ترغیب به کشاورزی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}}))
جز (جایگزینی متن - 'بهره' به 'بهره')
خط ۲۶: خط ۲۶:


==داشتن اجر [[صدقه]]==
==داشتن اجر [[صدقه]]==
*از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] [[نقل]] شده است که روزی [[رسول اکرم]]{{صل}} به باغ [[ام معبد]] رفت و با دیدن درختان آنجا فرمود: "این درختان را [[مسلمان]] کاشته یا [[کافر]]؟" گفتند: "[[مسلمان]] کاشته است"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۶ و السید البروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج ۱۸، ص ۴۲۹.</ref>؛ فرمود: "هر مسلمانی که درختی بکارد یا زراعتی انجام دهد و پرنده یا [[انسان]] یا حیوانات از آن بخورند، تا [[روز قیامت]] برای او [[صدقه]] نوشته می‌شود"<ref>صحیح بخاری، ج ۷، ص ۷۸؛ مسند احمد، ج ۳، ص ۳۹۱ و کنزالعمال، ج ۳، ص ۸۹۶.</ref>. در این [[حدیث]]، [[رسول خدا]]{{صل}} [[مسلمانان]] را به کاشت درخت و زراعت که به [[انسان]] و حیوان نفع برساند، [[تشویق]] می‌فرماید. همچنین [[رسول اکرم]]{{صل}} در این [[حدیث]]، [[صدقه]] بودن را ویژه [[مسلمانان]] دانسته است و اینکه علاوه بر سود [[دنیوی]]، حتی با تلف شدن قسمتی از آن به دست [[انسان]] یا حیوان نیز [[ثواب]] [[صدقه]] برای فرد [[مسلمان]] نوشته می‌شود؛ اما [[کافر]]، تنها از میوه و کشت خود در [[دنیا]] [[بهره]] می‌برد؛ بدون اینکه اجری [[اخروی]] نصیبش شود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۴-۲۹۵.</ref>.
*از [[جابر بن عبداللّه انصاری]] [[نقل]] شده است که روزی [[رسول اکرم]]{{صل}} به باغ [[ام معبد]] رفت و با دیدن درختان آنجا فرمود: "این درختان را [[مسلمان]] کاشته یا [[کافر]]؟" گفتند: "[[مسلمان]] کاشته است"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۶ و السید البروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج ۱۸، ص ۴۲۹.</ref>؛ فرمود: "هر مسلمانی که درختی بکارد یا زراعتی انجام دهد و پرنده یا [[انسان]] یا حیوانات از آن بخورند، تا [[روز قیامت]] برای او [[صدقه]] نوشته می‌شود"<ref>صحیح بخاری، ج ۷، ص ۷۸؛ مسند احمد، ج ۳، ص ۳۹۱ و کنزالعمال، ج ۳، ص ۸۹۶.</ref>. در این [[حدیث]]، [[رسول خدا]]{{صل}} [[مسلمانان]] را به کاشت درخت و زراعت که به [[انسان]] و حیوان نفع برساند، [[تشویق]] می‌فرماید. همچنین [[رسول اکرم]]{{صل}} در این [[حدیث]]، [[صدقه]] بودن را ویژه [[مسلمانان]] دانسته است و اینکه علاوه بر سود [[دنیوی]]، حتی با تلف شدن قسمتی از آن به دست [[انسان]] یا حیوان نیز [[ثواب]] [[صدقه]] برای فرد [[مسلمان]] نوشته می‌شود؛ اما [[کافر]]، تنها از میوه و کشت خود در [[دنیا]] بهره می‌برد؛ بدون اینکه اجری [[اخروی]] نصیبش شود<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۴-۲۹۵.</ref>.
*[[پیامبر]]{{صل}} حتی اموری هر چند کوچک را که به حفظ و حراست از کشت یا درختی بینجامد، [[شایسته]] [[پاداش الهی]] دانسته است و برای آن ثوابی برابر با سیراب کردن یک [[مؤمن]] تشنه قائل شده‌اند. از [[ابوسعید خدری]] [[نقل]] شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "هرکس به درخت طلح یا درخت سدری [[آب]] دهد، گویا [[مؤمن]] تشنه‌ای را سیراب کرده است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ سَقَى طَلْحَةً أَوْ سِدْرَةً فَكَأَنَّمَا سَقَى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۴۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۵.</ref>.
*[[پیامبر]]{{صل}} حتی اموری هر چند کوچک را که به حفظ و حراست از کشت یا درختی بینجامد، [[شایسته]] [[پاداش الهی]] دانسته است و برای آن ثوابی برابر با سیراب کردن یک [[مؤمن]] تشنه قائل شده‌اند. از [[ابوسعید خدری]] [[نقل]] شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "هرکس به درخت طلح یا درخت سدری [[آب]] دهد، گویا [[مؤمن]] تشنه‌ای را سیراب کرده است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ سَقَى طَلْحَةً أَوْ سِدْرَةً فَكَأَنَّمَا سَقَى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ}}؛ وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۴۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۵.</ref>.
*در [[روایت]] دیگر نیز آمده است: "هرکس درختی بکارد و بر حفظ آن بکوشد تا آنکه میوه دهد، در هر مرتبه‌ای که از میوه‌های این درخت استفاده می‌شود، برای وی صدقه‌ای نزد [[خداوند]] نوشته می‌شود"<ref>کنزالعمال، ج ۳، ص ۸۹۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۵.</ref>.  
*در [[روایت]] دیگر نیز آمده است: "هرکس درختی بکارد و بر حفظ آن بکوشد تا آنکه میوه دهد، در هر مرتبه‌ای که از میوه‌های این درخت استفاده می‌شود، برای وی صدقه‌ای نزد [[خداوند]] نوشته می‌شود"<ref>کنزالعمال، ج ۳، ص ۸۹۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۵.</ref>.  
خط ۳۵: خط ۳۵:


==توصیه به رعایت اصول [[کشاورزی]]==
==توصیه به رعایت اصول [[کشاورزی]]==
*گاه آن [[حضرت]] در رعایت اصول [[کشاورزی]] و [[بهره]] برداری هر چه بهتر و بیشتر از محصولات زراعی، به [[مردم]] توصیه‌هایی می‌فرمود؛ مثلاً می‌فرمود: "روزی [[عیسی مسیح]]{{ع}} از شهری عبور می‌کرد و [[مردم]] از وجود کرم‌های زیاد در میوه‌ها به آن [[حضرت]] شکایت کردند؛ فرمود: "شما چون درخت می‌کارید، اول [[خاک]] می‌ریزید و پس از آن [[آب]] می‌دهید، به این سبب، کِرم به میوه‎هایتان آسیب می‌رساند؛ پس از این، اول [[آب]] بدهید و سپس [[خاک]] بریزید"؛ چون چنین کردند؛ کِرم میوه‌هاشان برطرف شد"<ref>قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۲۷۳؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۲، ص ۵۷۴ و وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۳۲.</ref>. آن [[حضرت]] به کشاورزان توصیه می‌فرمود که: "نگویید من زراعت کردم؛ بلکه بگویید من [تنها] بذر افشاندم و کشت کردم و [این] [[خدا]] [بود که] زراعت کرده است"<ref>جاراللّه زمخشری، الکشاف، ج ۴، ص ۴۶۵ و سلیمان بن احمد الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص ۸۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۶.</ref>.
*گاه آن [[حضرت]] در رعایت اصول [[کشاورزی]] و بهره برداری هر چه بهتر و بیشتر از محصولات زراعی، به [[مردم]] توصیه‌هایی می‌فرمود؛ مثلاً می‌فرمود: "روزی [[عیسی مسیح]]{{ع}} از شهری عبور می‌کرد و [[مردم]] از وجود کرم‌های زیاد در میوه‌ها به آن [[حضرت]] شکایت کردند؛ فرمود: "شما چون درخت می‌کارید، اول [[خاک]] می‌ریزید و پس از آن [[آب]] می‌دهید، به این سبب، کِرم به میوه‎هایتان آسیب می‌رساند؛ پس از این، اول [[آب]] بدهید و سپس [[خاک]] بریزید"؛ چون چنین کردند؛ کِرم میوه‌هاشان برطرف شد"<ref>قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۲۷۳؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۲، ص ۵۷۴ و وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۳۲.</ref>. آن [[حضرت]] به کشاورزان توصیه می‌فرمود که: "نگویید من زراعت کردم؛ بلکه بگویید من [تنها] بذر افشاندم و کشت کردم و [این] [[خدا]] [بود که] زراعت کرده است"<ref>جاراللّه زمخشری، الکشاف، ج ۴، ص ۴۶۵ و سلیمان بن احمد الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص ۸۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی| حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۹۶.</ref>.





نسخهٔ ‏۲۲ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۹:۱۰


مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ترغیب به کشاورزی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • لغت شناسان عرب به هر گیاهی که پس از شخم زدن، از زمین می‌روید، تا هنگامی که لطیف و تازه است، زرع گفته‌اند[۱]؛ ولی در زبان اهل لغت، کلمه زرع برای کاشتن درختان به کار رفته است؛ گرچه امروزه در کاربرد عرف عرب ها، کلمه زرع، درباره هر دو‌گونه روییدنی به کار می‌رود[۲].

کشاورزی؛ شغل همه انبیا

تشویق به کشاورزی

بهترین مال

داشتن اجر صدقه

مالکیت زمین‌های موات

  • از راه‌های احیای زمین‌های موات، آباد کردن آنها با کشت و زرع است و رسول خدا(ص) برای تشویق هرچه بیشتر مردم به زراعت و ایجاد اشتیاق بیشتر در آنان، احیا کننده زمین‌های موات را مالک آن زمین معرفی کرده، می‌فرمود: "هرکس درختی را بکارد، یا زمینی را آباد کند، او مالک آن زمین یا درخت خواهد بود"[۲۶][۲۷].
  • آن حضرت پس از فتح خیبر به عده‌ای از یهودیان منطقه اجازه داد که روی زمین‌های خیبر کار و آن را آباد کنند[۲۸] و آن حضرت آنها را با عقد قرارداد مزارعه نصف به نصف، به کشت و زرع در زمین‌های آنجا گماشت[۲۹][۳۰].

توصیه به رعایت اصول کشاورزی

  • گاه آن حضرت در رعایت اصول کشاورزی و بهره برداری هر چه بهتر و بیشتر از محصولات زراعی، به مردم توصیه‌هایی می‌فرمود؛ مثلاً می‌فرمود: "روزی عیسی مسیح(ع) از شهری عبور می‌کرد و مردم از وجود کرم‌های زیاد در میوه‌ها به آن حضرت شکایت کردند؛ فرمود: "شما چون درخت می‌کارید، اول خاک می‌ریزید و پس از آن آب می‌دهید، به این سبب، کِرم به میوه‎هایتان آسیب می‌رساند؛ پس از این، اول آب بدهید و سپس خاک بریزید"؛ چون چنین کردند؛ کِرم میوه‌هاشان برطرف شد"[۳۱]. آن حضرت به کشاورزان توصیه می‌فرمود که: "نگویید من زراعت کردم؛ بلکه بگویید من [تنها] بذر افشاندم و کشت کردم و [این] خدا [بود که] زراعت کرده است"[۳۲][۳۳].


منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. ابن منظور، لسان العرب، ج ۸، ص ۱۴۱.
  2. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۲.
  3. شیخ طوسی، التهذیب، ج ۶، ص ۳۸۴ و محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۶.
  4. کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۲۶۰ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۳۳.
  5. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۲.
  6. الکافی، ص ۷۵ - ۷۶؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۶۲ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۳، ص۲۰۰.
  7. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۷۳.
  8. «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يَمَصُّ النَّوَى بِفِيهِ وَ يَغْرِسُهُ فَيَطْلُعُ مِنْ سَاعَتِهِ »؛ الکافی، ص ۷۴ و وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۳۷.
  9. حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۲۲۲؛ شیخ طوسی، الامالی، ص ۴۶۹ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۱، ص ۱۲۵.
  10. الکافی، ص ۷۵ و وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۳۸.
  11. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۳.
  12. الامام مالک، المدونة الکبری، ج ۴، ص ۵۴۵؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص ۳۶۴ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۵، ص ۱۹.
  13. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۳.
  14. صحیح مسلم، ص ۱۹؛ البخاری، صحیح، ج ۳، ص ۷۲ و مسند احمد، ص ۳۵۴.
  15. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۴.
  16. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۴.
  17. «زَرْعٌ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ وَ أَصْلَحَهُ وَ أَدَّى حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ »؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۲۴۶؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۹۱ و شیخ صدوق، الامالی، ص ۳۵۰.
  18. «خَيْرُ الْمَالِ سِكَّةٌ مَأْبُورَةٌ وَ مُهْرَةٌ مَأْمُورَةٌ»؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۲۹۲؛ الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۷، ص ۹۱ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۴، ص ۳۲.
  19. مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۶ و السید البروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج ۱۸، ص ۴۲۹.
  20. صحیح بخاری، ج ۷، ص ۷۸؛ مسند احمد، ج ۳، ص ۳۹۱ و کنزالعمال، ج ۳، ص ۸۹۶.
  21. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۴-۲۹۵.
  22. «مَنْ سَقَى طَلْحَةً أَوْ سِدْرَةً فَكَأَنَّمَا سَقَى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ»؛ وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۴۲.
  23. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۵.
  24. کنزالعمال، ج ۳، ص ۸۹۷.
  25. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۵.
  26. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۴۰ و به همین مضمون در: مسند احمد، ج ۳، ص ۳۳۸؛ صحیح بخاری، ج ۳، ص۷۰ و کنزالعمال، ج۳، ص۸۵۰.
  27. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۵.
  28. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۴۰؛ صحیح بخاری، ج۳، ص۶۹ و الهیثمی، ج۴، ص۱۲۰-۱۲۱.
  29. الکافی، ص ۲۶۶؛ التهذیب، ج ۷، ص۱۹۳ و ابن شبه المنیری، تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۱۸۱.
  30. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۶.
  31. قطب الدین راوندی، قصص الانبیاء، ج ۱، ص ۲۷۳؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۲، ص ۵۷۴ و وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۳۲.
  32. جاراللّه زمخشری، الکشاف، ج ۴، ص ۴۶۵ و سلیمان بن احمد الطبرانی، المعجم الاوسط، ج ۸، ص ۸۰.
  33. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۲۹۶.