←اسم اعظم چیست؟
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
*'''قول پنجم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم میباشد و آن ذو الجلال والإكرام است. دو وجه برای این نظریه نقل شده كه یكی از آن دو این است كه: این كلمه بر تمام صفات معتبر در الهیت دلالت میكند. اما جلال اشاره به صفات سلبی و اكرام اشاره به اضافات میباشد، و معلوم است كه صفات شناخته شده برای خلق در این دو قسم محصور میباشند<ref>لوامع البینات، ص ۹۶.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | *'''قول پنجم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم میباشد و آن ذو الجلال والإكرام است. دو وجه برای این نظریه نقل شده كه یكی از آن دو این است كه: این كلمه بر تمام صفات معتبر در الهیت دلالت میكند. اما جلال اشاره به صفات سلبی و اكرام اشاره به اضافات میباشد، و معلوم است كه صفات شناخته شده برای خلق در این دو قسم محصور میباشند<ref>لوامع البینات، ص ۹۶.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
*'''قول ششم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم میباشد و آن، حروف مقطعه در اوایل سورههاست. دلیل این دیدگاه آن است كه از [[امام علی|علی]]{{ع}} روایت شده كه موقعی كه امر بر ایشان دشوار میشد دست به دعا برده و عرض میكرد: یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كهيعص }}﴾}} <ref> کاف، ها، یا، عین، صاد؛ سوره مریم، آیه: ۱.</ref>، یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| حم عسق }}﴾}} <ref> حا، میم.عین، سین، قاف؛ سوره شوری، آیه: ۱ - ۲.</ref><ref>لوامع البینات، ص ۹۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | *'''قول ششم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم میباشد و آن، حروف مقطعه در اوایل سورههاست. دلیل این دیدگاه آن است كه از [[امام علی|علی]]{{ع}} روایت شده كه موقعی كه امر بر ایشان دشوار میشد دست به دعا برده و عرض میكرد: یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كهيعص }}﴾}} <ref> کاف، ها، یا، عین، صاد؛ سوره مریم، آیه: ۱.</ref>، یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| حم عسق }}﴾}} <ref> حا، میم.عین، سین، قاف؛ سوره شوری، آیه: ۱ - ۲.</ref><ref>لوامع البینات، ص ۹۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
'''قول هفتم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم میباشد، و آن {{عربی|اندازه=150%|« اللّهمّ إنّی أسئلك اللّه اللّه اللّه الذی لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظیم»}} است. در روایتی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]]{{ع}} نقل شده كه فرمود: از خداوند درخواست كردم كه به من اسم اعظمی را كه اگر با آن خوانده شود اجابت میكند، بیاموزد، پس در خواب به من گفته شد: بگو:{{عربی|اندازه=150%|«اللّهم انّی...»}}<ref>لوامع البینات، ص ۹۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | *'''قول هفتم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم میباشد، و آن {{عربی|اندازه=150%|« اللّهمّ إنّی أسئلك اللّه اللّه اللّه الذی لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظیم»}} است. در روایتی از [[امام سجاد|امام زین العابدین]]{{ع}} نقل شده كه فرمود: از خداوند درخواست كردم كه به من اسم اعظمی را كه اگر با آن خوانده شود اجابت میكند، بیاموزد، پس در خواب به من گفته شد: بگو:{{عربی|اندازه=150%|«اللّهم انّی...»}}<ref>لوامع البینات، ص ۹۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
'''قول هشتم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم نمیباشد. دلیل این نظریه وجود روایتهای زیاد ادعا شده است، و در وجه مكتوم بودن اسم اعظم گفتهاند این امر سبب مواظبت خلق بر ذكر همه اسما به امید جریان آن اسم بر زبان، میشود و به همین سبب خداوند نماز وسطی را از بین نمازها و شب قدر را در شبهایی پنهان نگه داشته است<ref>لوامع البینات، ص ۹۸ - ۹۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | *'''قول هشتم:''' اسم معینی است كه برای خلق معلوم نمیباشد. دلیل این نظریه وجود روایتهای زیاد ادعا شده است، و در وجه مكتوم بودن اسم اعظم گفتهاند این امر سبب مواظبت خلق بر ذكر همه اسما به امید جریان آن اسم بر زبان، میشود و به همین سبب خداوند نماز وسطی را از بین نمازها و شب قدر را در شبهایی پنهان نگه داشته است<ref>لوامع البینات، ص ۹۸ - ۹۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
*این اقوال هشتگانه را فخر رازی بیان كرده است، و خود او اعتقاد به غیر معلوم بودن را نمیپسندد، و خلاصه كلامش در مقابل استدلال این است كه: چون ذات خداوند متعال با معرفت حقیقی ذاتی قابل شناخت میباشد، پس زمانی كه خداوند قلب بعضی از بندگانش را به این معرفت نورانی فرمود، بعید نیست كه او را بر اسم این حقیقت مخصوص نیز آگاه كند<ref>لوامع البینات، ص ۱۰۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | *این اقوال هشتگانه را فخر رازی بیان كرده است، و خود او اعتقاد به غیر معلوم بودن را نمیپسندد، و خلاصه كلامش در مقابل استدلال این است كه: چون ذات خداوند متعال با معرفت حقیقی ذاتی قابل شناخت میباشد، پس زمانی كه خداوند قلب بعضی از بندگانش را به این معرفت نورانی فرمود، بعید نیست كه او را بر اسم این حقیقت مخصوص نیز آگاه كند<ref>لوامع البینات، ص ۱۰۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||
*'''قول نهم:''' اسم اعظم {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ }}﴾}} میباشد. دلیل این نظریه روایتی است از [[امام رضا]]{{ع}} كه فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ }}﴾}} به اسم اعظم بودن، از سیاهی چشم نسبت به سفیدی آن، نزدیکتر است<ref>مجمع البیان، ج۱، ص ۸۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | *'''قول نهم:''' اسم اعظم {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ }}﴾}} میباشد. دلیل این نظریه روایتی است از [[امام رضا]]{{ع}} كه فرمود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ }}﴾}} به اسم اعظم بودن، از سیاهی چشم نسبت به سفیدی آن، نزدیکتر است<ref>مجمع البیان، ج۱، ص ۸۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>. | ||