اخدود در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{نبوت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اخدود | عنوان مدخل = اخدود | مداخل مرتبط = اخدود در قرآن - اخدود در حدیث | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== {{متن قرآن|قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ}}<ref>«مرگ بر گروه (آتش افروز در) آن خندق،» سوره بروج، آیه ۴.</ref>. بعضی ا...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = اخدود
| موضوع مرتبط = اخدود
| عنوان مدخل  = [[اخدود]]
| عنوان مدخل  = اخدود
| مداخل مرتبط = [[اخدود در قرآن]] - [[اخدود در حدیث]]
| مداخل مرتبط = [[اخدود در قرآن]]
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}
خط ۹: خط ۹:
==مقدمه==
==مقدمه==
{{متن قرآن|قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ}}<ref>«مرگ بر گروه (آتش افروز در) آن خندق،» سوره بروج، آیه ۴.</ref>.
{{متن قرآن|قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ}}<ref>«مرگ بر گروه (آتش افروز در) آن خندق،» سوره بروج، آیه ۴.</ref>.
بعضی از علمای لغت «اخدود» را مفرد دانسته‌اند چنانچه در مصباح اللغه است می‌فرماید «اخدود» به معنی حفری در [[زمین]] است و جمع آن اخادیه است لکن دیگران اخدود را جمع شود ذکر نموده‌اند و گفته‌اند خد یعنی شکاف در زمین<ref>قصص شگفت انگیز قرآن مجید، ص۶۷۶.</ref>.
بعضی از علمای لغت «اخدود» را مفرد دانسته‌اند چنانچه در مصباح اللغه است می‌فرماید «اخدود» به معنی حفری در [[زمین]] است و جمع آن اخادیه است لکن دیگران اخدود را جمع شود ذکر نموده‌اند و گفته‌اند خد یعنی شکاف در زمین<ref>قصص شگفت انگیز قرآن مجید، ص۶۷۶.</ref>.
در [[قاموس قرآن]] می‌خوانیم: «خد به معنی رخسار و چهره است... به قول راغب: خد و اخدود به معنی گودالی است مستطیل و عمق و جمع آن اخادید است. در [[صحاح]] نیز اخدود را چنین معنی کرده است».
در [[قاموس قرآن]] می‌خوانیم: «خد به معنی رخسار و چهره است... به قول راغب: خد و اخدود به معنی گودالی است مستطیل و عمق و جمع آن اخادید است. در [[صحاح]] نیز اخدود را چنین معنی کرده است».
اخدود (به ضم همزه و سکون خاء) به معنی شکاف زمین و یا [[خندق]] آمده است و به این جهت به این نام [[شهرت]] یافتند که در شکاف زمین به وسیله [[آتش]] کشته شدند.
اخدود (به ضم همزه و سکون خاء) به معنی شکاف زمین و یا [[خندق]] آمده است و به این جهت به این نام [[شهرت]] یافتند که در شکاف زمین به وسیله [[آتش]] کشته شدند.


آنگاه که ذی نواس، [ذی نواس، [[یهودی]]] [[اصرار]] و [[مخالفت]] [[مردم]] [[نجران]] را دید و چنگ زدن به [[نصرانیت]] و توجهشان را [[مشاهده]] کرد دستور داد خندقی حفر کنند و وسائل آتش را فراهم کرد و آتش شعله‌ور ساخت و [[دود]] آن را به هوا فرستاد و [[مسیحیان]] را در شعله‌های آن انداخت، از پیرمرد زمین گیرو یا پیرزن کمر خمیده هم چشم نپوشید، از طفل شیرخوار صرف نظر نکرد و همه را در کام آتش افکند تا اینکه نجران از مسیحیان خالی گردید و در بست در [[اختیار]] [[یهود]] قرار گرفت»<ref>قاموس قرآن، ص۲۲۹.</ref>.
آنگاه که ذی نواس، [ذی نواس، [[یهودی]]] [[اصرار]] و [[مخالفت]] [[مردم]] [[نجران]] را دید و چنگ زدن به [[نصرانیت]] و توجهشان را [[مشاهده]] کرد دستور داد خندقی حفر کنند و وسائل آتش را فراهم کرد و آتش شعله‌ور ساخت و [[دود]] آن را به هوا فرستاد و [[مسیحیان]] را در شعله‌های آن انداخت، از پیرمرد زمین گیرو یا پیرزن کمر خمیده هم چشم نپوشید، از طفل شیرخوار صرف نظر نکرد و همه را در کام آتش افکند تا اینکه نجران از مسیحیان خالی گردید و در بست در [[اختیار]] [[یهود]] قرار گرفت»<ref>قاموس قرآن، ص۲۲۹.</ref>.
«در [[تفسیر برهان]] از [[علی بن ابراهیم]] نقل شده: در [[یمن]] [[پادشاهی]] بود بنام ذونواس که در به خط [[دین یهودیت]] [[متعصب]] بود به وی خبر دادند که در «نجران» عده‌ای بر [[دین]] نصرانیت‌اند و به [[عیسای مسیح]] [[عقیده]] دارند. ذونواس برای از بین بردن آنها لشکری به نجران کشید و وادارشان کرد تا از دین خود برگردند. آنها به وی اهمیت نداده و در دین خود پافشاری کردند. ذونواس دستور داد خندقی حفر کنند و در آن هیزم فراوان ریختند و [[آتش]] در آن افروختند و [[نصاری]] را در آغوش آتش افکندند»<ref>قصه‌های قرآن، مصطفی زمانی، ص۳۸۴.</ref>. «[[طه حسین]] در کتاب هامش السیره می‌گوید شماره مؤمنانی که به آتش سوختند بیست هزار نفر بوده»<ref>قاموس قرآن، ص۲۳۰.</ref>.
«در [[تفسیر برهان]] از [[علی بن ابراهیم]] نقل شده: در [[یمن]] [[پادشاهی]] بود بنام ذونواس که در به خط [[دین یهودیت]] [[متعصب]] بود به وی خبر دادند که در «نجران» عده‌ای بر [[دین]] نصرانیت‌اند و به [[عیسای مسیح]] [[عقیده]] دارند. ذونواس برای از بین بردن آنها لشکری به نجران کشید و وادارشان کرد تا از دین خود برگردند. آنها به وی اهمیت نداده و در دین خود پافشاری کردند. ذونواس دستور داد خندقی حفر کنند و در آن هیزم فراوان ریختند و [[آتش]] در آن افروختند و [[نصاری]] را در آغوش آتش افکندند»<ref>قصه‌های قرآن، مصطفی زمانی، ص۳۸۴.</ref>. «[[طه حسین]] در کتاب هامش السیره می‌گوید شماره مؤمنانی که به آتش سوختند بیست هزار نفر بوده»<ref>قاموس قرآن، ص۲۳۰.</ref>.


سال واقعه [[اصحاب اخدود]] را صاحب کتاب [[اطلس قرآن (کتاب)|اطلس قرآن]] ۵۲۳ میلادی قید و تعیین نموده است<ref>تفسیر نمونه، شریعتی، ص۱۲۴.</ref>. نمونه‌های [[تاریخی]] متعددی از واقعه اصحاب اخدود در میان [[اقوام]] و ملت‌های مختلف در آثار پیشینیان ثبت گردیده است. روایت‌های متعددی هم در [[تفاسیر]] و [[تواریخ]] قدیم [[اسلامی]] دیده می‌شود که در عین [[اختلاف]]، گاه پیچیده و متناقض است. اما از بیشتر [[روایت‌ها]] چنین بر می‌آید که این رویداد تاریخی [[قبل از ظهور اسلام]] و به نوعی [[رویارویی]] و [[جدال]] [[عقیدتی]] میان [[پیروان]] [[دین]] [[مسیح]] و [[یهود]] بوده است»<ref>اطلس قرآن، ص۱۶۷.</ref>.
سال واقعه [[اصحاب اخدود]] را صاحب کتاب [[اطلس قرآن (کتاب)|اطلس قرآن]] ۵۲۳ میلادی قید و تعیین نموده است<ref>تفسیر نمونه، شریعتی، ص۱۲۴.</ref>. نمونه‌های [[تاریخی]] متعددی از واقعه اصحاب اخدود در میان [[اقوام]] و ملت‌های مختلف در آثار پیشینیان ثبت گردیده است. روایت‌های متعددی هم در [[تفاسیر]] و [[تواریخ]] قدیم [[اسلامی]] دیده می‌شود که در عین [[اختلاف]]، گاه پیچیده و متناقض است. اما از بیشتر [[روایت‌ها]] چنین بر می‌آید که این رویداد تاریخی [[قبل از ظهور اسلام]] و به نوعی [[رویارویی]] و [[جدال]] [[عقیدتی]] میان [[پیروان]] [[دین]] [[مسیح]] و [[یهود]] بوده است»<ref>اطلس قرآن، ص۱۶۷.</ref>.
«[[طبری]] [[معتقد]] است که اصحاب اخدود [[یهودیان]] [[اهل نجران]] بوده‌اند که در دین خود [[ثابت قدم]] و [[وفادار]] بوده‌اند»<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۲۳۳.</ref>.
«[[طبری]] [[معتقد]] است که اصحاب اخدود [[یهودیان]] [[اهل نجران]] بوده‌اند که در دین خود [[ثابت قدم]] و [[وفادار]] بوده‌اند»<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۲۳۳.</ref>.
«گاه محل حادثه را در [[بابل]] و [[فارس]]، گاه در [[یمن]] و [[شام]] یا [[حبشه]] و [[نجران]] نشان داده‌اند»<ref>پرتوی از قرآن، ص۳۰۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۷۳.</ref>
«گاه محل حادثه را در [[بابل]] و [[فارس]]، گاه در [[یمن]] و [[شام]] یا [[حبشه]] و [[نجران]] نشان داده‌اند»<ref>پرتوی از قرآن، ص۳۰۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۷۳.</ref>


==[[اخدود]] در کجای دنیاست؟==
==[[اخدود]] در کجای دنیاست؟==
از مجموع مطالب بالا ما چنین [[داوری]] می‌کنیم که اصحاب اخدود یا صاحبان آتش در «نجران» ساکن بوده‌اند.
از مجموع مطالب بالا ما چنین [[داوری]] می‌کنیم که اصحاب اخدود یا صاحبان آتش در «نجران» ساکن بوده‌اند.
نجران استانی به همین نام در حدود مرزی یمن [[عربستان]]؛ در پایه [[کوه]] عسیر واقع شده است.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۷۶.</ref>
نجران استانی به همین نام در حدود مرزی یمن [[عربستان]]؛ در پایه [[کوه]] عسیر واقع شده است<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۱۷۶.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۳:۱۹

مقدمه

﴿قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ[۱].

بعضی از علمای لغت «اخدود» را مفرد دانسته‌اند چنانچه در مصباح اللغه است می‌فرماید «اخدود» به معنی حفری در زمین است و جمع آن اخادیه است لکن دیگران اخدود را جمع شود ذکر نموده‌اند و گفته‌اند خد یعنی شکاف در زمین[۲]. در قاموس قرآن می‌خوانیم: «خد به معنی رخسار و چهره است... به قول راغب: خد و اخدود به معنی گودالی است مستطیل و عمق و جمع آن اخادید است. در صحاح نیز اخدود را چنین معنی کرده است».

اخدود (به ضم همزه و سکون خاء) به معنی شکاف زمین و یا خندق آمده است و به این جهت به این نام شهرت یافتند که در شکاف زمین به وسیله آتش کشته شدند.

آنگاه که ذی نواس، [ذی نواس، یهودی] اصرار و مخالفت مردم نجران را دید و چنگ زدن به نصرانیت و توجهشان را مشاهده کرد دستور داد خندقی حفر کنند و وسائل آتش را فراهم کرد و آتش شعله‌ور ساخت و دود آن را به هوا فرستاد و مسیحیان را در شعله‌های آن انداخت، از پیرمرد زمین گیرو یا پیرزن کمر خمیده هم چشم نپوشید، از طفل شیرخوار صرف نظر نکرد و همه را در کام آتش افکند تا اینکه نجران از مسیحیان خالی گردید و در بست در اختیار یهود قرار گرفت»[۳].

«در تفسیر برهان از علی بن ابراهیم نقل شده: در یمن پادشاهی بود بنام ذونواس که در به خط دین یهودیت متعصب بود به وی خبر دادند که در «نجران» عده‌ای بر دین نصرانیت‌اند و به عیسای مسیح عقیده دارند. ذونواس برای از بین بردن آنها لشکری به نجران کشید و وادارشان کرد تا از دین خود برگردند. آنها به وی اهمیت نداده و در دین خود پافشاری کردند. ذونواس دستور داد خندقی حفر کنند و در آن هیزم فراوان ریختند و آتش در آن افروختند و نصاری را در آغوش آتش افکندند»[۴]. «طه حسین در کتاب هامش السیره می‌گوید شماره مؤمنانی که به آتش سوختند بیست هزار نفر بوده»[۵].

سال واقعه اصحاب اخدود را صاحب کتاب اطلس قرآن ۵۲۳ میلادی قید و تعیین نموده است[۶]. نمونه‌های تاریخی متعددی از واقعه اصحاب اخدود در میان اقوام و ملت‌های مختلف در آثار پیشینیان ثبت گردیده است. روایت‌های متعددی هم در تفاسیر و تواریخ قدیم اسلامی دیده می‌شود که در عین اختلاف، گاه پیچیده و متناقض است. اما از بیشتر روایت‌ها چنین بر می‌آید که این رویداد تاریخی قبل از ظهور اسلام و به نوعی رویارویی و جدال عقیدتی میان پیروان دین مسیح و یهود بوده است»[۷].

«طبری معتقد است که اصحاب اخدود یهودیان اهل نجران بوده‌اند که در دین خود ثابت قدم و وفادار بوده‌اند»[۸].

«گاه محل حادثه را در بابل و فارس، گاه در یمن و شام یا حبشه و نجران نشان داده‌اند»[۹].[۱۰]

اخدود در کجای دنیاست؟

از مجموع مطالب بالا ما چنین داوری می‌کنیم که اصحاب اخدود یا صاحبان آتش در «نجران» ساکن بوده‌اند. نجران استانی به همین نام در حدود مرزی یمن عربستان؛ در پایه کوه عسیر واقع شده است[۱۱].

منابع

پانویس

  1. «مرگ بر گروه (آتش افروز در) آن خندق،» سوره بروج، آیه ۴.
  2. قصص شگفت انگیز قرآن مجید، ص۶۷۶.
  3. قاموس قرآن، ص۲۲۹.
  4. قصه‌های قرآن، مصطفی زمانی، ص۳۸۴.
  5. قاموس قرآن، ص۲۳۰.
  6. تفسیر نمونه، شریعتی، ص۱۲۴.
  7. اطلس قرآن، ص۱۶۷.
  8. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۲۳۳.
  9. پرتوی از قرآن، ص۳۰۹.
  10. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۱۷۳.
  11. فرزانه، محرم، اماکن جغرافیایی در قرآن، ص ۱۷۶.