خزانه الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

جزبدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[خزانه الهی در قرآن]] - [[خزانه الهی در حدیث]] - [[خزانه الهی در کلام اسلامی]] - [[خزانه الهی در فلسفه اسلامی]] - [[خزانه الهی در عرفان اسلامی]] - [[خزانه الهی بودن معصوم]] - [[مقام خزانه الهی]]| پرسش مرتبط  = خزانه الهی (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = منابع علم معصوم | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[خزانه الهی در قرآن]] - [[خزانه الهی در حدیث]] | پرسش مرتبط  = }}


'''خزانه الهی''' یا '''خزائن خدا''' وجود [[علمی]] و غیر مقدَّر اشياء<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص۸۸- ۹۳.</ref>.
== مقدمه ==
به [[خزائن الهی]] در سه [[آیه]] تصریح شده مانند: {{متن قرآن|قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ }}<ref> بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است؛ سوره انعام، آیه۵۰ و سوره هود، آیه۳۱ و سوره طور، آیه۳۷.</ref> و در دو [[آیه]] سخن از [[خزائن]] [[رحمت]] [[پروردگار]] به میان آمده است:<ref>سوره اسراء، آیه ۱۰۰؛ سوره ص، آیه۹.</ref> و در یک [[آیه]] [[خزائن]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] برای [[خدا]] دانسته شده است<ref>سوره منافقون، آیه۷.</ref> و بر اساس آیه‌ای که می‌توان آن را محوری‌ترین در این موضوع دانست، هر چیزی دارای خزائنی نزد خداست: {{متن قرآن|وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ }}<ref> و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم؛ سوره حجر، آیه۲۱.</ref>. به [[خزائن خدا]] در [[احادیث]]<ref>مسند ابی یعلی، ج۱۳، ص ۵۲۱؛ بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۴۷؛ ج ۷۰، ص ۱۶۹.</ref> و [[ادعیه]]<ref>دلائل الامامه، ص ۵۴۴؛ صحیفه سجادیه، دعاء ۸، ۷۷؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۳۹.</ref> نیز اشاره شده است. حکیمان و [[عارفان]] نیز مباحث گوناگونی را درباره [[خزائن الهی]] یاد کرده‌اند؛ مانند [[تبیین]] [[حقیقت]] [[خزائن]]<ref>اسفار، ج ۸، ص ۱۲۶- ۱۲۷.</ref>، اقسام و مصادیق آنها<ref>شرح فصوص الحکم، ص ۴۸۶-۴۸۷؛ الانسان الكامل، ص ۲۰۸، ۳۴۵-۳۴۸.</ref>، سنجش [[خزائن]] با یکدیگر<ref>الفتوحات المكيه، ج ۱۱، ص ۱۵۶-۱۵۹.</ref>، ارتباط [[خزائن]] با انسان کامل<ref>شرح فصوص الحکم، ص ۳۵۸-۳۶۳.</ref> و ذکر کلید [[خزائن]]<ref>الانسان الكامل، ص ۱۰۴، ۲۰۸ - ۲۰۹.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۸۸- ۹۳.</ref>


== واژه‌شناسی لغوی ==
== معناشناسی ==
* "خِزانه" به معنای مکان نگهداری و [[حفظ]] اشیا است<ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۸۷، «خزن»؛ المصباح، ج ۱ - ۲، ص ۱۶۸، «خزنت»؛ مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص ۴۷۰.</ref>. و جمع این واژه "[[خزائن]]" است. اصل در آن، جمع و ضبط اشیا در مکان خاصّ است، اعمّ از اینکه مخزون، [[مادّی]] باشد یا [[معنوی]] و مخزن، جسمانی باشد یا [[روحانی]] [[مال]] باشد یا [[علوم]] و صفات<ref>التّحقیق، ج ۳، ص ۴۷، «خزن».</ref>. مقصود از [[خزائن خدا]]، جمیع ذخایر و کنوز غیبیه‌ای است که مخلوقات از آنها روزی داده می‌شوند و در اصلِ پیدایش و استمرار بقاء و رفع نقائص خویش از آنها بهره می‌برند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۲۰۹.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/12/26.htm، فرهنگ قرآن، ج۱۲، ص۵۱۶ - ۵۱۸.]</ref>.
[[خزائن]] در لغت به معنای مکانی است که هر چیزی<ref>العین، ج ۴، ص۲۰۹؛ لسان العرب، ج ۴، ص ۸۷؛ تاج العروس، ج۹، ص۱۹۱، «خزن».</ref> یا [[اموال]] گران‌بها<ref>روح المعانی، ج ۱۴، ص ۴۴.</ref> را در آن نگهداری می‌کنند. [[خزائن خدا]]، مرتبه‌ای از هستی است که در آن مرتبه، اشیاء در ظرف [[علم]] به صورت غیر مقدَّر موجودند و هنوز تقديرات و حدود مرحله قَدَر بر آنها عارض نشده‌اند<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۳۹؛ ج ۱۲، ص ۱۴۴ - ۱۴۵.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۸۸- ۹۳.</ref>
*"[[خزائن]]" جمع "[[خزانه]]" و [[خزانه]] در لغت به معنای مکانی است که هر چیزی<ref>العین، ج ۴، ص۲۰۹؛ لسان العرب، ج ۴، ص ۸۷؛ تاج العروس، ج۹، ص۱۹۱، «خزن».</ref> یا [[اموال]] گرانبها<ref>روح المعانی، ج ۱۴، ص ۴۴.</ref> را در آن نگهداری می‌کنند. [[خزائن خدا]]، مرتبه‌ای از هستی است که در آن مرتبه، اشیاء در ظرف [[علم]] به صورت غیر مقدَّر موجودند و هنوز تقديرات و حدود مرحله قَدَر بر آنها عارض نشده‌اند.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۳۹؛ ج ۱۲، ص ۱۴۴ - ۱۴۵.</ref><ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص۸۸- ۹۳.</ref>.


== [[باران]] و [[خزائن خدا]] ==
== [[خزائن خدا]] و مراتب آن ==
همه اشیای عالم طبیعت، جز وجود طبیعی، دو مرتبه دیگر نیز دارند: مرتبه [[خزائن الهی]]؛ مرتبه قَدَر<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۱۴۴ - ۱۴۵، ج ۱، ص ۲۹۱؛ ج۷، ص ۱۲۷ - ۱۲۸.</ref> {{متن قرآن|وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ }}<ref>و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم؛ سوره حجر، آیه۲۱.</ref> از جمله پایانی [[آیه]] برداشت می‌شود که [[خدا]] به هر چیزی با همه حدود و تقدیراتش، پیش از آنکه وجود خارجی یابد، [[علم]] دارد که این همان قَدَر اشیاست. بنابراین قَدَر هر چیزی به حسب [[علم]] و [[مشیت]] بر وجود آن چیز، نوعی تقدّم دارد، گرچه در وجود با آن مقارن است و از آن جدا نیست.<ref>الميزان، ج ۱۲، ص ۱۴۴.</ref> از این مرتبه در [[آیات]] دیگری با عناوینی همچون [[کتاب مبین]]<ref>سوره انعام، آیه۵۹.</ref>، [[ام الكتاب]]<ref>سوره رعد، آیه۳۹.</ref>، [[لوح محفوظ]]<ref>سوره بروج، آیه۲۲.</ref> و [[کتاب حفیظ]]<ref>سوره ق، آیه۴.</ref> یاد شده است<ref>الميزان، ج ۷، ص ۱۲۶- ۱۲۸.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۸۸- ۹۳.</ref>


== [[خزائن خدا]] و [[انسان‌ها]] ==
== اوصاف [[خزائن خدا]] ==
[[خزائن الهی]] دارای سه ویژگی مهم‌اند.
# '''اختصاص به [[خدا]]:''' [[خزائن]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] از آنِ خداست، گرچه [[منافقان]] این مطلب را نمی‌فهمند: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ}}<ref>سوره منافقون، آیه ۷.</ref>. نیز [[قدرت]] تصرف در [[خزائن الهی]] از غیر [[خدا]] [[نفی]] شده است: {{متن قرآن|وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ}}<ref>الكشاف، ج ۲، ص ۵۷۵؛ فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۲۷. سوره حجر، آیه ۲۲.</ref>.
# '''ثبوت و تجرّد:''' [[خزائن الهی]]، اموری ثابت و نامتغيرند، زیرا [[خدا]] این [[خزائن]] را نزد خود دانسته {{متن قرآن|وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ }}<ref> و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم؛ سوره حجر، آیه۲۱.</ref> و آنچه نزد خداست، ثابت و نابود نشدنی است: {{متن قرآن|مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}<ref>آنچه نزد شماست پایان می‌یابد و آنچه نزد خداوند است پایاست و البته ما پاداش شکیبایان را نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند خواهیم داد؛ سوره نحل، آیه۹۶.</ref>.<ref>الميزان، ج ۱۲، ص ۱۴۵.</ref>.
# '''کم نشدن با [[بخشش]]:''' از آنجا که [[خزائن الهی]] نامحدود و نامقدّرند، با [[بخشش]] چیزی از آنها کم نمی‌شود و این امر به [[خدا]] اختصاص دارد، زیرا جز [[خدا]] هرکه باشد، محدود و آنچه نزد وی است مقدّر است و هر مقدار که ببخشد، به همان اندازه از آن کم می‌شود<ref>الميزان، ج ۷، ص ۹۵.</ref>.<ref>[[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲]]، ص۸۸- ۹۳.</ref>


== [[خزائن خدا]] و مظاهر وجود ==
==خزان الله==
در احادیث متعددی ائمه{{عم}} خود را خازنان [[الهی]] معرفی کرده‌اند. این وصف از ریشه «خزن» است که به معنای جمع و ضبط در محل و یا مورد معین به کار می‌رود؛ اعم از اینکه مخزون و ماده مورد نگهداری مادی باشد، مانند [[مال]] و [[ثروت]] و یا غیر مادی باشد، مانند [[علم]] و یا صفات [[نفسانی]]. از آنجا که لازمه نگهداری و ضبط، اموری چون [[حفاظت]]، [[استتار]]، پنهان کردن، [[کتمان]] و صیانت است این کلمه در این معانی نیز به کار می‌رود<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۳، ص۴٧.</ref>.
بر اساس معنای لغوی، لازمه وجود هر خازنی یک [[خزانه]] و مخزن است؛ یعنی باید شیء و یا ویژگی‌ای باشد که شخصی و یا گروهی آن را [[حفظ]] و جمع کنند. همچنین طبق معنای لغوی [[خازن]] بودن بر یک خزانه دلیل بر عدم ملکیت بر آن نیست. به دیگر سخن مالک هر مال و یا ثروتی خازن آن هم به شمار می‌رود. ظاهر [[آیات قرآن]] از خزاینی خبر می‌دهد که قاعدتاً باید خازنی هم داشته باشند. در [[قرآن کریم]] در هشت [[آیه]] به کلمه خزاین اشاره شده است. در [[آیه ۵۰ سوره انعام]] و همچنین ۳۱ [[سوره هود]] به ترتیب دو [[پیامبر الهی]] ([[حضرت محمد]]{{صل}} و [[حضرت نوح]]{{ع}}) [[مالکیت]] خود بر خزانه‌های الهی را [[نفی]] کرده‌اند. همچنین [[حضرت یوسف]]{{ع}} از [[عزیز مصر]] تقاضای خزانه‌داری [[مصر]] را می‌کند: {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ}}<ref>«(یوسف) گفت: مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار» سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref>. در بعضی از [[آیات]] از خزاین [[رحمت الهی]] سخن گفته شده است<ref>{{متن قرآن|قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفَاقِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا}} «بگو: اگر شما گنجینه‌های بخشایش پروردگارم را می‌داشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگ‌چشمی پیشه می‌کردید و آدمی تنگ‌چشم است» سوره اسراء، آیه ۱۰۰؛ {{متن قرآن|أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ}} «یا مگر گنجینه‌های پروردگار تو نزد ایشان است یا آنان چیره‌اند؟» سوره طور، آیه ۳۷.</ref>. در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«و گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است» سوره منافقون، آیه ۷.</ref> و همچنین {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref> تصریح به وجود خزاینی شده است که تمام ممکن الوجودات عالم را دربر می‌گیرد که با دو تعبیر {{متن قرآن|مِنْ شَيْءٍ}} و {{متن قرآن|السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}} به عمومیت آن برای همه موجودات اشاره شده است. به دیگر سخن برای هر چیزی، چه [[ذات]] باشد و چه حالت و چه صفت و چه فعل، خزاینی در نزد خداوند وجود دارد. همچنین جمع آمدن خزاین دال بر این است که هر شیء دارای چندین [[خزانه]] است که قاعدتاً محدود می‌باشد؛ چراکه در غیر این صورت فقط یک خزانه بود. به علاوه قید {{متن قرآن|عِنْدَ اللَّهِ}} با توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ}}<ref>«و آنچه نزد خداوند است پایاست» سوره نحل، آیه ۹۶.</ref> نشان می‌دهد که ثابت و غیر متغیر است؛ چراکه فوق عالم مادی که وصف آن فناپذیری است، می‌باشد.


== [[خزائن خدا]] و [[نبوت]] ==
برخی از [[مفسران]] آیه {{متن قرآن|وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمی‌داند» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref> را در همین راستا دانسته و معتقدند که مفاتح جمع (مفتح) به معنای خزانه و نه (مَفتح) به معنای کلید است<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴٨١.</ref>. بر این اساس [[غیب]] بودن این خزاین به این علت است که چون ما [[انسان‌ها]] محدود هستیم و [[ادراک]] ما تنها در قلمرو اشیا مقدر و محدود است، فلذا نسبت به ما غیب به [[حساب]] می‌آید و بعد از تنزل از خزانه و حد و مقدار پیدا کردنْ متعلق ادراک ما قرار می‌گیرد؛ یعنی از غیب به [[شهادت]] خارج می‌شود. برخی از مفسران مانند [[علامه طباطبایی]] معتقدند که خزاین چیزهایی هستند که اگر کسی مالک آنها باشد با آنها می‌تواند [[فقیر]] را [[غنی]]، مریض را سالم و مرده را زنده کند و به هر نحوی که بخواهد در [[زمین]] و [[آسمان]] و سایر اجزای عالم کون [[تصرف]] کند<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۲۰۸.</ref>. در همین راستا مراد از خزاین، کلمه {{متن قرآن|كُنْ}} معرفی شده است؛ یعنی خزاین مقامی است که [[خداوند]] هرچه را بخواهد صادر کند از آن [[مقام]] صادر می‌کند بدون اینکه تمام یا کم شود، و این مقام همانی است که در مواضعی از [[قرآن کریم]] از آن به کلمه {{متن قرآن|كُنْ}} تعبیر شده است. کلمه‌ای که از مقام [[عظمت]] و [[کبریایی]] صادر می‌شود و منشأ [[افاضه]] وجود و آثار آن است و می‌توان آن را بر خزاین [[رحمت]] که در بعضی [[آیات]] ذکر شده است نیز تطبیق کرد<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۹.</ref>.


== [[درک]] [[خزائن خدا]] ==
در تقسیمی کلان‌تر ذخایر [[الهی]] را می‌توان به دو بخش ذخایر [[علمی]] و عینی تقسیم کرد. این تقسیم به معنای تضاد دو قسیم با یکدیگر و دارا بودن دو قلمرو جداگانه و منحاز نیست؛ بلکه بدین معناست که فراتر از ذخایر ظاهری که برای [[انسان]] قابل [[مشاهده]] و حاضر است، در طول آن خزاینی وجود دارد که نوعی [[علم ویژه]] است، به طوری که عالم به آن عملاً [[قادر]] بر [[تغییر]] و [[تصرف در هستی]] هم به شمار می‌آید و در راستای [[علم الکتاب]] و مباحث پیش‌گفته درباره آن مطرح می‌شود.
از حیث [[روایی]] در بعضی موارد بدون اشاره به کیفیت و نوعی [[خزانه الهی]] صرفاً خزانه‌دار بودن [[ائمه]]{{عم}} مورد توجه قرار گرفته است. [[جابر جعفی]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «به خداوند [[سوگند]] که ما خزانه‌داران خداوند در آسمان و خزانه‌داران او در زمین هستیم»<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص١٠۴، ح۵.</ref>. همچنین حضرت در سخن دیگری مختصراً فرمودند: {{متن حدیث|نَحْنُ خُزَّانُ اللَّهِ}}<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۰۵، ح۱۰.</ref>. با این حال در بیشتر [[روایات]]، علاوه بر اشاره به خزانه‌داری [[اهل بیت]]{{عم}} غالباً این [[خزانه]]، خزانه [[علمی]] معرفی شده است. از همین رو صاحب [[بصائر الدرجات]] آن را تحت بابی با عنوان {{عربی|بَابٌ فِي الْأَئِمَّةِ أَنَّهُمْ خُزَّانُ اللَّهِ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ عَلَى عِلْمِهِ}}<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۰۵.</ref> گردآوری و شانزده [[حدیث]] را ذکر نموده است. مرحوم [[کلینی]] هم شش حدیث را تحت همین عنوان {{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ... خَزَنَةُ عِلْمِهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲.</ref> گردآوری کرده است؛ از جمله اینکه [[امام صادق]]{{ع}} به ابن ابی‌یعفور فرمودند: «ما [[حجت‌های خدا]] میان [[بندگان]] او و خازنانش بر [[علم]] اوییم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳.</ref>. همچنین [[امام هادی]]{{ع}} در فرازی از [[زیارت جامعه کبیره]] از اهل بیت{{عم}} با فراز «[[خزان العلم]]» یاد می‌نماید<ref>ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶١٠.</ref>. از آنجا که معنای معروف و شایع از خزانه، انباشت [[اموال]] و [[ثروت]] رایج زمانه (طلا و [[نقره]]) بوده است، در این [[احادیث]] تأکید شده است که این خزانه عادی نبوده و مراد از آن طلا و نقره نیست، بلکه این خزانه علمی ویژه است. [[ابوحمزه ثمالی]] از [[امام سجاد]]{{ع}} نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «همانا از ماست خازنان [[خدا]] در [[آسمان]] و خازنان او در [[زمین]] و ما خازنان بر طلا و نقره نیستیم»<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص١٠۴، ح۴.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} در این زمینه فرمودند: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ إِنَّا لَخُزَّانُ اللَّهِ فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ لَا عَلَى ذَهَبٍ وَ لَا عَلَى فِضَّةٍ إِلَّا عَلَى عِلْمِهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲، ح۲.</ref>؛ تعابیری چون (سمائه و ارضه) نشان از گسترده بودن این علم دارد؛ به طوری که تمام علومی که [[ادراک]] آن برای ممکن الوجود ممکن است را دربر می‌گیرد.


== روزی از [[خزائن خدا]] ==
روایات پیش‌گفته در دو محور قرار داشتند: الف) [[امامان]] خزانه‌دار خدایند، بدون بیان چیستی خزانه؛ ب) امامان خزانه‌دار [[علم خداوند]] هستند که خزانه از جنس [[علم الهی]] معرفی شده است. فراتر از این دو محور روایتی صحیح از امام باقر{{ع}} این خزانه را تمام امور و اشیای عالم معرفی می‌کند. توضیح آنکه در راستای روایاتی که منظور از [[صراط مستقیم]] را [[ولایت]] حقه [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} معرفی می‌کند، امام باقر{{ع}} در ضمن [[تفسیر]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}<ref>«راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>، به ابوحمزه ثمالی فرمودند: «مقصود از آن [[صراط]] علی{{ع}} است. همانا [[خداوند]] علی{{ع}} را [[خازن]] خود قرار داده است بر آنچه در [[آسمان‌ها]] و زمین است و چیزی در زمین نیست مگر آنکه علی{{ع}} را [[امین]] بر آن قرار داده است»<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص١٠۶، ح١۶.</ref>. با دقت در خود [[آیه]] می‌توان به این نکته پی برد که بین {{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ}} و فراز آخر آیه {{متن قرآن|إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ}}، ارتباط وجود دارد؛ چه اینکه [[مالکیت]] بر تمام [[مخلوقات]] نشانه و دلیلی [[قانع]] کننده بر این است که امورات مخلوقات به سوی خداوند [[رجوع]] کند. این [[حقیقت]] یعنی مالکیت [[ائمه]]{{عم}} بر خزانه‌های عینی و نه‌فقط [[علمی]] را می‌توان تحت عناوین دیگری نیز رصد کرد؛ از جمله هشت روایتی که مرحوم [[کلینی]] تحت عنوان {{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لِلإِمَامِ}} گردآوری نموده است<ref>محمدحسین فاریاب، معنا و چیستی امامت در قرآن، سنت و آثار متکلمان، ص٣٢۶.</ref>. قبلاً گذشت که از حیث لغوی خازن بودن منافاتی با مالکیت بر آن [[خزانه]] نداشته و بلکه هر [[مالکی]] به نوعی خازن دارایی‌های خویش به [[حساب]] می‌آید. [[امام باقر]]{{ع}} در تفسیر آیه شریفه {{متن قرآن|إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref> فرمودند: «من و [[اهل]] بیتم کسانی هستیم که خداوند [[زمین]] را برای ما قرار داد و ما متقینیم و تمام زمین برای ماست»<ref>{{متن حدیث|أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِيَ الَّذِينَ أَوْرَثَنَا اللَّهُ الْأَرْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ وَ الْأَرْضُ كُلُّهَا لَنَا فَمَنْ أَحْيَا أَرْضاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَلْيَعْمُرْهَا وَ لْيُؤَدِّ خَرَاجَهَا إِلَى الْإِمَامِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ لَهُ مَا أَكَلَ مِنْهَا فَإِنْ تَرَكَهَا أَوْ أَخْرَبَهَا وَ أَخَذَهَا رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ مِنْ بَعْدِهِ فَعَمَرَهَا وَ أَحْيَاهَا فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا مِنَ الَّذِي تَرَكَهَا يُؤَدِّي خَرَاجَهَا إِلَى الْإِمَامِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ لَهُ مَا أَكَلَ مِنْهَا حَتَّى‏ يَظْهَرَ الْقَائِمُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي بِالسَّيْفِ فَيَحْوِيَهَا وَ يَمْنَعَهَا وَ يُخْرِجَهُمْ مِنْهَا كَمَا حَوَاهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ مَنَعَهَا إِلَّا مَا كَانَ فِي أَيْدِي شِيعَتِنَا فَإِنَّهُ يُقَاطِعُهُمْ عَلَى مَا فِي أَيْدِيهِمْ وَ يَتْرُكُ الْأَرْضَ فِي أَيْدِيهِمْ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴٠٧، ح١).</ref>. در دیگر [[روایات]] این باب به این نکته اشاره شده است که منظور از [[مالکیت امام]] بر زمین صرفاً تعلق [[خمس]] یا [[زکات]] به [[امام]] نیست؛ گو اینکه [[اهل بیت]]{{عم}} در پی فهماندن این نکته بوده‌اند که این مالکیت [[حقیقی]] است و نه کنایی. از جمله زمانی که مسمع (از [[شیعیان]] [[امام صادق]]{{ع}}) برای [[پرداخت خمس]] [[خدمت]] ایشان رسید، عرضه داشت: «غواصی دریای [[بحرین]] به من واگذار شده است و من از این راه چهارصد هزار درهم بهره برده‌ام و خمس آن را که هشتاد هزار درهم است برای شما آورده‌ام. من نخواستم این وجه را که [[حق]] شماست و [[خدای متعال]] در [[اموال]] ما قرار داده، از شما باز داشته و خود [[تصرف]] کنم». حضرت فرمودند: «مگر ما از [[زمین]] و آنچه [[خدا]] از آن برآورد، جز خمس حقی نداریم؟ ‌ای اباسیار، همه زمین از آن ماست، پس آنچه خدا از آن برآورد، متعلق به ماست»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴٠٨، ح٣.</ref>. جملات آخر این باب نشان از آن دارد که مفهوم ملکیت امام بر [[دنیا]] نزد برخی از [[اصحاب]] بدیهی بوده است؛ به طوری که [[ابن ابی عمیر]] در [[گفت‌وگو]] با [[ابومالک حضرمی]] تمام دنیا را [[ملک امام]] می‌داند<ref>{{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ السَّرِيِّ بْنِ الرَّبِيعِ قَالَ لَمْ يَكُنِ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ يَعْدِلُ بِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ شَيْئاً وَ كَانَ لَا يَغُبُّ إِتْيَانَهُ‏ثُمَّ انْقَطَعَ عَنْهُ وَ خَالَفَهُ وَ كَانَ سَبَبُ ذَلِكَ أَنَّ أَبَا مَالِكٍ الْحَضْرَمِيَّ كَانَ أَحَدَ رِجَالِ هِشَامٍ وَ وَقَعَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ مُلَاحَاةٌ فِي شَيْ‏ءٍ مِنَ الْإِمَامَةِ قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ الدُّنْيَا كُلُّهَا لِلْإِمَامِ{{ع}} عَلَى جِهَةِ الْمِلْكِ وَ إِنَّهُ أَوْلَى بِهَا مِنَ الَّذِينَ هِيَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ قَالَ أَبُو مَالِكٍ لَيْسَ كَذَلِكَ أَمْلَاكُ النَّاسِ لَهُمْ إِلَّا مَا حَكَمَ اللَّهُ بِهِ لِلْإِمَامِ مِنَ الْفَيْ‏ءِ وَ الْخُمُسِ وَ الْمَغْنَمِ فَذَلِكَ لَهُ وَ ذَلِكَ أَيْضاً قَدْ بَيَّنَ اللَّهُ لِلْإِمَامِ أَيْنَ يَضَعُهُ وَ كَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ فَتَرَاضَيَا بِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ صَارَا إِلَيْهِ فَحَكَمَ هِشَامٌ لِأَبِي مَالِكٍ عَلَى ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ فَغَضِبَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ وَ هَجَرَ هِشَاماً بَعْدَ ذَلِكَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴٠٩ و ۴١٠).</ref>. در برداشت کلی از این [[روایات]] باید گفت که فاعلیت در امور [[تکوینی]] ارتباط با [[مالکیت]] بر آنها دارد. یعنی کسی می‌تواند [[باذن الله]] در [[تکوین]] [[تصرف]] کند که از سوی [[خدا]] مالک آنها شده باشد. با این حال مالکیت علت تامه در تصرف به شمار نمی‌رود. به دیگر سخن ممکن است کسی مالک چیزی باشد اما شخصاً در آن تصرف نداشته باشد و به دیگرانی [[اذن]] دهد که در آن تصرف کنند. از این‌رو این وصف در [[اثبات]] [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} ناکارآمد است.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۳۱-۲۳۷.</ref>
 
== [[پیامبر|محمد]] {{صل}} و [[خزائن خدا]] ==
 
== [[نزول]] از [[خزائن خدا]] ==
 
== [[حضرت نوح]] {{ع}} و [[خزائن خدا]] ==
 
== [[خزائن خدا]] و مراتب آن ==
 
== اوصاف [[خزائن خدا]] ==
== [[اوصاف خزان الله]] ==


== مدخل وابسته ==
== مدخل وابسته ==
خط ۳۶: خط ۳۳:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:1313.jpg|22px]] [[فرهنگ قرآن ج۱۲ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن ج۱۲''']]
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲''']]
* [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲''']]
# [[پرونده:1525062444.jpg|22px]] [[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|'''ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۴۳: خط ۴۰:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:خزانه الهی]]
[[رده:منبع علم معصوم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۱۷

مقدمه

به خزائن الهی در سه آیه تصریح شده مانند: ﴿قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ [۱] و در دو آیه سخن از خزائن رحمت پروردگار به میان آمده است:[۲] و در یک آیه خزائن آسمان‌ها و زمین برای خدا دانسته شده است[۳] و بر اساس آیه‌ای که می‌توان آن را محوری‌ترین در این موضوع دانست، هر چیزی دارای خزائنی نزد خداست: ﴿وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ [۴]. به خزائن خدا در احادیث[۵] و ادعیه[۶] نیز اشاره شده است. حکیمان و عارفان نیز مباحث گوناگونی را درباره خزائن الهی یاد کرده‌اند؛ مانند تبیین حقیقت خزائن[۷]، اقسام و مصادیق آنها[۸]، سنجش خزائن با یکدیگر[۹]، ارتباط خزائن با انسان کامل[۱۰] و ذکر کلید خزائن[۱۱].[۱۲]

معناشناسی

خزائن در لغت به معنای مکانی است که هر چیزی[۱۳] یا اموال گران‌بها[۱۴] را در آن نگهداری می‌کنند. خزائن خدا، مرتبه‌ای از هستی است که در آن مرتبه، اشیاء در ظرف علم به صورت غیر مقدَّر موجودند و هنوز تقديرات و حدود مرحله قَدَر بر آنها عارض نشده‌اند[۱۵].[۱۶]

خزائن خدا و مراتب آن

همه اشیای عالم طبیعت، جز وجود طبیعی، دو مرتبه دیگر نیز دارند: مرتبه خزائن الهی؛ مرتبه قَدَر[۱۷] ﴿وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ [۱۸] از جمله پایانی آیه برداشت می‌شود که خدا به هر چیزی با همه حدود و تقدیراتش، پیش از آنکه وجود خارجی یابد، علم دارد که این همان قَدَر اشیاست. بنابراین قَدَر هر چیزی به حسب علم و مشیت بر وجود آن چیز، نوعی تقدّم دارد، گرچه در وجود با آن مقارن است و از آن جدا نیست.[۱۹] از این مرتبه در آیات دیگری با عناوینی همچون کتاب مبین[۲۰]، ام الكتاب[۲۱]، لوح محفوظ[۲۲] و کتاب حفیظ[۲۳] یاد شده است[۲۴].[۲۵]

اوصاف خزائن خدا

خزائن الهی دارای سه ویژگی مهم‌اند.

  1. اختصاص به خدا: خزائن آسمان‌ها و زمین از آنِ خداست، گرچه منافقان این مطلب را نمی‌فهمند: ﴿وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ[۲۶]. نیز قدرت تصرف در خزائن الهی از غیر خدا نفی شده است: ﴿وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ[۲۷].
  2. ثبوت و تجرّد: خزائن الهی، اموری ثابت و نامتغيرند، زیرا خدا این خزائن را نزد خود دانسته ﴿وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ [۲۸] و آنچه نزد خداست، ثابت و نابود نشدنی است: ﴿مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ[۲۹].[۳۰].
  3. کم نشدن با بخشش: از آنجا که خزائن الهی نامحدود و نامقدّرند، با بخشش چیزی از آنها کم نمی‌شود و این امر به خدا اختصاص دارد، زیرا جز خدا هرکه باشد، محدود و آنچه نزد وی است مقدّر است و هر مقدار که ببخشد، به همان اندازه از آن کم می‌شود[۳۱].[۳۲]

خزان الله

در احادیث متعددی ائمه(ع) خود را خازنان الهی معرفی کرده‌اند. این وصف از ریشه «خزن» است که به معنای جمع و ضبط در محل و یا مورد معین به کار می‌رود؛ اعم از اینکه مخزون و ماده مورد نگهداری مادی باشد، مانند مال و ثروت و یا غیر مادی باشد، مانند علم و یا صفات نفسانی. از آنجا که لازمه نگهداری و ضبط، اموری چون حفاظت، استتار، پنهان کردن، کتمان و صیانت است این کلمه در این معانی نیز به کار می‌رود[۳۳]. بر اساس معنای لغوی، لازمه وجود هر خازنی یک خزانه و مخزن است؛ یعنی باید شیء و یا ویژگی‌ای باشد که شخصی و یا گروهی آن را حفظ و جمع کنند. همچنین طبق معنای لغوی خازن بودن بر یک خزانه دلیل بر عدم ملکیت بر آن نیست. به دیگر سخن مالک هر مال و یا ثروتی خازن آن هم به شمار می‌رود. ظاهر آیات قرآن از خزاینی خبر می‌دهد که قاعدتاً باید خازنی هم داشته باشند. در قرآن کریم در هشت آیه به کلمه خزاین اشاره شده است. در آیه ۵۰ سوره انعام و همچنین ۳۱ سوره هود به ترتیب دو پیامبر الهی (حضرت محمد(ص) و حضرت نوح(ع)) مالکیت خود بر خزانه‌های الهی را نفی کرده‌اند. همچنین حضرت یوسف(ع) از عزیز مصر تقاضای خزانه‌داری مصر را می‌کند: ﴿قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ[۳۴]. در بعضی از آیات از خزاین رحمت الهی سخن گفته شده است[۳۵]. در آیه شریفه ﴿وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ[۳۶] و همچنین ﴿وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ[۳۷] تصریح به وجود خزاینی شده است که تمام ممکن الوجودات عالم را دربر می‌گیرد که با دو تعبیر ﴿مِنْ شَيْءٍ و ﴿السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ به عمومیت آن برای همه موجودات اشاره شده است. به دیگر سخن برای هر چیزی، چه ذات باشد و چه حالت و چه صفت و چه فعل، خزاینی در نزد خداوند وجود دارد. همچنین جمع آمدن خزاین دال بر این است که هر شیء دارای چندین خزانه است که قاعدتاً محدود می‌باشد؛ چراکه در غیر این صورت فقط یک خزانه بود. به علاوه قید ﴿عِنْدَ اللَّهِ با توجه به آیه ﴿وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ[۳۸] نشان می‌دهد که ثابت و غیر متغیر است؛ چراکه فوق عالم مادی که وصف آن فناپذیری است، می‌باشد.

برخی از مفسران آیه ﴿وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ[۳۹] را در همین راستا دانسته و معتقدند که مفاتح جمع (مفتح) به معنای خزانه و نه (مَفتح) به معنای کلید است[۴۰]. بر این اساس غیب بودن این خزاین به این علت است که چون ما انسان‌ها محدود هستیم و ادراک ما تنها در قلمرو اشیا مقدر و محدود است، فلذا نسبت به ما غیب به حساب می‌آید و بعد از تنزل از خزانه و حد و مقدار پیدا کردنْ متعلق ادراک ما قرار می‌گیرد؛ یعنی از غیب به شهادت خارج می‌شود. برخی از مفسران مانند علامه طباطبایی معتقدند که خزاین چیزهایی هستند که اگر کسی مالک آنها باشد با آنها می‌تواند فقیر را غنی، مریض را سالم و مرده را زنده کند و به هر نحوی که بخواهد در زمین و آسمان و سایر اجزای عالم کون تصرف کند[۴۱]. در همین راستا مراد از خزاین، کلمه ﴿كُنْ معرفی شده است؛ یعنی خزاین مقامی است که خداوند هرچه را بخواهد صادر کند از آن مقام صادر می‌کند بدون اینکه تمام یا کم شود، و این مقام همانی است که در مواضعی از قرآن کریم از آن به کلمه ﴿كُنْ تعبیر شده است. کلمه‌ای که از مقام عظمت و کبریایی صادر می‌شود و منشأ افاضه وجود و آثار آن است و می‌توان آن را بر خزاین رحمت که در بعضی آیات ذکر شده است نیز تطبیق کرد[۴۲].

در تقسیمی کلان‌تر ذخایر الهی را می‌توان به دو بخش ذخایر علمی و عینی تقسیم کرد. این تقسیم به معنای تضاد دو قسیم با یکدیگر و دارا بودن دو قلمرو جداگانه و منحاز نیست؛ بلکه بدین معناست که فراتر از ذخایر ظاهری که برای انسان قابل مشاهده و حاضر است، در طول آن خزاینی وجود دارد که نوعی علم ویژه است، به طوری که عالم به آن عملاً قادر بر تغییر و تصرف در هستی هم به شمار می‌آید و در راستای علم الکتاب و مباحث پیش‌گفته درباره آن مطرح می‌شود. از حیث روایی در بعضی موارد بدون اشاره به کیفیت و نوعی خزانه الهی صرفاً خزانه‌دار بودن ائمه(ع) مورد توجه قرار گرفته است. جابر جعفی از امام باقر(ع) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «به خداوند سوگند که ما خزانه‌داران خداوند در آسمان و خزانه‌داران او در زمین هستیم»[۴۳]. همچنین حضرت در سخن دیگری مختصراً فرمودند: «نَحْنُ خُزَّانُ اللَّهِ»[۴۴]. با این حال در بیشتر روایات، علاوه بر اشاره به خزانه‌داری اهل بیت(ع) غالباً این خزانه، خزانه علمی معرفی شده است. از همین رو صاحب بصائر الدرجات آن را تحت بابی با عنوان بَابٌ فِي الْأَئِمَّةِ أَنَّهُمْ خُزَّانُ اللَّهِ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ عَلَى عِلْمِهِ[۴۵] گردآوری و شانزده حدیث را ذکر نموده است. مرحوم کلینی هم شش حدیث را تحت همین عنوان بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ... خَزَنَةُ عِلْمِهِ[۴۶] گردآوری کرده است؛ از جمله اینکه امام صادق(ع) به ابن ابی‌یعفور فرمودند: «ما حجت‌های خدا میان بندگان او و خازنانش بر علم اوییم»[۴۷]. همچنین امام هادی(ع) در فرازی از زیارت جامعه کبیره از اهل بیت(ع) با فراز «خزان العلم» یاد می‌نماید[۴۸]. از آنجا که معنای معروف و شایع از خزانه، انباشت اموال و ثروت رایج زمانه (طلا و نقره) بوده است، در این احادیث تأکید شده است که این خزانه عادی نبوده و مراد از آن طلا و نقره نیست، بلکه این خزانه علمی ویژه است. ابوحمزه ثمالی از امام سجاد(ع) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «همانا از ماست خازنان خدا در آسمان و خازنان او در زمین و ما خازنان بر طلا و نقره نیستیم»[۴۹]. امام باقر(ع) در این زمینه فرمودند: «وَ اللَّهِ إِنَّا لَخُزَّانُ اللَّهِ فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ لَا عَلَى ذَهَبٍ وَ لَا عَلَى فِضَّةٍ إِلَّا عَلَى عِلْمِهِ»[۵۰]؛ تعابیری چون (سمائه و ارضه) نشان از گسترده بودن این علم دارد؛ به طوری که تمام علومی که ادراک آن برای ممکن الوجود ممکن است را دربر می‌گیرد.

روایات پیش‌گفته در دو محور قرار داشتند: الف) امامان خزانه‌دار خدایند، بدون بیان چیستی خزانه؛ ب) امامان خزانه‌دار علم خداوند هستند که خزانه از جنس علم الهی معرفی شده است. فراتر از این دو محور روایتی صحیح از امام باقر(ع) این خزانه را تمام امور و اشیای عالم معرفی می‌کند. توضیح آنکه در راستای روایاتی که منظور از صراط مستقیم را ولایت حقه علی بن ابی طالب(ع) معرفی می‌کند، امام باقر(ع) در ضمن تفسیر آیه شریفه ﴿صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ[۵۱]، به ابوحمزه ثمالی فرمودند: «مقصود از آن صراط علی(ع) است. همانا خداوند علی(ع) را خازن خود قرار داده است بر آنچه در آسمان‌ها و زمین است و چیزی در زمین نیست مگر آنکه علی(ع) را امین بر آن قرار داده است»[۵۲]. با دقت در خود آیه می‌توان به این نکته پی برد که بین ﴿لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ و فراز آخر آیه ﴿إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ، ارتباط وجود دارد؛ چه اینکه مالکیت بر تمام مخلوقات نشانه و دلیلی قانع کننده بر این است که امورات مخلوقات به سوی خداوند رجوع کند. این حقیقت یعنی مالکیت ائمه(ع) بر خزانه‌های عینی و نه‌فقط علمی را می‌توان تحت عناوین دیگری نیز رصد کرد؛ از جمله هشت روایتی که مرحوم کلینی تحت عنوان بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لِلإِمَامِ گردآوری نموده است[۵۳]. قبلاً گذشت که از حیث لغوی خازن بودن منافاتی با مالکیت بر آن خزانه نداشته و بلکه هر مالکی به نوعی خازن دارایی‌های خویش به حساب می‌آید. امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه ﴿إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[۵۴] فرمودند: «من و اهل بیتم کسانی هستیم که خداوند زمین را برای ما قرار داد و ما متقینیم و تمام زمین برای ماست»[۵۵]. در دیگر روایات این باب به این نکته اشاره شده است که منظور از مالکیت امام بر زمین صرفاً تعلق خمس یا زکات به امام نیست؛ گو اینکه اهل بیت(ع) در پی فهماندن این نکته بوده‌اند که این مالکیت حقیقی است و نه کنایی. از جمله زمانی که مسمع (از شیعیان امام صادق(ع)) برای پرداخت خمس خدمت ایشان رسید، عرضه داشت: «غواصی دریای بحرین به من واگذار شده است و من از این راه چهارصد هزار درهم بهره برده‌ام و خمس آن را که هشتاد هزار درهم است برای شما آورده‌ام. من نخواستم این وجه را که حق شماست و خدای متعال در اموال ما قرار داده، از شما باز داشته و خود تصرف کنم». حضرت فرمودند: «مگر ما از زمین و آنچه خدا از آن برآورد، جز خمس حقی نداریم؟ ‌ای اباسیار، همه زمین از آن ماست، پس آنچه خدا از آن برآورد، متعلق به ماست»[۵۶]. جملات آخر این باب نشان از آن دارد که مفهوم ملکیت امام بر دنیا نزد برخی از اصحاب بدیهی بوده است؛ به طوری که ابن ابی عمیر در گفت‌وگو با ابومالک حضرمی تمام دنیا را ملک امام می‌داند[۵۷]. در برداشت کلی از این روایات باید گفت که فاعلیت در امور تکوینی ارتباط با مالکیت بر آنها دارد. یعنی کسی می‌تواند باذن الله در تکوین تصرف کند که از سوی خدا مالک آنها شده باشد. با این حال مالکیت علت تامه در تصرف به شمار نمی‌رود. به دیگر سخن ممکن است کسی مالک چیزی باشد اما شخصاً در آن تصرف نداشته باشد و به دیگرانی اذن دهد که در آن تصرف کنند. از این‌رو این وصف در اثبات وساطت فاعلی اهل بیت(ع) ناکارآمد است.[۵۸]

مدخل وابسته

منابع

پانویس

  1. بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است؛ سوره انعام، آیه۵۰ و سوره هود، آیه۳۱ و سوره طور، آیه۳۷.
  2. سوره اسراء، آیه ۱۰۰؛ سوره ص، آیه۹.
  3. سوره منافقون، آیه۷.
  4. و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم؛ سوره حجر، آیه۲۱.
  5. مسند ابی یعلی، ج۱۳، ص ۵۲۱؛ بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۴۷؛ ج ۷۰، ص ۱۶۹.
  6. دلائل الامامه، ص ۵۴۴؛ صحیفه سجادیه، دعاء ۸، ۷۷؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۳۹.
  7. اسفار، ج ۸، ص ۱۲۶- ۱۲۷.
  8. شرح فصوص الحکم، ص ۴۸۶-۴۸۷؛ الانسان الكامل، ص ۲۰۸، ۳۴۵-۳۴۸.
  9. الفتوحات المكيه، ج ۱۱، ص ۱۵۶-۱۵۹.
  10. شرح فصوص الحکم، ص ۳۵۸-۳۶۳.
  11. الانسان الكامل، ص ۱۰۴، ۲۰۸ - ۲۰۹.
  12. جمالی، احمد، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲، ص۸۸- ۹۳.
  13. العین، ج ۴، ص۲۰۹؛ لسان العرب، ج ۴، ص ۸۷؛ تاج العروس، ج۹، ص۱۹۱، «خزن».
  14. روح المعانی، ج ۱۴، ص ۴۴.
  15. الميزان، ج ۲، ص ۳۳۹؛ ج ۱۲، ص ۱۴۴ - ۱۴۵.
  16. جمالی، احمد، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲، ص۸۸- ۹۳.
  17. المیزان، ج ۱۲، ص ۱۴۴ - ۱۴۵، ج ۱، ص ۲۹۱؛ ج۷، ص ۱۲۷ - ۱۲۸.
  18. و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم؛ سوره حجر، آیه۲۱.
  19. الميزان، ج ۱۲، ص ۱۴۴.
  20. سوره انعام، آیه۵۹.
  21. سوره رعد، آیه۳۹.
  22. سوره بروج، آیه۲۲.
  23. سوره ق، آیه۴.
  24. الميزان، ج ۷، ص ۱۲۶- ۱۲۸.
  25. جمالی، احمد، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲، ص۸۸- ۹۳.
  26. سوره منافقون، آیه ۷.
  27. الكشاف، ج ۲، ص ۵۷۵؛ فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۲۷. سوره حجر، آیه ۲۲.
  28. و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمی‌فرستیم؛ سوره حجر، آیه۲۱.
  29. آنچه نزد شماست پایان می‌یابد و آنچه نزد خداوند است پایاست و البته ما پاداش شکیبایان را نیکوتر از آنچه انجام می‌دادند خواهیم داد؛ سوره نحل، آیه۹۶.
  30. الميزان، ج ۱۲، ص ۱۴۵.
  31. الميزان، ج ۷، ص ۹۵.
  32. جمالی، احمد، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۲، ص۸۸- ۹۳.
  33. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۳، ص۴٧.
  34. «(یوسف) گفت: مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار» سوره یوسف، آیه ۵۵.
  35. ﴿قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفَاقِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا «بگو: اگر شما گنجینه‌های بخشایش پروردگارم را می‌داشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگ‌چشمی پیشه می‌کردید و آدمی تنگ‌چشم است» سوره اسراء، آیه ۱۰۰؛ ﴿أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ «یا مگر گنجینه‌های پروردگار تو نزد ایشان است یا آنان چیره‌اند؟» سوره طور، آیه ۳۷.
  36. «و گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است» سوره منافقون، آیه ۷.
  37. «و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست» سوره حجر، آیه ۲۱.
  38. «و آنچه نزد خداوند است پایاست» سوره نحل، آیه ۹۶.
  39. «و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمی‌داند» سوره انعام، آیه ۵۹.
  40. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴٨١.
  41. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۲۰۸.
  42. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۹.
  43. محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص١٠۴، ح۵.
  44. محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۰۵، ح۱۰.
  45. محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۱، ص۱۰۵.
  46. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲.
  47. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳.
  48. ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶١٠.
  49. محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص١٠۴، ح۴.
  50. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲، ح۲.
  51. «راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها به سوی خداوند باز می‌گردد» سوره شوری، آیه ۵۳.
  52. محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص١٠۶، ح١۶.
  53. محمدحسین فاریاب، معنا و چیستی امامت در قرآن، سنت و آثار متکلمان، ص٣٢۶.
  54. «بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.
  55. «أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِيَ الَّذِينَ أَوْرَثَنَا اللَّهُ الْأَرْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ وَ الْأَرْضُ كُلُّهَا لَنَا فَمَنْ أَحْيَا أَرْضاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَلْيَعْمُرْهَا وَ لْيُؤَدِّ خَرَاجَهَا إِلَى الْإِمَامِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ لَهُ مَا أَكَلَ مِنْهَا فَإِنْ تَرَكَهَا أَوْ أَخْرَبَهَا وَ أَخَذَهَا رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ مِنْ بَعْدِهِ فَعَمَرَهَا وَ أَحْيَاهَا فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا مِنَ الَّذِي تَرَكَهَا يُؤَدِّي خَرَاجَهَا إِلَى الْإِمَامِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ لَهُ مَا أَكَلَ مِنْهَا حَتَّى‏ يَظْهَرَ الْقَائِمُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي بِالسَّيْفِ فَيَحْوِيَهَا وَ يَمْنَعَهَا وَ يُخْرِجَهُمْ مِنْهَا كَمَا حَوَاهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ مَنَعَهَا إِلَّا مَا كَانَ فِي أَيْدِي شِيعَتِنَا فَإِنَّهُ يُقَاطِعُهُمْ عَلَى مَا فِي أَيْدِيهِمْ وَ يَتْرُكُ الْأَرْضَ فِي أَيْدِيهِمْ» (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴٠٧، ح١).
  56. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴٠٨، ح٣.
  57. «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ السَّرِيِّ بْنِ الرَّبِيعِ قَالَ لَمْ يَكُنِ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ يَعْدِلُ بِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ شَيْئاً وَ كَانَ لَا يَغُبُّ إِتْيَانَهُ‏ثُمَّ انْقَطَعَ عَنْهُ وَ خَالَفَهُ وَ كَانَ سَبَبُ ذَلِكَ أَنَّ أَبَا مَالِكٍ الْحَضْرَمِيَّ كَانَ أَحَدَ رِجَالِ هِشَامٍ وَ وَقَعَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ مُلَاحَاةٌ فِي شَيْ‏ءٍ مِنَ الْإِمَامَةِ قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ الدُّنْيَا كُلُّهَا لِلْإِمَامِ(ع) عَلَى جِهَةِ الْمِلْكِ وَ إِنَّهُ أَوْلَى بِهَا مِنَ الَّذِينَ هِيَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ قَالَ أَبُو مَالِكٍ لَيْسَ كَذَلِكَ أَمْلَاكُ النَّاسِ لَهُمْ إِلَّا مَا حَكَمَ اللَّهُ بِهِ لِلْإِمَامِ مِنَ الْفَيْ‏ءِ وَ الْخُمُسِ وَ الْمَغْنَمِ فَذَلِكَ لَهُ وَ ذَلِكَ أَيْضاً قَدْ بَيَّنَ اللَّهُ لِلْإِمَامِ أَيْنَ يَضَعُهُ وَ كَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ فَتَرَاضَيَا بِهِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ صَارَا إِلَيْهِ فَحَكَمَ هِشَامٌ لِأَبِي مَالِكٍ عَلَى ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ فَغَضِبَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ وَ هَجَرَ هِشَاماً بَعْدَ ذَلِكَ» (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴٠٩ و ۴١٠).
  58. صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۲۳۱-۲۳۷.