اسحاق بن مالک اشتر: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">\n: +)) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از [[شجاعان]] [[دشمن]] را به [[هلاکت]] رساند و آنقدر جنگید تا به [[فیض]] [[شهادت]] نائل شد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref>.<ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۹۳-۹۴.</ref> | او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از [[شجاعان]] [[دشمن]] را به [[هلاکت]] رساند و آنقدر جنگید تا به [[فیض]] [[شهادت]] نائل شد<ref>اسرار الشهادة، ج۲، ص۲۸۴.</ref>.<ref>جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)|پژوهشی پیرامون شهدای کربلا]]، ص:۹۳-۹۴.</ref> | ||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:360818579.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)| '''پژوهشی پیرامون شهدای کربلا''']] | # [[پرونده:360818579.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[پژوهشی پیرامون شهدای کربلا (کتاب)| '''پژوهشی پیرامون شهدای کربلا''']] | ||
نسخهٔ ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۰۴
این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
مقدمه
در منابع کهن هیچ نام و نشانی از او به چشم نمیخورد و تنها فاضل دربندی در دو کتاب خود، اسرار الشهادة و جواهر الایقان از او نام برده و وی را در شمار شهیدان کربلا قلمداد کرده است و میگوید: وی فرزند مالک اشتر (یار نزدیک امیرمؤمنان علی(ع)) و برادر ابراهیم بن مالک اشتر است. پس از شهادت حبیب بن مظاهر به میدان رفت و این رجز را خواند:
| نَفْسی فِداکُمْ طاعِنُوا وَجالِدُوا | حَتّی یُبانَ مِنْکُمُ الْمُجاهِدُ | |
| وَاَرْجُلاً تَتْبَعها سَواعِدُ | فی نَصْرِ مَولایَ الْحُسَیْنِ الْعابِدُ | |
| بِذاكَ اوْصانا....الْوالِدُ[۱] | بِنَصْرِ ابْنِ الْمُرْتَضی یا جُحَّدُ |
- ای یاران حسین! جانم فدایتان! شمشیر و نیزه بزنید تا مجاهدان شناخته شده و جدا گردند و پاها و در پی آن بازوان، در یاری سرور عابدم حسین(ع) قطع شود. ای انکارکنندگان! پدر، ما را به یاری فرزند مرتضی سفارش کرده است
وی در هنگام مبارزه، پرچمداران لشکر عمر بن سعد را مورد حمله قرار داد؛ و گروهی از آنان را به هلاکت رساند. او پس از لحظههایی استراحت در میدان جنگ، بار دیگر بر آن جماعت حمله برد[۲] و این شعر را خواند:
| يا لَكَ یَوْماً كاسِفاً وصَعْبا | يا لَكَ یَوْماً لا یُواری کَرْبا | |
| يا ایُّها الْباغِي الَّذي ارْتَکَبا | فَلا نَخافُ الْمَوْتَ كمّا قَرُبا | |
| لِأَنَّ فينا بَطَلاً مُجرَّبا | اَعْنِي الْحُسَینَ عِنْدَنا مُحبَّبا | |
| فَالنَّفْسُ فينا لِلْقِتالِ تَطْلُبا | نَفْدیهِ بِالْاُمِّ ولا نَبْغِی الْاَبا[۳] |
- چه روزهای سخت و ترسناکی در پیش داری، روزهایی که سختی و رنج آن پوشیده نیست! ای ستمگری که مرتکب ظلم گشتهای، ما از مرگ هنگامی که نزدیک شود، نمیهراسیم! چون حسین(ع) آن شجاع آزموده و محبوب، در میان ما است، جانهای ما خواهان جنگ است، و پدر و مادر خود را فدای حسین(ع) خواهیم کرد.
او در حملهاش نزدیک به پانصد سوار از شجاعان دشمن را به هلاکت رساند و آنقدر جنگید تا به فیض شهادت نائل شد[۴].[۵]
منابع
جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا