بحث:غیب مطلق چیست و مصداق‌های آن کدام‌اند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۵: خط ۵:


منبع: کتاب "سجاده‌هاي سلوک" جلد دوم صفحه 223- 224  
منبع: کتاب "سجاده‌هاي سلوک" جلد دوم صفحه 223- 224  
==عسکری امام‌خان==
{{جمع شدن|۲۳. حجت الاسلام و المسلمین امام‌خان؛}}
[[پرونده:11700.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عسکری امام‌خان|امام‌خان]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[عسکری امام‌خان]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«يعنى ساحتى از هستى كه هميشه در حجاب غيب و براى انسان مستور است و خواهد بود و انسان درين سير كمالى اگر در بالاترين نقطه آن نيز قرار گيرد دست او از آن كوتاه است. اين مرحله در حقيقت دريدن حجاب امكانى است كه البته براى بشر امكان ندارد و ممكن نيست كه بتواند از اين حجاب بيرون آيد. البته در صورت اتصال و تعلق به معدن عظمت، انسان رنگ و بوى آنجا را مى‌گيرد و هر چه به آن متعلق مى‌شود آزاد مى‌گردد، اما با اين حال حد و مرز امكانى وجود دارد، كه براى بشر بزرگترين حجاب غيب است»<ref>[[عسکری امام‌خان]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل پنجم.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}


== پاسخ جامع==
== پاسخ جامع==

نسخهٔ ‏۲۲ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۲۵

مصباح یزدی

مقام ذات و كنه باري‌تعالي، و به‌تعبير‌ديگر مقام احديت، مقام تجلي ذات براي ذات و مقام غيب‌الغيب است كه هنوز اسما و صفات ظاهر نشده‌اند. اين مقام، يعني كنه ذات حق معلوم، مدرك و مشهودِ هيچ‌كس نتواند بود و حتي رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به مقام ذات دسترس ندارد. در آثار عرفاني، گاهي لفظ «الله» اسم علم براي ذات دست‌نايافتني خداوند و كنه خداوند است و معناي الوهيت، تدبير و مانند اينها در آن لحاظ نشده است. در مقابل، مقام واحديت قرار دارد كه مقام ظهور اسما و صفات و مظاهر آنها، يعني ذوات و ماهيات اشياست. اگر گفته مي‌شود كه ما نمي‌توانيم به ذات خداوند علم داشته باشيم، منظور مقام ذات در اصطلاح عرفاست كه مقدم بر مرتبه و مقام اسما و صفات و تجليات الهي است و حتي انبيا و اوليا و ملائكة مقرب راهي به اين مقام معرفت ندارند. اين مقام، تنها معلوم و مشهودِ خود خداوند است. بر اين اساس، از نگاه عرفا نمي‌توان علم حضوري به مقام ذات پيدا كرد؛ زيرا درك اين مقام كه غيب محض است، منحصر به خود خداوند است كه بر ذات خويش احاطه دارد و ساير موجودات چون نمي‌توانند بر ذات الهي احاطه داشته باشند ـ چه آنكه، احاطة محدود بر نامحدود و نامتناهي محال است ـ راهي به ادراك مقام ذات الهي، كه مستلزم احاطه بر آن است، ندارند. ازاين‌رو قرآن مي‌فرمايد: لايُحيطوُنَ بِهِ علماً؛(1) «و آنان احاطة علمي به خداوند ندارند.»

روشن شد كه منظور كساني كه علم به ذات الهي را ممكن و بلكه لازمة وجود معلول مي‌دانند، ذات در اصطلاح فلسفه و كلام است كه عين صفات است و هيچ نحو تعددي بين آن ذات و صفات وجود ندارد. در مقابل، كساني كه مي‌گويند علم ما به وجه و تجليات الهي تعلق مي‌گيرد، نه به ذات او، منظورشان ذات در اصطلاح عرفاني، يعني مقام غيب‌الغيوب است كه در حيطة شهود، علم و ادراك ما نمي‌گنجد و درك و شهود آن اختصاص به خداوند دارد. پس بنا بر اصطلاح ذات خداوند از ديدگاه فلسفي، مي‌توان به ذات خداوند علم حصولي و حضوري يافت و از اين ديدگاه، علم حضوري به ذات خداوند، به‌‌معناي احاطه بر كنه و ذات خداوند نيست؛ زيرا هيچ‌كس جز خداوند احاطه بر ذات او ندارد و علم حضوري ديگران به ذات الهي فروتر از آن مرتبه است. به‌علاوه، اين علم حضوري كه براي ما ميسور و دست‌يافتني است، شدت و ضعف دارد و بنا بر مقام و مرتبة انسان‌ها از مراتب گوناگوني برخوردار است.

منبع: کتاب "سجاده‌هاي سلوک" جلد دوم صفحه 223- 224

پاسخ جامع

* پاسخ جامع به این پرسش، برگرفته از تمامی پاسخ‌های تفصیلی (متفرقه) اندیشمندان و نویسدندگانی است که تصویر و متن سخنان آنان در ذیل دیده می‌شود:
علامه طباطبایی فاضل لنکرانی جوادی آملی غرویان الهی نقوی رضوانی


غیب مطلق یعنی حقیقت و واقعیت ناشناخته‌ای [۱] که احاطه به کنه ذاتش و اطلاع بر کنه ذاتش برای همگان[۲] و در همه مقاطع وجودی[۳] امکان پذیر نیست.[۴] از بزرگترین مصادیق غیب مطلق، ذات خداوند متعال است[۵] که نه با علم حصولی قابل درک است و نه با علم حضوری،[۶] نه با حواس: ﴿﴿لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ[۷]و نه با قلب و فکر: "يَا مَنْ لَا تَحْوِيهِ الْفِكَرُ"[۸] و [۹] برای هیچ بشری امکان اینکه احاطه به ذات پروردگار پیدا کند نیست؛ لذا او را "غیب الغیوب" می‌نامند.[۱۰] شاید به همین دلیل بود که پیامبر خاتم(ص) می‌فرماید: "مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك‏" [۱۱] و امام سجاد(ع) می‌فرماید: "أنتَ الّذي قَصُرَتِ الاَوهامُ عَنْ ذاتيّتِك، وَ عَجَزَتِ الأوهامُ عَنْ كيفيّتكَ، وَ لَم تُدرِكُ الأبصَارُ مَوضِعَ أيْنَيّتِكَ"[۱۲] البته باید دانست خداوند برای خودش مشهود است [۱۳]؛ زیرا غیب مطلق به معنای آنکه برای خودش هم روشن نباشد وجود ندارد، و آن معدوم محض است، [۱۴] چون خودش عین عدم است، یعنی خودی ندارد تا چیزی برای او معلوم باشد.[۱۵] از مصادیق دیگر غیب مطلق می‌توان از قیامت نام برد که بر پایۀ روایات علم به روز قیامت از علوم غیبی مطلق است که کسی جز خداوند از آن آگاهی ندارد [۱۶] و نیز عالم فرشتگان و به طور کلی عالم ماوراءالطبیعه [۱۷].

با انتخاب "ادامه مطلب" از پاسخ‌های تفصیلی ذیل بهره‌مند شوید:


گزیده‌های پاسخ‌ها

 این گزیده‌ها برداشتی اختصاری از عبارت‌های دانشمندان و نویسندگان است. برای مشاهده عین عبارت آنان به پاسخ‌های تفصیلی فوق مراجعه شود.  

  •   علامه طباطبایی: خزائن غیب دوگونه هستند: آنهایی که به مرحلۀ شهود رسیده اند وآنهایی که غیب مطلقند. و البته بازگشت نوع اول هم به همان غیب مطلق است.  
  •   مرتضی مطهری: غیب مطلق یعنی حقیقتی که احاطه به کنه ذاتش و اطلاع بر کنه ذاتش برای هیچ موجودی امکان پذیر نیست. حتی پیغمبر که عارف اول عالَم است باز می‌گوید: « مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك»[۱۸]؛ لهذا او را می‎گویند "غیب الغیوب".  
  •   فاضل لنکرانی و اشراقی: غیب مطلق، واقعیت ناشناخته‌ای است که هیچ گاه و در هیچ شرایطی برای آدمیان آشکار نخواهد شد. مانند غیب ذات احدیت حق. امام علی بن الحسین فرمود: «أنتَ الّذي قَصُرَتِ الاَوهامُ عَنْ ذاتيّتِك، وَ عَجَزَتِ الأوهامُ عَنْ كيفيّتكَ، وَ لَم تُدرِكُ الأبصَارُ مَوضِعَ أيْنَيّتِكَ»[۱۹].  
  •   جوادی آملی: غیب مطلق" به چیزی گفته می شود که برای همگان و در همه مقاطع وجودی، غیب باشد؛ مثل: "ذات اقدس الهی" که نه قابل ادراک با حواس است: ﴿﴿لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ[۲۰] ونه قابل احاطه و اکتناه با قلب و فکر: «يَا مَنْ لَا تَحْوِيهِ الْفِكَرُ»[۲۱]. البته غیب مطلق بدین معنا که برای خود همان شیء نیز غیب باشد، وجود ندارد.  
  •   غرویان، میرباقری و غلامی: غیب بر دو قسم است: غیب مطلق مانند ذات خداوند که به صورت مطلق از محدودۀ حس خارجند و غیب اضافی که برای برخی غیبی هستند.  
  •   عباس الهی: غیب مطلق آن است که در همه مقاطع وجودی و برای همگان پوشیده است؛ مانند ذات خداوند، گرچه برای خودش مشهود است و الا غیب مطلق، که حتی برای خودش نیز غیب باشد، هرگز وجود ندارد بلکه معدوم محض است.  
  •   سید نسیم عباس نقوی: غیب مطلق آن است که در همه مقاطع وجودی و برای همگان پوشیده و مستور است، مانند ذات خداوند، اگر چه برای خودش مشهود است. البته غیب مطلق به این معنی که حتی برای خود همان شیء غیب باشد هرگز وجود ندارد بلکه معدوم محض است.  
  •   علی خیاط و محمد امین انسان: غیب مطلق به چیزی گفته می‌شود که برای همگان و در همه مقاطع وجودی، غیب باشد، مانند ذات اقدس الهی. بر پایۀ روایات علم به روز قیامت از علوم غیبی مطلق است.  
  •   علی اصغر رضوانی: غیب مطلق غیبی است که به هیچ نحو و در هیچ زمان و مکان قابل ادراک نیست، مثل ذات الهی که غیب الغیوب است. و تنها کسی که به عالم غیب و شهادت به طور کامل احاطه دارد، خداوند است.  
  •   محمد صادق عظیمی: غیب مطلق آن است که در همه مقاطع وجودی و برای همگان پوشیده و مستور است، مانند ذات خداوند. که نه با علم حصولی و نه با علم حضوری قابل شناخت نیست.  
  •   محمد نظیر عرفانی: غیب مطلق یعنی ساحتی از هستی که همیشه در حجاب غیب و برای انسان مستور است و خواهد بود و انسان در این سیر کمالی اگر در بالاترین نقطه آن نیز قرار گیرد دست او از آن کوتاه است. بهترین نمونه برای غیب مطلق ذات خداوند است. عالم فرشتگان، جهان آخرت و به طور کلی عالم ماوراءالطبیعه نمونه‌های دیگر غیب مطلق‌اند.  
  •   منصف علی مطهری: علم غیب یعنی ساحتی از هستی که همیشه در حجاب غیب و برای انسان مستور است، و خواهد بود، مانند ذات خداوند.  
  1. پاسداران وحی، ص ۱۶۷.
  2. عباس الهی، تحلیل دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیب و شهود، ماهنامه معرفت، شماره ۲۱۶، ص٢۶.
  3. عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان ج۳، ص۴۱۴.
  4. مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۶ ص ۱۷۳
  5. علم پیامبر و ائمه به غیب، سید نسیم عباس نقوی، ص ۹.
  6. محمد صادق عظیمی، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، محمد صادق عظیمیص۱۴.
  7. چشم‌ها او را در نمی‌یابند؛ سوره انعام: ۱۰۳.
  8. مهج الدعوات، ص ۱۵۴.
  9. مانند: "يَا مَنْ لَا تُحِيطُ بِهِ الْفِكَرُ"بحار الأنوار، ج۸۳، ص ۳۳۵.؛ "لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَلَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ"نهج البلاغه، خطبه ۱.
  10. مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۶ ص ۱۷۳ و علی اصغر رضوانی، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۱، ص ۵۴۲
  11. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۸۳، ص ۳۳۵.
  12. واژه‌ها در توصیف تو ناتوانند و به هنگام ترسیم ارزش‌هایت، از ناتوانی به گمراهی می‌روند و تار و پود الفاظ در زیر بار ستایش تو از هم می‌گسلد؛ صحيفه سجادیه، دعاى عرفه امام سجاد(ع)
  13. عبدالله جوادی آملی، ادب فنای مقربان ج۳، ص۴۱۴. و عباس الهی، تحلیل دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیب و شهود، ماهنامه معرفت، شماره ۲۱۶، ص٢۶.
  14. تحلیل دیدگاه علامه طباطبایی درباره غیب و شهود، ماهنامه معرفت، شماره ۲۱۶، ص٢۶.
  15. علم پیامبر و ائمه به غیب، ص ۹.
  16. علی خیاط، امامت در استنادهای قرآنی امام رضا، دوماهنامه کتاب و سنت، شماره ۱، زمستان ۱۳۹۲، ص۶۶.
  17. بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص۱۰.
  18. تو را آنگونه که شایسته شناختن توست نشناختیم.
  19. «واژه‌ها در توصیف تو ناتوانند و به هنگام ترسیم ارزش‌هایت، از ناتوانی به گمراهی می‌روند و تار و پود الفاظ در زیر بار ستایش تو از هم می‌گسلد»؛ صحيفه سجادیه، دعاى عرفه امام سجاد(ع)
  20. چشم‌ها او را در نمی‌یابند؛ سوره انعام: ۱۰۳.
  21. مهج الدعوات، ص ۱۵۴.