وحی در لغت: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
#وحی به صورت [[تسخیر]] و [[غریزه]] است<ref>نک: تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۵۰، ح۲۲۱.</ref>. | #وحی به صورت [[تسخیر]] و [[غریزه]] است<ref>نک: تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۵۰، ح۲۲۱.</ref>. | ||
#گاهی وحی در حالت [[خواب]] و رؤیاست<ref>نک: طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۷م، چ ۱، ج۳، ص۳۴۴ و ج۷، ص۳۳۰. ذیل آیه {{متن قرآن|بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}} «زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۵.</ref>..<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]] ص ۱۱.</ref> | #گاهی وحی در حالت [[خواب]] و رؤیاست<ref>نک: طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۷م، چ ۱، ج۳، ص۳۴۴ و ج۷، ص۳۳۰. ذیل آیه {{متن قرآن|بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}} «زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۵.</ref>..<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]] ص ۱۱.</ref> | ||
==وحی در لغت== | |||
برای [[وحی]] معانی لغوی متعددی بیان شده است. کتاب العین واژه وحی را به [[کتابت]] ([[نوشتن]])، و عبارت {{عربی|اوحی الله الیه}} را به [[بعثت]]، و «أوحی إلیه» را به [[الهام]] و اشاره معنا کرده است. [[خلیل بن احمد]] (۱۷۵ق)، نویسنده این کتاب، در پایان، معنای سرعت را نیز از معانی وحی شمرده است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۳۲۰: {{عربی|وحی یحی وخیا؛ أی: کتب یکتب کتبا...، و أوحی الله إلیه، أی: بعثه؛ و أوحی إلیه: ألهمه...؛ أوحی إلی قومه، أی: أشار إلیهم؛ و الإیحاء: الإشارة...؛ والوحی: السرعة}}.</ref>. [[صاحب بن عباد]] (۳۸۵ق)، افزون بر معانی کتابت، بعثت و الهام، «أیحاء» را به معنای ایما و اشاره، و عبارت {{عربی|وَحَيْتُ لَكَ بِخَبَرِ كَذَا}} را به معنای {{عربی|أخبرت}} دانسته است که مطابق آن، «خبر دادن» به معانی یادشده افزوده میشود. در کلمات او، اشاره به سرعت نیز در برخی مشتقات وحی وجود دارد<ref>اسماعیل بن عباد (صاحب بن عباد)، المحیط فی اللغة، ج۳، ص۲۴۱: {{عربی|وحی یحئ وحیا: کتب یکتب...؛ و أوحی الله إلیه: بعثه؛ و قیل: ألهمه؛ و یقال: أوحی لها، و وحی لها، و الإیحاء: الإیما، و الإشارة؛ و وحیت لک بخیر کذا: أی أخبرت...؛ و أستوحیته: أی استعجله... و الوحواح: السریع}}.</ref>. [[ازهری]] (۳۷۰ق) از قول علمای لغت پیش از خود، «وحی الی» و «أوحی الی» را به معنای اشاره و ایما، و اصل این واژه (وحی) را به معنای «اعلام به صورت پنهانی» نقل میکند<ref>محمد بن احمد الازهری، تهذیب اللغة، تحقیق محمد عوض مرعب، ج۵، ص۱۹۲-۱۹۳: {{عربی|وحی: قال أَبو الهيثم: يقال وَحَيْتُ إلى فلان أَحي إليه وَحْياً، و أَوْحَيْتُ إِليه أُوحِي إيحاءً إذا أَشرت إِليه و أَوْمأْتَ... قال أَبو إسحق: و أَصل الوحي في اللغة كلها إعلام في خَفاء، و لذلك صار الإِلهام يسمى وَحْياً؛ قال الأَزهري: و كذلك الإِشارةُ و الإِيماءُ يسمى وَحْياً و الكتابة تسمى وحياً}}.</ref>. جوهری (۳۹۳ق) در [[الصحاح (کتاب)|الصحاح]]، ابتدا «کتاب» را به عنوان معنای وحی ذکر میکند؛ سپس در ادامه، معانی اشاره، [[نوشتن]]، [[رسالت]] ([[پیامبری]])، [[الهام]]، [[کلام]] پنهان و هر آنچه را به دیگری [[القا]] میشود نیز به آن میافزاید<ref>اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، تحقیق و تصحیح احمد عبدالغفور عطار، ج۶، ص۲۵۱۹-۲۵۲۰: {{عربی|الوَحْيُ: الکتاب...؛ وَ الوَحْيُ أیضاً: الإِشارة و الكتابة و الرِّسالة و الإِلْهام و الكلام الخَفِيُّ و كلُّ ما أَلقيته إِلى غيرك. يقال: وحَيْتُ إِليه الكلامَ و أَوْحَيْتُ. و هو أن تکلمه بکلام تخفیه... و أوحی الله إلی أنبیائه. و أوحی، أی أشار}}.</ref>. در [[معجم مقاییس اللغة (کتاب)|معجم مقاییس اللغة]] آمده است که [[وحی]] به معنای القای [[علمی]] به صورت پنهان یا غیر آن به دیگری است. نویسنده در ادامه، اشاره، کتاب، رسالت (پیامبری) و هر گونه القای [[علم]] را از مصادیق وحی معرفی میکند. همچنین در این کتاب، برخی از مشتقات وحی به معنای سریع و صوت یاد شده است<ref>احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۹۳. {{عربی|أصل یدل علی إلقاء علم فی إخفاء أو غیره إلی غیرک. فالوحی: الإشارة و الوحی: الکتاب و الرسالة و کل ما ألقیته إلی غیرک حتی علمه فهو وحی کیف کان... و الوحی: السریع، و الوحی: الصوت}}.</ref>. در[[لسان العرب (کتاب)|لسان العرب]]، معانی یادشده، گردآوری شده و کتاب، اشاره، نوشتن، [[پیام آوری]]، الهام، کلام پنهان و هر چیزی که به دیگری القا میشود، از معانی وحی بیان شدهاند<ref>محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۷۹: {{عربی|الوَحْيُ: الإِشارة و الكتابة و الرِّسالة و الإِلْهام و الكلام الخَفِيُّ و كلُّ ما أَلقيته إِلى غيرك...؛ و الوحی: المکتوب و الکتاب أیضا}}.</ref>. در [[المفردات (کتاب)|المفردات]]، وحی به «اشارة سریع» معنا شده است که با کلام رمزی و کنایهای، صدای بدون ترکیب<ref>گویا صدایی مانند سوت زدن مراد است که از حروفی ترکیب نشده است.</ref>، اشاره با اعضا یا نوشتن انجام میشود<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۵۸: {{عربی|أصل الوحی: الإشارة السریعة، و لتضمن السرعة قیل: أمر وحی، و ذلک یکون بالکلام علی سبیل الرمز و التعریض و قد یکون بصوت مجرد عن الترکیب، و بإشارة ببعض الجوارح، و الکتابة…}}.</ref>. | |||
پس از مرور مهمترین معانی واژه [[وحی]]، اینک این [[پرسشها]] به [[ذهن]] میآیند: آیا این معانی به صورت مشترک لفظی هم ردیفاند یا به یک معنای اصلی باز میگردند؟ آیا ویژگیهایی مانند پنهان بودن یا سرعت، در معنای این واژه نهفته است یا خیر؟ تفاوتهای موجود میان سخنان لغویان را چگونه میتوان توجیه کرد؟ | |||
با توجه به معانی یاد شده، به نظر میرسد که معنای جامع این کاربردها، القای امری به دیگری است. البته این [[القا]]، در [[امور معنوی]] (غیر مادی) مانند [[علم]] و [[وسوسه]] به کار رفته است؛ بنابراین با ذهن یا [[قلب]] مخاطب مرتبط است. در [[التحقیق (کتاب)|التحقیق]] آمده است: اصل واحد در این ماده، القای امری در درون دیگری است؛ چه القا، [[تکوینی]] باشد یا وارد ساختن در قلب؛ چه آن امر، علم باشد یا [[نور]] یا وسوسه یا غیر آن؛ چه آنکه [القاکننده یا القاشونده][[انسان]] باشد یا [[فرشته]] یا غیر آن دو؛ و چه با واسطه یا بدون واسطه دیگری باشد<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۳، ص۵۶: {{عربی|أن الأصل الواحد فی المادة: هو إلقاء أمر فی باطن غیره، سواء کان الإلقاء بالتکوین أو بإیراد فی القلب؛ و سواء کان الأمر علمأ أو إیمانا أو نورا أو وسوسة أو غیرها، وسواء کان إنسان أو ملکا أو غیرهما، و سواء کان بواسطة أو بغیر واسطة، و یفید العلم و الیقین}}.</ref>. | |||
گویا این القا با نوعی پوشیدگی همراه است. در بیشتر معانی یاد شده، به ویژه ایما و اشاره، میتوان این نکته را برداشت کرد؛ چنان که در برخی از سخنان نقل شده، بر این مطلب تصریح شده است. گویا [[نوشتن]] نیز از آن روی که در برخی موارد، همراه با پوشیدگی است، به معانی وحی افزوده شده است. در نوشتههایی مانند نامههای خصوصی، تنها خواننده از مطلب نویسنده [[آگاه]] میشود و دیگران از آن بیخبر میمانند؛ برخلاف گفتار که به طور عادی صدا را همه میشنوند و مطلب مخفی نمیماند. | |||
القای [[امور معنوی]]، افزون بر مخفی بودن، به طور معمول با سرعت نیز همراه است؛ زیرا برخلاف [[امور مادی]]، نیازمند مقدمات و ابزارهای [[زمان]] بر نیست. بنابراین [[وحی]] با سرعت نیز همراه است. مؤیدات این مطلب را نیز در سخنان یاد شده از متخصصان لغت میتوان دید؛ چنان که برخی بر این ویژگی تصریح کرده بودند. شاید بتوان گفت که سریع و مخفی بودن، از لوازم القای امور معنوی است، نه از قیود و شرایط آن؛ زیرا به طور طبیعی در این گونه [[القا]] وجود دارند. بنابراین در مجموع میتوان گفت: وحی به معنای القای امور معنوی (غیر مادی) مانند [[نور]]، [[علم]] و [[وسوسه]] به [[ذهن]] یا [[قلب]] دیگران است که به طور مخفیانه و سریع محقق میشود.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۴.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۳۰ مارس ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۱۰
مقدمه
وحی در لغت عبارت است از اشاره، نوشتار، رسالت، الهام، کلام پنهانی و هر چیزی که آن را به دیگری القا کنند. ابن انباری میگوید: وحی را وحی نامند؛ چون فرشته آن را از دیگر مخلوقات پنهان کرد و به پیامبری که برانگیخته شد، اختصاص داد[۱].
- دستهبندی وحی
- وحی به وسیله فرشتهای صورت میگیرد که دیده میشود و کلامش شنیده میشود؛ مانند رساندن وحی به دست جبرئیل برای حضرت محمد(ص) در زمانهای معین.
- وحی به صورت کلامی نامعین شنیده میشود؛ مثل موسی(ع) که کلام خداوند را میشنید.
- وحی با القا در قلب صورت میگیرد.
- پیام، از راه الهام رسانده میشود؛ چنان که خداوند، پیامش را با الهام به مادر موسی رساند[۲].
- وحی به صورت تسخیر و غریزه است[۳].
- گاهی وحی در حالت خواب و رؤیاست[۴]..[۵]
وحی در لغت
برای وحی معانی لغوی متعددی بیان شده است. کتاب العین واژه وحی را به کتابت (نوشتن)، و عبارت اوحی الله الیه را به بعثت، و «أوحی إلیه» را به الهام و اشاره معنا کرده است. خلیل بن احمد (۱۷۵ق)، نویسنده این کتاب، در پایان، معنای سرعت را نیز از معانی وحی شمرده است[۶]. صاحب بن عباد (۳۸۵ق)، افزون بر معانی کتابت، بعثت و الهام، «أیحاء» را به معنای ایما و اشاره، و عبارت وَحَيْتُ لَكَ بِخَبَرِ كَذَا را به معنای أخبرت دانسته است که مطابق آن، «خبر دادن» به معانی یادشده افزوده میشود. در کلمات او، اشاره به سرعت نیز در برخی مشتقات وحی وجود دارد[۷]. ازهری (۳۷۰ق) از قول علمای لغت پیش از خود، «وحی الی» و «أوحی الی» را به معنای اشاره و ایما، و اصل این واژه (وحی) را به معنای «اعلام به صورت پنهانی» نقل میکند[۸]. جوهری (۳۹۳ق) در الصحاح، ابتدا «کتاب» را به عنوان معنای وحی ذکر میکند؛ سپس در ادامه، معانی اشاره، نوشتن، رسالت (پیامبری)، الهام، کلام پنهان و هر آنچه را به دیگری القا میشود نیز به آن میافزاید[۹]. در معجم مقاییس اللغة آمده است که وحی به معنای القای علمی به صورت پنهان یا غیر آن به دیگری است. نویسنده در ادامه، اشاره، کتاب، رسالت (پیامبری) و هر گونه القای علم را از مصادیق وحی معرفی میکند. همچنین در این کتاب، برخی از مشتقات وحی به معنای سریع و صوت یاد شده است[۱۰]. درلسان العرب، معانی یادشده، گردآوری شده و کتاب، اشاره، نوشتن، پیام آوری، الهام، کلام پنهان و هر چیزی که به دیگری القا میشود، از معانی وحی بیان شدهاند[۱۱]. در المفردات، وحی به «اشارة سریع» معنا شده است که با کلام رمزی و کنایهای، صدای بدون ترکیب[۱۲]، اشاره با اعضا یا نوشتن انجام میشود[۱۳].
پس از مرور مهمترین معانی واژه وحی، اینک این پرسشها به ذهن میآیند: آیا این معانی به صورت مشترک لفظی هم ردیفاند یا به یک معنای اصلی باز میگردند؟ آیا ویژگیهایی مانند پنهان بودن یا سرعت، در معنای این واژه نهفته است یا خیر؟ تفاوتهای موجود میان سخنان لغویان را چگونه میتوان توجیه کرد؟ با توجه به معانی یاد شده، به نظر میرسد که معنای جامع این کاربردها، القای امری به دیگری است. البته این القا، در امور معنوی (غیر مادی) مانند علم و وسوسه به کار رفته است؛ بنابراین با ذهن یا قلب مخاطب مرتبط است. در التحقیق آمده است: اصل واحد در این ماده، القای امری در درون دیگری است؛ چه القا، تکوینی باشد یا وارد ساختن در قلب؛ چه آن امر، علم باشد یا نور یا وسوسه یا غیر آن؛ چه آنکه [القاکننده یا القاشونده]انسان باشد یا فرشته یا غیر آن دو؛ و چه با واسطه یا بدون واسطه دیگری باشد[۱۴].
گویا این القا با نوعی پوشیدگی همراه است. در بیشتر معانی یاد شده، به ویژه ایما و اشاره، میتوان این نکته را برداشت کرد؛ چنان که در برخی از سخنان نقل شده، بر این مطلب تصریح شده است. گویا نوشتن نیز از آن روی که در برخی موارد، همراه با پوشیدگی است، به معانی وحی افزوده شده است. در نوشتههایی مانند نامههای خصوصی، تنها خواننده از مطلب نویسنده آگاه میشود و دیگران از آن بیخبر میمانند؛ برخلاف گفتار که به طور عادی صدا را همه میشنوند و مطلب مخفی نمیماند. القای امور معنوی، افزون بر مخفی بودن، به طور معمول با سرعت نیز همراه است؛ زیرا برخلاف امور مادی، نیازمند مقدمات و ابزارهای زمان بر نیست. بنابراین وحی با سرعت نیز همراه است. مؤیدات این مطلب را نیز در سخنان یاد شده از متخصصان لغت میتوان دید؛ چنان که برخی بر این ویژگی تصریح کرده بودند. شاید بتوان گفت که سریع و مخفی بودن، از لوازم القای امور معنوی است، نه از قیود و شرایط آن؛ زیرا به طور طبیعی در این گونه القا وجود دارند. بنابراین در مجموع میتوان گفت: وحی به معنای القای امور معنوی (غیر مادی) مانند نور، علم و وسوسه به ذهن یا قلب دیگران است که به طور مخفیانه و سریع محقق میشود.[۱۵]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۱۵، ص۲۳۹ - ۲۴۲؛ تاج العروس، بیروت، دارالفکر، ج۲۰، ص۲۷۹.
- ↑ نک: راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: صفوان عدنان، دمشق، دار القلم، ۱۹۹۲ م، ج۱، ص۸۵۹؛ تاج العروس همین مطلب را از راغب نقل کرده است، ج۲۰، ص۲۸.
- ↑ نک: تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۵۰، ح۲۲۱.
- ↑ نک: طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۷م، چ ۱، ج۳، ص۳۴۴ و ج۷، ص۳۳۰. ذیل آیه ﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا﴾ «زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۵.
- ↑ علیمردی، محمد مهدی، در ساحل وحی ص ۱۱.
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۳، ص۳۲۰: وحی یحی وخیا؛ أی: کتب یکتب کتبا...، و أوحی الله إلیه، أی: بعثه؛ و أوحی إلیه: ألهمه...؛ أوحی إلی قومه، أی: أشار إلیهم؛ و الإیحاء: الإشارة...؛ والوحی: السرعة.
- ↑ اسماعیل بن عباد (صاحب بن عباد)، المحیط فی اللغة، ج۳، ص۲۴۱: وحی یحئ وحیا: کتب یکتب...؛ و أوحی الله إلیه: بعثه؛ و قیل: ألهمه؛ و یقال: أوحی لها، و وحی لها، و الإیحاء: الإیما، و الإشارة؛ و وحیت لک بخیر کذا: أی أخبرت...؛ و أستوحیته: أی استعجله... و الوحواح: السریع.
- ↑ محمد بن احمد الازهری، تهذیب اللغة، تحقیق محمد عوض مرعب، ج۵، ص۱۹۲-۱۹۳: وحی: قال أَبو الهيثم: يقال وَحَيْتُ إلى فلان أَحي إليه وَحْياً، و أَوْحَيْتُ إِليه أُوحِي إيحاءً إذا أَشرت إِليه و أَوْمأْتَ... قال أَبو إسحق: و أَصل الوحي في اللغة كلها إعلام في خَفاء، و لذلك صار الإِلهام يسمى وَحْياً؛ قال الأَزهري: و كذلك الإِشارةُ و الإِيماءُ يسمى وَحْياً و الكتابة تسمى وحياً.
- ↑ اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، تحقیق و تصحیح احمد عبدالغفور عطار، ج۶، ص۲۵۱۹-۲۵۲۰: الوَحْيُ: الکتاب...؛ وَ الوَحْيُ أیضاً: الإِشارة و الكتابة و الرِّسالة و الإِلْهام و الكلام الخَفِيُّ و كلُّ ما أَلقيته إِلى غيرك. يقال: وحَيْتُ إِليه الكلامَ و أَوْحَيْتُ. و هو أن تکلمه بکلام تخفیه... و أوحی الله إلی أنبیائه. و أوحی، أی أشار.
- ↑ احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۶، ص۹۳. أصل یدل علی إلقاء علم فی إخفاء أو غیره إلی غیرک. فالوحی: الإشارة و الوحی: الکتاب و الرسالة و کل ما ألقیته إلی غیرک حتی علمه فهو وحی کیف کان... و الوحی: السریع، و الوحی: الصوت.
- ↑ محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۳۷۹: الوَحْيُ: الإِشارة و الكتابة و الرِّسالة و الإِلْهام و الكلام الخَفِيُّ و كلُّ ما أَلقيته إِلى غيرك...؛ و الوحی: المکتوب و الکتاب أیضا.
- ↑ گویا صدایی مانند سوت زدن مراد است که از حروفی ترکیب نشده است.
- ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۸۵۸: أصل الوحی: الإشارة السریعة، و لتضمن السرعة قیل: أمر وحی، و ذلک یکون بالکلام علی سبیل الرمز و التعریض و قد یکون بصوت مجرد عن الترکیب، و بإشارة ببعض الجوارح، و الکتابة….
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۳، ص۵۶: أن الأصل الواحد فی المادة: هو إلقاء أمر فی باطن غیره، سواء کان الإلقاء بالتکوین أو بإیراد فی القلب؛ و سواء کان الأمر علمأ أو إیمانا أو نورا أو وسوسة أو غیرها، وسواء کان إنسان أو ملکا أو غیرهما، و سواء کان بواسطة أو بغیر واسطة، و یفید العلم و الیقین.
- ↑ هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص ۳۴.