دولت کنده: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n{{نبوت}} +{{نبوت}})) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==)) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
{{پایان مدخلهای وابسته}} | {{پایان مدخلهای وابسته}} | ||
==منابع== | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
* [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[دولتهای عرب جاهلی ۱ (مقاله)|دولتهای عرب جاهلی]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱''']] | * [[پرونده:42439.jpg|22px]] [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[دولتهای عرب جاهلی ۱ (مقاله)|دولتهای عرب جاهلی]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱''']] | ||
نسخهٔ ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۲۲:۱۰
اين مدخل از زیرشاخههای بحث دولتهای عرب جاهلی است. "دولت کنده" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل دولت کنده (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- در کنار دو امیرنشین حیره و غسان، امارت سومی برپا شد که کنده نام داشت. آنها از "موالی" حکومت یمن به شمار میآمدند[۱] و یمنی بودند. کتیبههایی یافت شده است که پدید آمدن این امارت را در قرن چهارم میلادی، ثابت میکند[۲]. اولین و مشهورترین امیر کندی، در قرن پنجم میلادی، حجر بن عمرو ملقب به "آکِل المُرار" بود[۳] که توانست در حدود سالهای ۴۸۰ م سیادتش را بر قبایل شمالی نجد تحمیل کند و نفوذ خویش را تا یمامه و مرز قلمرو منذریان بگستراند[۴].
- دولت کنده در زمان حکومت "حارث بن عمرو" به اوج قدرت خود رسید و قبایل نجد، مطیعش شدند، بکر و تغلب به او پناه جستند و با وساطَت و شفاعت او از جنگ چهل ساله خود، معروف به "بسوس" رهایی یافتند. وی با امپراتور بیزانس همپیمان شد و با منذریان جنگید.
- در جریان خلع "منذر بن ماء السماء"، حاکم مناذره از سوی قباد، خواهرش را به ازدواج منذر در آورد؛ اما وقتی ورق برگشت و منذر دوباره حاکم شد، حارث را همراه ۴۰ یا ۵۰ تن از سرداران خویشاوندش به قتل رساند. او بین پسران حارث تفرقه انداخت، آنها با هم وارد جنگ شدند و سرانجام همدیگر را از بین بردند[۵][۶].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ فلیپ حتی، تاریخ عرب، ج۱، ص۱۰۶؛ شوقی ضیف، عصر الجاهلی، ص۵۵.
- ↑ شوقی ضیف، العصر الجاهلی، ص۵۶.
- ↑ عمادالدین ابی الفداء، المختصر فی أخبارالبشر، ج۱ و ۲، ص۷۴؛ مرار گیاهی تلخ است که وقتی شتر آن را بخورد، لبانش از هم گشوده میشود و چون لبانش حُجر از هم گشوده بود، او را بدین لقب نامیدند.
- ↑ شوقی ضیف، عصر الجاهلی، ص۵۶؛ فلیپ حتی، تاریخ عرب، ج۱، ص۱۰۶.
- ↑ عمادالدین ابی الفداء، المختصر فی أخبار البشر، ج۱ و ۲، ص۷۴.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، دولتهای عرب جاهلی، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۱، ص۳۸۰.