بداء در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = بداء
| موضوع مرتبط = بداء
| عنوان مدخل  = بداء
| عنوان مدخل  = بداء
| مداخل مرتبط = [[بداء در لغت]] - [[بداء در قرآن]] - [[بداء در کلام اسلامی]] - [[بداء در معارف و سیره علوی]] - [[بداء در معارف مهدویت]]
| مداخل مرتبط = [[بداء در لغت]] - [[بداء در قرآن]] - [[بداء در حدیث]] - [[بداء در کلام اسلامی]] - [[بداء در معارف و سیره علوی]] - [[بداء در معارف مهدویت]] - [[بداء از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
لغت‌شناسان [[بداء]] را از ریشه «ب د و» مشتق می‌دانند که معنای [[حقیقی]] آن ظهور و پیدا شدن است و اگر با حرف اضافه «لـِ» همراه شود، غالباً بر پیدا شدن رأی جدید دلالت دارد<ref>ابن فارس در معجم مقاییس اللغه (ج ۱، ص۲۱۲)، عبارت «بدا لی فی هذا الامر بداء» را چنین معنا می‌کند: «رأی من نسبت به آن‌چه بود، دگرگون شد». ابن منظور نیز در لسان العرب (ذیل واژه)، از صحاح اللغه جوهری نقل کرده است که «بدالی فی الامر بداء» به معنای پیدا شدن رأی جدید است، و به کسی که رأی نو پیدا می‌کند «ذوبدوات» می‌گویند. در واقع، معمولاً فعل «بدا» وقتی با حرف اضافه «لـِ» همراه می‌شود، مسندالیه آن مصدر «بداء» و فاعل حقیقی این بداء همان متعلق حرف جر است. اما اگر فاعل «بدا» شیء یا شخص باشد، به همان معنای ظهور به کار رفته است. (برای مثال، ر.ک: زمر، آیات ۴۸-۴۷ و جائیه آیه ۳۳) میرداماد نیز در نبراس الضیاء (ص ۵۷)، همین معنا را برای بداء آورده و به لغت‌شناسان نسبت داده است.</ref>.<ref>[[حسن طارمی|طارمی، حسن]]، [[بداء - طارمی (مقاله)| مقاله «بداء»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۲۸۵.</ref>
لغت‌شناسان [[بداء]] را از ریشه «ب د و» مشتق می‌دانند که معنای [[حقیقی]] آن ظهور و پیدا شدن است و اگر با حرف اضافه «لـِ» همراه شود، غالباً بر پیدا شدن رأی جدید دلالت دارد<ref>ابن فارس در معجم مقاییس اللغه (ج ۱، ص۲۱۲)، عبارت «بدا لی فی هذا الامر بداء» را چنین معنا می‌کند: «رأی من نسبت به آن‌چه بود، دگرگون شد». ابن منظور نیز در لسان العرب (ذیل واژه)، از صحاح اللغه جوهری نقل کرده است که «بدالی فی الامر بداء» به معنای پیدا شدن رأی جدید است، و به کسی که رأی نو پیدا می‌کند «ذوبدوات» می‌گویند. در واقع، معمولاً فعل «بدا» وقتی با حرف اضافه «لـِ» همراه می‌شود، مسندالیه آن مصدر «بداء» و فاعل حقیقی این بداء همان متعلق حرف جر است. اما اگر فاعل «بدا» شیء یا شخص باشد، به همان معنای ظهور به کار رفته است. (برای مثال، ر.ک: زمر، آیات ۴۸-۴۷ و جائیه آیه ۳۳) میرداماد نیز در نبراس الضیاء (ص ۵۷)، همین معنا را برای بداء آورده و به لغت‌شناسان نسبت داده است.</ref>. این ترکیب با همین معنا یک بار نیز در [[قرآن]] آمده است: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَا لَهُمْ}}<ref>«آنگاه، پس از آنکه آن نشانه‌ها را دیدند بر آن شدند که او را تا زمانی زندانی کنند» سوره یوسف، آیه ۳۵.</ref>. نکته درخور دقت آن است که در بسیاری از مواردی که در [[احادیث]] از وقوع بداء در برخی [[مقدرات الهی]] سخن به میان، آمده همین ترکیب به کار رفته است؛ {{متن حدیث|مَا بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ كَمَا بَدَا لَهُ فِي إِسْمَاعِيلَ‌}}<ref>ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴، ص۱۰۹، ۱۲۳-۱۲۲؛ ج۱۰، ص۳۳۰؛ ج۴۷، ص۲۶۹؛ ج۵۰، ص۲۴۱؛ ج۹۹، ص۱۶-۷.</ref>. حتی در [[منابع حدیثی]] [[عامه]] نیز همین تعبیر از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] شده است. بنابر داستانی که محمد بن اسماعیل [[بخاری]] در صحیح خود آورده، آن حضرت ماجرای سه مرد را از [[بنی اسرائیل]] گزارش کرده که هر یک به [[بیماری]] و نقیصه‌ای (پیسی، کوری، تاسی) گرفتار بود. [[خداوند]] آنان را با زوال آن [[عیب]] و بخشیدن [[دارایی]] فراوان آزمود. در این [[حدیث]] [[رسول اکرم]]{{صل}} [[اراده الهی]] را بر آزمودن آن سه مرد، با تعبیر {{متن حدیث|بَدَا لِلَّهِ أَنْ يَبْتَلِيَهُمْ‌}} بیان کرده است<ref>بخاری، محمد، الجامع الصحیح، معروف به صحیح البخاری، ج۴، باب ۹۴۷، ص۶۳۶.</ref>.<ref>[[حسن طارمی|طارمی، حسن]]، [[بداء - طارمی (مقاله)| مقاله «بداء»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]]، ص ۲۸۵.</ref>
 
«بداء» در لغت به معنی آشکار شدن است و هرگاه به [[انسان]] نسبت داده شود، مقصود این است که چیزی که بر او پنهان بوده، آشکار شده و رای او در مورد آن [[تغییر]] کرده است<ref>لسان العرب، ج۱، ص۴۱-۴۲؛ الصحاح، ج۲، ص۱۱۶۰؛ اقرب الموارد، ج۱، ص۳۴.</ref>. اگر [[بداء]] به رأی و [[عقیده]] استناد یابد در صورتی که شخص مسبوق به رأیی نباشد، به معنای پیدایش رأی است وگرنه به معنای تغییر رأی خواهد بود<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۲۱۲؛ النهایه، ص‌۱۰۹.</ref>. از این رو معنای [[جهل]] و تغییر رأی و [[اراده]] نیز در آن نهفته است. زمانی که [[انسان]]، چیزی را نمی‌داند و سپس بر او آشکار می‌شود و رأی و نظرش دگرگون می‌گردد، می‌‌گویند بداء حاصل شده است<ref>[[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[بداء - دیبا (مقاله)|بداء]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۳۷۴-۳۷۸؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۹-۵۰.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، [[بداء - دیبا (مقاله)|'''بداء''']]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]
# [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[حسن طارمی|طارمی، حسن]]، [[بداء - طارمی (مقاله)| مقاله «بداء»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']]
# [[پرونده:1368100.jpg|22px]] [[حسن طارمی|طارمی، حسن]]، [[بداء - طارمی (مقاله)| مقاله «بداء»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۲''']]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:بداء]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۰۰

مقدمه

لغت‌شناسان بداء را از ریشه «ب د و» مشتق می‌دانند که معنای حقیقی آن ظهور و پیدا شدن است و اگر با حرف اضافه «لـِ» همراه شود، غالباً بر پیدا شدن رأی جدید دلالت دارد[۱]. این ترکیب با همین معنا یک بار نیز در قرآن آمده است: ﴿ثُمَّ بَدَا لَهُمْ[۲]. نکته درخور دقت آن است که در بسیاری از مواردی که در احادیث از وقوع بداء در برخی مقدرات الهی سخن به میان، آمده همین ترکیب به کار رفته است؛ «مَا بَدَا لِلَّهِ بَدَاءٌ كَمَا بَدَا لَهُ فِي إِسْمَاعِيلَ‌»[۳]. حتی در منابع حدیثی عامه نیز همین تعبیر از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است. بنابر داستانی که محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح خود آورده، آن حضرت ماجرای سه مرد را از بنی اسرائیل گزارش کرده که هر یک به بیماری و نقیصه‌ای (پیسی، کوری، تاسی) گرفتار بود. خداوند آنان را با زوال آن عیب و بخشیدن دارایی فراوان آزمود. در این حدیث رسول اکرم(ص) اراده الهی را بر آزمودن آن سه مرد، با تعبیر «بَدَا لِلَّهِ أَنْ يَبْتَلِيَهُمْ‌» بیان کرده است[۴].[۵]

منابع

پانویس

  1. ابن فارس در معجم مقاییس اللغه (ج ۱، ص۲۱۲)، عبارت «بدا لی فی هذا الامر بداء» را چنین معنا می‌کند: «رأی من نسبت به آن‌چه بود، دگرگون شد». ابن منظور نیز در لسان العرب (ذیل واژه)، از صحاح اللغه جوهری نقل کرده است که «بدالی فی الامر بداء» به معنای پیدا شدن رأی جدید است، و به کسی که رأی نو پیدا می‌کند «ذوبدوات» می‌گویند. در واقع، معمولاً فعل «بدا» وقتی با حرف اضافه «لـِ» همراه می‌شود، مسندالیه آن مصدر «بداء» و فاعل حقیقی این بداء همان متعلق حرف جر است. اما اگر فاعل «بدا» شیء یا شخص باشد، به همان معنای ظهور به کار رفته است. (برای مثال، ر.ک: زمر، آیات ۴۸-۴۷ و جائیه آیه ۳۳) میرداماد نیز در نبراس الضیاء (ص ۵۷)، همین معنا را برای بداء آورده و به لغت‌شناسان نسبت داده است.
  2. «آنگاه، پس از آنکه آن نشانه‌ها را دیدند بر آن شدند که او را تا زمانی زندانی کنند» سوره یوسف، آیه ۳۵.
  3. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۴، ص۱۰۹، ۱۲۳-۱۲۲؛ ج۱۰، ص۳۳۰؛ ج۴۷، ص۲۶۹؛ ج۵۰، ص۲۴۱؛ ج۹۹، ص۱۶-۷.
  4. بخاری، محمد، الجامع الصحیح، معروف به صحیح البخاری، ج۴، باب ۹۴۷، ص۶۳۶.
  5. طارمی، حسن، مقاله «بداء»، دانشنامه امام علی ج۲، ص ۲۸۵.