ذلتناپذیری: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
[[واقعه کربلا]] را میتوان به عنوان یکی از بارزترین جلوههای عزتمندی و ذلتناپذیری معرفی کرد: آن [[حضرت]] پس از ردّ بیعت با [[یزید]] درباره عزتمندی و ذلتناپذیری بسیار سخن گفت. در جایی فرمود: [[مرگ]] با عزت بهتر از [[زندگی]] با ذلت است<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۹۲.</ref>. و یا در [[روز عاشورا]] فرمود: [[آگاه]] باشید این شخص [[فرومایه]] (یزید) مرا بین دو راهی مرگ و ذلت قرار داده است. هیهات که ما به ذلت تن دهیم<ref>ابوجعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک (تاریخ طبری)، ج۶، ص۲۳۵.</ref>. | [[واقعه کربلا]] را میتوان به عنوان یکی از بارزترین جلوههای عزتمندی و ذلتناپذیری معرفی کرد: آن [[حضرت]] پس از ردّ بیعت با [[یزید]] درباره عزتمندی و ذلتناپذیری بسیار سخن گفت. در جایی فرمود: [[مرگ]] با عزت بهتر از [[زندگی]] با ذلت است<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۹۲.</ref>. و یا در [[روز عاشورا]] فرمود: [[آگاه]] باشید این شخص [[فرومایه]] (یزید) مرا بین دو راهی مرگ و ذلت قرار داده است. هیهات که ما به ذلت تن دهیم<ref>ابوجعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک (تاریخ طبری)، ج۶، ص۲۳۵.</ref>. | ||
==ذلتناپذیری امام کاظم (ع)== | |||
[[پیشوایان معصوم]]{{عم}} در حال [[صلح]] یا [[جنگ]] - بر همین روش عمل میکردند و هیچگاه حتی در بدترین و سختترین شرایط به [[ذلت]] تن نمیدادند. | [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} در حال [[صلح]] یا [[جنگ]] - بر همین روش عمل میکردند و هیچگاه حتی در بدترین و سختترین شرایط به [[ذلت]] تن نمیدادند. | ||
در زمانی که [[امام کاظم]]{{ع}} در سختترین شرایط [[زندان]] به سر میبرد روزی [[هارون]]، وزیرش [[یحیی | در زمانی که [[امام کاظم]]{{ع}} در سختترین شرایط [[زندان]] به سر میبرد روزی [[هارون]]، وزیرش [[یحیی بن خالد برمکی]] را به حضورطلبید و گفت: به زندان برو و [[موسی بن جعفر]]{{ع}} را از [[غل و زنجیر]] [[آزاد]] کن. [[سلام]] مرا به او برسان و بگو اگر از من درخواست [[عفو]] نمایی، تو را آزاد میکنم. | ||
امام کاظم{{ع}} در پاسخ یحیی فرمود: من بیش از یک هفته در این [[دنیا]] نخواهم ماند... از جانب من به هارون بگو تو به زودی در فردای [[قیامت]] در پیشگاه [[عدل الهی]] زانو میزنی و در آنجا معلوم میشود که [[ظالم]] و [[ستمگر]] کیست؟<ref>ابوجعفر محمد بن علی ابنشهر آشوب مازندرانی، مناقب آلابیطالب{{عم}}، ج۴، ص۲۹۰.</ref> | امام کاظم{{ع}} در پاسخ یحیی فرمود: من بیش از یک هفته در این [[دنیا]] نخواهم ماند... از جانب من به هارون بگو تو به زودی در فردای [[قیامت]] در پیشگاه [[عدل الهی]] زانو میزنی و در آنجا معلوم میشود که [[ظالم]] و [[ستمگر]] کیست؟<ref>ابوجعفر محمد بن علی ابنشهر آشوب مازندرانی، مناقب آلابیطالب{{عم}}، ج۴، ص۲۹۰.</ref> به آن بزرگمرد [[الهی]] که سالیان طولانی در [[زندان هارون]] به سر میبرد، هر از گاهی از این درخواستها میرسید، اما همواره و با کمال [[صلابت]] در برابر [[حاکم ستمگر]] ([[هارون رشید|هارون]]) [[ایستادگی]] میکرد و [[مرگ]] باعزت را در برابر [[زندگی]] با ذلت ترجیح میداد.<ref>[[محمد ملکزاده|ملکزاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۲۴۴.</ref> | ||
به آن بزرگمرد [[الهی]] که سالیان طولانی در زندان هارون به سر میبرد، هر از گاهی از این درخواستها میرسید، اما همواره و با کمال [[صلابت]] در برابر [[حاکم ستمگر]] | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۵۳
- اين مدخل از زیرشاخههای بحث عزت است. "ذلتناپذیری" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ذلتناپذیری (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
ذلتناپذیری و عزتنفس داشتن، یک روحیه ذاتی است که انسان را از خضوع، سازش و خودباختگی در برابر ستمگران و صاحبان زر و زور و تزویر باز میدارد. چنین خصلتی از ویژگیهای ذاتی برای انسانهای غیور و الهی است. رمز برخورداری از این صفت، اطاعتپذیری محض از خدای متعال و عدم بندگی جز در برابر اوست. چنان که امام حسن مجتبی(ع) فرمودهاند: اگر خواستار عزت بدون داشتن قوم و خویش و یا طالب شکوه بدون سلطنتی، از ذلت نافرمانی خدا، به سوی عزت اطاعت او حرکت کن[۱]. در مکتب اسلام از هر آنچه که زمینهساز ذلت انسان شود، نهی شده است.
پیامبر اکرم(ص) روزی به اصحابش فرمود: با من بر این امر بیعت کنید که هیچ چیزی از مردم تقاضا نکنید[۲]. و یا امام صادق(ع) میفرماید: شیعیان ما از مردم چیزی را تقاضا نمیکنند، گرچه از گرسنگی بمیرند[۳]. و یا امام سجاد(ع) میفرمود: دوست ندارم دارای شتران سرخ مو (ثروت کلان) باشم ولی در برابر تحصیل آن، لحظهای تن به ذلت دهم[۴].
ذلتناپذیری در فرهنگ عاشورایی
واقعه کربلا را میتوان به عنوان یکی از بارزترین جلوههای عزتمندی و ذلتناپذیری معرفی کرد: آن حضرت پس از ردّ بیعت با یزید درباره عزتمندی و ذلتناپذیری بسیار سخن گفت. در جایی فرمود: مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است[۵]. و یا در روز عاشورا فرمود: آگاه باشید این شخص فرومایه (یزید) مرا بین دو راهی مرگ و ذلت قرار داده است. هیهات که ما به ذلت تن دهیم[۶].
ذلتناپذیری امام کاظم (ع)
پیشوایان معصوم(ع) در حال صلح یا جنگ - بر همین روش عمل میکردند و هیچگاه حتی در بدترین و سختترین شرایط به ذلت تن نمیدادند. در زمانی که امام کاظم(ع) در سختترین شرایط زندان به سر میبرد روزی هارون، وزیرش یحیی بن خالد برمکی را به حضورطلبید و گفت: به زندان برو و موسی بن جعفر(ع) را از غل و زنجیر آزاد کن. سلام مرا به او برسان و بگو اگر از من درخواست عفو نمایی، تو را آزاد میکنم. امام کاظم(ع) در پاسخ یحیی فرمود: من بیش از یک هفته در این دنیا نخواهم ماند... از جانب من به هارون بگو تو به زودی در فردای قیامت در پیشگاه عدل الهی زانو میزنی و در آنجا معلوم میشود که ظالم و ستمگر کیست؟[۷] به آن بزرگمرد الهی که سالیان طولانی در زندان هارون به سر میبرد، هر از گاهی از این درخواستها میرسید، اما همواره و با کمال صلابت در برابر حاکم ستمگر (هارون) ایستادگی میکرد و مرگ باعزت را در برابر زندگی با ذلت ترجیح میداد.[۸]
پرسشهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۳۹.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۵۸. امام صادق(ع) در روایتی میفرماید: «عِزُّ الْمُؤْمِنِ اسْتِغْنَاؤُهُ عَنِ النَّاسِ»؛ عزت مؤمن، بینیازی او از مردم است. (ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی (فروع کافی)، ج۵، ص۶۳).
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۵۸.
- ↑ حسین نوری طبرسی، مستدرکالوسائل و مستنبطالمسائل، ج۲، ص۴۶۴.
- ↑ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۹۲.
- ↑ ابوجعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک (تاریخ طبری)، ج۶، ص۲۳۵.
- ↑ ابوجعفر محمد بن علی ابنشهر آشوب مازندرانی، مناقب آلابیطالب(ع)، ج۴، ص۲۹۰.
- ↑ ملکزاده، محمد، سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور، ص ۲۴۴.