ولیمه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== ولیمه عروسی==
== مقدمه ==
[[ازدواج]] رخدادی با اهمیت و قابل توجه در [[زندگی]] انسان است. به همین دلیل، در همه [[اقوام]] و [[ملل]] [[دنیا]] برای آن تشریفاتی خاص در نظر می‌گیرند. البته کم و کیف این مراسم بسیار متفاوت است، ولی جوهره همه آنها نشان دادن توجه به این مسئله مهم است. [[شرع مقدس اسلام]] که خود مشوق و رواج‌دهنده امر [[مقدس]] [[ازدواج]] است، بر انجام مراسم و تشریفات ویژه برای آن تأکید ورزیده است. چنان‌که پیش از این گفتیم، [[رسول خدا]]{{صل}} وجه امتیاز ازدواج‌های [[مشروع]] و رسمی از ارتباط‌های [[نامشروع]] [[زناشویی]] را اموری چون برگزاری مراسم و علنی کردن ازدواج می‌دانند<ref>پیش از این، گذشت که وقتی حضرت{{صل}} سروصدای منزل یکی از اصحاب را شنیدند و جویای آن شدند پاسخ شنیدند که مراسم عروسی ایشان است. حضرت فرمودند: {{متن حدیث|... حَسَنٌ هَذَا النِّكَاحُ لَا السِّفَاحُ. ثُمَّ قَالَ{{صل}}: أَسْنِدُوا النِّكَاحَ وَ أَعْلِنُوهُ بَيْنَكُمْ وَ اضْرِبُوا عَلَيْهِ بِالدَّفِّ. فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِي النِّكَاحِ بِذَلِكَ}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢۶١؛ ج١٠٠، ص٢۵٧).</ref> که البته ولیمه دادن و [[اطعام]] از مهم‌ترین این [[آداب]] است<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۰۶.</ref>.
[[ازدواج]] رخدادی با اهمیت و قابل توجه در [[زندگی]] انسان است. به همین دلیل، در همه [[اقوام]] و [[ملل]] [[دنیا]] برای آن تشریفاتی خاص در نظر می‌گیرند. البته کم و کیف این مراسم بسیار متفاوت است، ولی جوهره همه آنها نشان دادن توجه به این مسئله مهم است. [[شرع مقدس اسلام]] که خود مشوق و رواج‌دهنده امر [[مقدس]] [[ازدواج]] است، بر انجام مراسم و تشریفات ویژه برای آن تأکید ورزیده است. چنان‌که پیش از این گفتیم، [[رسول خدا]]{{صل}} وجه امتیاز ازدواج‌های [[مشروع]] و رسمی از ارتباط‌های [[نامشروع]] [[زناشویی]] را اموری چون برگزاری مراسم و علنی کردن ازدواج می‌دانند<ref>پیش از این، گذشت که وقتی حضرت{{صل}} سروصدای منزل یکی از اصحاب را شنیدند و جویای آن شدند پاسخ شنیدند که مراسم عروسی ایشان است. حضرت فرمودند: {{متن حدیث|... حَسَنٌ هَذَا النِّكَاحُ لَا السِّفَاحُ. ثُمَّ قَالَ{{صل}}: أَسْنِدُوا النِّكَاحَ وَ أَعْلِنُوهُ بَيْنَكُمْ وَ اضْرِبُوا عَلَيْهِ بِالدَّفِّ. فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِي النِّكَاحِ بِذَلِكَ}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢۶١؛ ج١٠٠، ص٢۵٧).</ref> که البته ولیمه دادن و [[اطعام]] از مهم‌ترین این [[آداب]] است<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۰۶.</ref>.


خط ۱۳: خط ۱۳:
رسول خدا{{صل}} برای جلوگیری از [[اسراف]] و [[زیاده‌روی]] در این زمینه نیز می‌فرمایند: «ولیمه دادن [[روز]] اول (یک بار) [[حق]] است و روز دوم کاری است شایسته، ولی بیشتر از دو روز برای نشان دادن به [[مردم]] و برای گوش به گوش گفتن است»<ref>{{متن حدیث|الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ‌، وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ‌، وَ مَا زَادَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۴.</ref>
رسول خدا{{صل}} برای جلوگیری از [[اسراف]] و [[زیاده‌روی]] در این زمینه نیز می‌فرمایند: «ولیمه دادن [[روز]] اول (یک بار) [[حق]] است و روز دوم کاری است شایسته، ولی بیشتر از دو روز برای نشان دادن به [[مردم]] و برای گوش به گوش گفتن است»<ref>{{متن حدیث|الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ‌، وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ‌، وَ مَا زَادَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ}}؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۸.</ref>.<ref>[[حامد ولی‌زاده|ولی‌زاده، حامد]]، [[سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۴۴.</ref>


== سیره معصومین{{ع}} در دادن ولیمه ==
[[سیره رسول خدا]] و [[اهل‌بیت]]{{عم}} به خوبی نشان می‌دهد که آن بزرگواران چگونه این سنت حسنه [[الهی]] را به [[پاکی]] و به دور از تشریفات اضافی و [[اسراف]] و [[تبذیر]] پاس می‌داشته‌اند. ناگفته نماند که گرچه بسیاری از کارهای پسندیده بین ما کانون [[تشویق]] [[عقل]] و [[شرع]] است، بر اثر [[ناآگاهی]] یا [[غفلت]] به منکراتی [[آلوده]] می‌شود که دیگر توصیه نمی‌شود. اما [[معصومان]]{{عم}} با دقتی وصف‌ناپذیر هر تلاشی را به سوی [[قرب الهی]] جهت می‌داده‌اند که [[الگوگیری]] از آنها بر ما ضروری می‌نماید. به گفتار ارزنده [[امام صادق]]{{ع}} بنگریم که درباره [[سیره]] [[خاتم‌الانبیاء]]{{صل}} در اقدام به دادن ولیمه برای عروسی دختر بزرگوارشان{{ع}} چه فرموده‌اند: وقتی رسول خدا{{صل}} [[فاطمه]] [[زهرا]] را به [[ازدواج امام علی]]{{عم}} درآوردند، روزی نزد دخترشان رفتند و دیدند که فاطمه گریان است. حضرت علت مسئله را جویا شدند و برای دلجویی از ایشان مطالبی را فرمودند. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} می‌فرمایند: حضرت{{صل}} خطاب به من فرمودند: «علی [[جان]]، برخیز و زره‌ات را بفروش». من رفتم و آن را فروختم، پولش را نزد حضرت آوردم و در دامنشان نهادم. نه ایشان از مقدار آن پرسیدند و نه من از مقدارش به ایشان خبر دادم. آن‌گاه حضرت به من فرمودند: «علی [[جان]]، برخیز و برای خانواده‌ات غذای مناسب و فراوانی تهیه کن. گوشت و نان]برای ولیمه عروسی شما] به عهده من و خرما و روغن به عهده تو». سپس خرما و روغن خریدم و حضرت خود آستین‌های مبارکشان را بالا زدند و مشغول آماده‌سازی طعام شدند.... آنگاه گوسفندی چاق و مقدار زیادی نان برای ما آماده شد. سپس حضرت{{صل}} به من فرمودند: «هرکس را [[دوست]] داری برای ولیمه [[دعوت]] کن». من به [[مسجد]] رفتم و دیدم مسجد از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} پر شده است. از اینکه تنها برخی را دعوت کنم و از بقیه منصرف شوم، [[حیا]] کردم. به همین دلیل، بالای یک بلندی رفتم و همه را به ولیمه عروسی [[دختر رسول خدا]]، [[فاطمه زهرا]]{{س}} دعوت کردم. همه استقبال کردند. من از بسیاری [[مردم]] و کمی غذا [[خجالت]] کشیدم. حضرت از وضع [[روحی]] من باخبر شدند و فرمودند: «علی جان، من از [[خداوند]] خواهم خواست تا [[برکت]] این طعام را فزونی بخشد». در نتیجه دعای ایشان آن‌قدر غذا بابرکت شد که همه مردم از آن خوردند و دعاگویان در [[حق]] ما، پراکنده شدند. با آنکه شمار آنان از چهارهزار تن بیشتر بود، باز هم غذا به همان اندازه اول باقی ماند و چیزی از آن کم نشد<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلِيّاً فَاطِمَةَ{{عم}} دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ تَبْكِي. فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟... قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: قُمْ! فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ فَلَمْ يَسْأَلْنِي كَمْ هِيَ وَ لَا أَنَا أَخْبَرْتُهُ... ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: يَا عَلِيُّ! اصْنَعْ لِأَهْلِكَ طَعَاماً فَاضِلًا. ثُمَّ قَالَ{{صل}}: مِنْ عِنْدِنَا اللَّحْمُ وَ الْخُبْزُ وَ عَلَيْكَ التَّمْرُ وَ السَّمْنُ. فَاشْتَرَيْتُ تَمْراً وَ سَمْناً فَحَسَرَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَنْ ذِرَاعِهِ وَ جَعَلَ يَشْدَخُ التَّمْرَ فِي السَّمْنِ حَتَّى اتَّخَذَهُ حَيْساً وَ بَعَثَ إِلَيْنَا كَبْشاً سَمِيناً فَذُبِحَ وَ خُبِزَ لَنَا خُبْزٌ كَثِيرٌ. ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: ادْعُ مَنْ أَحْبَبْتَ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُشْحَنٌ بِالصَّحَابَةِ. فَأُحْيِيتُ [فَحَيِيتُ‏] أَنْ أُشْخِصَ قَوْماً وَ أَدَعَ قَوْماً ثُمَّ صَعِدْتُ عَلَى رَبْوَةٍ هُنَاكَ وَ نَادَيْتُ أَجِيبُوا إِلَى وَلِيمَةِ فَاطِمَةَ{{س}} فَأَقْبَلَ النَّاسُ أَرْسَالًا فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْ كَثْرَةِ النَّاسِ وَ قِلَّةِ الطَّعَامِ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَا تَدَاخَلَنِي فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! إِنِّي سَأَدْعُو اللَّهَ بِالْبَرَكَةِ. قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: فَأَكَلَ الْقَوْمُ عَنْ آخِرِهِمْ طَعَامِي وَ شَرِبُوا شَرَابِي وَ دَعَوْا لِي بِالْبَرَكَةِ وَ صَدَرُوا وَ هُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَرْبَعَةِ آلَافِ رَجُلٍ وَ لَمْ يَنْقُصْ مِنَ الطَّعَامِ شَيْ‏ءٌ...}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).</ref>.
[[سیره رسول خدا]] و [[اهل‌بیت]]{{عم}} به خوبی نشان می‌دهد که آن بزرگواران چگونه این سنت حسنه [[الهی]] را به [[پاکی]] و به دور از تشریفات اضافی و [[اسراف]] و [[تبذیر]] پاس می‌داشته‌اند. ناگفته نماند که گرچه بسیاری از کارهای پسندیده بین ما کانون [[تشویق]] [[عقل]] و [[شرع]] است، بر اثر [[ناآگاهی]] یا [[غفلت]] به منکراتی [[آلوده]] می‌شود که دیگر توصیه نمی‌شود. اما [[معصومان]]{{عم}} با دقتی وصف‌ناپذیر هر تلاشی را به سوی [[قرب الهی]] جهت می‌داده‌اند که [[الگوگیری]] از آنها بر ما ضروری می‌نماید. به گفتار ارزنده [[امام صادق]]{{ع}} بنگریم که درباره [[سیره]] [[خاتم‌الانبیاء]]{{صل}} در اقدام به دادن ولیمه برای عروسی دختر بزرگوارشان{{ع}} چه فرموده‌اند: وقتی رسول خدا{{صل}} [[فاطمه]] [[زهرا]] را به [[ازدواج امام علی]]{{عم}} درآوردند، روزی نزد دخترشان رفتند و دیدند که فاطمه گریان است. حضرت علت مسئله را جویا شدند و برای دلجویی از ایشان مطالبی را فرمودند. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} می‌فرمایند: حضرت{{صل}} خطاب به من فرمودند: «علی [[جان]]، برخیز و زره‌ات را بفروش». من رفتم و آن را فروختم، پولش را نزد حضرت آوردم و در دامنشان نهادم. نه ایشان از مقدار آن پرسیدند و نه من از مقدارش به ایشان خبر دادم. آن‌گاه حضرت به من فرمودند: «علی [[جان]]، برخیز و برای خانواده‌ات غذای مناسب و فراوانی تهیه کن. گوشت و نان]برای ولیمه عروسی شما] به عهده من و خرما و روغن به عهده تو». سپس خرما و روغن خریدم و حضرت خود آستین‌های مبارکشان را بالا زدند و مشغول آماده‌سازی طعام شدند.... آنگاه گوسفندی چاق و مقدار زیادی نان برای ما آماده شد. سپس حضرت{{صل}} به من فرمودند: «هرکس را [[دوست]] داری برای ولیمه [[دعوت]] کن». من به [[مسجد]] رفتم و دیدم مسجد از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} پر شده است. از اینکه تنها برخی را دعوت کنم و از بقیه منصرف شوم، [[حیا]] کردم. به همین دلیل، بالای یک بلندی رفتم و همه را به ولیمه عروسی [[دختر رسول خدا]]، [[فاطمه زهرا]]{{س}} دعوت کردم. همه استقبال کردند. من از بسیاری [[مردم]] و کمی غذا [[خجالت]] کشیدم. حضرت از وضع [[روحی]] من باخبر شدند و فرمودند: «علی جان، من از [[خداوند]] خواهم خواست تا [[برکت]] این طعام را فزونی بخشد». در نتیجه دعای ایشان آن‌قدر غذا بابرکت شد که همه مردم از آن خوردند و دعاگویان در [[حق]] ما، پراکنده شدند. با آنکه شمار آنان از چهارهزار تن بیشتر بود، باز هم غذا به همان اندازه اول باقی ماند و چیزی از آن کم نشد<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلِيّاً فَاطِمَةَ{{عم}} دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ تَبْكِي. فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟... قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: قُمْ! فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ فَلَمْ يَسْأَلْنِي كَمْ هِيَ وَ لَا أَنَا أَخْبَرْتُهُ... ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: يَا عَلِيُّ! اصْنَعْ لِأَهْلِكَ طَعَاماً فَاضِلًا. ثُمَّ قَالَ{{صل}}: مِنْ عِنْدِنَا اللَّحْمُ وَ الْخُبْزُ وَ عَلَيْكَ التَّمْرُ وَ السَّمْنُ. فَاشْتَرَيْتُ تَمْراً وَ سَمْناً فَحَسَرَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَنْ ذِرَاعِهِ وَ جَعَلَ يَشْدَخُ التَّمْرَ فِي السَّمْنِ حَتَّى اتَّخَذَهُ حَيْساً وَ بَعَثَ إِلَيْنَا كَبْشاً سَمِيناً فَذُبِحَ وَ خُبِزَ لَنَا خُبْزٌ كَثِيرٌ. ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: ادْعُ مَنْ أَحْبَبْتَ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُشْحَنٌ بِالصَّحَابَةِ. فَأُحْيِيتُ [فَحَيِيتُ‏] أَنْ أُشْخِصَ قَوْماً وَ أَدَعَ قَوْماً ثُمَّ صَعِدْتُ عَلَى رَبْوَةٍ هُنَاكَ وَ نَادَيْتُ أَجِيبُوا إِلَى وَلِيمَةِ فَاطِمَةَ{{س}} فَأَقْبَلَ النَّاسُ أَرْسَالًا فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْ كَثْرَةِ النَّاسِ وَ قِلَّةِ الطَّعَامِ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَا تَدَاخَلَنِي فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! إِنِّي سَأَدْعُو اللَّهَ بِالْبَرَكَةِ. قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: فَأَكَلَ الْقَوْمُ عَنْ آخِرِهِمْ طَعَامِي وَ شَرِبُوا شَرَابِي وَ دَعَوْا لِي بِالْبَرَكَةِ وَ صَدَرُوا وَ هُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَرْبَعَةِ آلَافِ رَجُلٍ وَ لَمْ يَنْقُصْ مِنَ الطَّعَامِ شَيْ‏ءٌ...}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).</ref>.



نسخهٔ ‏۱۵ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۴۴

مقدمه

ازدواج رخدادی با اهمیت و قابل توجه در زندگی انسان است. به همین دلیل، در همه اقوام و ملل دنیا برای آن تشریفاتی خاص در نظر می‌گیرند. البته کم و کیف این مراسم بسیار متفاوت است، ولی جوهره همه آنها نشان دادن توجه به این مسئله مهم است. شرع مقدس اسلام که خود مشوق و رواج‌دهنده امر مقدس ازدواج است، بر انجام مراسم و تشریفات ویژه برای آن تأکید ورزیده است. چنان‌که پیش از این گفتیم، رسول خدا(ص) وجه امتیاز ازدواج‌های مشروع و رسمی از ارتباط‌های نامشروع زناشویی را اموری چون برگزاری مراسم و علنی کردن ازدواج می‌دانند[۱] که البته ولیمه دادن و اطعام از مهم‌ترین این آداب است[۲].

یکی از آداب پسندیده اسلامی در برگزاری شادی‌ها، تقسیم این شادی و سرور با دیگران است. یکی از مصادیق این شادی که در روایات نیز به آن توصیه شده، دعوت برای اطعام عمومی یا ولیمه دادن به دوستان و خویشاوندان از فقیر و غنی است. رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «ولیمه جز در پنج مورد نیست: در عرس، یا خُرس، یا عذار، یا وکار یا رکاز. پس عرس ولیمه ازدواج است، و خرس ولیمه تولد نوزاد است، و عذار، ولیمه ختنه است، و وکار، ولیمه ساختن یا خریدن خانه است، و رکاز ولیمه حاج به هنگام بازگشت از مکه است»[۳].

رسول خدا(ص) برای جلوگیری از اسراف و زیاده‌روی در این زمینه نیز می‌فرمایند: «ولیمه دادن روز اول (یک بار) حق است و روز دوم کاری است شایسته، ولی بیشتر از دو روز برای نشان دادن به مردم و برای گوش به گوش گفتن است»[۴].[۵]

سیره معصومین(ع) در دادن ولیمه

سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) به خوبی نشان می‌دهد که آن بزرگواران چگونه این سنت حسنه الهی را به پاکی و به دور از تشریفات اضافی و اسراف و تبذیر پاس می‌داشته‌اند. ناگفته نماند که گرچه بسیاری از کارهای پسندیده بین ما کانون تشویق عقل و شرع است، بر اثر ناآگاهی یا غفلت به منکراتی آلوده می‌شود که دیگر توصیه نمی‌شود. اما معصومان(ع) با دقتی وصف‌ناپذیر هر تلاشی را به سوی قرب الهی جهت می‌داده‌اند که الگوگیری از آنها بر ما ضروری می‌نماید. به گفتار ارزنده امام صادق(ع) بنگریم که درباره سیره خاتم‌الانبیاء(ص) در اقدام به دادن ولیمه برای عروسی دختر بزرگوارشان(ع) چه فرموده‌اند: وقتی رسول خدا(ص) فاطمه زهرا را به ازدواج امام علی(ع) درآوردند، روزی نزد دخترشان رفتند و دیدند که فاطمه گریان است. حضرت علت مسئله را جویا شدند و برای دلجویی از ایشان مطالبی را فرمودند. امیرمؤمنان(ع) می‌فرمایند: حضرت(ص) خطاب به من فرمودند: «علی جان، برخیز و زره‌ات را بفروش». من رفتم و آن را فروختم، پولش را نزد حضرت آوردم و در دامنشان نهادم. نه ایشان از مقدار آن پرسیدند و نه من از مقدارش به ایشان خبر دادم. آن‌گاه حضرت به من فرمودند: «علی جان، برخیز و برای خانواده‌ات غذای مناسب و فراوانی تهیه کن. گوشت و نان]برای ولیمه عروسی شما] به عهده من و خرما و روغن به عهده تو». سپس خرما و روغن خریدم و حضرت خود آستین‌های مبارکشان را بالا زدند و مشغول آماده‌سازی طعام شدند.... آنگاه گوسفندی چاق و مقدار زیادی نان برای ما آماده شد. سپس حضرت(ص) به من فرمودند: «هرکس را دوست داری برای ولیمه دعوت کن». من به مسجد رفتم و دیدم مسجد از اصحاب رسول خدا(ص) پر شده است. از اینکه تنها برخی را دعوت کنم و از بقیه منصرف شوم، حیا کردم. به همین دلیل، بالای یک بلندی رفتم و همه را به ولیمه عروسی دختر رسول خدا، فاطمه زهرا(س) دعوت کردم. همه استقبال کردند. من از بسیاری مردم و کمی غذا خجالت کشیدم. حضرت از وضع روحی من باخبر شدند و فرمودند: «علی جان، من از خداوند خواهم خواست تا برکت این طعام را فزونی بخشد». در نتیجه دعای ایشان آن‌قدر غذا بابرکت شد که همه مردم از آن خوردند و دعاگویان در حق ما، پراکنده شدند. با آنکه شمار آنان از چهارهزار تن بیشتر بود، باز هم غذا به همان اندازه اول باقی ماند و چیزی از آن کم نشد[۶].

باید بهوش بود این امر پسندیده که شرع مقدس و سیره رسول خدا و اهل‌بیت(ع) بر آن بسیار تأکید کرده‌اند و همه عقلا و خردمندان عالم بر آن صحه گذارده‌اند دستخوش آلوده گی و انحراف نشود؛ یعنی آن را از حرام‌خوری، اسراف، تبذیر، خرج‌های غیر ضروری، هنگفت و سنگین، چشم‌وهم‌چشمی‌ها و... به دور داشت. متأسفانه در روزگار ما همین رفتارهای نادرست از موانع بزرگ ازدواج جوانان به شمار می‌آیند. بسیاری از جوانان که زمان ازدواجشان فرارسیده با این مشکلات و دغدغه‌ها درگیرند و دست و پنجه نرم می‌کنند؛ تا آنجا که جامعه به بالا رفتن سن ازدواج دچار شده است[۷].

منابع

پانویس

  1. پیش از این، گذشت که وقتی حضرت(ص) سروصدای منزل یکی از اصحاب را شنیدند و جویای آن شدند پاسخ شنیدند که مراسم عروسی ایشان است. حضرت فرمودند: «... حَسَنٌ هَذَا النِّكَاحُ لَا السِّفَاحُ. ثُمَّ قَالَ(ص): أَسْنِدُوا النِّكَاحَ وَ أَعْلِنُوهُ بَيْنَكُمْ وَ اضْرِبُوا عَلَيْهِ بِالدَّفِّ. فَجَرَتِ السُّنَّةُ فِي النِّكَاحِ بِذَلِكَ» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۱۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۶، ص٢۶١؛ ج١٠٠، ص٢۵٧).
  2. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۶.
  3. «لَا وَلِيمَةَ إِلَّا فِي خَمْسٍ فِي عُرْسٍ أَوْ خُرْسٍ أَوْ عِذَارٍ أَوْ وِكَارٍ أَوْ رِكَازٍ فَالْعُرْسُ التَّزْوِيجُ وَ الْخُرْسُ النِّفَاسُ بِالْوَلَدِ وَ الْعِذَارُ الْخِتَانُ وَ الْوِكَارُ الرَّجُلُ يَشْتَرِي الدَّارَ وَ الرِّكَازُ الرَّجُلُ يَقْدَمُ مِنْ مَكَّةَ»؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۵۶.
  4. «الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ‌، وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ‌، وَ مَا زَادَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ»؛ الکافی، ج۵، ص۳۶۸.
  5. ولی‌زاده، حامد، سیره خانوادگی پیامبر و اهل بیت، ص ۴۴.
  6. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع): لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِيّاً فَاطِمَةَ(ع) دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ تَبْكِي. فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟... قَالَ عَلِيٌّ(ع): قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): قُمْ! فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ فَلَمْ يَسْأَلْنِي كَمْ هِيَ وَ لَا أَنَا أَخْبَرْتُهُ... ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ(ص): يَا عَلِيُّ! اصْنَعْ لِأَهْلِكَ طَعَاماً فَاضِلًا. ثُمَّ قَالَ(ص): مِنْ عِنْدِنَا اللَّحْمُ وَ الْخُبْزُ وَ عَلَيْكَ التَّمْرُ وَ السَّمْنُ. فَاشْتَرَيْتُ تَمْراً وَ سَمْناً فَحَسَرَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَنْ ذِرَاعِهِ وَ جَعَلَ يَشْدَخُ التَّمْرَ فِي السَّمْنِ حَتَّى اتَّخَذَهُ حَيْساً وَ بَعَثَ إِلَيْنَا كَبْشاً سَمِيناً فَذُبِحَ وَ خُبِزَ لَنَا خُبْزٌ كَثِيرٌ. ثُمَّ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ(ص): ادْعُ مَنْ أَحْبَبْتَ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ مُشْحَنٌ بِالصَّحَابَةِ. فَأُحْيِيتُ [فَحَيِيتُ‏] أَنْ أُشْخِصَ قَوْماً وَ أَدَعَ قَوْماً ثُمَّ صَعِدْتُ عَلَى رَبْوَةٍ هُنَاكَ وَ نَادَيْتُ أَجِيبُوا إِلَى وَلِيمَةِ فَاطِمَةَ(س) فَأَقْبَلَ النَّاسُ أَرْسَالًا فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْ كَثْرَةِ النَّاسِ وَ قِلَّةِ الطَّعَامِ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَا تَدَاخَلَنِي فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! إِنِّي سَأَدْعُو اللَّهَ بِالْبَرَكَةِ. قَالَ عَلِيٌّ(ع): فَأَكَلَ الْقَوْمُ عَنْ آخِرِهِمْ طَعَامِي وَ شَرِبُوا شَرَابِي وَ دَعَوْا لِي بِالْبَرَكَةِ وَ صَدَرُوا وَ هُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَرْبَعَةِ آلَافِ رَجُلٍ وَ لَمْ يَنْقُصْ مِنَ الطَّعَامِ شَيْ‏ءٌ...» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، الامالی، ص۴٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩۴ و ٩۶).
  7. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۲۰۶.