</ref> و نیای هشام بن غاز بن ربیعه<ref>بغو...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
وی منسوب به «[[جرش]]»، قبیله‌ای از [[حمیر]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۲، ص۴۴.</ref> و [[نیای هشام بن غاز بن ربیعه]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۲.</ref> است. نام پدرش را به [[اختلاف]] عمرو<ref>ابن معین، تاریخ، ج۱، ص۹۱؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷.</ref>، غاز<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.</ref>، حارث<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۹، ص۱۳۷.</ref> و [[ردم]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref> آورده‌اند، اما به نظر [[ابن عساکر]]<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref> عمرو درست‌تر بوده و به نظر [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷.</ref> بیشتر غاز گفته‌اند که در نوشتار غازی آمده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۲۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۲.</ref>. برخی نام نیای او را نیز «غاز» آورده‌اند<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۸، ص۱۲۰.</ref> و از آنجا که وی نوه‌ای به نام «[[ربیعة بن غاز]]» داشته است<ref>ر.ک: ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۲، ص۳۶۳.</ref> به نظر می‌رسد در برخی موارد در معرفی آنان [[اشتباه]] یا جابه‌جایی در نام صورت گرفته باشد. برخی کنیه‌اش را «ابوالغاز» گفته‌اند<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref>.
وی منسوب به «[[بنی‌جرش]]»، قبیله‌ای از [[حمیر]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۲، ص۴۴.</ref> و نیای [[هشام بن غاز بن ربیعه]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۲.</ref> است. نام پدرش را به [[اختلاف]] «عمرو»<ref>ابن معین، تاریخ، ج۱، ص۹۱؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷.</ref>، غاز<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.</ref>، «حارث»<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۹، ص۱۳۷.</ref> و [[ردم]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref> آورده‌اند، اما به نظر [[ابن عساکر]]<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref> «عمرو» درست‌تر بوده و به نظر [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷.</ref> بیشتر غاز گفته‌اند که در نوشتار غازی آمده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۲۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۲.</ref>. برخی نام نیای او را نیز «غاز» آورده‌اند<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۸، ص۱۲۰.</ref> و از آنجا که وی نوه‌ای به نام «[[ربیعة بن غاز]]» داشته است<ref>ر.ک: ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۲، ص۳۶۳.</ref> به نظر می‌رسد در برخی موارد در معرفی آنان [[اشتباه]] یا جابه‌جایی در نام صورت گرفته باشد. برخی کنیه‌اش را «ابوالغاز» گفته‌اند<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref>.


وی را در شمار [[صحابه]] [[اهل شام]] یا ساکنان [[دمشق]] آورده‌اند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۰۴؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.</ref>، از این رو، او را شامی<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۹، ص۱۳۸.</ref> و دمشقی<ref>ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۹۸.</ref> نیز خوانده‌اند. در [[صحابی]] بودن یا [[روایت]] شنیدن او از [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.</ref>[[اختلاف]] است<ref>ر.ک: ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref>، اما گفته‌اند: رسول خدا{{صل}} را [[درک]] کرده است<ref>ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۵، ص۱۱۳.</ref>. برخی نیز با صراحت او را در شمار [[تابعین]]<ref>فسوی، المعرفه والتاریخ، ج۲، ص۳۱۸.</ref> آورده و صحابی بودن او را رد کرده‌اند<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳.</ref>. [[ابن حبان]] نام وی را هم در شمار صحابه<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۳۰.</ref> و هم در شمار تابعین<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۳۰.</ref> آورده است.
وی را در شمار [[صحابه]] [[اهل شام]] یا ساکنان [[دمشق]] آورده‌اند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۰۴؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.</ref>، از این رو، او را شامی<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۹، ص۱۳۸.</ref> و دمشقی<ref>ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۹۸.</ref> نیز خوانده‌اند. در [[صحابی]] بودن یا [[روایت]] شنیدن او از [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.</ref>[[اختلاف]] است<ref>ر.ک: ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref>، اما گفته‌اند: رسول خدا{{صل}} را [[درک]] کرده است<ref>ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۵، ص۱۱۳.</ref>. برخی نیز با صراحت او را در شمار [[تابعین]]<ref>فسوی، المعرفه والتاریخ، ج۲، ص۳۱۸.</ref> آورده و صحابی بودن او را رد کرده‌اند<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳.</ref>. [[ابن حبان]] نام وی را هم در شمار صحابه<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۳۰.</ref> و هم در شمار تابعین<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۳۰.</ref> آورده است.
خط ۱۲: خط ۱۲:
شاید مستند [[صحابی]] بودن وی احادیثی باشد که از او از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است. از وی نقل کرده‌اند که رسول خدا{{صل}} فرمود: مراقب نمازتان باشید که بهترین [[اعمال]] شما [[نماز]] است و خود را از [[زمین]] [[حفظ]] کنید که مادر شماست و هیچ کس نیست مگر آنکه آنچه بر روی زمین انجام دهد، [[زمین]] از آن خبر می‌دهد<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.</ref>. برخی اسناد این [[روایت]] را [[ضعیف]] دانسته‌اند<ref>هیثمی، مجمع الزوائد، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. همچنین وی می‌گوید: از رسول خدا{{صل}} شنیدم که فرمود: در پایان کار [[امت]] من سه [[عذاب]] [[خسف]] و [[قذف]] و [[مسخ]] خواهد آمد و چون سبب آن را پرسیدند، فرمود: به سبب استفاده از خواننده و [[خمر|شرب خمر]] است<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳.</ref>. نیز از وی نقل شده است که از رسول خدا{{صل}} درباره بهترین [[سوره]] پرسیدند، فرمود: بقره؛ و چون از بهترین [[آیه]] پرسیدند، فرمود: [[آیةالكرسی]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.</ref>.
شاید مستند [[صحابی]] بودن وی احادیثی باشد که از او از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است. از وی نقل کرده‌اند که رسول خدا{{صل}} فرمود: مراقب نمازتان باشید که بهترین [[اعمال]] شما [[نماز]] است و خود را از [[زمین]] [[حفظ]] کنید که مادر شماست و هیچ کس نیست مگر آنکه آنچه بر روی زمین انجام دهد، [[زمین]] از آن خبر می‌دهد<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.</ref>. برخی اسناد این [[روایت]] را [[ضعیف]] دانسته‌اند<ref>هیثمی، مجمع الزوائد، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. همچنین وی می‌گوید: از رسول خدا{{صل}} شنیدم که فرمود: در پایان کار [[امت]] من سه [[عذاب]] [[خسف]] و [[قذف]] و [[مسخ]] خواهد آمد و چون سبب آن را پرسیدند، فرمود: به سبب استفاده از خواننده و [[خمر|شرب خمر]] است<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳.</ref>. نیز از وی نقل شده است که از رسول خدا{{صل}} درباره بهترین [[سوره]] پرسیدند، فرمود: بقره؛ و چون از بهترین [[آیه]] پرسیدند، فرمود: [[آیةالكرسی]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.</ref>.


[[ربیعه]] را از فقهای زمان [[معاویه]] شمرده‌اند<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۳.</ref> و گفته‌اند در این [[زمان]] [[فتوا]]<ref>ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.</ref> می‌داد. نیز گفته‌اند او از [[عابدان]] بود و در زمان معاویه قصه می‌گفت<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۳۰.</ref>. از وی نقل کرده‌اند که واژه «یمینه» در آیه {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ جَمِيعًۭا قَبْضَتُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَٱلسَّمَـٰوَٰتُ مَطْوِيَّـٰتٌۢ بِيَمِينِهِۦ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند  با آنکه تمام زمین روز رستخیز در کف اوست و آسمان‌ها به دست او در هم نوردیده می‌شوند؛ پاکا و فرابرترا که اوست از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند» سوره زمر، آیه 67.</ref> به معنای «دست» است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref>. بر پایه خبری، وی در [[یرموک]] (به سال۱۳) حضور داشت<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۸۵.</ref>. همچنین بنا بر نقلی وی در [[نبرد صفین]] شرکت کرد و در سپاه معاویه قرار داشت که یک چشم خود را از دست داد<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۴.</ref>. وی در واقعه [[مرج]] راهط در سال ۶۴ هجری، در [[شام]] همراه [[ضحاک بن قیس فهری]] بود که کشته شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۰۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۷۹.</ref> در حالی که [[زبیری]] (از هواداران [[عبدالله بن زبیر]]) بود<ref>فسوی، المعرفه والتاریخ، ج۲، ص۳۸۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۳۵۰.</ref>. بر اساس یک خبر، هنگامی که [[فتنه]] رخ می‌داد [[مردم]] می‌گفتند به سه نفر از جمله [[ربیعه]] [[اقتدا]] کنید<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۸۰؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۵، ص۲۹۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳.</ref>. البته با توجه به حضور برخی بزرگان [[صحابه]] در این [[زمان]]، این خبر جای [[تأمل]] دارد و به [[سادگی]] نمی‌توان آن را پذیرفت و بعید نیست برای موجه جلوه دادن ربیعه ساخته شده باشد. نواده‌اش [[هشام بن غاز دمشقی]] از [[راویان حدیث]] است<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۹، ص۶۵۷.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «ربیعه جرشی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۱۹-۳۲۰.</ref>
ربیعه را از فقهای زمان [[معاویه]] شمرده‌اند<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۳.</ref> و گفته‌اند در این [[زمان]] [[فتوا]]<ref>ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.</ref> می‌داد. نیز گفته‌اند او از [[عابدان]] بود و در زمان معاویه قصه می‌گفت<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۳۰.</ref>. از وی نقل کرده‌اند که واژه «یمینه» در آیه {{متن قرآن|وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ جَمِيعًۭا قَبْضَتُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَٱلسَّمَـٰوَٰتُ مَطْوِيَّـٰتٌۢ بِيَمِينِهِۦ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند  با آنکه تمام زمین روز رستخیز در کف اوست و آسمان‌ها به دست او در هم نوردیده می‌شوند؛ پاکا و فرابرترا که اوست از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند» سوره زمر، آیه 67.</ref> به معنای «دست» است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.</ref>. بر پایه خبری، وی در [[یرموک]] (به سال۱۳) حضور داشت<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۸۵.</ref>. همچنین بنا بر نقلی وی در [[نبرد صفین]] شرکت کرد و در سپاه معاویه قرار داشت که یک چشم خود را از دست داد<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۴.</ref>. وی در «[[واقعه مرج راهط]]» در سال ۶۴ هجری، در [[شام]] همراه [[ضحاک بن قیس فهری]] بود که کشته شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۰۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۷۹.</ref> در حالی که [[زبیری]] (از هواداران [[عبدالله بن زبیر]]) بود<ref>فسوی، المعرفه والتاریخ، ج۲، ص۳۸۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۳۵۰.</ref>. بر اساس یک خبر، هنگامی که [[فتنه]] رخ می‌داد [[مردم]] می‌گفتند به سه نفر از جمله ربیعه [[اقتدا]] کنید<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۸۰؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۵، ص۲۹۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳.</ref>. البته با توجه به حضور برخی بزرگان [[صحابه]] در این [[زمان]]، این خبر جای [[تأمل]] دارد و به [[سادگی]] نمی‌توان آن را پذیرفت و بعید نیست برای موجه جلوه دادن ربیعه ساخته شده باشد. نواده‌اش [[هشام بن غاز دمشقی]] از [[راویان حدیث]] است<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۹، ص۶۵۷.</ref>.<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «ربیعه جرشی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۱۹-۳۲۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۳۳

آشنایی اجمالی

وی منسوب به «بنی‌جرش»، قبیله‌ای از حمیر[۱] و نیای هشام بن غاز بن ربیعه[۲] است. نام پدرش را به اختلاف «عمرو»[۳]، غاز[۴]، «حارث»[۵] و ردم[۶] آورده‌اند، اما به نظر ابن عساکر[۷] «عمرو» درست‌تر بوده و به نظر ابن اثیر[۸] بیشتر غاز گفته‌اند که در نوشتار غازی آمده است[۹]. برخی نام نیای او را نیز «غاز» آورده‌اند[۱۰] و از آنجا که وی نوه‌ای به نام «ربیعة بن غاز» داشته است[۱۱] به نظر می‌رسد در برخی موارد در معرفی آنان اشتباه یا جابه‌جایی در نام صورت گرفته باشد. برخی کنیه‌اش را «ابوالغاز» گفته‌اند[۱۲].

وی را در شمار صحابه اهل شام یا ساکنان دمشق آورده‌اند[۱۳]، از این رو، او را شامی[۱۴] و دمشقی[۱۵] نیز خوانده‌اند. در صحابی بودن یا روایت شنیدن او از رسول خدا(ص)[۱۶]اختلاف است[۱۷]، اما گفته‌اند: رسول خدا(ص) را درک کرده است[۱۸]. برخی نیز با صراحت او را در شمار تابعین[۱۹] آورده و صحابی بودن او را رد کرده‌اند[۲۰]. ابن حبان نام وی را هم در شمار صحابه[۲۱] و هم در شمار تابعین[۲۲] آورده است.

شاید مستند صحابی بودن وی احادیثی باشد که از او از رسول خدا(ص) نقل شده است. از وی نقل کرده‌اند که رسول خدا(ص) فرمود: مراقب نمازتان باشید که بهترین اعمال شما نماز است و خود را از زمین حفظ کنید که مادر شماست و هیچ کس نیست مگر آنکه آنچه بر روی زمین انجام دهد، زمین از آن خبر می‌دهد[۲۳]. برخی اسناد این روایت را ضعیف دانسته‌اند[۲۴]. همچنین وی می‌گوید: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: در پایان کار امت من سه عذاب خسف و قذف و مسخ خواهد آمد و چون سبب آن را پرسیدند، فرمود: به سبب استفاده از خواننده و شرب خمر است[۲۵]. نیز از وی نقل شده است که از رسول خدا(ص) درباره بهترین سوره پرسیدند، فرمود: بقره؛ و چون از بهترین آیه پرسیدند، فرمود: آیةالكرسی[۲۶].

ربیعه را از فقهای زمان معاویه شمرده‌اند[۲۷] و گفته‌اند در این زمان فتوا[۲۸] می‌داد. نیز گفته‌اند او از عابدان بود و در زمان معاویه قصه می‌گفت[۲۹]. از وی نقل کرده‌اند که واژه «یمینه» در آیه ﴿وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦ وَٱلْأَرْضُ جَمِيعًۭا قَبْضَتُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَٱلسَّمَـٰوَٰتُ مَطْوِيَّـٰتٌۢ بِيَمِينِهِۦ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ[۳۰] به معنای «دست» است[۳۱]. بر پایه خبری، وی در یرموک (به سال۱۳) حضور داشت[۳۲]. همچنین بنا بر نقلی وی در نبرد صفین شرکت کرد و در سپاه معاویه قرار داشت که یک چشم خود را از دست داد[۳۳]. وی در «واقعه مرج راهط» در سال ۶۴ هجری، در شام همراه ضحاک بن قیس فهری بود که کشته شد[۳۴] در حالی که زبیری (از هواداران عبدالله بن زبیر) بود[۳۵]. بر اساس یک خبر، هنگامی که فتنه رخ می‌داد مردم می‌گفتند به سه نفر از جمله ربیعه اقتدا کنید[۳۶]. البته با توجه به حضور برخی بزرگان صحابه در این زمان، این خبر جای تأمل دارد و به سادگی نمی‌توان آن را پذیرفت و بعید نیست برای موجه جلوه دادن ربیعه ساخته شده باشد. نواده‌اش هشام بن غاز دمشقی از راویان حدیث است[۳۷].[۳۸]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. سمعانی، الانساب، ج۲، ص۴۴.
  2. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۲.
  3. ابن معین، تاریخ، ج۱، ص۹۱؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷.
  4. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.
  5. مزی، تهذیب الکمال، ج۹، ص۱۳۷.
  6. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.
  7. ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.
  8. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷.
  9. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۲۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۲.
  10. زبیدی، تاج العروس، ج۸، ص۱۲۰.
  11. ر.ک: ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۲، ص۳۶۳.
  12. ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۰۴؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.
  14. مزی، تهذیب الکمال، ج۹، ص۱۳۸.
  15. ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۹۸.
  16. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.
  17. ر.ک: ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۶۷؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.
  18. ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۵، ص۱۱۳.
  19. فسوی، المعرفه والتاریخ، ج۲، ص۳۱۸.
  20. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳.
  21. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۳۰.
  22. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۳۰.
  23. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.
  24. هیثمی، مجمع الزوائد، ج۱، ص۲۴۱.
  25. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳.
  26. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۴۰۰.
  27. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۷۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۳.
  28. ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰۹۶.
  29. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۴، ص۲۳۰.
  30. «و خداوند را سزاوار ارجمندی وی ارج ننهادند با آنکه تمام زمین روز رستخیز در کف اوست و آسمان‌ها به دست او در هم نوردیده می‌شوند؛ پاکا و فرابرترا که اوست از آنچه (بدو) شرک می‌ورزند» سوره زمر، آیه 67.
  31. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۹۳.
  32. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۸۵.
  33. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۱۴.
  34. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۰۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۷۹.
  35. فسوی، المعرفه والتاریخ، ج۲، ص۳۸۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۳۵۰.
  36. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۲۸۰؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۵، ص۲۹۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۳.
  37. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۹، ص۶۵۷.
  38. خانجانی، قاسم، مقاله «ربیعه جرشی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۱۹-۳۲۰.